فهرست کتاب


اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب لمم گناهان خرد، یا سبك از نظر عقاب

بَابُ اللَّمَمِ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ أَ رَأَیْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ قَالَ هُوَ الذَّنْبُ یُلِمُّ بِهِ الرَّجُلُ فَیَمْكُثُ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ یُلِمُّ بِهِ بَعْدُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 175 روایة: 1
1- محمد بن مسلم گوید: به حضرت صاذق علیه السلام عرض كردم: آیا (تفسیر) گفتار خداى عزوجل نزد شما چیست (كه فرماید): «آنان كه دورى گزینند از گناهان بزرگ و ناشایسته ها جز لمم» (سوره نجم آیه 22)؟ فرمود: لمم گناهى است كه شخص بدان دست زند، سپس تا خدا خواهد (مدتى) خود دارى كند و باز دوباره بدان دست زند.
2- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ قُلْتُ لَهُ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ قَالَ الْهَنَةُ بَعْدَ الْهَنَةِ أَیِ الذَّنْبُ بَعْدَ الذَّنْبِ یُلِمُّ بِهِ الْعَبْدُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 176 روایة: 2
2- و نیز محمد بن مسلم از یكى از دو امام باقر و یا صادق علیهماالسلام حدیث كند كه فرمود: به آن حضرت عرض كردم: (درباره تفسیر لمم در این آیه) فرمود: آن گناه پس از گناه است كه بنده دست بدان زند.
توضیح:
: «هنه» در این حدیث به معناى «چیز» ولى چون در خود حدیث حضرت به گناه تفسیر فرموده است از ترجمه «الهنة بعد الهنة» خود دارى شد» و «هنه» كلمه كنایه است.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لَهُ ذَنْبٌ یَهْجُرُهُ زَمَاناً ثُمَّ یُلِمُّ بِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا اللَّمَمَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ قَالَ الْفَوَاحِشُ الزِّنَى وَ السَّرِقَةُ وَ اللَّمَمُ الرَّجُلُ یُلِمُّ بِالذَّنْبِ فَیَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 176 روایة: 3
3- اسحاق بن عمار گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: هیچ مؤمنى نباشد جز اینكه براى او گناهى است كه مدتى او را از خود دور ساخته، سپس بدان دست زند و اینست گفتار خداى عزو جل: «جز لمم» (در همان آیه كه در حدیث (1) گذشت) و از آن حضرت تفسیر (تمامى آن آیه و) گفتار خداى عزوجل را پرسیدم؟ فرمود: مقصود از فواحش (در آیه) زنا و دزدیست، و لمم آنست كه شخص به گناه دست زند پس از خداوند آمرزش خواهد.
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ بَهْرَامَ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ جَاءَنَا یَلْتَمِسُ الْفِقْهَ وَ الْقُرْآنَ وَ تَفْسِیرَهُ فَدَعُوهُ وَ مَنْ جَاءَنَا یُبْدِی عَوْرَةً قَدْ سَتَرَهَا اللَّهُ فَنَحُّوهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ اللَّهِ إِنَّنِی لَمُقِیمٌ عَلَى ذَنْبٍ مُنْذُ دَهْرٍ أُرِیدُ أَنْ أَتَحَوَّلَ عَنْهُ إِلَى غَیْرِهِ فَمَا أَقْدِرُ عَلَیْهِ فَقَالَ لَهُ إِنْ كُنْتَ صَادِقاً فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّكَ وَ مَا یَمْنَعُهُ أَنْ یَنْقُلَكَ مِنْهُ إِلَى غَیْرِهِ إِلَّا لِكَیْ تَخَافَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 176 روایة: 4
