فهرست کتاب


اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب پنهان كردن دعا

بَابُ إِخْفَاءِ الدُّعَاءِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِی هَمَّامٍ إِسْمَاعِیلَ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ دَعْوَةُ الْعَبْدِ سِرّاً دَعْوَةً وَاحِدَةً تَعْدِلُ سَبْعِینَ دَعْوَةً عَلَانِیَةً
وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَى دَعْوَةٌ تُخْفِیهَا أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ سَبْعِینَ دَعْوَةً تُظْهِرُهَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 225 روایة: 1
1- حضرت رضا علیه السلام فرمود: دعاى بنده در پنهانى یك دعایش برابر با هفتاد دعاى آشكار است. و در حدیث دیگر است كه: یك دعائى كه در پنهانى كنى بهتر است نزد خداوند از هفتاد دعا كه آشكار كنى.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: این دو حدیث دلالت كند بر اینكه پنهان كردن دعا بهتر از آشكار كردن آنست، و اینكه یك دعاى در پنهانى برابر است یا بهتر است هفتاد دعاى آشكار در صورتى كه آشكار كردن آن مشوب بریاء و سمعه نباشد و گرنه میان آنها نسبتى نیست.
و اما جمع میان این اخبار و آنچه روایت شده است از اینكه مستحب است اجتماع در دعا پس از این بحث در آن بیاید ان شاء اللّه تعالى.

باب اوقات و حالاتیكه امید اجابت دعا در آنها رود

بَابُ الْأَوْقَاتِ وَ الْحَالَاتِ الَّتِی تُرْجَى فِیهَا الْإِجَابَةُ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ یَحْیَى بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی الْبِلَادِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اطْلُبُوا الدُّعَاءَ فِی أَرْبَعِ سَاعَاتٍ عِنْدَ هُبُوبِ الرِّیَاحِ وَ زَوَالِ الْأَفْیَاءِ وَ نُزُولِ الْقَطْرِ وَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ مِنْ دَمِ الْقَتِیلِ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ عِنْدَ هَذِهِ الْأَشْیَاءِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 226 روایة: 1
1- حضرت صادق (ع) فرمود: دعا را در چهار هنگام بخوانید: هنگام وزیدن بادها، و (گاه) بر طرف شدن سایه ها (یعنى هنگام ظهر)، و (نزد) فرو شدن باران، و (هنگام) ریخته شدن اولین قطره خون مؤمن (در جهاد یا غیر آن) زیرا در این چیزها درهاى آسمان باز شود.
(3100) 2- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ غَیْرِهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ فَضْلٍ الْبَقْبَاقِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یُسْتَجَابُ الدُّعَاءُ فِی أَرْبَعَةِ مَوَاطِنَ فِی الْوَتْرِ وَ بَعْدَ الْفَجْرِ وَ بَعْدَ الظُّهْرِ وَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 266 روایة: 2
2- و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: دعا در چهار جا به اجابت رسد: در نماز وتر، و بعد از سپیده دم، و بعد از ظهر، و بعد از مغرب.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: ظاهر اینست كه در سه مورد اخیر بعد از نمازهاى این اوقات است نه بعد از دخول اوقات. (مترجم گوید: وجهى براى این استظهار بنظر نرسید، و اللّه اعلم).
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع اغْتَنِمُوا الدُّعَاءَ عِنْدَ أَرْبَعٍ عِنْدَ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ وَ عِنْدَ الْأَذَانِ وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَیْثِ وَ عِنْدَ الْتِقَاءِ الصَّفَّیْنِ لِلشَّهَادَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 226 روایة: 3
3- حضرت صادق (ع) فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده است: دعا را در چهار جا غنیمت شمارید: نزد قرائت قرآن، و نزد گفتن اذن، و نزد آمدن باران، و نزد برخورد كردن دو صف (از مؤمنین و كفار) براى قتال.
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَطَاءٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ كَانَ أَبِی إِذَا كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ حَاجَةٌ طَلَبَهَا فِی هَذِهِ السَّاعَةِ یَعْنِی زَوَالَ الشَّمْسِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 227 روایة: 4
4- حضرت باقر علیه السلام فرمود: پدرم هر زمان بدرگاه خداوند حاجتى داشت در این ساعت آن را مى خواست یعنى هنگام زوال خورشید (و اول ظهر كه خورشید از میانه آسمان بطرف مغرب متمایل شود).
5- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا رَقَّ أَحَدُكُمْ فَلْیَدْعُ فَإِنَّ الْقَلْبَ لَا یَرِقُّ حَتَّى یَخْلُصَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 227 روایة: 5
5- حضرت صادق (ع) فرمود: هرگاه دل یكى از شما رقت كرد (و نرم شد) در آن حال دعا كند، زیرا دل تا پاك نشود رقت نكند.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: رقت ضد قساوت است و نشانه رقت دل گریه است، و حاصل اینكه رقت نشانه پاكى دل از دغلى و حسد و افكار باطله و خیالاتى است كه انسانرا از توجه به خداى تعالى سرگرم كند، و خلوص و پاكى دل نشانه و سبب اجابت دعاء است.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ شَرِیفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِی قُرَّةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَیْرُ وَقْتٍ دَعَوْتُمُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ الْأَسْحَارُ وَ تَلَا هَذِهِ الْ آیَةَ فِی قَوْلِ یَعْقُوبَ ع سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی وَ قَالَ أَخَّرَهُمْ إِلَى السَّحَرِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 227 روایة: 6
6- حضرت صادق (ع) فرمود: رسول خدا فرموده است: بهترین وقتیكه در آن خداى عزوجل را بخوانید (و دعا بدرگاهش كنید) سحرها است، و این آیه را كه درباره گفتار حضرت یعقوب علیه السلام است تلاوت فرمود: (دعا كردن براى آنها را) بسحر تأخیر انداخت (و مولكول بوقت سحر كرد).
(3105) 7- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ أَبِی إِذَا طَلَبَ الْحَاجَةَ طَلَبَهَا عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَإِذَا أَرَادَ ذَلِكَ قَدَّمَ شَیْئاً فَتَصَدَّقَ بِهِ وَ شَمَّ شَیْئاً مِنْ طِیبٍ وَ رَاحَ إِلَى الْمَسْجِدِ وَ دَعَا فِی حَاجَتِهِ بِمَا شَاءَ اللَّهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 227 روایة: 7
7- حضرت صادق (ع) فرمود: پدرم هرگاه حاجتى از خدا طلب میكرد آنرا هنگام ظهر طلب میكرد، و چون اراده آن را میكرد چیزى مى آورد و صدقه میداد، و مقدار كمى عطر میزد و به مسجد مى رفت و براى حاجت خود دعا میكرد بدانچه خدا میخواست.
توضیح:
«و شم شیئاً من الطیب» كنایه از استعمال آن است چنانچه ترجمه شد، و نیز مرحوم مجلسى و دیگران گفته اند: و این حدیث دلالت كند كه دعا چند شرط دارد (1) هنگام زوال باشد (2) صدقه دادن پیش از آن (3) استعمال عطر (4) به مسجد رفتن.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ رَفَعَهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا اقْشَعَرَّ جِلْدُكَ وَ دَمَعَتْ عَیْنَاكَ فَدُونَكَ دُونَكَ فَقَدْ قُصِدَ قَصْدُكَ
قَالَ وَ رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَبِی إِسْمَاعِیلَ السَّرَّاجِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ سَعِیدٍ مِثْلَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 228 روایة: 8
8- و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: هر گاه بدنت لرزید و چشمت گریان شد پس خود را باش، خود را باش (و بوسیله دعا بگیر از خداى سبحان آنچه خواهى از فیض ره) كه به تو توجهى شده است.
توضیح:
«قصد قصدك» آنطور كه ترجمه شد بنابر وجهى است كه فیض (ره) و مجلسى (قده) و دیگران معنا كرده اند باینكه «قصد» به صیغه مجهول خوانده شود و «قصدك» نائب فاعل آن باشد یعنى «بر آورده شدن قصد، و مقصود تو مورد قصد و اراده حق تعالى قرار گرفته است» و ممكن است «قصد» به صیغه معلوم خوانده شود و «قصدك» نیز فاعلش باشد ولى باین نحو چنانچه مجلسى (ره) گوید بعید است.
