اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب رغبت و رهبت و تضرع و تبتل و ابتحال و استعاذه و مسئلت

بَابُ الرَّغْبَةِ وَ الرَّهْبَةِ وَ التَّضَرُّعِ وَ التَّبَتُّلِ وَ الِابْتِهَالِ وَ الِاسْتِعَاذَةِ وَ الْمَسْأَلَةِ
توضیح:
رغبت به معناى میل و شوق و رهبت به معناى ترس و بیم، و تضرع یعنى فروتنى كردن، و تبتل به معناى بریدگى و انقطاع بدرگاه خداوند، و ابتهال به معناى زارى كردن است و استعاذه یعنى پناه جستن، و مسئلت به معناى درخواست كردن است، اینها ترجمه هاى فارسى آن است و معانى دیگر آنها در ضمن اخبار بیاید.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الرَّغْبَةُ أَنْ تَسْتَقْبِلَ بِبَطْنِ كَفَّیْكَ إِلَى السَّمَاءِ وَ الرَّهْبَةُ أَنْ تَجْعَلَ ظَهْرَ كَفَّیْكَ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَوْلُهُ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا قَالَ الدُّعَاءُ بِإِصْبَعٍ وَاحِدَةٍ تُشِیرُ بِهَا وَ التَّضَرُّعُ تُشِیرُ بِإِصْبَعَیْكَ وَ تُحَرِّكُهُمَا وَ الِابْتِهَالُ رَفْعُ الْیَدَیْنِ وَ تَمُدُّهُمَا وَ ذَلِكَ عِنْدَ الدَّمْعَةِ ثُمَّ ادْعُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 229 روایة: 1
1- ابو اسحاق گوید: حضرت صادق (ع) فرمود: رغبت آن است كه كف دو دست خود را بسوى آسمان بدارى، و رهبت آن است كه پشت دستهایت را بسوى آسمان بدارى. و در گفتار خداى عزوجل: «و تبتل الیه تبتیلا» فرمود: تبتل: دعا كردن بیك انگشت است كه بدان اشاره كنى، و تضرع این است كه با دو انگشت اشاره كنى و آندو را حركت دهى، و ابتهال: بالا بردن هر دو دست است و اینكه آنها را بكشى، و این موقع اشك ریختن است، و سپس دعا كن.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: در این خبر و نظائر آن در معناى رغبت دو احتمال است:
اول: اینكه معنى این باشد كه اگر در حال دعا شوق و امید بر او غالب شد سزاوار است كه دو كف دستهاى خود را به آسمان باز دارد كه گویا مى خواهد رحمت خدا را دریافت كند، و اگر ترس و بیم بر او غالب آمد از اینكه دعایش به اجابت رسد پشت دو دست را به آسمان كند كنایه از اینكه به خاطر بسیارى گناه سزاوار حرمان است اگر چه مقتضاى كرم وجود خداوند فضل و احسان به اوست.
دوم: معنى این باشد كه اگر براى سودى دعا مى كند سزاوار است دو كف را به طرف آسمان بردارد، و اگر دعا براى دفع زیانى است كه از آمدن آن ترسان است پشت دستها را به آسمان كند كه گویا آن را دفع مى كند.. تا اینكه گوید: و طبرسى گفته است: تبتل به معنى انقطاع به درگاه خدا است براى عبادت، و اخلاص عمل براى او و اصل آن از «بتل الشى ء» به معنى بریدن و قطع كردن آن است و از این رو فاطمه (علیه السلام) را بتول گفتند: چون با عبادت خدا از دیگران بریده بود، سپس مجلسى (ره) گوید: محتمل است معناى حدیث این باشد كه این قسم بهترین اقسام تبتلى است كه خداوند فرموده، و اشاره با انگشت ممكن است اشاره به بلندى و پستى باشد، و حركت دادن انگشتان اشاره به چپ و راست باشد، و گفته شده: بلندى و پستى اشاره به اینست كه پروردگارا نمیدانم آیا مرا بلند گردانیده یا پست كرده اى، و حركت دادن به چپ و راست اشاره بدان است كه نمى دانم آیا از اصحاب یمین هستم یا از اصحاب شمال.
(3110) 2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ فَقَالَ الِاسْتِكَانَةُ هُوَ الْخُضُوعُ وَ التَّضَرُّعُ هُوَ رَفْعُ الْیَدَیْنِ وَ التَّضَرُّعُ بِهِمَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 230 روایة: 2
2- محمد بن مسلم گوید: از حضرت باقر (ع) پرسیدم از (تفسیر) گفتار خداى عزوجل: «پس فروتن نشدند براى پروردگار خویش و زارى نكردند» (سوره مؤمنون آیه 76) فرمود: استكانت همان فروتنى است و تضرع بلند كردن هر دو دست و زارى كردن بدانها است.
