اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب نهى از سوزاندن كاغذهاى نوشته

بَابُ النَّهْیِ عَنْ إِحْرَاقِ الْقَرَاطِیسِ الْمَكْتُوبَةِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْقَرَاطِیسِ تَجْتَمِعُ هَلْ تُحْرَقُ بِالنَّارِ وَ فِیهَا شَیْ ءٌ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ قَالَ لَا تُغْسَلُ بِالْمَاءِ أَوَّلًا قَبْلُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 500 روایة: 1
1- عبدالملك بن عتبه گوید: از حضرت ابى الحسن علیه السلام پرسیدم از كاغذهائى كه جمع مى شود آیا (جایز است) بآتش سوزانده شود و در آنها نام خدا است؟ فرمود: نه، اول آنها را با آب بشویند (و سپس بسوزانند).
2- عَنْهُ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَا تُحْرِقُوا الْقَرَاطِیسَ وَ لَكِنِ امْحُوهَا وَ حَرِّقُوهَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 500 روایة: 2
2- عبدالله بن سنان گوید: شنیدم از حضرت صادق (ع) مى فرمود: كاغذهاى نوشته را نسوزانید، اول نوشته ها را محو كنید سپس بسوزانید.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الِاسْمِ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ یَمْحُوهُ الرَّجُلُ بِالتُّفْلِ قَالَ امْحُوهُ بِأَطْهَرِ مَا تَجِدُونَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 500 روایة: 3
3- زراره گوید: از حضرت صادق (ع) سؤال شد: از یكى از نامهاى خداوند (كه در جائى نوشته شده) و انسان آنرا با آب دهان پاك كند؟ فرمود: آنرا با پاكترین چیزى كه بآن دسترسى دارید پاك كنید.
(3785) 4- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص امْحُوا كِتَابَ اللَّهِ تَعَالَى وَ ذِكْرَهُ بِأَطْهَرِ مَا تَجِدُونَ وَ نَهَى أَنْ یُحْرَقَ كِتَابُ اللَّهِ وَ نَهَى أَنْ یُمْحَى بِالْأَقْلَامِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 500 روایة: 4
4- حضرت صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) فرموده: كلمات قرآن و نام خدا را با پاكترین چیزى كه بدستتان رسد پاك كنید، و از سوزاندن قرآن و محو آن با قلم نهى فرمود.
5- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع فِی الظُّهُورِ الَّتِی فِیهَا ذِكْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ اغْسِلْهَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 500 روایة: 5
تَمَّ كِتَابُ الْعِشْرَةِ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ وَ الْمِنَّةُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ
هذا آخر کتاب العشره و به تم کتاب الاصول من الکافی
5- حضرت موسى بن جعفر علیهما السلام درباره آنچه نام خداى عزوجل بر پشت آن نوشته شده فرمود: آنرا با آب بشوى.

پایان کتاب عشرت و با پایان یافتن آن کتاب اصول کافی بپایان رسید.
و شرح و ترجمه فارسی این مجلد در شب سه شنبه ششم شوال المکرم 1386 بقلم این بنده ناچیز سید هاشم رسولی (حسینی) محلاتی در قریه امامزاده قاسم شمیران پایان پذیرفت.
و الحمدلله رب العالمین

استدراك

در صفحه 168 حدیثى است كه ملخصش اینست كه خداى عز و جل بحضرت داود علیه السلام وحى فرمود نزد بنده ام برو و باو بگو: تو سه مرتبه مرا معصیت و نافرمانى كردى و من ترا آمرزیدم اگر براى چهارمین بار نافرمانى مرا بكنى ترا نیامرزم ... تا آخر حدیث.
و در شرح و توضیح حدیث در صفحه 169 كلامى از مجلسى (ره) نقل كرده ایم كه خلاصه اش اینست كه دانیال چون از پیغمبران بوده و نسبت نافرمانى و معصیت بر انبیاء جایز نیست از این رو عصیان و نافرمانى در این حدیث محمول بر ترك اولى است.
این خلاصه متن و ترجمه است كه در آن دو صفحه چاپ شده و توضیحى كه در آن وقت از قلم افتاد و ناچار باستدراك آن در اینجا شدیم اینست كه:
طبق آنچه مورّخین نوشته اند ولادت حضرت داود علیه السلام در سال (1252) قبل از میلاد مسیح بوده و وفاتش در سال (1182) بوده كه رویهم هفتاد سال در دنیا زیسته است، و ولادت دانیال پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله در سال (768) قبل از میلاد مسیح بوده و بنا بر این میان وفات حضرت داود علیه السلام و ولادت دانیال علیه السلام سیصد و چهارده سال فاصله بوده، و از این رو روشن گردد كه آن دانیال زمان حضرت داود غیر از دانیال پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله بوده و شاید یكى از پادشاهان آن زمان یا ستمكاران یا اشخاص دیگر بوده، و نیازى بحمل مجلسى علیه الرحمه نباشد.
سپاس خداى سبحان را كه توفیق ترجمه و شرح این مجلد از كتاب شریف كافى را باین بنده بى بضاعت عنایت فرمود، و بار دیگر یكى از آثار قلمى این ناچیز در دسترس همگان قرار گرفت.
چیزى كه در اینجا لازم بتذكر است اینكه ترجمه آنهم ترجمه كتاب حدیثى مانند كتاب شریف كافى كار مشكلى است كه بر اهل فن پوشیده نیست، خصوص اگر مترجم در عین اینكه میخواهد مطالب متن را با تمام جزئیات و خصوصیات آن در قالب الفاظ فارسى بریزد، سعى و كوشش در روانى و سلیس بودن آن نیز داشته باشد، كه راستى كار دشوارى است، و این بنده تا آنجا كه در خور وقت و حوصله ام بود بتوفیق خداى منان تمام این جهات را در نظر گرفتم، و امید است كه مورد پسند خوانندگان ارجمند قرار گیرد و بسیار خورسند میشوم كه چنانچه باشتباهى برخوردند از مذاكرات سودمند بوسیله ناشر محترم و یا با تلفن (851467) دریغ نفرمایند، و موجبات امتنان و سپاسگزارى اینجانب را فراهم سازند.
ضمنا باید تذكر دهم كه در شرح و توضیح احادیث بیشتر از كتاب مرآة العقول مجلسى (ره) و گاهى نیز از كتاب وافى فیض (ره) استفاده د، و در برخى جاها از كتابهاى دیگر اقتباس گردید: و بجز- چند جاى معدود هر جا مطلبى از این كتابها نقل كردیم با نامبردن مؤلفین محترم مشخص شده.
از خداى تعالى توفیق همیشگى براى خدمت بدین و زنده كردن آثار سید المرسلین و ائمه معصومین صلوات اللَّه علیهم اجمعین را درخواست دارم «و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ ».
سید هاشم رسولى محلاتى 7 محرم الحرام 1387