4- عمرو بن جمیع گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هر كه نزد ما آید و فقه و قرآن و تفسیر آنرا جوید از او دست بدارید (تا بیاید و فرا گیرد) و هر كه نزد ما آید تا عیبى كه خدا پوشانده است فاش كند او را دور كنید (و از آمدنش به نزد ما جلوگیرى كنید) یكى از آنمردم (كه حاضر بود) عرض كرد: قربانت بخدا سوگند همانا من دیر زمانى است دچار گناهى هستم و هرچه خواهم كه از آن گناه بسوى كار (نیك) دیگرى بیرون روم و آنرا وانهم نتوانم؟ حضرت باو فرمود: اگر راستگوئى پس همانا خدا تو را دوست دارد و چیزى جلوگیر او نشده كه تو را از آن بكار (نیك) دیگرى نقل دهد جز اینكه (خواهد) كه تو از او در ترس باشى.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: عورت بچیز قبیح گویند، و بهر چیز كه از آن شرم آید و ظاهر این است كه مقصود اظهار و آشكار نمودن گناهان خودش باشد كه اعتراف بآن موجب حد و تعریز بوده، دستور داد كه «آنها را دور سازید» تا نزد ما بگناه خود اقرار نكنند بلكه (برود) و میان خود و خداوند توبه كند، و محتمل است مقصود اظهار عیب دیگرى بوده كه مشهور بدان نشده چه براى غیبت كردن از او یا براى اداء شهادت، زیرا پنهان كردن عیبها بهتر است، لكن احتمال اول ظاهرتر است و در كتاب حدود مؤیدى بر آن بیاید، و گفته شده است: آنحضرت جمعى از اصحابش كه فراست داشتند به آنها دستور داده بود كه از ورود كسانى كه اهل افشاء اسرار هستند به نزد آنها جلوگیرى كنند، زیرا با شدت خوف و تقیه كه در كار بوده فاش شدن اسرار ائمه علیهم السلام براى آنها و شیعیانشان مصلحت نبوده است.
(2980) 5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حَرِیزٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا مِنْ ذَنْبٍ إِلَّا وَ قَدْ طُبِعَ عَلَیْهِ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَهْجُرُهُ الزَّمَانَ ثُمَّ یُلِمُّ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ قَالَ اللَّمَّامُ الْعَبْدُ الَّذِی یُلِمُّ الذَّنْبَ بَعْدَ الذَّنْبِ لَیْسَ مِنْ سَلِیقَتِهِ أَیْ مِنْ طَبِیعَتِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 177 روایة: 5
5- حضرت صادق (ع) فرمود: هیچ گناهى نیست جز آنكه بنده مؤمنى بدان خو گرفته، مدتى آنرا واگذارد سپس (دوباره) بآن دست زند، و آن است گفتار خداى عزوجل: «آنانكه دورى گزینند از گناهان بزرگ و ناشایسته ها جز لمم» فرمود: لمام: آن بنده ایست كه بگناهى پس از گناهى دست زند كه موافق سلیقه او یعنى از طبیعت او نیست.
شرح:
فیض (ره) گوید: «و قد طبع علیه» یعنى بخاطر پیش آمدى كه كرده بر آن گناه خو گرفته و میتواند از خود دور كند، و مقصود از «طبع علیه» طبیعت اولیه و سرشت در آفرینش نیست وگرنه ترك آن براى او ممكن نبود و بنابراین منافاتى میان اول حدیث با آخر آن نیست.
6- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یَكُونُ سَجِیَّتُهُ الْكَذِبَ وَ الْبُخْلَ وَ الْفُجُورَ وَ رُبَّمَا أَلَمَّ مِنْ ذَلِكَ شَیْئاً لَا یَدُومُ عَلَیْهِ قِیلَ فَیَزْنِی قَالَ نَعَمْ وَ لَكِنْ لَا یُولَدُ لَهُ مِنْ تِلْكَ النُّطْفَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 177 روایة: 6
6- على بن رئاب گوید: شنیدم حضرت صادق (ع) مى فرمود: سرشت و طبیعت مؤمن دروغ و بخل و زناكارى نیست، گاهى بچیزى از آنها دست زند ولى ادامه ندهد، عرض شد: (ممكن است كه) او زنا كند؟ فرمود: آرى ولى از آن نطفه فرزندى نیارد.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: اگر كسى بگوید: كه ما مى بینم كه از نطفه زناى مؤمن هم فرزند بهم رسد؟ در جواب گوئیم: براى مؤمن معانى و درجات بسیارى است و شاید این فضیلت بیك دسته خاصى از مؤمنین اختصاص دارد با اینكه از آخر كار جز خدا كسى دانا نیست، (چه بسا كسانى كه بظاهر اكنون مؤمنند ولى تا بآخر نرسانند) و محتمل است حمل بر غالب شود....

