اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب اعتراف به گناهان و پشیمانى از آنها

بَابُ الِاعْتِرَافِ بِالذُّنُوبِ وَ النَّدَمِ عَلَیْهَا
(2935) 1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیٍّ الْأَحْمَسِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ وَ اللَّهِ مَا یَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ إِلَّا مَنْ أَقَرَّ بِهِ
قَالَ وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع كَفَى بِالنَّدَمِ تَوْبَةً
اصول كافى جلد 4 صفحه: 157 روایة: 1
1- على احمسى از حضرت باقر علیه السلام حدیث كند كه فرمود: به خدا سوگند از گناه نجات نیابد (و رها نشود) جز كسى كه بدان اعتراف كند.
گوید: و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: در توبه پشیمانى كافى است.
شرح:
مجلسى (ره) در قسمت اول حدیث گوید: یعنى اعتراف كند كه گناه است، زیرا كسى (كه گناهى مرتكب گردد) انكار كند كه این گناه است، و آنرا حلال بشمارد چنین كسى كافر است و توبه اش پذیرفته نشود. و اگر مقصود از اعتراف به گناه توبه باشد پس ممكن است آن را بر نجات كامل یا نجات قطعى حمل كرد، زیرا بدون توبه (شخص گنهكار) در تحت اراده حق تعالى است اگر خواهد او را عذاب كند و اگر خواهد از او در گذرد، و ممكن است حمل كرد با آنچه خبر پنجم بدان دلالت كند.
و در قسمت دوم گوید: «كفى بالندم توبة» ظاهر این است كه مقصود پشیمانى كامل است كه مستلزم تصمیم بر ترك آن در آینده باشد و گرنه ظاهرش كه مجرد اكتفاء به پشیمانى باشد منافات با سایر اخبار دارد كه دلالت بر تصمیم بر ترك در آینده نیز دارد.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ لَا وَ اللَّهِ مَا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ النَّاسِ إِلَّا خَصْلَتَیْنِ أَنْ یُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَیَزِیدَهُمْ وَ بِالذُّنُوبِ فَیَغْفِرَهَا لَهُمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 158 روایة: 2
2- امام باقر علیه السلام فرمود: نه به خدا سوگند! خداوند از مردم جز دو خصلت نخواسته است: (یكى) اعتراف به نعمتهاى او تا نعمت را برایشان بیفزاید، و (دیگر) اعتراف به گناهان تا آنها را براى ایشان بیامرزد.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ الرَّجُلَ لَیُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّةَ قُلْتُ یُدْخِلُهُ اللَّهُ بِالذَّنْبِ الْجَنَّةَ قَالَ نَعَمْ إِنَّهُ لَیُذْنِبُ فَلَا یَزَالُ مِنْهُ خَائِفاً مَاقِتاً لِنَفْسِهِ فَیَرْحَمُهُ اللَّهُ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 158 روایة: 3
3- برخى از اصحاب عمروبن عثمان از حضرت صادق حدیث كند كه شنیدم آن حضرت مى فرمود: همانا مرد (گاهى) گناه كند و خدا بوسیله آن او را به بهشت برد، عرض كردم: خداوند به سبب گناه او را به بهشت برد؟ فرمود: آرى، هر آینه او گناه كند و پیوسته از آن ترسان است و بر خود خشمناك است پس خداوند به او ترحم كند و او را به بهشت برد.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: این حدیث دلالت كند بر اینكه گناهى كه باعث خضوع گردد بهتر از طاعتى است كه موجب باشد.
4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّهُ وَ اللَّهِ مَا خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ بِإِصْرَارٍ وَ مَا خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ إِلَّا بِإِقْرَارٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 158 روایة: 4
4- معاویة بن عمار گوید: شنیدم حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: هر آینه به خدا سوگند هیچ بنده با اصرار (بگناه و ادامه آن) از گناه بیرون نرود، و هیچ بنده اى از گناه بیرون نرود جز به اقرار و اعتراف (به آن).
5- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ بْنِ الْحَجَّاجِ السَّبِیعِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ وَلِیدٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ أَذْنَبَ ذَنْباً فَعَلِمَ أَنَّ اللَّهَ مُطَّلِعٌ عَلَیْهِ إِنْ شَاءَ عَذَّبَهُ وَ إِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُ غَفَرَ لَهُ وَ إِنْ لَمْ یَسْتَغْفِرْ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 158 روایة: 5
5- یونس بن یعقوب گوید: كه شنیدم حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: هر كه گناهى كند و بداند كه خدا بر او مطلع هست كه اگر خواهد او را عذاب كند و اگر خواهد او را بیامرزد، خداوند (بهمین آگاهیش) او را بیامرزد اگر چه استغفار هم نكند.
(2940) 6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی هَاشِمٍ عَنْ عَنْبَسَةَ الْعَابِدِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْعَبْدَ أَنْ یَطْلُبَ إِلَیْهِ فِی الْجُرْمِ الْعَظِیمِ وَ یُبْغِضُ الْعَبْدَ أَنْ یَسْتَخِفَّ بِالْجُرْمِ الْیَسِیرِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 159 روایة: 6
6- حضرت صادق علیه السلام فرمود: همانا خداوند دوست دارد بنده اى را كه در گناه بزرگ به او توجه كند (و از او آمرزش بخواهد) و مبغوض دارد بندهایى را كه گناه اندك را خوار شمارد و به آن بى اعتنا باشد (و در مقام توبه و تدارك آن نباشد).
7- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ سَهْلٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِیٍّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص إِنَّ النَّدَمَ عَلَى الشَّرِّ یَدْعُو إِلَى تَرْكِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 159 روایة: 7
7- حضرت صادق (ع) فرمود: امیرالامؤمنین علیه السلام فرموده: همانا پشیمانى بر گناه و بدى، انسانرا بدست كشیدن از آن وا میدارد.
8- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ الدَّقَّاقِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنْ زَیْدٍ الْقَتَّاتِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَا مِنْ عَبْدٍ أَذْنَبَ ذَنْباً فَنَدِمَ عَلَیْهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَبْلَ أَنْ یَسْتَغْفِرَ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ نِعْمَةً فَعَرَفَ أَنَّهَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَبْلَ أَنْ یَحْمَدَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 159 روایة: 8
8- ابان بن تغلب گوید: شنیدم حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: هیچ بنده اى نیست كه گناهى كند و از آن پشیمان گردد جز اینكه پیش از آنكه طلب آمرزش كند خدا گناهش را بیامرزد، و هیچ بنده اى نیست كه خداوند بر او نعمتى ارزانى دارد، و بداند كه آن نعمت از طرف خدا است جز اینكه خداوند پیش از آنكه او سپاسگزارى آنرا كند او را بیامرزد.

باب پوشاندن گناهان

بَابُ سَتْرِ الذُّنُوبِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ الْعَبَّاسِ مَوْلَى الرِّضَا ع قَالَ سَمِعْتُهُ ع یَقُولُ الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعِینَ حَسَنَةً وَ الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 160 روایة: 1
1- عباس غلام حضرت رضا علیه السلام گوید: شنیدم آنحضرت علیه السلام مى فرمود: پنهان كننده كار نیك (كردارش) برابر هفتاد حسنه است، و آشكاراكننده كار بد مخذول است، و پنهان كننده كار بد آمرزیده است.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: فاش كننده گناه از نظر بى باكى نسبت بشرع مقدس و بى شرمى مخذول است و توفیق از او گرفته شود، و پنهان كننده آن از نظر شرمى كه دارد آمرزیده شود نه از جهت نفاق و دو روئى، و این خبر دلالت دارد كه پنهان داشتن طاعات بهتر از آشكار نمودن آن است چون از ریاء و سمعه دور است، و برخى گفته اند: آشكار كردن آن بهتر است و برخى میان واجبات و مستحبات فرق گذارده اند و در واجبات گفته اند: اظهارش افضلست و در مستحبات اختفاء (و پنهان داشتن). و برخی تفصیل دیگری داده اند و گفته اند: اگر كار نیك آشكار كردنش از ریاء و سمعه محفوظ باشد اظهارش بهتر است زیرا سبب تأسى كردن دیگران باو گردد و گرنه اختفاء افضلست.
2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَنْدَلٍ عَنْ یَاسِرٍ عَنِ الْیَسَعِ بْنِ حَمْزَةَ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعِینَ حَسَنَةً وَ الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِهَا مَغْفُورٌ لَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 160 روایة: 2
2- حضرت رضا علیه السلام فرمود: رسولخدا (ص) فرموده است (و مانند حدیث گذشته را روایت كرده است).

