اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب اجتماع براى دعا كردن

بَابُ الِاجْتِمَاعِ فِی الدُّعَاءِ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْوَاسِطِیِّ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِی مَنْصُورٍ عَنْ أَبِی خَالِدٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ رَهْطٍ أَرْبَعِینَ رَجُلًا اجْتَمَعُوا فَدَعَوُا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی أَمْرٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُمْ فَإِنْ لَمْ یَكُونُوا أَرْبَعِینَ فَأَرْبَعَةٌ یَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَشْرَ مَرَّاتٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُمْ فَإِنْ لَمْ یَكُونُوا أَرْبَعَةً فَوَاحِدٌ یَدْعُو اللَّهَ أَرْبَعِینَ مَرَّةً فَیَسْتَجِیبُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ لَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 241 روایة: 1
1- حضرت صادق (ع) فرمود: هیچ چهل نفر مردى براى دعا نزد هم اجتماع نكنند و خداى عزوجل را در كارى نخوانند (و دعا نكنند) جز اینكه خداوند دعاى آنها را مستجاب كند، پس اگر چهل نفر نبودند، و چهار نفر بودند (نزد هم جمع شوند و) ده بار خداى عزوجل را بخوانند خداوند دعایشان را اجابت كند، و اگر چهار نفر هم نباشند و یك نفر باشد كه چهل مرتبه خدا را بخواند پس خداى عزیز جبار براى او اجابت كند.
توضیح پیش از این گذشت كه دعا كردن در پنهانى هفتاد برابر یا بیشتر از دعاهاى آشكار است و مجلسى (ره) وعده كرده كه میان آن دسته از روایات را در این جا جمع كند و از این روى در اینجا گوید:
بسا توهم شود كه میان اینجا و آنچه گذشت كه دعاى پنهانى ثوابش بیشتر است منافات است و ممكن است بدو وجه جواب داده شود:
(اول): اجتماع در اجابت مؤثرتر است گرچه ثوابش كمتر است
(دوم): این در جائى است كه ریاء و خودنمائى مأمون باشد، و آنچه در آن باب گذشت در صورتى است كه از ریاء ایمن نیست.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا اجْتَمَعَ أَرْبَعَةُ رَهْطٍ قَطُّ عَلَى أَمْرٍ وَاحِدٍ فَدَعَوُا اللَّهَ إِلَّا تَفَرَّقُوا عَنْ إِجَابَةٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 242 روایة: 2
2- و نیز حضرت صادق (ع) فرمود: هیچگاه چهار نفر با هم اجتماع نكرده اند كه براى مطلبى بدرگاه خدا دعا كنند جز اینكه با اجابت آن دعا از هم جدا شده اند.
3- عَنْهُ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ أَبِی ع إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ جَمَعَ النِّسَاءَ وَ الصِّبْیَانَ ثُمَّ دَعَا وَ أَمَّنُوا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 242 روایة: 3
3- و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: هرگاه پیش آمدى پدرم را غمناك مى كرد زنان و كودكان را جمع مى كرد، سپس دعا مى كرد و آنها آمین مى گفتند.
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الدَّاعِی وَ الْمُؤَمِّنُ فِی الْأَجْرِ شَرِیكَانِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 242 روایة: 4
4- و نیز آنحضرت علیه السلام فرمود: دعا كننده و آمین گو در مزد و اجر شریكند.

باب عمومیت دادن در دعا و براى همه دعا كردن

بَابُ الْعُمُومِ فِی الدُّعَاءِ
(3140) 1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلْیَعُمَّ فَإِنَّهُ أَوْجَبُ لِلدُّعَاءِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 242 روایة: 1
1- حضرت صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: هرگاه یكى از شماها دعا كند پس عمومیت دهد (و همه را دعا كند) زیرا كه آن باجابت نزدیكتر است.