باب اینكه گناهان بر سه قسمند

بَابٌ فِی أَنَّ الذُّنُوبَ ثَلَاثَةٌ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ صَعِدَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع بِالْكُوفَةِ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الذُّنُوبَ ثَلَاثَةٌ ثُمَّ أَمْسَكَ فَقَالَ لَهُ حَبَّةُ الْعُرَنِیُّ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قُلْتَ الذُّنُوبُ ثَلَاثَةٌ ثُمَّ أَمْسَكْتَ فَقَالَ مَا ذَكَرْتُهَا إِلَّا وَ أَنَا أُرِیدُ أَنْ أُفَسِّرَهَا وَ لَكِنْ عَرَضَ لِی بُهْرٌ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْكَلَامِ نَعَمْ الذُّنُوبُ ثَلَاثَةٌ فَذَنْبٌ مَغْفُورٌ وَ ذَنْبٌ غَیْرُ مَغْفُورٍ وَ ذَنْبٌ نَرْجُو لِصَاحِبِهِ وَ نَخَافُ عَلَیْهِ قَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَبَیِّنْهَا لَنَا قَالَ نَعَمْ أَمَّا الذَّنْبُ الْمَغْفُورُ فَعَبْدٌ عَاقَبَهُ اللَّهُ عَلَى ذَنْبِهِ فِی الدُّنْیَا فَاللَّهُ أَحْلَمُ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ یُعَاقِبَ عَبْدَهُ مَرَّتَیْنِ وَ أَمَّا الذَّنْبُ الَّذِی لَا یُغْفَرُ فَمَظَالِمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ لِبَعْضٍ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِذَا بَرَزَ لِخَلْقِهِ أَقْسَمَ قَسَماً عَلَى نَفْسِهِ فَقَالَ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا یَجُوزُنِی ظُلْمُ ظَالِمٍ وَ لَوْ كَفٌّ بِكَفٍّ وَ لَوْ مَسْحَةٌ بِكَفٍّ وَ لَوْ نَطْحَةٌ مَا بَیْنَ الْقَرْنَاءِ إِلَى الْجَمَّاءِ فَیَقْتَصُّ لِلْعِبَادِ بَعْضِهِمْ مِنْ بَعْضٍ حَتَّى لَا تَبْقَى لِأَحَدٍ عَلَى أَحَدٍ مَظْلِمَةٌ ثُمَّ یَبْعَثُهُمْ لِلْحِسَابِ وَ أَمَّا الذَّنْبُ الثَّالِثُ فَذَنْبٌ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ رَزَقَهُ التَّوْبَةَ مِنْهُ فَأَصْبَحَ خَائِفاً مِنْ ذَنْبِهِ رَاجِیاً لِرَبِّهِ فَنَحْنُ لَهُ كَمَا هُوَ لِنَفْسِهِ نَرْجُو لَهُ الرَّحْمَةَ وَ نَخَافُ عَلَیْهِ الْعَذَابَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 178 روایة: 1
1- عبدالرحمن بن حماد در حدیثى مرفوع از برخى از اصحابش نقل كند كه امیرالمؤمنین علیه السلام در كوفه بر منبر بر آمد، خدا را سپاس گفت و ستایش كرد سپس فرمود: اى مردم همانا گناهان سه گونه اند (اینرا فرمود و خاموش نشست) و از سخن گفتن خود دارى كرد، حبه عرنى (كه یكى از اصحاب آنحضرت بود) به وى عرض كرد: اى امیرالمؤمنان فرمودى گناهان سه گونه اند و دم فروبستى؟ فرمود: من آنها را یاد نكردم جز اینكه مى خواستم شرح دهم ولى تنگى نفسى بر من عارض شد كه میان من و سخنم حائل شد، آرى گناهان سه گونه اند: گناهى كه آمرزیده است، و گناهى كه آمرزیده نشود، و گناهى كه بر صاحبش هم امیدوار و هم بیمناكم، عرض كرد: اى امیرالمؤمنان آنها را براى ما بیان فرما.