كسیكه آهنگ كار نیك یا كار بد كند

بَابُ مَنْ یَهُمُّ بِالْحَسَنَةِ أَوْ السَّیِّئَةِ
(2945) 1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لآِدَمَ فِی ذُرِّیَّتِهِ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ لَمْ یَعْمَلْهَا كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ وَ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ عَمِلَهَا كُتِبَتْ لَهُ بِهَا عَشْراً وَ مَنْ هَمَّ بِسَیِّئَةٍ وَ لَمْ یَعْمَلْهَا لَمْ تُكْتَبْ عَلَیْهِ سَیِّئَةٌ وَ مَنْ هَمَّ بِهَا وَ عَمِلَهَا كُتِبَتْ عَلَیْهِ سَیِّئَةٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 160 روایة: 1
1- زراره از یكى از دو امام باقر و یا صادق علیه السلام حدیث كند كه فرمود: همانا خداى تبارك و تعالى براى آدم در فرزندانش مقرر ساخته كه هر كه آهنگ كار نیكى كند و آن كار را نكند براى او یك حسنه نوشته شود، و هر كه آهنگ كار نیكى كند و بكند براى او ده حسنه نوشته شود، و هر كه آهنگ كار بد كند و آن را نكند بر او نوشته نشود، و هر كه آهنگ آن كند و انجام دهد یك گناه بر او نوشته شود.
شرح:
مجلسى (ره) در شرح این حدیث كلامى طولانى دارد كه ملخص آن با پاره اى توضیحات نقل مى شود:
این حدیث دلالت دارد كه بر قصد گناه تا هنگامى كه انجام نشود مؤاخذه اى نیست و این دو احتمال دارد: یكى اینكه گناهى كوچك باشد كه همان ترك آن كفاره اش باشد. دیگر اینكه بگوئیم قصد هرگز متصف بخوبى بدى نشود تا عملى دنبال آن نباشد (چنانچه ظاهر حدیث است) و جمعى بدان قائل شده اند، ولى احتمال اول ظاهرتر است، بلى اگر محض خطور در دل بدون اختیار البته تكلیفى بآن تعلق نگیرد و تفصیل آن در باب وسوسه گذشت.
و محقق طوسى در تجرید گفته است: اراده كردن كار قبیح قبیح است، و تفصیل این كلام اینست كه آنچه در نفس است بر سه گونه اند: 1- خاطراتى كه بى اختیار آید و در دل مستقر نگردد و گفتیم كه آنها مؤاخذه ندارد و خلافى در این باره میان امت نیست. 2- خاطراتى كه با اختیار آید و آهنگ كند و این همان حدیث نفس اختیارى است كه كارى را بكند یا نكند كه (حدیث گوید:) اگر كار نیك باشد و نكند یك حسنه دارد و اگر بكند... و در این هم خلافى نیست. 3- عزم و تصمیم و مهیا شدن بر انجام كارى (كردن یا نكردن) و در این اختلاف است و بیشتر اصحاب بخاطر ظاهر این اخبار گفته اند: مؤاخذه ندارد، و بیشتر سنیان و متكلمین و محدثین گفته اند مؤاخذه دارد لكن نه مؤاخذه بآن گناهى كه تصمیم انجام آن را دارد بلكه مؤاخذه بهمین تصمیم و عزم بر گناه.