باب كسیكه اجابت دعایش بتأخیر افتد

بَابُ مَنْ أَبْطَأَتْ عَلَیْهِ الْإِجَابَةُ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّی قَدْ سَأَلْتُ اللَّهَ حَاجَةً مُنْذُ كَذَا وَ كَذَا سَنَةً وَ قَدْ دَخَلَ قَلْبِی مِنْ إِبْطَائِهَا شَیْ ءٌ فَقَالَ یَا أَحْمَدُ إِیَّاكَ وَ الشَّیْطَانَ أَنْ یَكُونَ لَهُ عَلَیْكَ سَبِیلٌ حَتَّى یُقَنِّطَكَ إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ ص كَانَ یَقُولُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَسْأَلُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةً فَیُؤَخِّرُ عَنْهُ تَعْجِیلَ إِجَابَتِهِ حُبّاً لِصَوْتِهِ وَ اسْتِمَاعِ نَحِیبِهِ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ مَا أَخَّرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ مَا یَطْلُبُونَ مِنْ هَذِهِ الدُّنْیَا خَیْرٌ لَهُمْ مِمَّا عَجَّلَ لَهُمْ فِیهَا وَ أَیُّ شَیْ ءٍ الدُّنْیَا إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ ع كَانَ یَقُولُ یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَكُونَ دُعَاؤُهُ فِی الرَّخَاءِ نَحْواً مِنْ دُعَائِهِ فِی الشِّدَّةِ لَیْسَ إِذَا أُعْطِیَ فَتَرَ فَلَا تَمَلَّ الدُّعَاءَ فَإِنَّهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَكَانٍ وَ عَلَیْكَ بِالصَّبْرِ وَ طَلَبِ الْحَلَالِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ وَ إِیَّاكَ وَ مُكَاشَفَةَ النَّاسِ فَإِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا وَ نُحْسِنُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَیْنَا فَنَرَى وَ اللَّهِ فِی ذَلِكَ الْعَاقِبَةَ الْحَسَنَةَ إِنَّ صَاحِبَ النِّعْمَةِ فِی الدُّنْیَا إِذَا سَأَلَ فَأُعْطِیَ طَلَبَ غَیْرَ الَّذِی سَأَلَ وَ صَغُرَتِ النِّعْمَةُ فِی عَیْنِهِ فَلَا یَشْبَعُ مِنْ شَیْ ءٍ وَ إِذَا كَثُرَتِ النِّعَمُ كَانَ الْمُسْلِمُ مِنْ ذَلِكَ عَلَى خَطَرٍ لِلْحُقُوقِ الَّتِی تَجِبُ عَلَیْهِ وَ مَا یُخَافُ مِنَ الْفِتْنَةِ فِیهَا أَخْبِرْنِی عَنْكَ لَوْ أَنِّی قُلْتُ لَكَ قَوْلًا أَ كُنْتَ تَثِقُ بِهِ مِنِّی فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِذَا لَمْ أَثِقْ بِقَوْلِكَ فَبِمَنْ أَثِقُ وَ أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ قَالَ فَكُنْ بِاللَّهِ أَوْثَقَ فَإِنَّكَ عَلَى مَوْعِدٍ مِنَ اللَّهِ أَ لَیْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ وَ قَالَ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ قَالَ وَ اللَّهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا فَكُنْ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْثَقَ مِنْكَ بِغَیْرِهِ وَ لَا تَجْعَلُوا فِی أَنْفُسِكُمْ إِلَّا خَیْراً فَإِنَّهُ مَغْفُورٌ لَكُمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 243 روایة: 1