3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ جَمِیعاً عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی خَالِدٍ عَنْ مَرْوَكٍ بَیَّاعِ اللُّؤْلُؤِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ ذَكَرَ الرَّغْبَةَ وَ أَبْرَزَ بَاطِنَ رَاحَتَیْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ هَكَذَا الرَّهْبَةُ وَ جَعَلَ ظَهْرَ كَفَّیْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ هَكَذَا التَّضَرُّعُ وَ حَرَّكَ أَصَابِعَهُ یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ هَكَذَا التَّبَتُّلُ وَ یَرْفَعُ أَصَابِعَهُ مَرَّةً وَ یَضَعُهَا مَرَّةً وَ هَكَذَا الِابْتِهَالُ وَ مَدَّ یَدَهُ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ إِلَى الْقِبْلَةِ وَ لَا یَبْتَهِلُ حَتَّى تَجْرِیَ الدَّمْعَةُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 230 روایة: 3
3- حضرت صادق (ع) رغبت را ذكر كرد و درون دو كف خود را به طرف آسمان باز كرد (یعنى رغبت چنین است) و اما رهبت چنین است: و پشت دو دست را به طرف آسمان كرد، و اما تضرع چنین است: و انگشتانش را بر است و چپ گردانید، و تبتل چنین است: و انگشتانش را بالا مى برد و پائین مى آورد، و ابتهال چنین است: و دست خود را تا برابر رویش به جانب قبله كشید (فرمود) و ابتهال نباشد تا اشك روان شود.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَرَّ بِی رَجُلٌ وَ أَنَا أَدْعُو فِی صَلَاتِی بِیَسَارِی فَقَالَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ بِیَمِینِكَ فَقُلْتُ یَا عَبْدَ اللَّهِ إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَقّاً عَلَى هَذِهِ كَحَقِّهِ عَلَى هَذِهِ وَ قَالَ الرَّغْبَةُ تَبْسُطُ یَدَیْكَ وَ تُظْهِرُ بَاطِنَهُمَا وَ الرَّهْبَةُ تَبْسُطُ یَدَیْكَ وَ تُظْهِرُ ظَهْرَهُمَا وَ التَّضَرُّعُ تُحَرِّكُ السَّبَّابَةَ الْیُمْنَى یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ التَّبَتُّلُ تُحَرِّكُ السَّبَّابَةَ الْیُسْرَى تَرْفَعُهَا فِی السَّمَاءِ رِسْلًا وَ تَضَعُهَا وَ الِابْتِهَالُ تَبْسُطُ یَدَیْكَ وَ ذِرَاعَیْكَ إِلَى السَّمَاءِ وَ الِابْتِهَالُ حِینَ تَرَى أَسْبَابَ الْبُكَاءِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 230 روایة: 4
4- محمد بن مسلم گوید: شنیدم حضرت صادق (ع) مى فرمود: مردى به من گذر كرد و من با دست چپ در نماز دعا مى كردم، پس گفت: یا ابا عبداللّه با دست راستت (دعاكن) من گفتم: اى بنده خدا همانا براى خداى تبارك و تعالى بر این هم حقى است مانند حقى كه بدان دارد.
مجلسى (ره) گوید: «ممكن است آن حضرت دست چپ را با دست راست بلند كرده بوده و ممكن است بدون دست راست بوده مانند نماز وتر، و گویا سائل نادان پیش خود فكر كرده كه دست راست اشرف است ولى بى خبر بوده از اینكه همه بدن را از عذاب سهمى است، كه باید از آن پناه جست، و نیز براى هر كدام از اعضاء بدن بسوى پروردگار در هستى و بقاء و پرورش نیازى است، بلكه چپ در این جا مناسب تر است، زیرا نویسنده گناهان در سمت چپ است و گناهان از جانب نفس كه میل به شهوت و لذت و اعمال پست دنیائى است بیاید. و جواب آن حضرت به آن مرد پس از نماز بوده، و محتمل است كه مقصود آن حضرت كه فرماید: «در نماز دعا مى كردم» یعنى در تعقیب نماز بودم و آنرا تأیید كند آنچه بیاید در باب دعاى بعد از نمازها (در دعائى) كه دست راست را بریش بگیرد و دست چپ را بسوى آسمان بلند كند» برگردیم به دنباله حدیث (4):
و فرمود: رغبت این است كه: هر دو دست را بگشائى و درون آنها را آشكار كنى، و رهبت این است كه: دو دست را بگشائى و پشت آندو را ظاهر سازى، و تضرع آنست كه: انگشت سبابه راست را براست و چپ بجنبانى، و تبتل: جنبانیدن انگشت (سبابه) چپ است كه آنرا به آرامى بسوى آسمان بالا برى و پائین آورى، و ابتهال آنست كه: هم دستها و هم دو ذراع را بسوى آسمان بگشائى، و ابتهال در وقتى است كه ببینى وسائل گریه فراهم شده است.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: این خبر چون تفسیرى بر اخبار گذشته است.
5- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ أَوْ غَیْرِهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الدُّعَاءِ وَ رَفْعِ الْیَدَیْنِ فَقَالَ عَلَى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ أَمَّا التَّعَوُّذُ فَتَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ بِبَاطِنِ كَفَّیْكَ وَ أَمَّا الدُّعَاءُ فِی الرِّزْقِ فَتَبْسُطُ كَفَّیْكَ وَ تُفْضِی بِبَاطِنِهِمَا إِلَى السَّمَاءِ وَ أَمَّا التَّبَتُّلُ فَإِیمَاءٌ بِإِصْبَعِكَ السَّبَّابَةِ وَ أَمَّا الِابْتِهَالُ فَرَفْعُ یَدَیْكَ تُجَاوِزُ بِهِمَا رَأْسَكَ وَ دُعَاءُ التَّضَرُّعِ أَنْ تُحَرِّكَ إِصْبَعَكَ السَّبَّابَةَ مِمَّا یَلِی وَجْهَكَ وَ هُوَ دُعَاءُ الْخِیفَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 231 روایة: 5
5- ابو بصیر گوید: از حضرت صادق (ع) از دعا كردن و بلند كردن دستها پرسیدم فرمود: اما براى پناه بردن به خداى (از شر دشمنان) درون دستهاى خود را به طرف قبله كنى، و اما در دعاى براى روزى دستهاى خود را باز كنى و درون آندو را به سوى آسمان بدارى، و اما تبتل پس آن اشاره كردن با انگشت سبابه است، و اما ابتهال: بلند كردن دستها است بطورى كه از سرت بگذرد، و دعاى تضرع این است كه انگشت سبابه را در برابر رویت به جنبانى و آن دعاى خیفه (و هراس) است.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: ظاهر آنست كه مقصود از تعوذ پناه بردن از شر دشمنان است، و ممكن است آنرا تعمیم داد كه دشمنان باطن را هم چون نفس و شیطان شامل شود، و این حالت (یعنى حالتى كه امام (علیه السلام) در تعوذ فرمود) حالت نهایت بیچارگى است، زیرا كسى كه سنگى یا شمشیرى یا نیزه اى را بیند اینگونه دست خود را سپر سازد تا آنها را از اعضاء شریف بدن خود دور سازد.
6- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ قَالَ الِاسْتِكَانَةُ هِیَ الْخُضُوعُ وَ التَّضَرُّعُ رَفْعُ الْیَدَیْنِ وَ التَّضَرُّعُ بِهِمَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 232 روایة: 6
6- (این خبر مانند حدیث (2) است كه با ترجمه اش گذشت).
(3115) 7- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةَ قَالَا قُلْنَا لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع كَیْفَ الْمَسْأَلَةُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَالَ تَبْسُطُ كَفَّیْكَ قُلْنَا كَیْفَ الِاسْتِعَاذَةُ قَالَ تُفْضِی بِكَفَّیْكَ وَ التَّبَتُّلُ الْإِیمَاءُ بِالْإِصْبَعِ وَ التَّضَرُّعُ تَحْرِیكُ الْإِصْبَعِ وَ الِابْتِهَالُ أَنْ تَمُدَّ یَدَیْكَ جَمِیعاً
اصول كافى جلد 4 صفحه: 232 روایة: 7
7- محمد بن مسلم و زراره گویند: به حضرت صادق علیه السلام عرض كردیم: مسئلت بدرگاه خدا چگونه است؟ فرمود: دو دست خود را باز كنى، عرض كردیم: استعاذه چگونه است؟ فرمود: هر دو كف دست خود را بجانب فضا كنى (مانند كسى كه مى خواهد دست به دیوار بگذارد و خلاصه اینكه كف دستها را بطرف قبله مى گیرى از مجلسى ره) و تبتل: اشاره با انگشت است، و تضرع: جنبانیدن انگشت است، و ابتهال اینست كه هر دو را با هم بكشى.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: عارف ربانى در كتاب عدةالداعى گفته است: این حالات و هیئتهائى كه در این اخبار ذكر شده است یا تعبد است براى علتى كه ما آن را نمى دانیم، و یا (براى بعضى مناسبات عرفى) مثلاً:
مقصود از گشودن دستها در حال رغبت و شوق بخاطر این است كه این حال و كیفیت بحال شخص امیدوار بفضل خدا نزدیك تر است، و مانند كسى است كه دستهاى خود را براى ریزش احسان در آنها باز كرده.
و در رهبت گویا بنده بزبان خوارى و بیمقدارى بعالم خفیات و اسرار عرضه مى دارد: پروردگارا من بباز كردن كف دست بسوى تو اقدام نكردم و روى آنها را بواسطه شرمندگى و خوارى بطرف زمین متوجه كرده ام.
و مقصود بجنباندن انگشتان بطرف راست و چپ در حال تضرع اینست كه خود را بآنكس كه فرزند مرده است شبیه سازد زیرا چنین كسى در آنحال دستها را باین سو و آن سو كند.
و در حال تبتل كه انگشتان را گاهى بالا برد و گاهى پائین آورد مقصود این است كه گویا بزبان حال به بر آورنده حاجات و آمال عرض كند: من از همه بریدم و بدرگاه تو رو آوردم و با یك انگشت اشاره كند كه نشانه یگانگى خداوند است.
و مقصود از كشیدن دستها بسوى قبله در برابر رو در حال ابتهال، یا كشیدن دو دست و دو ذراع بسوى آسمان، یا كشیدن دستها و گذراندن از سر، بحسب اختلافاتى كه در روایات بود، آن است كه این یك نوع از انواع عبادتها و اظهار كوچكى و خوارى است، یا مانند غریقى است كه دستهاى لخت خود را از آب بر آورده و به دامن رحمتش آویزان در آویخته.

