اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب پوشاندن گناهان

بَابُ سَتْرِ الذُّنُوبِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ الْعَبَّاسِ مَوْلَى الرِّضَا ع قَالَ سَمِعْتُهُ ع یَقُولُ الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعِینَ حَسَنَةً وَ الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 160 روایة: 1
1- عباس غلام حضرت رضا علیه السلام گوید: شنیدم آنحضرت علیه السلام مى فرمود: پنهان كننده كار نیك (كردارش) برابر هفتاد حسنه است، و آشكاراكننده كار بد مخذول است، و پنهان كننده كار بد آمرزیده است.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: فاش كننده گناه از نظر بى باكى نسبت بشرع مقدس و بى شرمى مخذول است و توفیق از او گرفته شود، و پنهان كننده آن از نظر شرمى كه دارد آمرزیده شود نه از جهت نفاق و دو روئى، و این خبر دلالت دارد كه پنهان داشتن طاعات بهتر از آشكار نمودن آن است چون از ریاء و سمعه دور است، و برخى گفته اند: آشكار كردن آن بهتر است و برخى میان واجبات و مستحبات فرق گذارده اند و در واجبات گفته اند: اظهارش افضلست و در مستحبات اختفاء (و پنهان داشتن). و برخی تفصیل دیگری داده اند و گفته اند: اگر كار نیك آشكار كردنش از ریاء و سمعه محفوظ باشد اظهارش بهتر است زیرا سبب تأسى كردن دیگران باو گردد و گرنه اختفاء افضلست.
2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَنْدَلٍ عَنْ یَاسِرٍ عَنِ الْیَسَعِ بْنِ حَمْزَةَ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعِینَ حَسَنَةً وَ الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِهَا مَغْفُورٌ لَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 160 روایة: 2
2- حضرت رضا علیه السلام فرمود: رسولخدا (ص) فرموده است (و مانند حدیث گذشته را روایت كرده است).

كسیكه آهنگ كار نیك یا كار بد كند

بَابُ مَنْ یَهُمُّ بِالْحَسَنَةِ أَوْ السَّیِّئَةِ
(2945) 1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لآِدَمَ فِی ذُرِّیَّتِهِ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ لَمْ یَعْمَلْهَا كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ وَ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ عَمِلَهَا كُتِبَتْ لَهُ بِهَا عَشْراً وَ مَنْ هَمَّ بِسَیِّئَةٍ وَ لَمْ یَعْمَلْهَا لَمْ تُكْتَبْ عَلَیْهِ سَیِّئَةٌ وَ مَنْ هَمَّ بِهَا وَ عَمِلَهَا كُتِبَتْ عَلَیْهِ سَیِّئَةٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 160 روایة: 1
1- زراره از یكى از دو امام باقر و یا صادق علیه السلام حدیث كند كه فرمود: همانا خداى تبارك و تعالى براى آدم در فرزندانش مقرر ساخته كه هر كه آهنگ كار نیكى كند و آن كار را نكند براى او یك حسنه نوشته شود، و هر كه آهنگ كار نیكى كند و بكند براى او ده حسنه نوشته شود، و هر كه آهنگ كار بد كند و آن را نكند بر او نوشته نشود، و هر كه آهنگ آن كند و انجام دهد یك گناه بر او نوشته شود.
شرح:
مجلسى (ره) در شرح این حدیث كلامى طولانى دارد كه ملخص آن با پاره اى توضیحات نقل مى شود:
این حدیث دلالت دارد كه بر قصد گناه تا هنگامى كه انجام نشود مؤاخذه اى نیست و این دو احتمال دارد: یكى اینكه گناهى كوچك باشد كه همان ترك آن كفاره اش باشد. دیگر اینكه بگوئیم قصد هرگز متصف بخوبى بدى نشود تا عملى دنبال آن نباشد (چنانچه ظاهر حدیث است) و جمعى بدان قائل شده اند، ولى احتمال اول ظاهرتر است، بلى اگر محض خطور در دل بدون اختیار البته تكلیفى بآن تعلق نگیرد و تفصیل آن در باب وسوسه گذشت.