9- عَنْهُ عَنِ الْجَامُورَانِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ صَنْدَلٍ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْكِنَانِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ كُلَّ عَبْدٍ دَعَّاءٍ فَعَلَیْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِی السَّحَرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنَّهَا سَاعَةٌ تُفَتَّحُ فِیهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تُقَسَّمُ فِیهَا الْأَرْزَاقُ وَ تُقْضَى فِیهَا الْحَوَائِجُ الْعِظَامُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 228 روایة: 9
9- حضرت باقر علیه السلام فرمود: خداى عزوجل از میان بندگان مؤمنش آن بنده اى را دوست دارد كه بسیار دعا كند، پس بر شما باد به دعا از هنگام سحر تا زدن آفتاب زیرا آن هنگامى است كه درهاى آسمان در آن هنگام باز گردد، و روزیها در آن تقسیم شود، و حاجتهاى بزرگ بر آورده شود.
10- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ فِی اللَّیْلِ لَسَاعَةً مَا یُوَافِقُهَا عَبْدٌ مُسْلِمٌ ثُمَّ یُصَلِّی وَ یَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُ فِی كُلِّ لَیْلَةٍ قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ وَ أَیُّ سَاعَةِ هِیَ مِنَ اللَّیْلِ قَالَ إِذَا مَضَى نِصْفُ اللَّیْلِ وَ هِیَ السُّدُسُ الْأَوَّلُ مِنْ أَوَّلِ النِّصْفِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 228 روایة: 10
10- عمر بن اذینه گوید: شنیدم از حضرت صادق (ع) كه مى فرمود: همانا در شب ساعتى است كه درك نكند آنرا بنده مسلمانى كه در آن نماز گزارد و خداى عزوجل را در آن ساعت بخواند (و به درگاهش دعا كند) جز اینكه اجابت شود (و دعایش مستجاب گردد) واین ساعت در هر شب هست، عرض كردم: خدایت خیر دهد بفرمائید آن چه ساعتى از شب است؟ فرمود: هنگامى كه نیمى از شب بگذرد، شش یك از اول نیمه شب.

باب رغبت و رهبت و تضرع و تبتل و ابتحال و استعاذه و مسئلت

بَابُ الرَّغْبَةِ وَ الرَّهْبَةِ وَ التَّضَرُّعِ وَ التَّبَتُّلِ وَ الِابْتِهَالِ وَ الِاسْتِعَاذَةِ وَ الْمَسْأَلَةِ
توضیح:
رغبت به معناى میل و شوق و رهبت به معناى ترس و بیم، و تضرع یعنى فروتنى كردن، و تبتل به معناى بریدگى و انقطاع بدرگاه خداوند، و ابتهال به معناى زارى كردن است و استعاذه یعنى پناه جستن، و مسئلت به معناى درخواست كردن است، اینها ترجمه هاى فارسى آن است و معانى دیگر آنها در ضمن اخبار بیاید.
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الرَّغْبَةُ أَنْ تَسْتَقْبِلَ بِبَطْنِ كَفَّیْكَ إِلَى السَّمَاءِ وَ الرَّهْبَةُ أَنْ تَجْعَلَ ظَهْرَ كَفَّیْكَ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَوْلُهُ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا قَالَ الدُّعَاءُ بِإِصْبَعٍ وَاحِدَةٍ تُشِیرُ بِهَا وَ التَّضَرُّعُ تُشِیرُ بِإِصْبَعَیْكَ وَ تُحَرِّكُهُمَا وَ الِابْتِهَالُ رَفْعُ الْیَدَیْنِ وَ تَمُدُّهُمَا وَ ذَلِكَ عِنْدَ الدَّمْعَةِ ثُمَّ ادْعُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 229 روایة: 1
1- ابو اسحاق گوید: حضرت صادق (ع) فرمود: رغبت آن است كه كف دو دست خود را بسوى آسمان بدارى، و رهبت آن است كه پشت دستهایت را بسوى آسمان بدارى. و در گفتار خداى عزوجل: «و تبتل الیه تبتیلا» فرمود: تبتل: دعا كردن بیك انگشت است كه بدان اشاره كنى، و تضرع این است كه با دو انگشت اشاره كنى و آندو را حركت دهى، و ابتهال: بالا بردن هر دو دست است و اینكه آنها را بكشى، و این موقع اشك ریختن است، و سپس دعا كن.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: در این خبر و نظائر آن در معناى رغبت دو احتمال است:
اول: اینكه معنى این باشد كه اگر در حال دعا شوق و امید بر او غالب شد سزاوار است كه دو كف دستهاى خود را به آسمان باز دارد كه گویا مى خواهد رحمت خدا را دریافت كند، و اگر ترس و بیم بر او غالب آمد از اینكه دعایش به اجابت رسد پشت دو دست را به آسمان كند كنایه از اینكه به خاطر بسیارى گناه سزاوار حرمان است اگر چه مقتضاى كرم وجود خداوند فضل و احسان به اوست.