باب گریه

بَابُ الْبُكَاءِ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا مِنْ شَیْ ءٍ إِلَّا وَ لَهُ كَیْلٌ وَ وَزْنٌ إِلَّا الدُّمُوعُ فَإِنَّ الْقَطْرَةَ تُطْفِئُ بِحَاراً مِنْ نَارٍ فَإِذَا اغْرَوْرَقَتِ الْعَیْنُ بِمَائِهَا لَمْ یَرْهَقْ وَجْهاً قَتَرٌ وَ لَا ذِلَّةٌ فَإِذَا فَاضَتْ حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَى النَّارِ وَ لَوْ أَنَّ بَاكِیاً بَكَى فِی أُمَّةٍ لَرُحِمُوا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 233 روایة: 1
1- حضرت صادق (ع) فرمود: هیچ چیزى نیست جز اینكه پیمانه و وزنى دارد جز گریه كه یك قطره اش دریائى از آتش را خاموش سازد، و چون چشم باشك خود پر شود (و اشك در آن حلقه بزند) آن چهره پریشانى و خوارى نبیند، و چون اشك بریزد خدا آنرا بر آتش دوزخ حرام كند، و اگر هر آینه در میان یك امت یك نفر گریان باشد همه آنها مورد ترحم قرار گیرند.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ وَ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا مِنْ عَیْنٍ إِلَّا وَ هِیَ بَاكِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا عَیْناً بَكَتْ مِنْ خَوْفِ اللَّهِ وَ مَا اغْرَوْرَقَتْ عَیْنٌ بِمَائِهَا مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سَائِرَ جَسَدِهِ عَلَى النَّارِ وَ لَا فَاضَتْ عَلَى خَدِّهِ فَرَهِقَ ذَلِكَ الْوَجْهَ قَتَرٌ وَ لَا ذِلَّةٌ وَ مَا مِنْ شَیْ ءٍ إِلَّا وَ لَهُ كَیْلٌ وَ وَزْنٌ إِلَّا الدَّمْعَةُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُطْفِئُ بِالْیَسِیرِ مِنْهَا الْبِحَارَ مِنَ النَّارِ فَلَوْ أَنَّ عَبْداً بَكَى فِی أُمَّةٍ لَرَحِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تِلْكَ الْأُمَّةَ بِبُكَاءِ ذَلِكَ الْعَبْدِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 233 روایة: 2
2- و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: هیچ چشمى نیست جز اینكه روز قیامت گریان است مگر چشمیكه از ترس خدا گریسته باشد، و هیچ چشمى نیست كه از ترس خداى عزوجل باشك خود پر شود جز اینكه خداى عزوجل همه آن بدن را با آتش دوزخ حرام گرداند، و آن اشك بر گونه اى روان نگردد كه گرد پریشانى و خوارى ببیند، و هیچ چیزى نیست جز اینكه پیمانه و وزنى دارد مگر اشك كه همانا خداى عزوجل به اندكى از آن دریاهائى از آتش را خاموش كند، پس اگر بنده اى در میان یك امتى بگرید خداى عزوجل بخاطر گریه آن بنده بهمه آن امت رحم كند.
3- عَنْهُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ مُثَنًّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دُمُوعٍ فِی سَوَادِ اللَّیْلِ مَخَافَةً مِنَ اللَّهِ لَا یُرَادُ بِهَا غَیْرُهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 234 روایة: 3
3- حضرت باقر (ع) فرمود: هیچ قطره اى نزد خدا محبوبتر نیست از آن اشكى كه در تاریكى شب از ترس خدا بریزد و جز خدا چیز دیگرى بآن منظور نباشد.
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ صَالِحِ بْنِ رَزِینٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ وَ غَیْرِهِمَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كُلُّ عَیْنٍ بَاكِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا ثَلَاثَةً عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ عَیْنٌ سَهِرَتْ فِی طَاعَةِ اللَّهِ وَ عَیْنٌ بَكَتْ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 234 روایة: 4
4- حضرت صادق (ع) فرمود: هر چشمى در روز قیامت گریان است جز سه چشم چشمى كه از (دیدن و نظربه) آنچه خداوند حرام كرده بر هم نهاده شده، و چشمى كه در راه اطاعت خداوند بیدارى كشیده، و چشمى كه در دل شب از ترس خدا گریسته است.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: «عین سهرت» یعنى بیش از مقدار متعارف و عادت بیدار بوده، و طاعت خدا چون نماز و تلاوت قرآن و دعا و مطالعه علوم دینیه و در راه جهاد و حج و زیارتهاى دیگر و هر چه براى خداى سبحان اطاعت باشد شامل شود.
(3120) 5- ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ وَ دُرُسْتَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَا مِنْ شَیْ ءٍ إِلَّا وَ لَهُ كَیْلٌ وَ وَزْنٌ إِلَّا الدُّمُوعُ فَإِنَّ الْقَطْرَةَ مِنْهَا تُطْفِئُ بِحَاراً مِنَ النَّارِ فَإِذَا اغْرَوْرَقَتِ الْعَیْنُ بِمَائِهَا لَمْ یَرْهَقْ وَجْهَهُ قَتَرٌ وَ لَا ذِلَّةٌ فَإِذَا فَاضَتْ حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَى النَّارِ وَ لَوْ أَنَّ بَاكِیاً بَكَى فِی أُمَّةٍ لَرُحِمُوا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 234 روایة: 5
5- (این حدیث مانند حدیث (1) است كه با ترجمه اش گذشت).
6- ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى ع أَنَّ عِبَادِی لَمْ یَتَقَرَّبُوا إِلَیَّ بِشَیْ ءٍ أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ قَالَ مُوسَى یَا رَبِّ وَ مَا هُنَّ قَالَ یَا مُوسَى الزُّهْدُ فِی الدُّنْیَا وَ الْوَرَعُ عَنِ الْمَعَاصِی وَ الْبُكَاءُ مِنْ خَشْیَتِی قَالَ مُوسَى یَا رَبِّ فَمَا لِمَنْ صَنَعَ ذَا فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ یَا مُوسَى أَمَّا الزَّاهِدُونَ فِی الدُّنْیَا فَفِی الْجَنَّةِ وَ أَمَّا الْبَكَّاءُونَ مِنْ خَشْیَتِی فَفِی الرَّفِیعِ الْأَعْلَى لَا یُشَارِكُهُمْ أَحَدٌ وَ أَمَّا الْوَرِعُونَ عَنْ مَعَاصِیَّ فَإِنِّی أُفَتِّشُ النَّاسَ وَ لَا أُفَتِّشُهُمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 234 روایة: 6
6- حضرت صادق (ع) فرمود: خداى عزوجل به موسى علیه السلام وحى فرمود: كه همانا بندگان من به من تقرب نجستند به چیزى كه محبوبتر باشد نزد من از سه خصلت، موسى عرض كرد: پروردگارا آنها كدام است؟ فرمود: زهد درباره دنیا (و بى اعتنائى بدان) و ورع (و پارسائى) از نافرمانیها و معاصى، و گریه از ترس من، موسى عرض كرد: پروردگارا هر كه اینها را به جا آورد چه پاداشى دارد؟ خداى عزوجل به موسى وحى كرد: اى موسى اما آنانكه درباره دنیا زهد ورزیدند در بهشت باشند، و اما آنانكه از ترس من گریه كنند در بلندترین منازلند، واحدى در آن منازل با آنها شریك نباشد، و اما آنها كه از نافرمانیهاى من بپرهیزند پس من كه همه مردم را (در روز قیامت) بازرسى و تفتیش كنم آنها را بازرسى و تفتیش نكنم.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: رفیع اعلى آن مكان بلندى است كه در بهشت بلندترین منزلها است، و آن مسكن انبیاء و اولیاء است، و مقصود از اینكه (در دسته سوم) فرمود: آنها را بازرسى و تفتیش نكنم یعنى آنها بى حساب به بهشت روند.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَكُونُ أَدْعُو فَأَشْتَهِی الْبُكَاءَ وَ لَا یَجِیئُنِی وَ رُبَّمَا ذَكَرْتُ بَعْضَ مَنْ مَاتَ مِنْ أَهْلِی فَأَرِقُّ وَ أَبْكِی فَهَلْ یَجُوزُ ذَلِكَ فَقَالَ نَعَمْ فَتَذَكَّرْهُمْ فَإِذَا رَقَقْتَ فَابْكِ وَ ادْعُ رَبَّكَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى
اصول كافى جلد 4 صفحه: 235 روایة: 7
7- اسحاق بن عمار گوید: به حضرت صادق (ع) عرض كردم: من دعا مى كنم و میل دارم گریه (نیز) بكنم ولى گریه ام نمى آید، و بسا بیاد برخى از مردگان خانواده خودم میافتم پس رقت مى كنم و گریه كنم آیا این كار درست است؟ فرمود: آرى آنها را بیاد آور و چون رقت كردى گریه كن و پروردگار تبارك و تعالى را بخوان (و بدرگاهش دعا كن).
8- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَنْبَسَةَ الْعَابِدِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنْ لَمْ تَكُنْ بِكَ بُكَاءٌ فَتَبَاكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 235 روایة: 8
8- حضرت صادق (ع) فرمود: اگر گریه ندارى خود را به گریه وادار كن (یا مانند گریه كن بنما).
9- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ سَعِیدِ بْنِ یَسَارٍ بَیَّاعِ السَّابِرِیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّی أَتَبَاكَى فِی الدُّعَاءِ وَ لَیْسَ لِی بُكَاءٌ قَالَ نَعَمْ وَ لَوْ مِثْلَ رَأْسِ الذُّبَابِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 235 روایة: 9
9- سعیدبن یسار گوید: به حضرت صادق عرض كردم: من در حال دعا خود را به گریه وادار كنم اگر چه گریه ندارم؟ فرمود: آرى گر چه به اندازه سرمگسى باشد.
(3125) 10- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لِأَبِی بَصِیرٍ إِنْ خِفْتَ أَمْراً یَكُونُ أَوْ حَاجَةً تُرِیدُهَا فَابْدَأْ بِاللَّهِ وَ مَجِّدْهُ وَ أَثْنِ عَلَیْهِ كَمَا هُوَ أَهْلُهُ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِیِّ ص وَ سَلْ حَاجَتَكَ وَ تَبَاكَ وَ لَوْ مِثْلَ رَأْسِ الذُّبَابِ إِنَّ أَبِی ع كَانَ یَقُولُ إِنَّ أَقْرَبَ مَا یَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ سَاجِدٌ بَاكٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 235 روایة: 10
10- على بن أبى حمزه گوید: حضرت صادق (ع) بأبى بصیر فرمود: اگر از وقوع چیزى ترس داشتى یا حاجتى خواستى بنام خدا (دعا را) آغاز كن، و او را تمجید كن و ستایشش كن چنانچه شایسته آن است، و بر پیغمبر صلى اللّه علیه و آله صلوات بفرست و حاجت خود را بخواه و خود را به گریه وادار كن اگر چه به اندازه سرمگسى باشد، همانا پدرم همیشه مى فرمود: نزدیكترین حالى كه بنده به پروردگار عزوجل دارد آنزمانى است كه در سجده باشد و گریان.
11- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْبَجَلِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنْ لَمْ یَجِئْكَ الْبُكَاءُ فَتَبَاكَ فَإِنْ خَرَجَ مِنْكَ مِثْلُ رَأْسِ الذُّبَابِ فَبَخْ بَخْ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 236 روایة: 11
11- و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: اگر گریه ات نیاید خود را به گریه وادار كن، پس اگر از دیده ات به اندازه سرمگسى اشك بیرون آمد پس به به (خوشا بر احوالت).

باب ستایش و ثناء پیش از دعا

بَابُ الثَّنَاءِ قَبْلَ الدُّعَاءِ
1- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِیَّاكُمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ یَسْأَلَ مِنْ رَبِّهِ شَیْئاً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الْ آخِرَةِ حَتَّى یَبْدَأَ بِالثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَدْحِ لَهُ وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِیِّ ص ثُمَّ یَسْأَلَ اللَّهَ حَوَائِجَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 236 روایة: 1
1- حارث بن مغیره گوید: شنیدم حضرت صادق (ع) مى فرمود: مبادا چون یكى از شما بخواهد از پروردگار خویش چیزى از حاجات دنیا و آخرت مسئلت كند بدان مبادرت ورزد تا به ستایش او و صلوات بر پیغمبر صلى اللّه علیه و آله سخن خود را آغاز كند، و سپس حاجات خود را بخواهد.