و محقق طوسى در تجرید گفته است: اراده كردن كار قبیح قبیح است، و تفصیل این كلام اینست كه آنچه در نفس است بر سه گونه اند: 1- خاطراتى كه بى اختیار آید و در دل مستقر نگردد و گفتیم كه آنها مؤاخذه ندارد و خلافى در این باره میان امت نیست. 2- خاطراتى كه با اختیار آید و آهنگ كند و این همان حدیث نفس اختیارى است كه كارى را بكند یا نكند كه (حدیث گوید:) اگر كار نیك باشد و نكند یك حسنه دارد و اگر بكند... و در این هم خلافى نیست. 3- عزم و تصمیم و مهیا شدن بر انجام كارى (كردن یا نكردن) و در این اختلاف است و بیشتر اصحاب بخاطر ظاهر این اخبار گفته اند: مؤاخذه ندارد، و بیشتر سنیان و متكلمین و محدثین گفته اند مؤاخذه دارد لكن نه مؤاخذه بآن گناهى كه تصمیم انجام آن را دارد بلكه مؤاخذه بهمین تصمیم و عزم بر گناه.
تا آنجا كه گوید: ظاهر از این حدیث است كه فرقى در نكردن گناه با آهنگ آن میان آنجائى كه از ترس خدا نكند یا براى حفظ آبرو و ترس از مردم، نیست و آن گناه بر او نوشته نشود و نیز ظاهر اینست كه اینكه قصد گناه مؤاخذه ندارد مخصوص بمؤمنین است پس منافاتى با بعضى اخبار دیگر ندارد (مترجم گوید: شاهد بر اینكلام حدیث (2) است كه بیاید)
سپس كلامى از شهید (ره) و شیخ بهائى (قده) نقل مى كند كه ملخص آن اینست كه شهید (ره) فرموده است: قصد گناه تا مرتكب آن گناه نشود نه عقابى دارد و نه مذمتى، شیخ بهائى در این كلام گفته است: غرض شهید (ره) اینست كه نیت گناه گرچه خودش گناه است ولى چون اخبار در عفو آن رسیده است عقاب و مذمتى بر او نیست گرچه استحقاق آندو را دارد، و گرنه حرام بودن عزم و قصد بر گناه در نزد ما و هم چنین نزد عامه شكى در آن نیست سپس برخى از كلام عامه و خاصه را در این باره در تفسیر آیه شریفه: «ان السمع و البصر و الفؤاد كل اولئك كان عنه مسئولاً» (سوره اسراء آیه 36) نقل كند كه این آیه دلالت دارد بر اینكه انسان به نیت گناه هم كه در دل كند مؤاخذه شود، و نیز كلامى از سید مرتضى و صاحب تفسیر كشاف در تفسیر آیه شریفه: «اذ همت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه ولیهما» (سوره آل عمران آیه 132) بهمین مضمون نقل كند، و در آخر كلام نتیجه گیرد كه این اخبارى كه در این باب آمده است (مانند همین خبر و خبر بعد از این) دلالت ندارند بر اینكه عزم بر گناه، گناه نیست، و جز این نیست كه دلالت دارند بر اینكه كسى كه عزم بر گناهى مانند شرب خمیر یا زنا مثلاً كرد ولى آن گناه را انجام نداد بر او نوشته نشود نه اینكه یكسره گناهى نكرده، بلكه گناه هست ولى نوشته نشود و ان عفو شده است.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَهُمُّ بِالْحَسَنَةِ وَ لَا یَعْمَلُ بِهَا فَتُكْتَبُ لَهُ حَسَنَةٌ وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا كُتِبَتْ لَهُ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَهُمُّ بِالسَّیِّئَةِ أَنْ یَعْمَلَهَا فَلَا یَعْمَلُهَا فَلَا تُكْتَبُ عَلَیْهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 162 روایة: 2
2 حضرت صادق علیه السلام فرمود: همانا مؤمن آهنگ كار نیك كند و انجام ندهد، و براى او حسنه اى نوشته شود، و اگر انجام دهد ده حسنه براى او نوشته شود، و همانا مؤمن آهنگ كار بد كند كه آنرا بجا آورد و نكند، چیزى بر او نوشته نشود.
3- عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَفْصٍ الْعَوْسِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ السَّائِحِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَلَكَیْنِ هَلْ یَعْلَمَانِ بِالذَّنْبِ إِذَا أَرَادَ الْعَبْدُ أَنْ یَفْعَلَهُ أَوِ الْحَسَنَةِ فَقَالَ رِیحُ الْكَنِیفِ وَ رِیحُ الطِّیبِ سَوَاءٌ قُلْتُ لَا قَالَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا هَمَّ بِالْحَسَنَةِ خَرَجَ نَفَسُهُ طَیِّبَ الرِّیحِ فَقَالَ صَاحِبُ الْیَمِینِ لِصَاحِبِ الشِّمَالِ قُمْ فَإِنَّهُ قَدْ هَمَّ بِالْحَسَنَةِ فَإِذَا فَعَلَهَا كَانَ لِسَانُهُ قَلَمَهُ وَ رِیقُهُ مِدَادَهُ فَأَثْبَتَهَا لَهُ وَ إِذَا هَمَّ بِالسَّیِّئَةِ خَرَجَ نَفَسُهُ مُنْتِنَ الرِّیحِ فَیَقُولُ صَاحِبُ الشِّمَالِ لِصَاحِبِ الْیَمِینِ قِفْ فَإِنَّهُ قَدْ هَمَّ بِالسَّیِّئَةِ فَإِذَا هُوَ فَعَلَهَا كَانَ لِسَانُهُ قَلَمَهُ وَ رِیقُهُ مِدَادَهُ وَ أَثْبَتَهَا عَلَیْهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 163 روایة: 3
3 عبداللّه بن موسى بن جعفر گوید: از پدرم (موسى بن جعفر علیه السلام) پرسیدم از دو فرشته (موكل) بر انسان كه آیا هرگاه بنده قصد گناه كند یا قصد كار نیك كند مى دانند؟ فرمود: بوى مبال و بوى عطر یكى است؟ گفتم: نه، فرمود: همانا بنده چون آهنگ كار نیك كند نفسش خوشبو بیرون آید، پس فرشته دست راست بفرشته دست چپ گوید: بر خیز (و دنبال كار خود رو) زیرا این بنده آهنگ كار خوب كرده، و هنگامیكه آن كار خوب را انجام داد زبانش قلم او باشد و آب دهانش مركب او و آن را براى او ثبت کند و هر گاه آهنگ گناه کند نفسش بدبو بیرون آید، پس فرشته دست چپی بدست راستی گوید: توقف كن (و دست نگهدار و چیزى ننویس) زیرا او آهنگ گناه كرده، و چون آن گناه را بجا آورد زبانش قلم او است و مركبش آب دهان او، و آن گناه را بر او ثبت كند.
4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ فَضْلِ بْنِ عُثْمَانَ الْمُرَادِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِیهِ لَمْ یَهْلِكْ عَلَى اللَّهِ بَعْدَهُنَّ إِلَّا هَالِكٌ یَهُمُّ الْعَبْدُ بِالْحَسَنَةِ فَیَعْمَلُهَا فَإِنْ هُوَ لَمْ یَعْمَلْهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً بِحُسْنِ نِیَّتِهِ وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَشْراً وَ یَهُمُّ بِالسَّیِّئَةِ أَنْ یَعْمَلَهَا فَإِنْ لَمْ یَعْمَلْهَا لَمْ یُكْتَبْ عَلَیْهِ شَیْ ءٌ وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا أُجِّلَ سَبْعَ سَاعَاتٍ وَ قَالَ صَاحِبُ الْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ السَّیِّئَاتِ وَ هُوَ صَاحِبُ الشِّمَالِ لَا تَعْجَلْ عَسَى أَنْ یُتْبِعَهَا بِحَسَنَةٍ تَمْحُوهَا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ أَوِ الِاسْتِغْفَارِ فَإِنْ هُوَ قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ الْعَزِیزَ الْحَكِیمَ الْغَفُورَ الرَّحِیمَ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ لَمْ یُكْتَبْ عَلَیْهِ شَیْ ءٌ وَ إِنْ مَضَتْ سَبْعُ سَاعَاتٍ وَ لَمْ یُتْبِعْهَا بِحَسَنَةٍ وَ اسْتِغْفَارٍ قَالَ صَاحِبُ الْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ السَّیِّئَاتِ اكْتُبْ عَلَى الشَّقِیِّ الْمَحْرُومِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 163 روایة: 4
4 فضل بن عثمان مرادى گوید: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم كه رسول خدا (ص) فرمود: چهار خصلت است كه در هر كه باشد (هنگام) ورود به (پیشگاه) خداوند پس از آنها هلاك نگردد مگر آنكه سزاوار هلاكت باشد: بنده آهنگ كار خوب كند كه آنرا انجام دهد، كه اگر آنرا نكند یك حسنه خداوند براى او بنویسد بخاطر حسن نیت او، و اگر آن را بكند خداوند برایش ده حسنه بنویسد، و بنده آهنگ كار بد بكند كه آن را انجام دهد، پس اگر انجام ندهد چیزى بر او نوشته نشود و اگر بجا آورد تا هفت ساعت مهلتش دهند و فرشته موكل حسنات به فرشته موکل سیئات كه در طرف چپ است گوید: شتاب مكن شاید دنبال آن (كار بد) كار خوبى كند كه آن را محو سازد (و از بین ببرد) زیرا خداى عزوجل فرماید: «همانا كارهاى خوب كارهاى بد را ببرند» (سوره هود آیه 114) و یا آنكه آمرزش خواهد و استغفار كند پس اگر بگوید: «استغفر اللّه الذى لا اله الا هو، عالم الغیب و الشهادة العزیز الحكیم الغفور الرحیم ذوالجلال و الاكرام و اتوب الیه» چیزى بر او نوشته نشود، و اگر هفت ساعت بگذرد و دنبالش حسنه اى نیاورد (و كار نیكى نكند) و استغفار هم نكند فرشته حسنات بفرشته سیئات گوید: بنویس (گناه را) بر این بدبخت محروم (از خیر).