1- احمد بن محمد بن ابى نصر گوید بحضرت ابى الحسن (رضا) علیه السلام عرضكردم: قربانت: من چند سال است كه از خدا حاجتى درخواست كرده ام و از تأخیر اجابتش در دلم شبهه و نگرانى آمده است؟ فرمود: اى احمد مبادا شیطان بر (دل) تو راهى باز كند، تا تو را نا امید كند همانا امام باقر علیه السلام مى فرمود: هر آینه مؤمن حاجتى از خدا بخواهد و اجابت آن پس افتد براى محبوبیت آوازش (نزد خداوند) و شنیدن صداى گریه اش، سپس فرمود: بخدا سوگند آنچه خداى عزوجل براى مؤمنین از آنچه خواهند پس اندازد، بهتر است براى ایشان از آنچه زود بآنها عطا فرماید، و دنیا چیست؟ امام باقر علیه السلام مى فرمود: سزاوار است براى مؤمن كه دعایش در حال آسایش همانند دعاى او در حال سختى باشد، و چون باو داده شد (آنچه درخواست كرده از دعا) سست نشود، پس تو از دعا خسته مشو زیرا كه دعا نزد خداى عزوجل منزلتى دارد (بس بزرگ) و بر تو باد بشكیبائى و دنبال روزى حلال رفتن، و صله رحم كردن و مبادا با مردم اظهار دشمنى كنى، زیرا كه ما خاندانى هستیم كه پیوند كنیم با هر كه از ما ببرد، و نیكى كنیم بهر كه بما بدى كند، پس بخدا سوگند در این كار سرانجام نیكوئى ببینیم (چه در دنیا و چه در آخرت)، همانا كسى كه در این دنیا داراى نعمت است اگر هر گاه درخواست (چیزى از خدا) كند و باو داده شود (حرصش زیاد گردد) و جز آنرا نیز بخواهد، و (در نتیجه) نعمت خدا در چشم او كوچك و خوار گردد، و از هیچ چیز سیر نشود، و چون نعمت فراوان شود مسلمان از اینراه بخطر افتد، (و این خطر) بخاطر آن حقوقى (است) كه بر او واجب شود، و بخاطر آن چیزى است كه بیم آن رود بواسطه این حقوق در فتنه و آزمایش افتد (و در أداء آنها كوتاهى كند)، بگو بدانم كه اگر من بتو چیزى گفتم بدان وثوق و اعتماد دارى؟ عرضكردم: فدایت گردم اگر من بگفته شما اعتماد نكنم پس بگفتار چه كسى اعتماد كنم با اینكه شما حجت خداوند بر خلق او هستى؟ فرمود: پس تو بخدا (و وعده ها و گفتارهاى او) اعتمادت بیشتر باشد، زیرا خداوند بتو وعده اجابت داده است (یا اینكه اجابت دعاى تو بموعودى واگذار شده) آیا خداى عزوجل نفرماید: «و هرگاه پرسندت بندگان من از من، پس همانا من نزیكم و اجابت كنم دعاى آنكه مرا خواند» (سوره بقره آیه 186)؟ و فرموده است: «نومید نباشید از رحمت خدا» (سوره زمر آیه 53) و نیز فرموده است: «و خدا نویدتان دهد بآمرزش و فضل» (سوره بقره آیه 268) پس تو به خداى عزوجل اعتمادت بیشتر باشد از دیگران، و در دل خود جز خوبى راه ندهید، كه شما آمرزیده اید.
توضیح - مجلسى (ره) در ضمن شرح قسمتهاى حدیث وجوهى براى تأخیر در اجابت دعا از آن استفاده نموده كه تا هشت وجه آن را ذكر كرده است (اول) حقارت و پستى دنیا و اینكه تأخیر بآخرت بهتر است. (دوم) اینكه از شرایط اجابت دعا اینست كه در هر حال نباید دست از دعا برداشت چه در حال آسودگى و چه در حال سختى (سوم) شكیبائى در تأخیر آن (چهارم) اینكه كسب خود را حلال كند، یا اینكه دعائى باجابت رسد كه حرامى در برنداشته باشد. (پنجم) قطع رحم نكند (ششم) اظهار دشمنى با مردم نكند (هفتم) اینكه اگر زود باجابت رسد موجب حرص بر دنیا گردد و نعمتهاى خدا در نظر خوار و كوچك شود (هشتم) آنكه بواسطه فراوان شدن مال و ثروت و قدرت در خطر اداء نكردن حقوق آن افتد، و سپس در آخر گفتارش گوید: و در این حدیث فواید بسیار و حقیقتهاى فراوانى است براى كسى كه بدیده حقیقت و یقین در آن بنگرد.
2- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مَنْصُورٍ الصَّیْقَلِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رُبَّمَا دَعَا الرَّجُلُ بِالدُّعَاءِ فَاسْتُجِیبَ لَهُ ثُمَّ أُخِّرَ ذَلِكَ إِلَى حِینٍ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ لِمَ ذَاكَ لِیَزْدَادَ مِنَ الدُّعَاءِ قَالَ نَعَمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 245 روایة: 2
2- منصور صیقل گوید: به حضرت صادق (ع) عرضكردم: بسا هست كه مردى دعا كند و دعایش مستجاب گردیده، ولى تا مدتى (اثر آن استجابت ظاهر نگردد و) پس افتد؟ فرمود: آرى (چنین است) عرضكردم: این براى چیست؟ آیا براى اینست كه بیشتر دعا كند، فرمود: آرى.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ أَبِی هِلَالٍ الْمَدَائِنِیِّ عَنْ حَدِیدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْعَبْدَ لَیَدْعُو فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمَلَكَیْنِ قَدِ اسْتَجَبْتُ لَهُ وَ لَكِنِ احْبِسُوهُ بِحَاجَتِهِ فَإِنِّی أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُ وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَیَدْعُو فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَجِّلُوا لَهُ حَاجَتَهُ فَإِنِّی أُبْغِضُ صَوْتَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 245 روایة: 3
3- و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: همانا بنده اى دعا كند پس خداى عزوجل بدو فرشته (كه موكل بر انسان هستند یا دو فرشته دیگر) فرماید: من دعاى او را باجابت رساندم ولى حاجتش را نگهدارید، زیرا كه من دوست دارم آواز او را بشنوم، و همانا بنده اى هم هست كه دعا كند پس خداى تبارك و تعالى فرماید: زود حاجتش را بدهید كه آوازش را خوش ندارم.
4- ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سُلَیْمَانَ صَاحِبِ السَّابِرِیِّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ یُسْتَجَابُ لِلرَّجُلِ الدُّعَاءُ ثُمَّ یُؤَخَّرُ قَالَ نَعَمْ عِشْرِینَ سَنَةً
اصول كافى جلد 4 صفحه: 245 روایة: 4
4- اسحاق بن عمار گوید: بحضرت صادق عرضكردم: (ممكن است) دعاى مردى مستجاب شده (باشد) ولى بتأخیر افتد (و اثر استجابت آن همان زمان ظاهر نگردد؟ فرمود: آرى تا بیست سال (ممكن است تأخیر افتد).
(3145) 5- ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ بَیْنَ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُكُما وَ بَیْنَ أَخْذِ فِرْعَوْنَ أَرْبَعِینَ عَاماً
اصول كافى جلد 4 صفحه: 245 روایة: 5
5- و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: میان گفته خداى عزوجل (كه بموسى و هارون در مقابل تقاضاى نابودى فرعون و پیروانش فرمود:) «هر آینه دعاى شما باجابت رسید» (سوره یونس 89) و میان نابودى فرعون چهل سال طول كشید.
6- ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَدْعُو فَیُؤَخَّرُ إِجَابَتُهُ إِلَى یَوْمِ الْجُمُعَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 245 روایة: 6
6- ابو بصیر گوید: شنیدم از حضرت صادق (ع) كه مى فرمود: همانا مؤمن دعا كند و اجابت دعایش تا روز جمعه (یا روز قیامت) بتأخیر افتد.
7- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْعَبْدَ الْوَلِیَّ لِلَّهِ یَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَمْرِ یَنُوبُهُ فَیَقُولُ لِلْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ بِهِ اقْضِ لِعَبْدِی حَاجَتَهُ وَ لَا تُعَجِّلْهَا فَإِنِّی أَشْتَهِی أَنْ أَسْمَعَ نِدَاءَهُ وَ صَوْتَهُ وَ إِنَّ الْعَبْدَ الْعَدُوَّ لِلَّهِ لَیَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَمْرِ یَنُوبُهُ فَیُقَالُ لِلْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ بِهِ اقْضِ لِعَبْدِی حَاجَتَهُ وَ عَجِّلْهَا فَإِنِّی أَكْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ نِدَاءَهُ وَ صَوْتَهُ قَالَ فَیَقُولُ النَّاسُ مَا أُعْطِیَ هَذَا إِلَّا لِكَرَامَتِهِ وَ لَا مُنِعَ هَذَا إِلَّا لِهَوَانِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 246 روایة: 7
7- و نیز آن حضرت فرمود: همانا بنده اى كه دوست خدا است در پیش آمدى كه براى او رخ داده دعا كند، و خدا بفرشته اى كه موكل باو (یا بآن دعا) است فرماید: حاجت بنده مرا برآور ولى در (دادن) آن شتاب مكن زیرا كه من میل دارم صدا و آواز او را بشنوم. و همانا بنده اى دشمن خدا بدرگاه خداى عزوجل درباره اتفاقى كه براى او پیش آمده دعا كند پس بفرشته موكل بر او (یا بر آن دعا) گفته شود: حاجتش را برآور و در (دادن) آن شتاب كن زیرا من خوش ندارم آواز و صدایش را بشنوم.
فرمود: پس مردم (كه خبر از این جریان ندارند بآنكه حاجتش زود بر آورده شده) گویند: باین داده نشده جز براى گرامى بودنش (نزد خدا، و بآنكه در اجابتش تأخیر شده گویند:) از او دریغ نشده جز براى زبونى و خواریش.
8- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا یَزَالُ الْمُؤْمِنُ بِخَیْرٍ وَ رَجَاءٍ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا لَمْ یَسْتَعْجِلْ فَیَقْنَطَ وَ یَتْرُكَ الدُّعَاءَ قُلْتُ لَهُ كَیْفَ یَسْتَعْجِلُ قَالَ یَقُولُ قَدْ دَعَوْتُ مُنْذُ كَذَا وَ كَذَا وَ مَا أَرَى الْإِجَابَةَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 246 روایة: 8
8- ابو بصیر گوید: حضرت صادق (ع) فرمود: پیوسته مؤمن در حال خیر و امیدوارى است تا مادامیكه شتاب نكند پس نومید شود و دعا را رها كند، عرضكردم: چگونه شتاب كند؟ فرمود: گوید: از فلان وقت و فلان وقت دعا كرده ام و اجابت آن را نمى بینم؟
9- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی حَاجَتِهِ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَخِّرُوا إِجَابَتَهُ شَوْقاً إِلَى صَوْتِهِ وَ دُعَائِهِ فَإِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَبْدِی دَعَوْتَنِی فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَكَ وَ ثَوَابُكَ كَذَا وَ كَذَا وَ دَعَوْتَنِی فِی كَذَا وَ كَذَا فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَكَ وَ ثَوَابُكَ كَذَا وَ كَذَا قَالَ فَیَتَمَنَّى الْمُؤْمِنُ أَنَّهُ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ فِی الدُّنْیَا مِمَّا یَرَى مِنْ حُسْنِ الثَّوَابِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 246 روایة: 9
9- و نیز آنحضرت فرمود: همانا مؤمن خداى عزوجل را درباره حاجت خود بخواند و خداى عزوجل فرماید: اجابت او را بتأخیر اندازید بخاطر شوقى كه بآواز و دعاى او دارم، پس چون روز قیامت شود خداى عزوجل فرماید: اى بنده مؤمن تو مرا خواندى (و دعا كردى) و من اجابتت را پس انداختم اكنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است، و باز درباره فلان چیز مرا خواندى (و دعا كردى) و من اجابت تو را بتأخیر انداختم و پاداش تو چنین و چنان است، فرمود: پس مؤمن آرزو كند كه كاش هیچ دعائى از او در دنیا اجابت نمى شد براى آنچه ثواب و پاداش نیك كه مى بیند.