2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ فِی كِتَابِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ص إِنَّ الْمِدْحَةَ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ فَإِذَا دَعَوْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَجِّدْهُ قُلْتُ كَیْفَ أُمَجِّدُهُ قَالَ تَقُولُ یَا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَیَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ یَا فَعَّالًا لِمَا یُرِیدُ یَا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى یَا مَنْ هُوَ لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 236 روایة: 2
2- محمد بن مسلم گوید: حضرت صادق (ع) فرمود: همانا در كتاب امیرالمؤمنین علیه السلام است كه ستایش پیش از درخواست است، پس هر گاه خداى عزوجل را خواندى (و به درگاهش دعا كردى) او را تمجید كن، عرض كردم: چگونه تمجیدش كنم؟ فرمود: میگویی: «اى كسى كه به من از رگ گردن نزدیك ترى، اى كسى كه هر چه را بخواهى انجام دهنده آنى، و اى كسى میان مرد و دلش حائل شوى، و اى كسیكه در برترین نظر اندازه هائى، و اى آنكه به مانندش چیزى نیست.
شرح:
مجلسى (ره) در جمله «یامن یحول بین المرء و قلبه» چند وجه گفته است:
اول: اینكه كنایه از نزدیكى خداوند به بندگانش مى باشد زیرا كسى كه حائل بین دو چیز شد بدان چیز نزدیك تر از دیگر است.
دوم: اشاره باینست كه او بر مكنوناتى از دلها آگاه است كه شاید صاحبان آنها از آن بى خبر باشند و در روایتى نیز هست كه فرمود: معناى این جمله اینست كه دلها نتوانند چیزى را از خداوند مخفى و پنهان دارند.
سوم: یعنى بوسیله مرگ بین انسان و دلش جدائى اندازند و این جمله دعا براى وادار كردن مردم است باینكه بپاك كردن دلهاشان مبادرت ورزند پیش از آنكه خداوند بسبب مرگ بین آنها و دلها جدائى اندازد...
چهارم: اینكه كنایه از اینست كه خداست كه مالك دلهاى بندگان است هر تصمیمى كه گرفته باشند بهم زند و مقاصد او را تغییر دهد و او را بحالت مختلف بگرداند از ذكر بفراموشى و از فراموشى بذكر، و از ترس بآسودگى خاطر و از آسودگى بترس... و در حدیث است كه دل مؤمن میان دو انگشت او است بهر سو كه خواهد بگرداند، و در دعا است «یا مقلب القلوب».
پنجم: آنچه از دو حدیث از تفسیر عیاشى آمده كه معنایش اینست كه حایل مى شود میان انسان و میان اینكه باطل را از حق تمیز دهد.
ششم: یعنى او را از آنچه در دلش نهفته است غافل كنى.
و در جمله «یا من هو بالمنظر الا على» گوید: در قاموس گفته: «منظر» چیزى است كه بدان نگاه كنى و شاید حضرت (علیه السلام) مكانت و درجه رفیعه معنویه را بمكانهاى بلند ظاهرى تشبیه فرموده، پس این یا كنایه از اطلاع او است بر تمامى مخلوقات، زیرا كسى كه در جاى بلندى بود مشرف بر پائین آن هست و اطلاع بر آن دارد، و یا كنایه از تسلط و اقتدار او بر آنچه بجز او است از ممكنات، و یا كنایه از نرسیدن خردها و اندیشه ها بساحت معرفت او است، و متحمل است «منظر» از نظر بمعناى فكرى باشد یعنى او بالاتر است از اینكه افكار خلق بدو رسد.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّمَا هِیَ الْمِدْحَةُ ثُمَّ الثَّنَاءُ ثُمَّ الْإِقْرَارُ بِالذَّنْبِ ثُمَّ الْمَسْأَلَةُ إِنَّهُ وَ اللَّهِ مَا خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ إِلَّا بِالْإِقْرَارِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 237 روایة: 3
3- حضرت صادق (ع) فرمود: جز این نیست كه (آداب دعا) همان مدح است، وسپس ستایش، و بعد اقرار به گناه، آنگاه در خواست، همانا بخدا سوگند هیچ بنده اى از گناه بیرون نشده جز باقرار بآن.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: شاید مراد از مدح بیان آن چیزهائى است كه دلالت بر بزرگوارى ذات و صفات او دارد بدون ملاحظه نعمت، و مراد بستایش وثناء: اعتراف به نعمتهاى او و شكرگزارى بر آنها است.
(3130) 4- وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ ثُمَّ الثَّنَاءُ ثُمَّ الِاعْتِرَافُ بِالذَّنْبِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 238 روایة: 4
4- و نیز از آنحضرت علیه السلام مانند حدیث گذشته روایت شده جز اینكه در این حدیث فرموده: سپس ستایش و بعد اعتراف بگناه (بجاى اقرار كه در حدیث گذشته بود اعتراف ذكر شده).
5- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَدْعُوَ فَمَجِّدِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ احْمَدْهُ وَ سَبِّحْهُ وَ هَلِّلْهُ وَ أَثْنِ عَلَیْهِ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ وَ آلِهِ ثُمَّ سَلْ تُعْطَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 238 روایة: 5
5- حارث بن مغیره گوید: كه حضرت صادق (ع) فرمود: هرگاه خواهى دعا كنى پس خداى عزوجل را تمجید كن، و سپاسگزار و او را تسبیح و تهلیل بگو و او را ثنا گوى (و ستایش كن) و بر محمد (ص) و آل او صلوات فرست سپس درخواست كن تا بتو داده شود.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: گاهى گفته شود كه تمجید گفتن «اللّه اكبر» است، و تحمید «الحمدلله» است، و تسبیح «سبحان» است، و تهلیل «لا اله الا الله» است، و ثناء آن است كه نعمتهائى كه خداوند بر بنده عطا فرموده بشمارد، ولى دور نیست كه معانى اینها را تعمیم دهیم كه شامل گردد هر چه را باین معانى برسانند و اختصاصى باین الفاظ مخصوص نداشته باشد چنانچه تمجید بر «لا حول و لا قوة الا بالله» نیز اطلاق شده است.
6- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عِیصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا طَلَبَ أَحَدُكُمُ الْحَاجَةَ فَلْیُثْنِ عَلَى رَبِّهِ وَ لْیَمْدَحْهُ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا طَلَبَ الْحَاجَةَ مِنَ السُّلْطَانِ هَیَّأَ لَهُ مِنَ الْكَلَامِ أَحْسَنَ مَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَإِذَا طَلَبْتُمُ الْحَاجَةَ فَمَجِّدُوا اللَّهَ الْعَزِیزَ الْجَبَّارَ وَ امْدَحُوهُ وَ أَثْنُوا عَلَیْهِ تَقُولُ یَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَى وَ یَا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ یَا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ یَا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً یَا مَنْ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ وَ یَحْكُمُ مَا یُرِیدُ وَ یَقْضِی مَا أَحَبَّ یَا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى یَا مَنْ لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ یَا سَمِیعُ یَا بَصِیرُ وَ أَكْثِرْ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّ أَسْمَاءَ اللَّهِ كَثِیرَةٌ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ قُلِ اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلَالِ مَا أَكُفُّ بِهِ وَجْهِی وَ أُؤَدِّی بِهِ عَنْ أَمَانَتِی وَ أَصِلُ بِهِ رَحِمِی وَ یَكُونُ عَوْناً لِی فِی الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ وَ قَالَ إِنَّ رَجُلًا دَخَلَ الْمَسْجِدَ فَصَلَّى رَكْعَتَیْنِ ثُمَّ سَأَلَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَجَّلَ الْعَبْدُ رَبَّهُ وَ جَاءَ آخَرُ فَصَلَّى رَكْعَتَیْنِ ثُمَّ أَثْنَى عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِیِّ وَ آلِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَلْ تُعْطَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 238 روایة: 6
6- و نیز حضرت صادق (ع) فرمود: هرگاه یك از شما حاجتى خواهد پس پروردگار را ستایش كند و او را مدح گوید، زیرا چون مردى از سلطان حاجتى خواهد بهترین سخنى كه توانائى آن را دارد براى او آماده سازد، پس چون حاجتى خواستى پس خداى عزوجل جبار را تمجید كنید و او را مدح گویید و ستایش كنید (و با این بیان) مى گویى: «یا اجود من اعطى، و یا خیر من سئل، یا ارحم من استرحم، یا احد یا صمد، یا من لم یلد و لم یولد و لم یكن له كفواً احد، یا من لم یتخذ صاحبة و لا ولداً، یا من یفعل ما یشاء و یحكم ما یرید و یقضى ما أحب، یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الاعلى، یا من لیس كمثله شى ء، یا سمیع یا بصیر» و از نامهاى خداى عزوجل بسیار بگو، زیرا نامهاى خدا بسیار است و صلوات فرست بر محمد (ص) و آلش بگو: «اللهم اوسع على من رزقك الحلال ما أكف به وجهى واؤدى به عن امانتى و أصل به رحمى و یكون عوناً فى الحج و العمرة».
و فرمود: مردى وارد مسجد شد و دو ركعت نماز خواند و از خداى عزوجل در خواست كرد، رسول خدا (ص) فرمود: این بنده نسبت (بدرخواست از) پروردگارش شتاب كرد، مردى دیگر آمد و دو ركعت نماز خواند سپس خداى عزوجل ثناء خواند (و او را ستایش كرد) و بر پیغمبر و آلش صلوات فرستاد، پس رسول خدا (ص) فرمود: (اكنون) درخواست كن كه بتو داده شود.
توضیح - در حدیث (2) دعایى بود كه هم ترجمه بفارسى شد و هم شرح بعضى از فقرات آن را در آخر حدیث ذكر كردیم، ولى چون از این پس آخر كتاب دعا بیشتر احادیث مشتمل بر دعاهایى است كه رسول خدا (ص) یا ائمه معصومین صلوات اللّه علیهم اجمعین دستور خواندن آنها را فرموده اند، و ترجمه و شرح آن براى خوانندگان پارسى بسیار كم فائده بود، زیرا با دستور و سیره اى كه بر خواندن دعاها بمتن عربى آن رسیده، و از طرفى تمامى این دعاها در كتب ادعیه با ترجمه اش براى كسانیكه بخواهند از معانى آن استفاده كنند موجود بود، بدین جهت حدیثهایى كه از این پس مشتمل بر دعا است، قسمتى از آن كه مربوط بكیفیت خواندن آن دعا است و یا چیزهاى دیگرى كه از متن دعا مورد نظر بیرون است ترجمه خواهد شد، ولى از ترجمه متن دعاها خوددارى مى شود جز در پاره اى از موارد كه مناسب باشد.
7- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِی كَهْمَسٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ دَخَلَ رَجُلٌ الْمَسْجِدَ فَابْتَدَأَ قَبْلَ الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِیِّ ص فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَاجَلَ الْعَبْدُ رَبَّهُ ثُمَّ دَخَلَ آخَرُ فَصَلَّى وَ أَثْنَى عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَلَّى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَلْ تُعْطَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ فِی كِتَابِ عَلِیٍّ ع إِنَّ الثَّنَاءَ عَلَى اللَّهِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِهِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ وَ إِنَّ أَحَدَكُمْ لَیَأْتِی الرَّجُلَ یَطْلُبُ الْحَاجَةَ فَیُحِبُّ أَنْ یَقُولَ لَهُ خَیْراً قَبْلَ أَنْ یَسْأَلَهُ حَاجَتَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 239 روایة: 7
7- ابو كهمس گوید: شنیدم حضرت صادق (ع) مى فرمود: مردى وارد مسجد شد و پیش از ستایش بر خدا و صلوات بر پیغمبر (ص) شروع بدعا كرد، رسول خدا (ص) فرمود: این بنده در (دعا و درخواست از) پروردگارش شتاب كرد، سپس مرد دیگرى وارد شد و نماز خوانده و خداى عزوجل را ستایش نمود و بر رسول خدا (ص) صلوات فرستاد، پس رسول خدا (ص) بوى فرمود: بخواه تا بتو داده شود.
سپس حضرت صادق (ع) فرمود: همانا در كتاب على علیه السلام است كه: ستایش بر تو صلوات بر رسول خدا پیش از حاجت خواستن است، و یکی از شماها (چون) نزد مردی آید و حاجتی خواهد آنمرد دوست دارد که پیش از خواستن حاجتش سخن خوشى گوید.
8- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ آیَتَانِ فِی كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا قَالَ وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ فَنَدْعُوهُ وَ لَا نَرَى إِجَابَةً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِی قَالَ لَكِنِّی أُخْبِرُكَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِیمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ قَالَ تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّی عَلَى النَّبِیِّ ص ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِیذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ ثُمَّ قَالَ وَ مَا الْ آیَةُ الْأُخْرَى قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ وَ إِنِّی أُنْفِقُ وَ لَا أَرَى خَلَفاً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِی قَالَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمُ اكْتَسَبَ الْمَالَ مِنْ حِلِّهِ وَ أَنْفَقَهُ فِی حِلِّهِ لَمْ یُنْفِقْ دِرْهَماً إِلَّا أُخْلِفَ عَلَیْهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 240 روایة: 8
8- عثمان بن عیسى از كسى كه براى او حدیث کرده نقل كند که بحضرت صادق علیه السلام عرضكردم: دو آیه در كتاب خدا (قرآن) است كه آن دو را مى جویم و نمى یابم، فرمود: كدام است آن دو آیه؟ عرضكردم: گفتار خداى عزوجل: «مرا بخوانید تا براى شما اجابت كنم» (سوره مؤمن آیه 60) و او را مى خوانیم و اجابتى نمى بینیم؟ فرمود: آیا تو پندارى كه خداوند خلاف وعده خود كرده؟ عرضكردم: نه، فرمود: پس این (باجابت نرسیدن دعاها) از چیست؟ عرضكردم: نمى دانم، فرمود: ولى من تو را آگاه كنم: هر كه خداى عزوجل را در آنچه باو فرمان داده اطاعت كند سپس او را از جهت دعا بخواند او را اجابت كند، عرضكردم: جهت دعا چیست؟ فرمود: شروع مى كنى پس خدا را حمد و ستایش كنى، و نعمتهاییكه بتو داده است بزبان آرى، و سپس او را شكر كنى، سپس بر محمد (ص) صلوات فرستى، و سپس گناهان خود را یادآور شوى و بدانها اعتراف كنى و از آنها بخدا پناه برى، اینست جهت (و راه) دعا.
سپس فرمود: آیه دیگر كدام است؟ عرضكردم: گفتار خداى عزوجل: «و آنچه بدهید از چیزى پس خداوند عوضش را بدهد و اوست بهترین روزى دهندگان» (سوره صباء آیه 39) و من انفاق كنم (و بدهم) ولى عوضى (براى آن) نبینم؟ فرمود: آیا پندارى كه خداى عزوجل خلاف وعده خود كند؟ عرضكردم: نه، فرمود: پس این از چیست؟ عرضكردم ندانم، فرمود: اگر هر آینه یكى از شماها مالى را از راه حلالش بدست آورد، و آن را در راه حلالش انفاق كند (و بدهد) هیچ درهمى از آن انفاق نكند جز اینكه بر آن عوض داده شود.
توضیح:
انفاق در لغت عرب بمعناى خرج كردن و بخشیدن و یا دادن مال بكسى و نفقه دادن و امثال این معانى است، و در این آیه شریفه طبرسى (ره) در مجمع البیان گوید: یعنى آنچه از مال خود را در راه خیر صرف كنید پس خداى سبحان عوض آن را بشما عطا فرماید، اما در دنیا باینكه نعمت شما را افزون كند، و اما در آخرت پاداش آن بهشت است، و كلبى گفته: آنچه در راه خیر صدقه دهید خداوند عوض آنرا بشما بدهد یا در دنیا و یا براى آخرتتان ذخیره كند، و جابر از پیغمبر (ص) حدیث كند كه فرمود: هر كار معروفى صدقه است و هر چه مرد بوسیله آن آبروى خود را نگهدارد صدقه است، و هر چه انسان خرج كند خدا ضامن عوض آن است مگر آنچه در بنا و نافرمانى باشد.
(3135) 9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُسْتَجَابَ لَهُ دَعْوَتُهُ فَلْیُطِبْ مَكْسَبَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 241 روایة: 9
9- حضرت صادق (ع) فرمود: هر كه شاد شود دعایش باجابت رسد باید كسب خود را پاك و حلال كند.