فرمود: آرى اما گناه آمرزیده: گناه آن بنده ایست كه خداوند او را در دنیا بر گناهش عقوبت كند پس خدا بردبارتر و كریمتر از آن است كه بنده خود را دوبار عقوبت كند، و اما گناهى كه آمرزیده نشود ستمكاریهائى است كه بندگان برخى به برخى كنند، زیرا چون خداوند تبارك و تعالى (بوسیله پیمبران و احكام) بر خلقتش عیان شد بخودش سوگند یاد كرده و فرموده است: بعزت و جلالم سوگند كه ستم هیچ ستمكارى (بدون كیفر) از من نگذرد گرچه زدن مشتى بمشتى باشد یا مالیدن (دستى) بدستى باشد (از روى لذت و هوسرانى) و گرچه شاخ زدن شاخدارى به بیشاخى باشد پس براى بندگان از یكدیگر قصاص گیرد تا ستمى از كسى بر كسى (بدون كیفر) نماند، سپس آنها را (خداوند) براى حساب بر انگیزد، و اما گناه سوم گناهى است كه خداوند بر خلقش پنهان داشته، و توبه از آنرا بر گنهكار روزى كرده، و بوضعى در آمده كه از گناهش بیمناك و بپروردگارش امیدوار است، پس ما براى او (یعنى این شخص گنهكار) همان حال را داریم كه خودش آن حال را براى خود دارد امید رحمت براى او داریم، و از عذاب نیز بر او بیمناكیم.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ حُمْرَانَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ أُقِیمَ عَلَیْهِ الْحَدُّ فِی الرَّجْمِ أَ یُعَاقَبُ عَلَیْهِ فِی الْ آخِرَةِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ أَكْرَمُ مِنْ ذَلِكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 179 روایة: 2
2- حمران گوید: از حضرت باقر علیه السلام پرسیدم از مردیكه (زناى با زن شوهردار كرده است) و حد بر او جارى شده و سنگسار شده آیا در آخرت هم عقاب شود؟ فرمود: خدا كریم تر از آن است (كه با اینكه در دنیا كیفر شده در آخرت نیز او را كیفر كند).

باب شتاب در كیفر گناه

بَابُ تَعْجِیلِ عُقُوبَةِ الذَّنْبِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا كَانَ مِنْ أَمْرِهِ أَنْ یُكْرِمَ عَبْداً وَ لَهُ ذَنْبٌ ابْتَلَاهُ بِالسُّقْمِ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ ذَلِكَ لَهُ ابْتَلَاهُ بِالْحَاجَةِ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ بِهِ ذَلِكَ شَدَّدَ عَلَیْهِ الْمَوْتَ لِیُكَافِیَهُ بِذَلِكَ الذَّنْبِ قَالَ وَ إِذَا كَانَ مِنْ أَمْرِهِ أَنْ یُهِینَ عَبْداً وَ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةٌ صَحَّحَ بَدَنَهُ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ بِهِ ذَلِكَ وَسَّعَ عَلَیْهِ فِی رِزْقِهِ فَإِنْ هُوَ لَمْ یَفْعَلْ ذَلِكَ بِهِ هَوَّنَ عَلَیْهِ الْمَوْتَ لِیُكَافِیَهُ بِتِلْكَ الْحَسَنَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 179 روایة: 1
1- حضرت باقر علیه السلام فرمود: چون خداى عزوجل خواهد كه بنده اى را كه داراى گناهیست اكرام كند او را به بیمارى گرفتارى كند، و اگر اینكار را نكند به نیازمندى مبتلایش سازد، و اگر اینكار را با او نكرد مرگ را بر او سخت كند تا بدان واسطه گناهش را جبران كند (و بگناهش مكافات كند) فرمود و چون بخواهد بنده اى را كه حسنه اى در نزدش دارد خوار كند تنش را سالم كند و اگر اینكار را درباره اش نكند روزیش را فراخ گرداند، و اگر آنرا هم درباره اش انجام ندهد مرگ را بر او آسان كند تا بدان سبب در عوض آن حسنه او را پاداش دهد.
