فهرست کتاب


اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب در تفسیر گناهان

بَابٌ فِی تَفْسِیرِ الذُّنُوبِ
1- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الذُّنُوبُ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ الْبَغْیُ وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تُورِثُ النَّدَمَ الْقَتْلُ وَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ الظُّلْمُ وَ الَّتِی تَهْتِكُ السِّتْرَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ الَّتِی تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا وَ الَّتِی تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ قَطِیعَةُ الرَّحِمِ وَ الَّتِی تَرُدُّ الدُّعَاءَ وَ تُظْلِمُ الْهَوَاءَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 184 روایة: 1
1- حضرت صادق (ع) فرمود: گناهانیكه نعمت ها را دگرگون سازند تجاوز (بدیگران) است، و گناهانیكه پشیمانى ببار آورند كشتن (و آدمكشى) است، و آن گناهانى كه بلاها نازل كند ستم است، و آنها كه پرده را بدرند شرابخواریست، و آنها كه روزى را نگهدارند (و در نتیجه كم شود) زنا است، و آنها كه در نابودى شتاب كنند قطع رحم است؛ و آنها كه دعا را برگردانند و فضا را تیره و تار كنند نافرمانى و آزردن پدر و مادر است.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ كَانَ أَبِی ع یَقُولُ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِی تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ وَ تُقَرِّبُ الْآجَالَ وَ تُخْلِی الدِّیَارَ وَ هِیَ قَطِیعَةُ الرَّحِمِ وَ الْعُقُوقُ وَ تَرْكُ الْبِرِّ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 184 روایة: 2
2- اسحاق بن عمار گوید: شنیدم از حضرت صادق (ع) كه مى فرمود: همیشه پدرم مى فرمود: پناه مى بریم بخدا از گناهانیكه در نابودى شتاب كنند و مرگ ها را نزدیك سازند و خانه ها را ویران كنند و آنها: قطع رحم، و آزردن و نافرمانى پدر و مادر، و واگذاردن احسان و نیكى است.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ أَوْ بَعْضُ أَصْحَابِهِ عَنْ أَیُّوبَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى قَالَ حَدَّثَنِی بَعْضُ أَصْحَابِنَا قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا فَشَا أَرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ أَرْبَعَةٌ إِذَا فَشَا الزِّنَا ظَهَرَتِ الزَّلْزَلَةُ وَ إِذَا فَشَا الْجَوْرُ فِی الْحُكْمِ احْتُبِسَ الْقَطْرُ وَ إِذَا خُفِرَتِ الذِّمَّةُ أُدِیلَ لِأَهْلِ الشِّرْكِ مِنْ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَ إِذَا مُنِعَتِ الزَّكَاةُ ظَهَرَتِ الْحَاجَةُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 184 روایة: 3
3- و نیز حضرت صادق (ع) فرمود: همین كه چهار چیز شایع شد (همراه آنها) چهار چیز دیگر پدیدار گردد: هرگاه زنا شایع شد زلزله پیدا شود، و هرگاه حكم بنا حق شایع شود باران بند آید، و هرگاه پیمان با كفارى كه در ذمه اسلامند شكسته شود (و طبق مقررات با آنها رفتار نشود) دولت بدست مشركین افتد وبر مسلمین حكومت كنند، و هرگاه زكاة داده نشد فقر و احتیاج پدیدار گردد.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: اینكه پیمان شكنى با ذمیان سبب غلبه آنها شود براى آنست كه چون بنقض عهد مخالفت با خداوند كنند بجهت اظهار تسلط، خدا نیز خلاف مقصودشان را پیش آورد، چنانچه منع از زكاة بخاطر ثروتمند شدن پس خدا بركت آن را میبرد و آنها را نیازمند كند.

