اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب اینكه هیچ گناهى با بودن ایمان زیان ندارد، و هیچ حسنه اى با بودن كفر سود ندهد

بَابُ أَنَّ الْإِیمَانَ لَا یَضُرُّ مَعَهُ سَیِّئَةٌ وَ الْكُفْرَ لَا یَنْفَعُ مَعَهُ حَسَنَةٌ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع هَلْ لِأَحَدٍ عَلَى مَا عَمِلَ ثَوَابٌ عَلَى اللَّهِ مُوجَبٌ إِلَّا الْمُؤْمِنِینَ قَالَ لَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 206 روایة: 1
1- یعقوب بن شعیب گوید: به حضرت صادق (ع): عرضكردم: آیا براى كسى در برابر آنچه مى كند ثوابى بر خدا لازم باشد جز براى مؤمنان؟ فرمود: نه.
(3045) 2- عَنْهُ عَنْ یُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ مُوسَى لِلْخَضِرِ ع قَدْ تَحَرَّمْتُ بِصُحْبَتِكَ فَأَوْصِنِی قَالَ لَهُ الْزَمْ مَا لَا یَضُرُّكَ مَعَهُ شَیْ ءٌ كَمَا لَا یَنْفَعُكَ مَعَ غَیْرِهِ شَیْ ءٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 206 روایة: 2
2- و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: كه موسى علیه السلام بخضر (ع) گفت: من بواسطه مصاحبت و همدمى با تو حق و حرمتى پیدا كردم پس باید بمن سفارش كنى (و پندى دهى)؟ باو فرمود: ملازمت كن (و بچسب بدان) چیزى كه با وجود آن هیچ چیز تو را زیان نرساند چنانچه با چیز دیگرى جز آن هیچ چیز تو را سود ندهد (و آن ایمان است).
3- عَنْهُ عَنْ یُونُسَ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ عَنْ أَبِی أُمَیَّةَ یُوسُفَ بْنِ ثَابِتٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَا یَضُرُّ مَعَ الْإِیمَانِ عَمَلٌ وَ لَا یَنْفَعُ مَعَ الْكُفْرِ عَمَلٌ أَ لَا تَرَى أَنَّهُ قَالَ وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ مَاتُوا وَ هُمْ كَافِرُونَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 206 روایة: 3
3- یوسف بن ثابت گوید: شنیدم از حضرت صادق (ع) كه مى فرمود: با وجود ایمان هیچ عملى زیان ندارد، و با كفر (نیز) هیچ عملى سود ندارد، آیا نبینى كه خدا فرمود: «و باز نداشت آنها را اینكه بخششهاشان پذیرفته شود جز اینكه ایشان بخدا و به پیغمبرش كافر شدند (تا آنكه فرماید:) و مردند در حالیكه كافر بودند».
توضیح: اول این آیات: آیه 54 از سوره توبه است و آخر آن آخر آیه 125 از همان سوره است، و از این روى مجلسى (ره) گوید: شاید در قرائت ائمه چنین بوده، و یا آنكه ممكن است نقل بمعنى شده چون همه آیات در وصف یكدسته است. (مترجم) گوید: «آخر آیه 55 چنین است: «و تزهق انفسهم و هم كافرون» پس ممكن است امام علیه السلام همین آیه شریفه (55) را نقل بمعنى فرموده باشد».
4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ أَبِی أُمَیَّةَ یُوسُفَ بْنِ ثَابِتِ بْنِ أَبِی سَعْدَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ الْإِیمَانُ لَا یَضُرُّ مَعَهُ عَمَلٌ وَ كَذَلِكَ الْكُفْرُ لَا یَنْفَعُ مَعَهُ عَمَلٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 206 روایة: 4
4- امام صادق علیه السلام فرمود: با ایمان هیچ كارى زیان ندارد، و همچنین با كفر هیچ كردارى سود ندهد.
5- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع حَدِیثٌ رُوِیَ لَنَا أَنَّكَ قُلْتَ إِذَا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ فَقَالَ قَدْ قُلْتُ ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ زَنَوْا أَوْ سَرَقُوا أَوْ شَرِبُوا الْخَمْرَ فَقَالَ لِی إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ وَ اللَّهِ مَا أَنْصَفُونَا أَنْ نَكُونَ أُخِذْنَا بِالْعَمَلِ وَ وُضِعَ عَنْهُمْ إِنَّمَا قُلْتُ إِذَا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ مِنْ قَلِیلِ الْخَیْرِ وَ كَثِیرِهِ فَإِنَّهُ یُقْبَلُ مِنْكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 207 روایة: 5
5- محمد بن مارد گوید: به حضرت صادق (ع) عرضكردم: براى ما حدیثى روایت شده كه شما فرموده اید: چون معرفت (بامامت ما) پیدا كردى پس هر چه خواهى بكن؟ فرمود: آرى، من این را گفته ام، گوید عرضكردم: اگر چه زنا كنند، یا دزدى كنند یا شراب بنوشند؟ بمن فرمود: «اناللّه و انا الیه راجعون» بخدا سوگند با ما بانصاف رفتار نكردند كه خود ما بکردارمان مؤاخذه شویم ولى تكلیف از آنها برداشته شده باشد؟ همانا من گفتم چون معرفت (بامام خود) پیدا كردى هر چه خواهى كم یا بیش كار خیر انجام ده كه از تو پذیرفته شود.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: «اناللّه و انا الیه راجعون» اشاره باین است كه چنین افترائى بر ما به كج فهمى كلام ما مصیبت بزرگى است. و در جمله «ان نكون اخذنا بالعمل» گوید: حاصل كلام امام (علیه السلام) اینست كه تكلیف از ما برداشته نشده، پس چگونه بخاطر ما از آنان برداشته شود؟ یا اینكه ما خود از عقاب بیمناكیم و توبه و زارى بسوى خدا كنیم و آنها بسبب ولایت ما آسوده باشند؟ این انصاف نیست.
6- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع كَثِیراً مَا یَقُولُ فِی خُطْبَتِهِ یَا أَیُّهَا النَّاسُ دِینَكُمْ دِینَكُمْ فَإِنَّ السَّیِّئَةَ فِیهِ خَیْرٌ مِنَ الْحَسَنَةِ فِی غَیْرِهِ وَ السَّیِّئَةُ فِیهِ تُغْفَرُ وَ الْحَسَنَةُ فِی غَیْرِهِ لَا تُقْبَلُ
هَذَا آخِرُ كِتَابِ الْإِیمَانِ وَ الْكُفْرِ وَ الطَّاعَاتِ وَ الْمَعَاصِی مِنْ كِتَابِ الْكَافِی وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 207 روایة: 6
6- و نیز حضرت صادق (ع) فرمود: امیرالمومنین علیه السلام (این جمله را) زیاد در خطبه اش میفرمود: اى مردم دین خود را نگهدارید، دین خود را نگهدارید، زیرا گناه در آن بهتر از حسنه در غیر آن است، گناه در آن آمرزیده شود و حسنه در غیر آن پذیرفته نشود.
شرح:
بهتر بودن گناه در این دین از حسنه در غیر آن ظاهراً بهمان اعتبارى است كه در خود حدیث است كه گناه در این دین آمرزیده شود و حسنه در غیر آن پذیرفته نشود.
پایان كتاب ایمان و كفر و طاعات و معاصى از كتاب كافى، و سپاس مر خداوند یكتا را است، و درود خداوند بر محمد و آلش باد.

كتاب دعا و نیایش

كِتَابُ الدُّعَاءِ

باب فضیلت دعا و تشویق كردن بر آن

بَابُ فَضْلِ الدُّعَاءِ وَ الْحَثِّ عَلَیْهِ كِتَابُ الدُّعَاءِ
(3050) 1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ قَالَ هُوَ الدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الدُّعَاءُ قُلْتُ إِنَّ إِبْراهِیمَ لَأَوَّاهٌ حَلِیمٌ قَالَ الْأَوَّاهُ هُوَ الدَّعَّاءُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 210 روایة: 1
1- زراره از حضرت باقر علیه السلام حدیث كند كه فرمود: خداى عزوجل فرماید: «همانا آنانكه سرفرازى كنند از عبادت (و پرستش) من، زود است كه سرافكنده بدوزخ در آیند» (سوره مؤمن آیه 60) حضرت فرمود: (مقصود از عبادت) دعاء است، و بهترین عبادت دعاء است، عرض كردم: (مقصود از «أواه» در این آیه چیست كه خداوند فرماید:) «همانا ابراهیم أواه و شكیبا بود» (سوره توبه آیه 114) فرمود: «أواه» یعنى بسیار دعاء كننده بدرگاه خداوند.