(2985) 2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ عُتَیْبَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ وَ لَمْ یَكُنْ عِنْدَهُ مِنَ الْعَمَلِ مَا یُكَفِّرُهَا ابْتَلَاهُ بِالْحُزْنِ لِیُكَفِّرَهَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 180 روایة: 2
2- حضرت صادق (ع) فرمود: چون گناه بنده بسیار گردد (و خدا بخواهد او را پاك كند) و چیزى از كردار (نیك) نداشته باشد كه آنرا جبران كند و كفاره آنها شود او را باندوه گرفتار سازد تا كفاره گناهانش گردد.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا أُخْرِجُ عَبْداً مِنَ الدُّنْیَا وَ أَنَا أُرِیدُ أَنْ أَرْحَمَهُ حَتَّى أَسْتَوْفِیَ مِنْهُ كُلَّ خَطِیئَةٍ عَمِلَهَا إِمَّا بِسُقْمٍ فِی جَسَدِهِ وَ إِمَّا بِضِیقٍ فِی رِزْقِهِ وَ إِمَّا بِخَوْفٍ فِی دُنْیَاهُ فَإِنْ بَقِیَتْ عَلَیْهِ بَقِیَّةٌ شَدَّدْتُ عَلَیْهِ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا أُخْرِجُ عَبْداً مِنَ الدُّنْیَا وَ أَنَا أُرِیدُ أَنْ أُعَذِّبَهُ حَتَّى أُوَفِّیَهُ كُلَّ حَسَنَةٍ عَمِلَهَا إِمَّا بِسَعَةٍ فِی رِزْقِهِ وَ إِمَّا بِصِحَّةٍ فِی جِسْمِهِ وَ إِمَّا بِأَمْنٍ فِی دُنْیَاهُ فَإِنْ بَقِیَتْ عَلَیْهِ بَقِیَّةٌ هَوَّنْتُ عَلَیْهِ بِهَا الْمَوْتَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 180 روایة: 3
3- و نیز آنحضرت علیه السلام فرمود: كه رسولخدا (ص) فرمود: خداى عزوجل فرماید بعزت و جلالم سوگند من بنده اى كه بخواهم رحمتش كنم از دنیا بیرون نبرم تا اینكه هر گناهى كرده است (عوضش را) یا بوسیله بیمارى در تنش، یا بتنگى در روزیش، یا با ترس و هراس در دنیایش، و اگر باز هم چیزى بماند مرگ را بر او سخت كنم، و بعزت و جلالم سوگند بندهاى را كه بخواهم عذاب كنم از دنیا بیرون نبرم تا هر كارى نیكى انجام داده (عوض كاملش) را باو بدهم: یا بفراخى در روزیش، و یا بسلامت در تنش، و یا بآسودگى خاطر در دنیایش، و اگر باز هم چیزى باقى ماند مرگ را بر او آسان كنم.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیُهَوَّلُ عَلَیْهِ فِی نَوْمِهِ فَیُغْفَرُ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ إِنَّهُ لَیُمْتَهَنُ فِی بَدَنِهِ فَیُغْفَرُ لَهُ ذُنُوبُهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 180 روایة: 4
4- حضرت صادق (ع) فرمود: همانا مؤمن خواب هولناك ببیند و (بواسطه همان ترسى كه كرده) گناهش آمرزیده شود، و تنش رنج كار ببیند پس گناهش آمرزیده شود.