توضیح مجلسى (ره) گوید: این ذكر استغفارى كه فرموده است بهترین افراد استغفار است این که مقصود منحصر بودن استغفار باین ذكر مخصوص است.

باب توبه

بَابُ التَّوْبَةِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِذَا تَابَ الْعَبْدُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیَا وَ الْ آخِرَةِ فَقُلْتُ وَ كَیْفَ یَسْتُرُ عَلَیْهِ قَالَ یُنْسِی مَلَكَیْهِ مَا كَتَبَا عَلَیْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ یُوحِی إِلَى جَوَارِحِهِ اكْتُمِی عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ وَ یُوحِی إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ اكْتُمِی مَا كَانَ یَعْمَلُ عَلَیْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَیَلْقَى اللَّهَ حِینَ یَلْقَاهُ وَ لَیْسَ شَیْ ءٌ یَشْهَدُ عَلَیْهِ بِشَیْ ءٍ مِنَ الذُّنُوبِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 163 روایة: 1
1- معاویة بن وهب گوید: شنیدم حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: چون بنده توبه نصوح كند خداوند او را دوست دارد، و در دنیا و آخرت بر او پرده پوشى كند، من عرضكردم: چگونه بر او پرده پوشى كند؟ فرمود: هر چه از گناهان كه دو فرشته موكل بر او برایش نوشته اند از یادشان ببرد و بجوارح (و اعضاى بدن) او وحى فرماید: كه گناهان او را پنهان كنید، و به قطعه هاى زمین (كه در آنجاها گناه كرده) وحى فرماید: كه پنهان دار آنچه گناهان كه بر روى تو كرده است، پس دیدار كند خدا را هنگام ملاقات او و چیزى كه بضرر او بر گناهانش گواهى دهد نیست.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: در نهایه گفته است كه در حدیث ابى بن كعب آمده از پیغمبر (ص) از توبه نصوح پرسید؟ فرمود: آن توبه خالصى است كه پس از آن بگناه بازگشت نكند. و شیخ بهائى گفته است كه مفسران در معناى توبه نصوح چند وجه گفته اند:
از آن جمله است اینكه مقصود توبه ایست كه مردمان را نصیحت كند و اندرز دهد یعنى آنها را بخواند كه مانندش بیاورند بخاطر آثار نیكى كه از آن در صاحبش آشكار شود یا صاحبش را اندرز دهد و یكسره از گناهان دست بكشد و هرگز بازگشت نكند.
و از آن جمله اینكه نصوح توبه ایست كه خالص و پاك براى رضاى خدا و خالصاً لوجه اللّه باشد و ریشه این لغت از «عسل نصوح» گرفته شده كه بمعناى آن عسلى است كه خالص و پاك از موم باشد.
و از آنجمله اینكه «نصوح» از نصاحت بمعنى خیاطت باشد، زیرا بوسیله آن هر آنچه گناهان از پرده دیانت پاره كرده رفو كند، یا این توبه میانه او و اولیاء خدا و دوستانش را جمع كند و او را بآنان متصل سازد چنانچه بوسیله دوختن، تیكه هاى پارچه بهم متصل گردد.