2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ وَ ابْنِ مَحْبُوبٍ جَمِیعاً عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع أَیُّ الْعِبَادَةِ أَفْضَلُ فَقَالَ مَا مِنْ شَیْ ءٍ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ یُسْئَلَ وَ یُطْلَبَ مِمَّا عِنْدَهُ وَ مَا أَحَدٌ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِمَّنْ یَسْتَكْبِرُ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لَا یَسْأَلُ مَا عِنْدَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 210 روایة: 2
2- سدیر گوید: بامام باقر علیه السلام عرضكردم: كدام عبادت بهتر است؟ فرمود: چیزى نزد خداى عزوجل بهتر از این نیست كه از او درخواست شود و از آنچه نزد او است خواسته شود، و كسى نزد خداى عزوجل مبغوض تر نیست از آنكس كه از عبادت او تكبر ورزد (و سر پیچى كند) و آنچه نزد او است درخواست نكند.
3- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُیَسِّرِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ لِی یَا مُیَسِّرُ ادْعُ وَ لَا تَقُلْ إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَةً لَا تُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَةٍ وَ لَوْ أَنَّ عَبْداً سَدَّ فَاهُ وَ لَمْ یَسْأَلْ لَمْ یُعْطَ شَیْئاً فَسَلْ تُعْطَ یَا مُیَسِّرُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ بَابٍ یُقْرَعُ إِلَّا یُوشِكُ أَنْ یُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 211 روایة: 3
3- میسر بن عبد العزیز گوید: حضرت صادق علیه السلام بمن فرمود: اى میسر دعا كن و مگو كه كار گذشته است و آنچه مقدر شده همان شود (و دعا اثرى ندارد)، همانا نزد خداى عزوجل منزلت و مقامى است كه بدان نتوان رسید جز بدرخواست و مسئلت، و اگر بنده اى دهان خود ببندد و درخواست نكند چیزى باو داده نشود، پس درخواست كن تا بتو داده شود،اى میسر هیچ درى نیست كه كوبیده شود جز اینكه امید آن رود كه بروى كوبنده باز شود.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: اینكه فرمود: «و مگو كه كار گذشته است» این نهى امام علیه السلام از این گفتار دو وجهه دارد: یكى آنكه این گفتار باطل است زیرا این گفتار یهود و برخى از حكماء است بلكه باید ایمان به بداء داشت و باینكه خداوند سبحان هر روز در كارى است، و هر چه خواهد محو كند و هر چه بخواهد ثبت كند و قضا و قدر مانع دعا نیستند چون تغییر در لوح محو و اثبات ممكن است، گذشته از اینكه خود دعاء نیز از اسباب قضا و قدر است و امر بدعاء نیز از همانها است.
دیگر اینكه درست است كه علم خداوند بهر چه تعلق گرفته همان شود ولى این مانع از دعا نیست و اینكه امام علیه السلام او را از این گفتار نهى فرموده یعنى نهى از اینست كه این كلام را (كه در جاى خود صحیح است) مانع از دعاء قرار ندهى - كه سبب اعتقاد بر بى فائده بودن دعاى تو شود، و حاصل جوابى كه حضرت از آن فرموده است بدو وجه برگردد:
اول اینكه: دعا بخودى خود مطلوبست چون عبادت بزرگیست و بمقام بلندى انسانرا نزد خدایتعالى رساند كه جز بوسیله دعا و زارى رسیدن بدان ممكن نیست.
دوم اینكه مقدرات گاهى كم و زیاد میشود و بسا باشد كه بواسطه شرطى از میان برود مثلا در تقدیر خداوند عمر كسى سى سال گذشته است بشرط اینكه صله رحم نكند و اگر كرد شصت سال مقدر شده، و روزیش در فلان روز بیكدرهم مقدر شده اگر دعا نكند و بیشتر درخواست نكند، و اگر دعا و درخواست كرد دو درهم مقدر شده و هم چنین سایر چیزها، و حاصل اینكه براى وجود تمام كاینات و عدم آنها شرائط و اسبابى است و خداى سبحان نخواسته است كارها را بدون اسباب انجام دهد، و از جمله اسباب براى برخى از چیزها دعا است كه اگر دعا نكند آن چیز بدو داده نشود؟
و اما علم خداوند پس آن تابع معلوم است و علت پیدایش چیزى نگردد، و قضا و قدر حتمى و لازم نیستند و گرنه ثواب و عقاب و امر و نهى باطل گردند چنانچه از امیرالمؤمنین علیه السلام گذشت، سپس كلامى از غزالى و دیگران در اینباره نقل كند كه ایراد آن از وضع و شرح و ترجمه ما بیرون است.