دوم: معنى این باشد كه اگر براى سودى دعا مى كند سزاوار است دو كف را به طرف آسمان بردارد، و اگر دعا براى دفع زیانى است كه از آمدن آن ترسان است پشت دستها را به آسمان كند كه گویا آن را دفع مى كند.. تا اینكه گوید: و طبرسى گفته است: تبتل به معنى انقطاع به درگاه خدا است براى عبادت، و اخلاص عمل براى او و اصل آن از «بتل الشى ء» به معنى بریدن و قطع كردن آن است و از این رو فاطمه (علیه السلام) را بتول گفتند: چون با عبادت خدا از دیگران بریده بود، سپس مجلسى (ره) گوید: محتمل است معناى حدیث این باشد كه این قسم بهترین اقسام تبتلى است كه خداوند فرموده، و اشاره با انگشت ممكن است اشاره به بلندى و پستى باشد، و حركت دادن انگشتان اشاره به چپ و راست باشد، و گفته شده: بلندى و پستى اشاره به اینست كه پروردگارا نمیدانم آیا مرا بلند گردانیده یا پست كرده اى، و حركت دادن به چپ و راست اشاره بدان است كه نمى دانم آیا از اصحاب یمین هستم یا از اصحاب شمال.
(3110) 2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ فَقَالَ الِاسْتِكَانَةُ هُوَ الْخُضُوعُ وَ التَّضَرُّعُ هُوَ رَفْعُ الْیَدَیْنِ وَ التَّضَرُّعُ بِهِمَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 230 روایة: 2
2- محمد بن مسلم گوید: از حضرت باقر (ع) پرسیدم از (تفسیر) گفتار خداى عزوجل: «پس فروتن نشدند براى پروردگار خویش و زارى نكردند» (سوره مؤمنون آیه 76) فرمود: استكانت همان فروتنى است و تضرع بلند كردن هر دو دست و زارى كردن بدانها است.
3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ جَمِیعاً عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی خَالِدٍ عَنْ مَرْوَكٍ بَیَّاعِ اللُّؤْلُؤِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ ذَكَرَ الرَّغْبَةَ وَ أَبْرَزَ بَاطِنَ رَاحَتَیْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ هَكَذَا الرَّهْبَةُ وَ جَعَلَ ظَهْرَ كَفَّیْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ هَكَذَا التَّضَرُّعُ وَ حَرَّكَ أَصَابِعَهُ یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ هَكَذَا التَّبَتُّلُ وَ یَرْفَعُ أَصَابِعَهُ مَرَّةً وَ یَضَعُهَا مَرَّةً وَ هَكَذَا الِابْتِهَالُ وَ مَدَّ یَدَهُ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ إِلَى الْقِبْلَةِ وَ لَا یَبْتَهِلُ حَتَّى تَجْرِیَ الدَّمْعَةُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 230 روایة: 3
3- حضرت صادق (ع) رغبت را ذكر كرد و درون دو كف خود را به طرف آسمان باز كرد (یعنى رغبت چنین است) و اما رهبت چنین است: و پشت دو دست را به طرف آسمان كرد، و اما تضرع چنین است: و انگشتانش را بر است و چپ گردانید، و تبتل چنین است: و انگشتانش را بالا مى برد و پائین مى آورد، و ابتهال چنین است: و دست خود را تا برابر رویش به جانب قبله كشید (فرمود) و ابتهال نباشد تا اشك روان شود.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَرَّ بِی رَجُلٌ وَ أَنَا أَدْعُو فِی صَلَاتِی بِیَسَارِی فَقَالَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ بِیَمِینِكَ فَقُلْتُ یَا عَبْدَ اللَّهِ إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَقّاً عَلَى هَذِهِ كَحَقِّهِ عَلَى هَذِهِ وَ قَالَ الرَّغْبَةُ تَبْسُطُ یَدَیْكَ وَ تُظْهِرُ بَاطِنَهُمَا وَ الرَّهْبَةُ تَبْسُطُ یَدَیْكَ وَ تُظْهِرُ ظَهْرَهُمَا وَ التَّضَرُّعُ تُحَرِّكُ السَّبَّابَةَ الْیُمْنَى یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ التَّبَتُّلُ تُحَرِّكُ السَّبَّابَةَ الْیُسْرَى تَرْفَعُهَا فِی السَّمَاءِ رِسْلًا وَ تَضَعُهَا وَ الِابْتِهَالُ تَبْسُطُ یَدَیْكَ وَ ذِرَاعَیْكَ إِلَى السَّمَاءِ وَ الِابْتِهَالُ حِینَ تَرَى أَسْبَابَ الْبُكَاءِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 230 روایة: 4
4- محمد بن مسلم گوید: شنیدم حضرت صادق (ع) مى فرمود: مردى به من گذر كرد و من با دست چپ در نماز دعا مى كردم، پس گفت: یا ابا عبداللّه با دست راستت (دعاكن) من گفتم: اى بنده خدا همانا براى خداى تبارك و تعالى بر این هم حقى است مانند حقى كه بدان دارد.