(2950) 2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ قَالَ الْمَوْعِظَةُ التَّوْبَةُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 164 روایة: 2
2- محمد بن مسلم از یكى از دو امام باقر و یا صادق علیهما السلام حدیث كند كه در گفتار خداى عزوجل: «و آنكس كه بیایدش اندرزى از جانب پروردگارش پس باز ایستد، از آن اوست آنچه در پیش گذشته است» (سوره بقره آیه 275) فرمود: (مقصود از) اندرز (و موعظه در این آیه) توبه است.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْكِنَانِیِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً قَالَ یَتُوبُ الْعَبْدُ مِنَ الذَّنْبِ ثُمَّ لَا یَعُودُ فِیهِ
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَیْلِ سَأَلْتُ عَنْهَا أَبَا الْحَسَنِ ع فَقَالَ یَتُوبُ مِنَ الذَّنْبِ ثُمَّ لَا یَعُودُ فِیهِ وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى الْمُفَتَّنُونَ التَّوَّابُونَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 164 روایة: 3
3- ابوالصباح كنانى گوید: پرسیدم از حضرت صادق علیه السلام از گفتار خداى عزوجل: «اى آنانكه ایمان آوردید توبه كنید بسوى خدا توبه نصوح» (سوره تحریم آیه 8) فرمود: یعنى بنده از گناه توبه كند و دیگر بآن باز نگردد.
محمد بن فضیل گوید: من از تفسیر این آیه از حضرت ابوالحسن (موسى بن جعفر علیهما السلام) پرسیدم؟ فرمود: از گناه توبه كند و دیگر بآن بازنگردد، و دوست ترین بندگان نزد خداى تعالى آن كسانى هستند كه در فتنه (گناه) واقع شوند و بسیار توبه كنند.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: گویا مقصود این است كه خداى تعالى دستور بتوبه نصوح داده ولى اگر دوبار گناهى كرد و توبه کرد خداوند او را نیز دوست دارد (و از آنان كه توبه نكنند دوستتر دارد) پس محبوبتر بودن اضافى است تا آنكه گوید: و محتمل است كه مقصود زیادى توبه باشد باینكه توبه كند پس گناه كند و سپس توبه كند و همین طور (كه هر گناهى از او سر زد بى درنگ توبه كند) و او محبوبتر است از آنكه از همه گناهان یك توبه كند و یا گناهانى كند سپس یك توبه كند و دوباره گناهانى كند و یك توبه كند.
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً قَالَ هُوَ الذَّنْبُ الَّذِی لَا یَعُودُ فِیهِ أَبَداً قُلْتُ وَ أَیُّنَا لَمْ یَعُدْ فَقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ مِنْ عِبَادِهِ الْمُفَتَّنَ التَّوَّابَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 165 روایة: 4
4- ابوبصیر گوید (راجع بهمین آیه) بحضرت صادق علیه السلام عرضكردم (كه معناى آن چیست؟) فرمود: آن گناهى است كه هرگز در آن باز نگردد، عرضكردم: كدامیك از ما هست كه باز نگردد؟ فرمود: اى ابا محمد همانا خداوند از (میان) بندگانش دوست دارد آنكس را كه در فتنه (گناه) واقع شود و بسیار توبه كند.
5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْطَى التَّائِبِینَ ثَلَاثَ خِصَالٍ لَوْ أَعْطَى خَصْلَةً مِنْهَا جَمِیعَ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ لَنَجَوْا بِهَا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ فَمَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ لَمْ یُعَذِّبْهُ وَ قَوْلُهُ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ... وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَیْ ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ وَ قِهِمُ السَّیِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّیِّئاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لا یَزْنُونَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ یَلْقَ أَثاماً یُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهاناً إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً
اصول كافى جلد 4 صفحه: 165 روایة: 5
5- ابن ابى عمیر از برخى از اصحاب در حدیثى مرفوع (كه سندش بمعصوم علیه السلام رسد) حدیث كرده كه فرمود: خداى عزوجل بتوبه كنندگان سه خصلت داده است كه اگر یكى از آنها را بتمامى اهل آسمانها و زمین بدهد بسبب آن همگى نجات یابند.
(یكى این بشارت و نویدى است كه بآنان داده در) گفتارش: «همانا خداوند دوست دارد توبه كنندگان را و دوست دارد پاكیزگى جویان را» (سوره بقره آیه 222) پس هر كه خدا او را دوست دارد عذابش نكند.