4- حُمَیْدُ بْنُ زِیَادٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنِ ابْنِ بَقَّاحٍ عَنْ مُعَاذٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ لَمْ یَسْأَلِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدِ افْتَقَرَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 212 روایة: 4
4- و نیز حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر كه از فضل خداى عزوجل درخواست نكند نیازمند و فقیر گردد.
5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ ادْعُ وَ لَا تَقُلْ قَدْ فُرِغَ مِنَ الْأَمْرِ فَإِنَّ الدُّعَاءَ هُوَ الْعِبَادَةُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ وَ قَالَ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 212 روایة: 5
5- حماد بن عیسى گوید: شنیدم از حضرت صادق علیه السلام كه میفرمود: دعا كن و مگو كار از كار گذشته است زیرا دعا همان عبادت است و خداى عزوجل فرماید: «آنانكه از عبادت من تكبر ورزند زود است كه سر افكنده بدوزخ در آیند» (سوره مؤمن آیه 60) و نیز فرموده است: «مرا بخوانید تا اجابت كنم» (این آیه نیز اول همان آیه پیشین است).
شرح:
مجلسى (ره) گوید: مقصود اینست كه چنانچه پیش گفته شد دعا بخودى خود عبادت است زیرا در این آیه آنرا عبادت دانسته و خداى تعالى بدان فرمان داده پس بر فرض كه باجابت نیز نرسد بخاطر اطاعت امر او باید انجام شود مانند سایر عبادات، و ترك آن موجب خوارى و كوچكى و ورود در دوزخ است چنانچه آیه بر آن دلالت دارد، علاوه بر اینكه خداى سبحان وعده اجابت فرموده و در وعده خویش تخلف نورزد، و این مطلب با تقدیر هم منافات ندارد، زیرا دعا نیز مقدر است و فایده اى هم كه بر آن مترتب شود مقدر گردیده است.
(3055) 6- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ سَیْفٍ التَّمَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ عَلَیْكُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّكُمْ لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَا تَتْرُكُوا صَغِیرَةً لِصِغَرِهَا أَنْ تَدْعُوا بِهَا إِنَّ صَاحِبَ الصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ الْكِبَارِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 212 روایة: 6
6- سیف تمار گوید: شنیدم از حضرت صادق (ع) كه میفرمود: بر شما باد به (ملازمت) دعاء زیرا بهیچ چیز مانند آن بخدا نزدیك نشوید، و هیچ حاجت كوچكى را بخاطر كوچكیش رها نكنید از اینكه براى آن بدرگاه خداوند دعا كنید، زیرا آنكس كه حاجات كوچك بدست اوست همان كس است كه حاجات بزرگ در اختیار اوست.
شرح:
یعنى نپندارید كه كارهاى كوچك بدون تقدیر خداوند انجام شود بلكه تمامى كارها از كوچك و بزرگ بدست او است.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ رَجُلٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع الدُّعَاءُ هُوَ الْعِبَادَةُ الَّتِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی الْ آیَة ادْعُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تَقُلْ إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ قَالَ زُرَارَةُ إِنَّمَا یَعْنِی لَا یَمْنَعْكَ إِیمَانُكَ بِالْقَضَاءِ وَ الْقَدَرِ أَنْ تُبَالِغَ بِالدُّعَاءِ وَ تَجْتَهِدَ فِیهِ أَوْ كَمَا قَالَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 212 روایة: 7
7- و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: دعاء همان عبادتى است كه خداى عزوجل فرموده است: «همانا آنانكه از عبادت من تكبر ورزند» تا آخر آیه. خداى را بخوان (و دعاكن) و مگو كار گذشته است.
زراره گوید: مقصود آن حضرت اینست كه عقیده تو به قضا و قدر جلوگیر تو نشود از اصرار در دعا و كوشش در آن - یا (آنكه زراره كلامى) مانند این گفت.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَرْضِ الدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الْعَفَافُ قَالَ وَ كَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع رَجُلًا دَعَّاءً
اصول كافى جلد 4 صفحه: 213 روایة: 8
8- و نیز امام صادق علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام فرماید: محبوبترین در (روى) زمین براى خداى عزوجل دعا است، و بهترین عبادت پرهیزكارى و پارسائى است و امیرالمؤمنین علیه السلام مردى بود كه بسیار دعا مى كرد.