باب نادر

بَابٌ نَادِرٌ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ الْعَبْدِیِّ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الْعَبْدَ مِنْ عَبِیدِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَیُذْنِبُ الذَّنْبَ الْعَظِیمَ مِمَّا یَسْتَوْجِبُ بِهِ عُقُوبَتِی فِی الدُّنْیَا وَ الْ آخِرَةِ فَأَنْظُرُ لَهُ فِیمَا فِیهِ صَلَاحُهُ فِی آخِرَتِهِ فَأُعَجِّلُ لَهُ الْعُقُوبَةَ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیَا لِأُجَازِیَهُ بِذَلِكَ الذَّنْبِ وَ أُقَدِّرُ عُقُوبَةَ ذَلِكَ الذَّنْبِ وَ أَقْضِیهِ وَ أَتْرُكُهُ عَلَیْهِ مَوْقُوفاً غَیْرَ مُمْضًى وَ لِی فِی إِمْضَائِهِ الْمَشِیئَةُ وَ مَا یَعْلَمُ عَبْدِی بِهِ فَأَتَرَدَّدُ فِی ذَلِكَ مِرَاراً عَلَى إِمْضَائِهِ ثُمَّ أُمْسِكُ عَنْهُ فَلَا أُمْضِیهِ كَرَاهَةً لِمَسَاءَتِهِ وَ حَیْداً عَنْ إِدْخَالِ الْمَكْرُوهِ عَلَیْهِ فَأَتَطَوَّلُ عَلَیْهِ بِالْعَفْوِ عَنْهُ وَ الصَّفْحِ مَحَبَّةً لِمُكَافَاتِهِ لِكَثِیرِ نَوَافِلِهِ الَّتِی یَتَقَرَّبُ بِهَا إِلَیَّ فِی لَیْلِهِ وَ نَهَارِهِ فَأَصْرِفُ ذَلِكَ الْبَلَاءَ عَنْهُ وَ قَدْ قَدَّرْتُهُ وَ قَضَیْتُهُ وَ تَرَكْتُهُ مَوْقُوفاً وَ لِی فِی إِمْضَائِهِ الْمَشِیئَةُ ثُمَّ أَكْتُبُ لَهُ عَظِیمَ أَجْرِ نُزُولِ ذَلِكَ الْبَلَاءِ وَ أَدَّخِرُهُ وَ أُوَفِّرُ لَهُ أَجْرَهُ وَ لَمْ یَشْعُرْ بِهِ وَ لَمْ یَصِلْ إِلَیْهِ أَذَاهُ وَ أَنَا اللَّهُ الْكَرِیمُ الرَّءُوفُ الرَّحِیمُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 185 روایة: 1
1- ابن ابى یعفور گوید: شنیدم از حضرت صادق علیه السلام كه مى فرمود: خداى عزوجل فرماید: همانا بنده اى از بندگان مؤمن من گناهى بزرگ كند كه مستوجب كیفر و عقوبت من در دنیا و یا در آخرت شود و من آنچه صلاح آخرت او در آنست برایش منظور كنم پس در عقوبت دنیایش شتاب كنم تا او را بدین گناه كیفر دهم، و یا اینكه انداره كیفر او را معین كنم و بدان حكم كنم و آن را بدون اجر موقوف گذارم و اجراى آنرا بمشیت خود واگذارم و بنده من آنرا نمیداند، بارها درباره اجراى آن مردد گردم سپس خوددارى كنم و اجرا نكنم زیرا بد آمدن او را خوش ندارم و از بدحال كردن او كناره گیرى كنم، و بگذشت و ندیده گرفتن آن گناه بر او منت نهم (و بالاخره آنرا ببخشم) زیرا دوست دارم نمازهاى نافله بسیارى كه بسبب آنها در شب و روز بمن تقرب مى جست پاداش دهم، پس این بلا را از او بگردانم با اینكه آن را مقدر كرده و بدان حكم كرده بودم و موقوف گذارده بودم و اجراى آن بستگى بمشیت من داشت، سپس (باین هم اكتفا نكنم) و اجر بزرگ نزول این بلائى كه از آن معاف شده است برایش بنویسم و ذخیره كنم، و مزدش را وافر كنم با اینكه خود او بدان آگاه نیست (زیرا) آزار آن بلا باو نرسیده است، و منم خداوند كریم مهربان و رحیم.
توضیح:
مجلسى (ره) و فیض (قده) گفته اند «واو» در: «فى الدنیا و الاخرة» و هم چنین در «و اقدر عقوبة......» بمعناى «أو» است.