تا آنجا كه گوید: ظاهر از این حدیث است كه فرقى در نكردن گناه با آهنگ آن میان آنجائى كه از ترس خدا نكند یا براى حفظ آبرو و ترس از مردم، نیست و آن گناه بر او نوشته نشود و نیز ظاهر اینست كه اینكه قصد گناه مؤاخذه ندارد مخصوص بمؤمنین است پس منافاتى با بعضى اخبار دیگر ندارد (مترجم گوید: شاهد بر اینكلام حدیث (2) است كه بیاید)
سپس كلامى از شهید (ره) و شیخ بهائى (قده) نقل مى كند كه ملخص آن اینست كه شهید (ره) فرموده است: قصد گناه تا مرتكب آن گناه نشود نه عقابى دارد و نه مذمتى، شیخ بهائى در این كلام گفته است: غرض شهید (ره) اینست كه نیت گناه گرچه خودش گناه است ولى چون اخبار در عفو آن رسیده است عقاب و مذمتى بر او نیست گرچه استحقاق آندو را دارد، و گرنه حرام بودن عزم و قصد بر گناه در نزد ما و هم چنین نزد عامه شكى در آن نیست سپس برخى از كلام عامه و خاصه را در این باره در تفسیر آیه شریفه: «ان السمع و البصر و الفؤاد كل اولئك كان عنه مسئولاً» (سوره اسراء آیه 36) نقل كند كه این آیه دلالت دارد بر اینكه انسان به نیت گناه هم كه در دل كند مؤاخذه شود، و نیز كلامى از سید مرتضى و صاحب تفسیر كشاف در تفسیر آیه شریفه: «اذ همت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه ولیهما» (سوره آل عمران آیه 132) بهمین مضمون نقل كند، و در آخر كلام نتیجه گیرد كه این اخبارى كه در این باب آمده است (مانند همین خبر و خبر بعد از این) دلالت ندارند بر اینكه عزم بر گناه، گناه نیست، و جز این نیست كه دلالت دارند بر اینكه كسى كه عزم بر گناهى مانند شرب خمیر یا زنا مثلاً كرد ولى آن گناه را انجام نداد بر او نوشته نشود نه اینكه یكسره گناهى نكرده، بلكه گناه هست ولى نوشته نشود و ان عفو شده است.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَهُمُّ بِالْحَسَنَةِ وَ لَا یَعْمَلُ بِهَا فَتُكْتَبُ لَهُ حَسَنَةٌ وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا كُتِبَتْ لَهُ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَهُمُّ بِالسَّیِّئَةِ أَنْ یَعْمَلَهَا فَلَا یَعْمَلُهَا فَلَا تُكْتَبُ عَلَیْهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 162 روایة: 2
2 حضرت صادق علیه السلام فرمود: همانا مؤمن آهنگ كار نیك كند و انجام ندهد، و براى او حسنه اى نوشته شود، و اگر انجام دهد ده حسنه براى او نوشته شود، و همانا مؤمن آهنگ كار بد كند كه آنرا بجا آورد و نكند، چیزى بر او نوشته نشود.
3- عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَفْصٍ الْعَوْسِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ السَّائِحِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَلَكَیْنِ هَلْ یَعْلَمَانِ بِالذَّنْبِ إِذَا أَرَادَ الْعَبْدُ أَنْ یَفْعَلَهُ أَوِ الْحَسَنَةِ فَقَالَ رِیحُ الْكَنِیفِ وَ رِیحُ الطِّیبِ سَوَاءٌ قُلْتُ لَا قَالَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا هَمَّ بِالْحَسَنَةِ خَرَجَ نَفَسُهُ طَیِّبَ الرِّیحِ فَقَالَ صَاحِبُ الْیَمِینِ لِصَاحِبِ الشِّمَالِ قُمْ فَإِنَّهُ قَدْ هَمَّ بِالْحَسَنَةِ فَإِذَا فَعَلَهَا كَانَ لِسَانُهُ قَلَمَهُ وَ رِیقُهُ مِدَادَهُ فَأَثْبَتَهَا لَهُ وَ إِذَا هَمَّ بِالسَّیِّئَةِ خَرَجَ نَفَسُهُ مُنْتِنَ الرِّیحِ فَیَقُولُ صَاحِبُ الشِّمَالِ لِصَاحِبِ الْیَمِینِ قِفْ فَإِنَّهُ قَدْ هَمَّ بِالسَّیِّئَةِ فَإِذَا هُوَ فَعَلَهَا كَانَ لِسَانُهُ قَلَمَهُ وَ رِیقُهُ مِدَادَهُ وَ أَثْبَتَهَا عَلَیْهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 163 روایة: 3
3 عبداللّه بن موسى بن جعفر گوید: از پدرم (موسى بن جعفر علیه السلام) پرسیدم از دو فرشته (موكل) بر انسان كه آیا هرگاه بنده قصد گناه كند یا قصد كار نیك كند مى دانند؟ فرمود: بوى مبال و بوى عطر یكى است؟ گفتم: نه، فرمود: همانا بنده چون آهنگ كار نیك كند نفسش خوشبو بیرون آید، پس فرشته دست راست بفرشته دست چپ گوید: بر خیز (و دنبال كار خود رو) زیرا این بنده آهنگ كار خوب كرده، و هنگامیكه آن كار خوب را انجام داد زبانش قلم او باشد و آب دهانش مركب او و آن را براى او ثبت کند و هر گاه آهنگ گناه کند نفسش بدبو بیرون آید، پس فرشته دست چپی بدست راستی گوید: توقف كن (و دست نگهدار و چیزى ننویس) زیرا او آهنگ گناه كرده، و چون آن گناه را بجا آورد زبانش قلم او است و مركبش آب دهان او، و آن گناه را بر او ثبت كند.