5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ السَّرِیِّ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِعَبْدٍ خَیْراً عَجَّلَ لَهُ عُقُوبَتَهُ فِی الدُّنْیَا وَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ سُوءاً أَمْسَكَ عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ حَتَّى یُوَافِیَ بِهَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 181 روایة: 5
5- و نیز آنحضرت علیه السلام فرمود: چون خداى عزوجل خیر بنده اى را خواهد بعقوبت او در دنیا بشتابد، و چون بدى درباره بنده اى خواهد گناهانش را بر او نگهدار تا در روز قیامت (كیفر) همه را بدو بدهد.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثِیرٍ لَیْسَ مِنِ الْتِوَاءِ عِرْقٍ وَ لَا نَكْبَةِ حَجَرٍ وَ لَا عَثْرَةِ قَدَمٍ وَ لَا خَدْشِ عُودٍ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ لَمَا یَعْفُو اللَّهُ أَكْثَرُ فَمَنْ عَجَّلَ اللَّهُ عُقُوبَةَ ذَنْبِهِ فِی الدُّنْیَا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَعُودَ فِی عُقُوبَتِهِ فِی الْ آخِرَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 181 روایة: 6
6- و نیز فرمود امیرالمؤمنین علیه السلام در تفسیر گفتار خداى عزوجل: «و هر چه به شما رسد از پیش آمدها پس به سبب چیزى است كه فراهم كرده اند دستهاى شما و خداوند در گذرد از بسیارى گناهان» (سوره شورى آیه 30) فرمود: هیچ پیچ خوردن رگى نیست، و نه برخورد به سنگى، و نه لغزش گامى، و نه خراش دادن چوبى، جز بخاطر گناهى، و هر آینه آنچه را كه خداوند در گذرد بیشتر است، پس هر كه را خداوند در دنیا به كیفر گناهش شتاب كرد پس ان خداى عزوجل و والاتر و كریمتر و بزرگوارتر از آنست كه دوباره در آخرت او را كیفر كند.
(2990) 7- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُوسَى الْوَرَّاقِ عَنْ عَلِیٍّ الْأَحْمَسِیِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا یَزَالُ الْهَمُّ وَ الْغَمُّ بِالْمُؤْمِنِ حَتَّى مَا یَدَعُ لَهُ ذَنْباً
اصول كافى جلد 4 صفحه: 181 روایة: 7
7- حضرت باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمود: پیوسته غم و اندوه گریبانگیر مؤمن باشند تا براى او گناهى بجا نگذارند.
8- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ بَهْرَامَ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ لَیَهْتَمُّ فِی الدُّنْیَا حَتَّى یَخْرُجَ مِنْهَا وَ لَا ذَنْبَ عَلَیْهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 181 روایة: 8
8- عمرو بن جمیع گوید: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم مى فرمود: همانا بنده مؤمن در دنیا اندوهگین شود، تا اینكه از دنیا بیرون رود و گناهى بر او نباشد.
9- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیٍّ الْأَحْمَسِیِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ لَا یَزَالُ الْهَمُّ وَ الْغَمُّ بِالْمُؤْمِنِ حَتَّى مَا یَدَعُ لَهُ مِنْ ذَنْبٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 182 روایة: 9
9- امام باقر علیه السلام فرمود: پیوسته غم و اندوه گریبانگیر مؤمن باشد تا براى او گناهى بجا نگذارند.
10- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَا مِنْ عَبْدٍ أُرِیدُ أَنْ أُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ إِلَّا ابْتَلَیْتُهُ فِی جَسَدِهِ فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِهِ وَ إِلَّا شَدَّدْتُ عَلَیْهِ عِنْدَ مَوْتِهِ حَتَّى یَأْتِیَنِی وَ لَا ذَنْبَ لَهُ ثُمَّ أُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أُرِیدُ أَنْ أُدْخِلَهُ النَّارَ إِلَّا صَحَّحْتُ لَهُ جِسْمَهُ فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ تَمَاماً لِطَلِبَتِهِ عِنْدِی وَ إِلَّا آمَنْتُ خَوْفَهُ مِنْ سُلْطَانِهِ فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ تَمَاماً لِطَلِبَتِهِ عِنْدِی وَ إِلَّا وَسَّعْتُ عَلَیْهِ فِی رِزْقِهِ فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ تَمَاماً لِطَلِبَتِهِ عِنْدِی وَ إِلَّا هَوَّنْتُ عَلَیْهِ مَوْتَهُ حَتَّى یَأْتِیَنِی وَ لَا حَسَنَةَ لَهُ عِنْدِی ثُمَّ أُدْخِلُهُ النَّارَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 182 روایة: 10
10- حضرت صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرموده است: خداى عزوجل فرماید: هیچ بنده اى نباشد كه من بخواهم او را به بهشت ببرم جز آنكه او را ببلائى در تنش دچار كنم، پس اگر آن كفاره گناهانش شد (كه پاك) و گرنه هنگام مرگش بر او سخت گیرم تا نزد من آید و گناهى بر او نباشد سپس او را به بهشت برم، و هیچ بنده اى نباشد كه بخواهم او را به دوزخ برم جز آنكه تنش را سالم كنم، پس اگر بدان سبب آنچه از من خواهد به پایان رسد (حسابش پاك شود) و گرنه از ترس آنكه بر او تسلط دارد آسوده خاطرش كنم، پس اگر طلبى كه نزد من دارد بدان پایان یابد (كه رها شود) و گرنه روزیش را بر او فراخ كنم، پس اگر طلبش از این تمام شود (كه او را بس باشد) و گرنه (در آخر كار) مرگ را بر او آسان كنم تا نزد من آید و هیچ كردار نیكى نزد من نداشته باشد سپس او را بدوزخ برم.
11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِی مَنْصُورٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ مَرَّ نَبِیٌّ مِنْ أَنْبِیَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ بِرَجُلٍ بَعْضُهُ تَحْتَ حَائِطٍ وَ بَعْضُهُ خَارِجٌ مِنْهُ قَدْ شَعَّثَتْهُ الطَّیْرُ وَ مَزَّقَتْهُ الْكِلَابُ ثُمَّ مَضَى فَرُفِعَتْ لَهُ مَدِینَةٌ فَدَخَلَهَا فَإِذَا هُوَ بِعَظِیمٍ مِنْ عُظَمَائِهَا مَیِّتٍ عَلَى سَرِیرٍ مُسَجًّى بِالدِّیبَاجِ حَوْلَهُ الْمِجْمَرُ فَقَالَ یَا رَبِّ أَشْهَدُ أَنَّكَ حَكَمٌ عَدْلٌ لَا تَجُورُ هَذَا عَبْدُكَ لَمْ یُشْرِكْ بِكَ طَرْفَةَ عَیْنٍ أَمَتَّهُ بِتِلْكَ الْمِیتَةِ وَ هَذَا عَبْدُكَ لَمْ یُؤْمِنْ بِكَ طَرْفَةَ عَیْنٍ أَمَتَّهُ بِهَذِهِ الْمِیتَةِ فَقَالَ عَبْدِی أَنَا كَمَا قُلْتَ حَكَمٌ عَدْلٌ لَا أَجُورُ ذَلِكَ عَبْدِی كَانَتْ لَهُ عِنْدِی سَیِّئَةٌ أَوْ ذَنْبٌ أَمَتُّهُ بِتِلْكَ الْمِیتَةِ لِكَیْ یَلْقَانِی وَ لَمْ یَبْقَ عَلَیْهِ شَیْ ءٌ وَ هَذَا عَبْدِی كَانَتْ لَهُ عِنْدِی حَسَنَةٌ فَأَمَتُّهُ بِهَذِهِ الْمِیتَةِ لِكَیْ یَلْقَانِی وَ لَیْسَ لَهُ عِنْدِی حَسَنَةٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 182 روایة: 11