(دیگر) گفتار اوست (كه فرماید:) «آنكسانیكه بردارند عرش را و آنانكه گردآنند، تسبیح گویند بستایش پروردگار خویش و ایمان آورند بدو و آمرزش خواهند براى آنانكه ایمان آوردند، پروردگارا فرا گرفتى همه چیز را برحمت و دانش پس بیامرز آنانكه توبه كردند و پیروى كردند راه تو را، و آنها را از عذاب دوزخ باز دار. پروردگارا و در آور ایشانرا ببهشتهاى جاودانى كه نوید دادى بایشان و هر كه شایسته باشد از پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان زیرا كه توئى همانا عزیز و حكیم. و دور ساز ایشان را از بدیها و آنرا كه از بدیها دور ساختى در آنروز همانا باو مهر ورزیدى و این است آن رستگارى بزرگ» (سوره مؤمن آیه هاى 7 و 8 و 9).
و دیگر گفتار او عزوجل است: «و آنانكه نخوانند با خدا معبود دیگرى، و نكشند تنى را كه حرام كرد خدا جز بحق، و زنا نكنند و هر كه چنین كند گرفتار كیفر شود. افزوده شود براى او عذاب در روز قیامت و جاودان ماند در آن سرا فكنده. مگر آنكه توبه كند و ایمان آرد و كردار شایسته كند پس آنانند كه خداوند تبدیل كند بدیهایشان را بخوبیها و خدا آمرزنده و مهربان است» (سوره فرقان آیه هاى 68 و 69 و 70).
شرح:
سه خصلتى كه حضرت فرمود و از این آیات استفاده شود (اول) اینكه خداوند آنها را دوست دارد. (دوم) اینكه فرشتگان براى آنان آمرزش خواهند. (سوم) اینكه خداى عزوجل بآنها نوید امن و رحمت داده است.
6- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ ذُنُوبُ الْمُؤْمِنِ إِذَا تَابَ مِنْهَا مَغْفُورَةٌ لَهُ فَلْیَعْمَلِ الْمُؤْمِنُ لِمَا یَسْتَأْنِفُ بَعْدَ التَّوْبَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ أَمَا وَ اللَّهِ إِنَّهَا لَیْسَتْ إِلَّا لِأَهْلِ الْإِیمَانِ قُلْتُ فَإِنْ عَادَ بَعْدَ التَّوْبَةِ وَ الِاسْتِغْفَارِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ عَادَ فِی التَّوْبَةِ فَقَالَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ أَ تَرَى الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ یَنْدَمُ عَلَى ذَنْبِهِ وَ یَسْتَغْفِرُ مِنْهُ وَ یَتُوبُ ثُمَّ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ تَوْبَتَهُ قُلْتُ فَإِنَّهُ فَعَلَ ذَلِكَ مِرَاراً یُذْنِبُ ثُمَّ یَتُوبُ وَ یَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فَقَالَ كُلَّمَا عَادَ الْمُؤْمِنُ بِالِاسْتِغْفَارِ وَ التَّوْبَةِ عَادَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِالْمَغْفِرَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ وَ یَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ فَإِیَّاكَ أَنْ تُقَنِّطَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 166 روایة: 6
6- محمد بن مسلم گوید: حضرت باقر علیه السلام فرمود: اى محمد بن مسلم گناهان مؤمن كه از آن توبه كند براى او آمرزیده است، و باید براى آینده پس از توبه و آمرزش كار (نیك) كند، هر آینه بخدا سوگند این فضیلت نیست مگر براى اهل ایمان، عرضكردم: پس اگر بعد از توبه و استغفار از گناهان باز گناه كند و دوباره توبه كند (چگونه است)؟ فرمود: اى محمد بن مسلم آیا باور دارى كه بنده مؤمن از گناه خود پشیمان شود و از آن آمرزش خواهد و توبه كند و خداوند توبه اش را نپذیرد؟ عرضكردم: (اگر) چند بار این كار را كرده، گناه مى كند پس توبه كند و از خدا آمرزش خواهد (این چگونه است)؟ فرمود: هر آنگاه كه مؤمن باستغفار و توبه بازگردد خداوند نیز بآمرزش او بر مى گردد (و گناهش را بیامرزد و بدرستیكه خداوند آمرزنده و مهربان است، توبه را مى پذیرد و از كردارهاى بد درگذرد، پس مبادا تو مؤمنان را از رحمت خدا دور سازى.