مجلسى (ره) گوید: «ممكن است آن حضرت دست چپ را با دست راست بلند كرده بوده و ممكن است بدون دست راست بوده مانند نماز وتر، و گویا سائل نادان پیش خود فكر كرده كه دست راست اشرف است ولى بى خبر بوده از اینكه همه بدن را از عذاب سهمى است، كه باید از آن پناه جست، و نیز براى هر كدام از اعضاء بدن بسوى پروردگار در هستى و بقاء و پرورش نیازى است، بلكه چپ در این جا مناسب تر است، زیرا نویسنده گناهان در سمت چپ است و گناهان از جانب نفس كه میل به شهوت و لذت و اعمال پست دنیائى است بیاید. و جواب آن حضرت به آن مرد پس از نماز بوده، و محتمل است كه مقصود آن حضرت كه فرماید: «در نماز دعا مى كردم» یعنى در تعقیب نماز بودم و آنرا تأیید كند آنچه بیاید در باب دعاى بعد از نمازها (در دعائى) كه دست راست را بریش بگیرد و دست چپ را بسوى آسمان بلند كند» برگردیم به دنباله حدیث (4):
و فرمود: رغبت این است كه: هر دو دست را بگشائى و درون آنها را آشكار كنى، و رهبت این است كه: دو دست را بگشائى و پشت آندو را ظاهر سازى، و تضرع آنست كه: انگشت سبابه راست را براست و چپ بجنبانى، و تبتل: جنبانیدن انگشت (سبابه) چپ است كه آنرا به آرامى بسوى آسمان بالا برى و پائین آورى، و ابتهال آنست كه: هم دستها و هم دو ذراع را بسوى آسمان بگشائى، و ابتهال در وقتى است كه ببینى وسائل گریه فراهم شده است.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: این خبر چون تفسیرى بر اخبار گذشته است.
5- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ أَوْ غَیْرِهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الدُّعَاءِ وَ رَفْعِ الْیَدَیْنِ فَقَالَ عَلَى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ أَمَّا التَّعَوُّذُ فَتَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ بِبَاطِنِ كَفَّیْكَ وَ أَمَّا الدُّعَاءُ فِی الرِّزْقِ فَتَبْسُطُ كَفَّیْكَ وَ تُفْضِی بِبَاطِنِهِمَا إِلَى السَّمَاءِ وَ أَمَّا التَّبَتُّلُ فَإِیمَاءٌ بِإِصْبَعِكَ السَّبَّابَةِ وَ أَمَّا الِابْتِهَالُ فَرَفْعُ یَدَیْكَ تُجَاوِزُ بِهِمَا رَأْسَكَ وَ دُعَاءُ التَّضَرُّعِ أَنْ تُحَرِّكَ إِصْبَعَكَ السَّبَّابَةَ مِمَّا یَلِی وَجْهَكَ وَ هُوَ دُعَاءُ الْخِیفَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 231 روایة: 5
5- ابو بصیر گوید: از حضرت صادق (ع) از دعا كردن و بلند كردن دستها پرسیدم فرمود: اما براى پناه بردن به خداى (از شر دشمنان) درون دستهاى خود را به طرف قبله كنى، و اما در دعاى براى روزى دستهاى خود را باز كنى و درون آندو را به سوى آسمان بدارى، و اما تبتل پس آن اشاره كردن با انگشت سبابه است، و اما ابتهال: بلند كردن دستها است بطورى كه از سرت بگذرد، و دعاى تضرع این است كه انگشت سبابه را در برابر رویت به جنبانى و آن دعاى خیفه (و هراس) است.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: ظاهر آنست كه مقصود از تعوذ پناه بردن از شر دشمنان است، و ممكن است آنرا تعمیم داد كه دشمنان باطن را هم چون نفس و شیطان شامل شود، و این حالت (یعنى حالتى كه امام (علیه السلام) در تعوذ فرمود) حالت نهایت بیچارگى است، زیرا كسى كه سنگى یا شمشیرى یا نیزه اى را بیند اینگونه دست خود را سپر سازد تا آنها را از اعضاء شریف بدن خود دور سازد.
6- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ قَالَ الِاسْتِكَانَةُ هِیَ الْخُضُوعُ وَ التَّضَرُّعُ رَفْعُ الْیَدَیْنِ وَ التَّضَرُّعُ بِهِمَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 232 روایة: 6
6- (این خبر مانند حدیث (2) است كه با ترجمه اش گذشت).
(3115) 7- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةَ قَالَا قُلْنَا لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع كَیْفَ الْمَسْأَلَةُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَالَ تَبْسُطُ كَفَّیْكَ قُلْنَا كَیْفَ الِاسْتِعَاذَةُ قَالَ تُفْضِی بِكَفَّیْكَ وَ التَّبَتُّلُ الْإِیمَاءُ بِالْإِصْبَعِ وَ التَّضَرُّعُ تَحْرِیكُ الْإِصْبَعِ وَ الِابْتِهَالُ أَنْ تَمُدَّ یَدَیْكَ جَمِیعاً
اصول كافى جلد 4 صفحه: 232 روایة: 7
7- محمد بن مسلم و زراره گویند: به حضرت صادق علیه السلام عرض كردیم: مسئلت بدرگاه خدا چگونه است؟ فرمود: دو دست خود را باز كنى، عرض كردیم: استعاذه چگونه است؟ فرمود: هر دو كف دست خود را بجانب فضا كنى (مانند كسى كه مى خواهد دست به دیوار بگذارد و خلاصه اینكه كف دستها را بطرف قبله مى گیرى از مجلسى ره) و تبتل: اشاره با انگشت است، و تضرع: جنبانیدن انگشت است، و ابتهال اینست كه هر دو را با هم بكشى.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: عارف ربانى در كتاب عدةالداعى گفته است: این حالات و هیئتهائى كه در این اخبار ذكر شده است یا تعبد است براى علتى كه ما آن را نمى دانیم، و یا (براى بعضى مناسبات عرفى) مثلاً:
مقصود از گشودن دستها در حال رغبت و شوق بخاطر این است كه این حال و كیفیت بحال شخص امیدوار بفضل خدا نزدیك تر است، و مانند كسى است كه دستهاى خود را براى ریزش احسان در آنها باز كرده.
و در رهبت گویا بنده بزبان خوارى و بیمقدارى بعالم خفیات و اسرار عرضه مى دارد: پروردگارا من بباز كردن كف دست بسوى تو اقدام نكردم و روى آنها را بواسطه شرمندگى و خوارى بطرف زمین متوجه كرده ام.
و مقصود بجنباندن انگشتان بطرف راست و چپ در حال تضرع اینست كه خود را بآنكس كه فرزند مرده است شبیه سازد زیرا چنین كسى در آنحال دستها را باین سو و آن سو كند.
و در حال تبتل كه انگشتان را گاهى بالا برد و گاهى پائین آورد مقصود این است كه گویا بزبان حال به بر آورنده حاجات و آمال عرض كند: من از همه بریدم و بدرگاه تو رو آوردم و با یك انگشت اشاره كند كه نشانه یگانگى خداوند است.
و مقصود از كشیدن دستها بسوى قبله در برابر رو در حال ابتهال، یا كشیدن دو دست و دو ذراع بسوى آسمان، یا كشیدن دستها و گذراندن از سر، بحسب اختلافاتى كه در روایات بود، آن است كه این یك نوع از انواع عبادتها و اظهار كوچكى و خوارى است، یا مانند غریقى است كه دستهاى لخت خود را از آب بر آورده و به دامن رحمتش آویزان در آویخته.