باب نادر دیگر

بَابٌ نَادِرٌ أَیْضاًباب نادر ایضا
(3000) 1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ فَقَالَ هُوَ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثِیرٍ قَالَ قُلْتُ لَیْسَ هَذَا أَرَدْتُ أَ رَأَیْتَ مَا أَصَابَ عَلِیّاً وَ أَشْبَاهَهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ع مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ فِی كُلِّ یَوْمٍ سَبْعِینَ مَرَّةً مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 186 روایة: 1
1- ابن بكیر گوید: از حضرت صادق (ع) از گفتار خداى عزوجل پرسیدم (كه فرماید) «و هر چه مصیبت بشما رسد بواسطه آن چیزى است كه خودتان كرده اید» حضرت (دنباله آیه را خواند و) فرمود: «و از بسیارى از گناهان بگذرد» (سوره شورى آیه 30) گوید: من عرض كردم: مقصودم دنباله آیه نبود (بلكه) بفرمائید آنچه به على علیه السلام و آنانكه مانند او بودند از خاندانش رسید از همین باب بود؟ (یعنى آنها چه كرده بودند كه آنهمه مصیبت و بلا بدانها رسید؟) فرمود: همانا رسولخدا (ص) در هر روز بدون اینكه گناهى داشته باشد هفتاد بار استغفار مى كرد.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: پاسخ حضرت به اینكه: «رسول خدا روزى هفتاد بار....» دو احتمال دارد: اول اینكه چنانچه استعفار پیغمبر (ص) براى ریختن گناهى نبود بلكه براى بالا بردن درجه اش بوده است، همچنین گرفتارى و مصیبتهائى كه به على (علیه السلام) و خاندانش رسیده كفاره گناهان نبوده بلكه براى بالا رفتن درجات آنها و بسیارى ثوابشان بوده. دوم: اینكه مقصود این است كه استغفار پیغمبر (ص) براى ترك اولى یا عدول از عبادت افضل بادنى و امثال اینها بوده است و ابتلاء آنها هم بهمین خاطر بوده، ولى معناى اول روشن تر است چنانچه خبر بعدى بآن دلالت كند.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ أَ رَأَیْتَ مَا أَصَابَ عَلِیّاً وَ أَهْلَ بَیْتِهِ ع مِنْ بَعْدِهِ هُوَ بِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ هُمْ أَهْلُ بَیْتِ طَهَارَةٍ مَعْصُومُونَ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ وَ یَسْتَغْفِرُهُ فِی كُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ مِائَةَ مَرَّةٍ مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ إِنَّ اللَّهَ یَخُصُّ أَوْلِیَاءَهُ بِالْمَصَائِبِ لِیَأْجُرَهُمْ عَلَیْهَا مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 186 روایة: 2
2- على بن رئاب گوید: از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم از تفسیر گفتار خداى عزوجل «آنچه بشما از مصیبتها رسد براى آنچیزى است كه خودتان كرده اید» بفرمائید: آنچه به على و اهل بیت (معصومین او) علیهم السلام رسید بخاطر كارى بود كه آنها كرده بودند، با این كه آنان خاندان طهارت و هم معصوم (از گناه) بودند؟ فرمود: همانا رسولخدا (ص) در هر روز و شبى بدون گناه صد بار استغفار میكرد و بسوى او توبه مى نمود، همانا خداوند دوستان خود را بمصیبتها و پیش آمدها گرفتار كند تا بدان واسطه بدون گناه بآنها اجر و ثواب دهد.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ رَفَعَهُ قَالَ لَمَّا حُمِلَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ص إِلَى یَزِیدَ بْنِ مُعَاوِیَةَ فَأُوقِفَ بَیْنَ یَدَیْهِ قَالَ یَزِیدُ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع لَیْسَتْ هَذِهِ الْآیَةُ فِینَا إِنَّ فِینَا قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِی كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 187 روایة: 3
3- على بن ابراهیم در حدیث مرفوعى (كه سندش بمعصوم رسد) حدیث كند كه فرمود: هنگامى كه حضرت على بن الحسین (زین العابدین) علیهما السلام را نزد یزید بن معاویه بردند و در برابر او نگهداشتند یزید كه خدایش از رحمت خود دور كرده گفت: «و آنچه بشما مصیبت رسد از آنچیزى بود كه خود كردید» (و این آیه شریفه را خواند) حضرت على بن الحسین علیهما السلام فرمود: این آیه درباره ما نیست، همانا درباره ما گفتار خداى عزوجل است (كه فرماید): «هیچ مصیبتى در زمین نرسد و نه بجانهاى شما جز اینكه در كتابى است پیش از آنكه آنها را بیافرینیم همانا این بر خدا آسان است» (سوره حدید آیه 22).