(2955) 7- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ قَالَ هُوَ الْعَبْدُ یَهُمُّ بِالذَّنْبِ ثُمَّ یَتَذَكَّرُ فَیُمْسِكُ فَذَلِكَ قَوْلُهُ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 167 روایة: 7
7- ابو بصیر گوید: از حضرت صادق (ع) از تفسیر گفتار خداى عزوجل پرسیدم (كه فرماید: همانا آنانكه پرهیزكارى كردند) «هرگاه شیطان رهگذرى خود را بدانها ساید یادآور شوند و بناگاه بینا شوند» (سوره اعراف آیه 201) فرمود: او بنده اى است كه آهنگ گناه كند سپس یاد آور از خدا شود و خوددارى كند، پس اینست گفتارش (كه فرماید): «یادآور شوند و بناگاه بینا شوند».
8- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَ زَادَهُ فِی لَیْلَةٍ ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ ذَلِكَ الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِینَ وَجَدَهَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 167 روایة: 8
8- ابو عبیده حذاء گوید: شنیدم از حضرت باقر علیه السلام كه مى فرمود: همانا خداى تعالى بتوبه (و بازگشت) بنده خود فرحناك تر است از مردى كه در شب تارى شتر و توشه خود را گم كند و آنها را بیابد، پس خدا بتوبه بنده اش از چنین مردى در آنحال كه راحله گمشده را پیدا كند شادتر است.
شرح:
جزرى در نهایة پس از نقل حدیثى نظیر حدیث گذشته گوید: «فرح» در اینجا و در امثال آن كنایه از خوشنودى و سرعت پذیرش و پاداش نیكو داشتن است زیرا اطلاق ظاهر «فرح» بر خداى تعالى جایز نیست.
9- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْعَبْدَ الْمُفَتَّنَ التَّوَّابَ وَ مَنْ لَمْ یَكُنْ ذَلِكَ مِنْهُ كَانَ أَفْضَلَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 168 روایة:9
9- حضرت صادق (ع) فرمود: همانا خداوند دوست دارد بنده اى كه در فتنه (گناه) افتد و بسیار توبه كند، و هر كه اینگونه نباشد (البته) بهتر است (یعنى آنكس كه خود را آلوده بگناه نكرده بهتر است از آنكه گناه كند و پس از آن توبه نماید).
10- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ یُوسُفَ بْنِ أَبِی یَعْقُوبَ بَیَّاعِ الْأَرُزِّ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ وَ الْمُقِیمُ عَلَى الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ كَالْمُسْتَهْزِئِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 168 روایة: 10
10- جابر گوید: شنیدم حضرت باقر (ع) مى فرمود: توبه كننده از گناه همانند كسى است كه گناه ندارد، و آنكه در گناه بماند با اینكه آمرزش خواهد چون مسخرچى است.
شرح:
یعنى كسى كه استغفار كند و آمرزش خواهد ولى با این حال از گناه نیز دست نكشد مانند مسخره چى است كه خود را یا احكام دین را یا پروردگار را مسخره كند، مجلسى (ره) گوید: زیرا او اظهار پشیمانى كند ولى در حقیقت پشیمان نیست زیرا پشیمانى حقیقى دنبالش دست كشیدن از گناه است، و اگر در حقیقت مسخره كند بخداى بزرگ كافر شود.
11- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَى دَاوُدَ ع أَنِ ائْتِ عَبْدِی دَانِیَالَ فَقُلْ لَهُ إِنَّكَ عَصَیْتَنِی فَغَفَرْتُ لَكَ وَ عَصَیْتَنِی فَغَفَرْتُ لَكَ وَ عَصَیْتَنِی فَغَفَرْتُ لَكَ فَإِنْ أَنْتَ عَصَیْتَنِیَ الرَّابِعَةَ لَمْ أَغْفِرْ لَكَ فَأَتَاهُ دَاوُدُ ع فَقَالَ یَا دَانِیَالُ إِنَّنِی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكَ وَ هُوَ یَقُولُ لَكَ إِنَّكَ عَصَیْتَنِی فَغَفَرْتُ لَكَ وَ عَصَیْتَنِی فَغَفَرْتُ لَكَ وَ عَصَیْتَنِی فَغَفَرْتُ لَكَ فَإِنْ أَنْتَ عَصَیْتَنِیَ الرَّابِعَةَ لَمْ أَغْفِرْ لَكَ فَقَالَ لَهُ دَانِیَالُ قَدْ أَبْلَغْتَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ فَلَمَّا كَانَ فِی السَّحَرِ قَامَ دَانِیَالُ فَنَاجَى رَبَّهُ فَقَالَ یَا رَبِّ إِنَّ دَاوُدَ نَبِیَّكَ أَخْبَرَنِی عَنْكَ أَنَّنِی قَدْ عَصَیْتُكَ فَغَفَرْتَ لِی وَ عَصَیْتُكَ فَغَفَرْتَ لِی وَ عَصَیْتُكَ فَغَفَرْتَ لِی وَ أَخْبَرَنِی عَنْكَ أَنَّنِی إِنْ عَصَیْتُكَ الرَّابِعَةَ لَمْ تَغْفِرْ لِی فَوَ عِزَّتِكَ لَئِنْ لَمْ تَعْصِمْنِی لَأَعْصِیَنَّكَ ثُمَّ لَأَعْصِیَنَّكَ ثُمَّ لَأَعْصِیَنَّكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 168 روایة: 11
11- حضرت باقر (ع) فرمود: خداى عزوجل بداود علیه السلام وحى فرمود: كه نزد بنده ام دانیال برو و بگو: همانا مرا نافرمانى كردى و تو را آمرزیدم، و نافرمانى كردى و تو را آمرزیدم، و نافرمانى كردى و تو را آمرزیدم، و اگر در بار چهارم نافرمانى مرا كنى تو را نیامرزم؟ پس داود علیه السلام نزدش آمد و فرمود: اى دانیال من فرستاده خدایم بسوى تو، و او بتو فرماید: تو مرا نافرمانى كردى پس من آمرزیدم، و نافرمانى مرا كردى و من تو را آمرزیدم، و نافرمانى مرا كردى و تو را آمرزیدم، پس اگر براى چهارمین بار مرا نافرمانى كنى تو را نیامرزم، دانیال بوى گفت: اى پیامبر خدا پیام خود را رساندى، و همین كه وقت سحر شد دانیال برخاست و با پروردگار خود مناجات كرد و عرضكرد: پروردگارا همانا پیغمبر (ص) تو داود از سوى تو مرا خبر داد که هر آینه من تو را نافرمانی کردم و تو آمرزیدی و نافرمانیت کردم و تو آمرزیدی و نافرمانیت کردم و تو آمرزیدی و بمن خبر داد از سوى تو كه اگر من در بار چهارم تو را نافرمانى كنم مرا نیامرزى، پس بعزتت سوگند اگر تو مرا نگاه ندارى (و از نافرمانى كردن مرا حفظ نكنى) هر آینه تو را نافرمانى كنم، و سپس نیز نافرمانى كنم، و باز هم نافرمانى كنم.
توضیح – مجلسی (ره) گوید: عصیان و نافرمانى در این حدیث محمول بر ترك اولى است زیرا دانیال علیه السلام از انبیاء و پیمبران است و پیمبران نزد ما از گناهان كبیره و صغیره معصومند.
(2960) 12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِذَا تَابَ الْعَبْدُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فَقُلْتُ وَ كَیْفَ یَسْتُرُ عَلَیْهِ قَالَ یُنْسِی مَلَكَیْهِ مَا كَانَا یَكْتُبَانِ عَلَیْهِ وَ یُوحِی اللَّهُ إِلَى جَوَارِحِهِ وَ إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ أَنِ اكْتُمِی عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ فَیَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حِینَ یَلْقَاهُ وَ لَیْسَ شَیْ ءٌ یَشْهَدُ عَلَیْهِ بِشَیْ ءٍ مِنَ الذُّنُوبِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 169 روایة: 12
12- معاویة بن وهب گوید: شنیدم حضرت صادق (ع) مى فرمود: (و مانند حدیث اول را نقل فرموده است كه با ترجمه اش گذشت).
13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَفْرَحُ بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ إِذَا تَابَ كَمَا یَفْرَحُ أَحَدُكُمْ بِضَالَّتِهِ إِذَا وَجَدَهَا
اصول كافى جلد 4 صفحه: 169 روایة: 13
13- حضرت صادق (ع) فرمود: همانا خداى عزوجل بتوبه بنده مؤمنش شاد شود چون توبه كند، چنانچه یكى از شما بگمشده خود كه پیدا كرده شاد گردد.