11- حضرت باقر علیه السلام فرمود: پیغمبرى از پیغمبران بنى اسرائیل بمردى گذر كرد كه قسمتى از بدنش در زیر دیوارى بود و قسمتى از آن بیرون از دیوار بود و مرغان پرنده او را از هم پاشیده و سگان تنش را دریده بودند، از آنجا گذشت شهرى پدیدار شد وارد آن شهر شد دید یكى از بزرگان آن شهر مرده است، او را بر زبر تختى نهاده اند و با پارچه دیبا كفن شده و دور آن تخت منقلهاى عود است (كه مى سوزد) پس عرض كرد: پروردگارا من گواهى دهم كه تو حاكم عادلى هستى كه ستم نكنى، آن بنده تو است كه چشم بهمزدنى به تو شرك نورزیده و به آن مردن (كه من دیدم با آن وضع رقت بار) او را مى رانیدى، و این هم یك بنده تو است كه چشم بر هم زدنى به تو ایمان نیاورده به این مرگ (با این تشریفات) او را میرانیدى و این هم یک بنده تو است که چشم برهم زدنی بتو ایمان نیاورده باین مرگ(با این تشریفات) او را میرانیدی؟ خداوند فرمود: (آرى) اى بنده من، من چنانم كه گفتى حاكم عادلى هستم كه ستم نكنم، آن بنده من گناهى یا كردار بدى پیش من داشت او را به آن وضع میراندم تا مرا دیدار كند و گناهى بر او بجاى نماند، و این بنده من كار نیك نزد من داشت، او را با چنین وضعی میراندم تا مرا ملاقات كند و پیش من حسنه اى نداشته باشد.
(2995) 12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْكِنَانِیِّ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَدَخَلَ عَلَیْهِ شَیْخٌ فَقَالَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَشْكُو إِلَیْكَ وُلْدِی وَ عُقُوقَهُمْ وَ إِخْوَانِی وَ جَفَاهُمْ عِنْدَ كِبَرِ سِنِّی فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا هَذَا إِنَّ لِلْحَقِّ دَوْلَةً وَ لِلْبَاطِلِ دَوْلَةً وَ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِی دَوْلَةِ صَاحِبِهِ ذَلِیلٌ وَ إِنَّ أَدْنَى مَا یُصِیبُ الْمُؤْمِنَ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ الْعُقُوقُ مِنْ وُلْدِهِ وَ الْجَفَاءُ مِنْ إِخْوَانِهِ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یُصِیبُهُ شَیْ ءٌ مِنَ الرَّفَاهِیَةِ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ إِلَّا ابْتُلِیَ قَبْلَ مَوْتِهِ إِمَّا فِی بَدَنِهِ وَ إِمَّا فِی وُلْدِهِ وَ إِمَّا فِی مَالِهِ حَتَّى یُخَلِّصَهُ اللَّهُ مِمَّا اكْتَسَبَ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ وَ یُوَفِّرَ لَهُ حَظَّهُ فِی دَوْلَةِ الْحَقِّ فَاصْبِرْ وَ أَبْشِرْ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 183 روایة: 12
12- ابو الصباح كنانى گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم كه پیر مردى بر آنحضرت وارد شود و عرض كرد: یا ابا عبداللّه من از فرزندانم و ناسپاسیشان و از برادرانم و جفاكاریشان نزد شما شكایت آورده ام با این سالخوردگى من؟ حضرت صادق (ع) باو فرمود: اى پیرمرد همانا براى حق دولتى است و براى باطل هم دولتى است و هر كدامیك از ایندو در دولت رفیقش خوار است، و همانا كمترین مصیبتى كه در دولت باطل بمؤمن رسد آزار كشیدن از فرزندان و جفاكارى برادران او است، و هیچ مؤمنى نباشد كه در دولت باطل آسایشى بیند جز آنکه پیش از مرگش گرفتار شود یا درباره فرزندانش و یا درباره مالش تا خداوند او را از آنچه در دوران حكومت باطل بدست آورده رها سازد، و بهره اش را در دولت حق وافر كند پس صبر كن مژده باد تو را.