4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ فَضْلِ بْنِ عُثْمَانَ الْمُرَادِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِیهِ لَمْ یَهْلِكْ عَلَى اللَّهِ بَعْدَهُنَّ إِلَّا هَالِكٌ یَهُمُّ الْعَبْدُ بِالْحَسَنَةِ فَیَعْمَلُهَا فَإِنْ هُوَ لَمْ یَعْمَلْهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً بِحُسْنِ نِیَّتِهِ وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَشْراً وَ یَهُمُّ بِالسَّیِّئَةِ أَنْ یَعْمَلَهَا فَإِنْ لَمْ یَعْمَلْهَا لَمْ یُكْتَبْ عَلَیْهِ شَیْ ءٌ وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا أُجِّلَ سَبْعَ سَاعَاتٍ وَ قَالَ صَاحِبُ الْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ السَّیِّئَاتِ وَ هُوَ صَاحِبُ الشِّمَالِ لَا تَعْجَلْ عَسَى أَنْ یُتْبِعَهَا بِحَسَنَةٍ تَمْحُوهَا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ أَوِ الِاسْتِغْفَارِ فَإِنْ هُوَ قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ الْعَزِیزَ الْحَكِیمَ الْغَفُورَ الرَّحِیمَ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ لَمْ یُكْتَبْ عَلَیْهِ شَیْ ءٌ وَ إِنْ مَضَتْ سَبْعُ سَاعَاتٍ وَ لَمْ یُتْبِعْهَا بِحَسَنَةٍ وَ اسْتِغْفَارٍ قَالَ صَاحِبُ الْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ السَّیِّئَاتِ اكْتُبْ عَلَى الشَّقِیِّ الْمَحْرُومِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 163 روایة: 4
4 فضل بن عثمان مرادى گوید: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم كه رسول خدا (ص) فرمود: چهار خصلت است كه در هر كه باشد (هنگام) ورود به (پیشگاه) خداوند پس از آنها هلاك نگردد مگر آنكه سزاوار هلاكت باشد: بنده آهنگ كار خوب كند كه آنرا انجام دهد، كه اگر آنرا نكند یك حسنه خداوند براى او بنویسد بخاطر حسن نیت او، و اگر آن را بكند خداوند برایش ده حسنه بنویسد، و بنده آهنگ كار بد بكند كه آن را انجام دهد، پس اگر انجام ندهد چیزى بر او نوشته نشود و اگر بجا آورد تا هفت ساعت مهلتش دهند و فرشته موكل حسنات به فرشته موکل سیئات كه در طرف چپ است گوید: شتاب مكن شاید دنبال آن (كار بد) كار خوبى كند كه آن را محو سازد (و از بین ببرد) زیرا خداى عزوجل فرماید: «همانا كارهاى خوب كارهاى بد را ببرند» (سوره هود آیه 114) و یا آنكه آمرزش خواهد و استغفار كند پس اگر بگوید: «استغفر اللّه الذى لا اله الا هو، عالم الغیب و الشهادة العزیز الحكیم الغفور الرحیم ذوالجلال و الاكرام و اتوب الیه» چیزى بر او نوشته نشود، و اگر هفت ساعت بگذرد و دنبالش حسنه اى نیاورد (و كار نیكى نكند) و استغفار هم نكند فرشته حسنات بفرشته سیئات گوید: بنویس (گناه را) بر این بدبخت محروم (از خیر).
توضیح مجلسى (ره) گوید: این ذكر استغفارى كه فرموده است بهترین افراد استغفار است این که مقصود منحصر بودن استغفار باین ذكر مخصوص است.