فهرست کتاب


اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب الوسوسه و حدیث النفس

بَابُ الْوَسْوَسَةِ وَ حَدِیثِ النَّفْسِ
1- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْوَسْوَسَةِ وَ إِنْ كَثُرَتْ فَقَالَ لَا شَیْ ءَ فِیهَا تَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 155 روایة: 1
(2930) 1- محمد بن حمران گوید: از حضرت صادق علیه السلام از وسوسه گرچه بسیار باشد پرسیدم؟ در پاسخ فرمود: چیزى در آن نیست. میگوئى: لا اله الا الله. (یعنى همین كلام و تفكر در آن وسوسه را از بین مى برد زیرا مقصود از وسوسه و حدیث نفس همان وسوسه هاى مربوط بخدا و مكان و كیفیت اوست).
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّهُ یَقَعُ فِی قَلْبِی أَمْرٌ عَظِیمٌ فَقَالَ قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ قَالَ جَمِیلٌ فَكُلَّمَا وَقَعَ فِی قَلْبِی شَیْ ءٌ قُلْتُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَیَذْهَبُ عَنِّى
اصول كافى جلد 4 صفحه: 155 روایة: 2
2- جمیل بن دراج گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض كردم: در دلم چیز بزرگى آمده؟ فرمود: بگو لا اله الا الله، جمیل گوید: هرگاه در دلم چیزى میآمد مى گفتم: لا اله الا اللّه آن چیز از دلم بیرون مى رفت.
3- ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ هَلَكْتُ فَقَالَ لَهُ ع أَتَاكَ الْخَبِیثُ فَقَالَ لَكَ مَنْ خَلَقَكَ فَقُلْتَ اللَّهُ فَقَالَ لَكَ اللَّهُ مَنْ خَلَقَهُ فَقَالَ إِی وَ الَّذِی بَعَثَكَ بِالْحَقِّ لَكَانَ كَذَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاكَ وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِیمَانِ
قَالَ ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ فَحَدَّثْتُ بِذَلِكَ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ الْحَجَّاجِ فَقَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص إِنَّمَا عَنَى بِقَوْلِهِ هَذَا وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِیمَانِ خَوْفَهُ أَنْ یَكُونَ قَدْ هَلَكَ حَیْثُ عَرَضَ لَهُ ذَلِكَ فِی قَلْبِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 156 روایة: 3
3- حضرت صادق علیه السلام فرمود: مردى نزد پیغمبر (ص) آمده عرض كرد: اى رسول خدا هلاك شدم؟ حضرت رسول (ص) باو فرمود: آن خبیث نزد تو آمد و بتو گفت: كى ترا آفرید؟ تو گفتى خدا پس بتو گفت: خدا را چه كسى آفریده؟ آن مرد عرض كرد: آرى سوگند بآنكه تو را براستى (به نبوت) برانگیخته چنین بوده است؟ پس رسول خدا صلى اللّه علیه و آله به آن مرد فرمود: به خدا سوگند. این محض ایمان است. ابن ابى عمیر گوید: من این حدیث را براى عبدالرحمن بن حجاج گفتم، او گفت: پدرم از امام صادق علیه السلام برایم حدیث كرد كه فرمود: مقصود رسول خدا صلى اللّه علیه و آله از اینكه فرمود: «به خدا این محض ایمانست»یعنى همین ترس از اینكه هلاك شده باشد هنگامى كه این خاطره در دلش گذشته است (محض ایمانست، زیرا كافر از این خاطره ها بلكه از بالاتر از آنها هراسى در دل ندارد).
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ قَالَ كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع یَشْكُو إِلَیْهِ لَمَماً یَخْطُرُ عَلَى بَالِهِ فَأَجَابَهُ فِی بَعْضِ كَلَامِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ شَاءَ ثَبَّتَكَ فَلَا یَجْعَلُ لِإِبْلِیسَ عَلَیْكَ طَرِیقاً قَدْ شَكَا قَوْمٌ إِلَى النَّبِیِّ ص لَمَماً یَعْرِضُ لَهُمْ لَأَنْ تَهْوِیَ بِهِمُ الرِّیحُ أَوْ یُقَطَّعُوا أَحَبُّ إِلَیْهِمْ مِنْ أَنْ یَتَكَلَّمُوا بِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَ تَجِدُونَ ذَلِكَ قَالُوا نَعَمْ فَقَالَ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنَّ ذَلِكَ لَصَرِیحُ الْإِیمَانِ فَإِذَا وَجَدْتُمُوهُ فَقُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ

اصول كافى جلد 4 صفحه: 156 روایة: 4
4- على بن مهزیار گوید: مردى به حضرت جواد علیه السلام نوشت و از وسوسه هائى كه به خاطرش آید شكایت كرد، حضرت در ضمن پاسخ نامه اش به او چنین نوشت: همانا خداى عزوجل اگر بخواهد تو را ثابت و پا برجا كند و از براى شیطان بر تو راهى قرار ندهد، و مردمى هم به پیغمبر صلى اللّه علیه و آله شكایت بردند از خاطره هائى كه در دل آنها افتد كه اگر باد آنها را به جاى دورى اندازد و یا قطعه قطعه شوند دوستتر دارند از اینكه آن خاطره ها را بزبان آرند؟ پس رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمود: این را دریافتید؟ (كه این خاطره ها بر شما بسیار گران است؟) عرض كردند: آرى، فرمود: سوگند به آنكه جانم بدست اوست این صریح ایمانست، پس هر گاه آنرا یافتید (و احساس كردید كه این خاطره ها به سراغتان آمده) بگوئید: «آمنا باللّه و رسوله و لا حول و لا قوة الا باللّه».
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَكْرِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ زَكَرِیَّا بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی الْیَسَعِ دَاوُدَ الْأَبْزَارِیِّ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ رَجُلًا أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّنِی نَافَقْتُ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا نَافَقْتَ وَ لَوْ نَافَقْتَ مَا أَتَیْتَنِی تُعْلِمُنِی مَا الَّذِی رَابَكَ أَظُنُّ الْعَدُوَّ الْحَاضِرَ أَتَاكَ فَقَالَ لَكَ مَنْ خَلَقَكَ فَقُلْتَ اللَّهُ خَلَقَنِی فَقَالَ لَكَ مَنْ خَلَقَ اللَّهَ قَالَ إِی وَ الَّذِی بَعَثَكَ بِالْحَقِّ لَكَانَ كَذَا فَقَالَ إِنَّ الشَّیْطَانَ أَتَاكُمْ مِنْ قِبَلِ الْأَعْمَالِ فَلَمْ یَقْوَ عَلَیْكُمْ فَأَتَاكُمْ مِنْ هَذَا الْوَجْهِ لِكَیْ یَسْتَزِلَّكُمْ فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ فَلْیَذْكُرْ أَحَدُكُمُ اللَّهَ وَحْدَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 157 روایة: 5
5- حضرت باقر علیه السلام فرمود: مردى نزد رسول خدا صلى اللّه علیه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا من منافق شدم، فرمود: به خدا سوگند تو منافق نشده اى، و اگر منافق بودى نزد من نمى آمدى كه مرا به آن آگاه كنى، چه چیز تو را به شك انداخته؟ به گمانم آن دشمن حاضر به خاطرت آمده و به تو گفت: كى تو را آفریده؛ تو گفتى: خدا مرا آفریده، پس به تو گفته: كى خدا را آفریده. عرض كرد: آرى بدانكه تو را براستى فرستاده سوگند كه چنین شده، فرمود: همانا شیطان از راه كردارهاى شما (و جلوگیرى شما از اعمال نیك) نزدتان آید و بر شما دست نیابد پس از این راه به سراغتان آید كه شما را بلغزاند، و هرگاه چنین شد هر كدام شما (كه برایش چنین رخ داد) خدا را بیگانگى یاد كند (خیالات شیطانى برطرف گردد).

باب اعتراف به گناهان و پشیمانى از آنها

بَابُ الِاعْتِرَافِ بِالذُّنُوبِ وَ النَّدَمِ عَلَیْهَا
(2935) 1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیٍّ الْأَحْمَسِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ وَ اللَّهِ مَا یَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ إِلَّا مَنْ أَقَرَّ بِهِ
قَالَ وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع كَفَى بِالنَّدَمِ تَوْبَةً
اصول كافى جلد 4 صفحه: 157 روایة: 1
1- على احمسى از حضرت باقر علیه السلام حدیث كند كه فرمود: به خدا سوگند از گناه نجات نیابد (و رها نشود) جز كسى كه بدان اعتراف كند.
گوید: و نیز آن حضرت علیه السلام فرمود: در توبه پشیمانى كافى است.
شرح:
مجلسى (ره) در قسمت اول حدیث گوید: یعنى اعتراف كند كه گناه است، زیرا كسى (كه گناهى مرتكب گردد) انكار كند كه این گناه است، و آنرا حلال بشمارد چنین كسى كافر است و توبه اش پذیرفته نشود. و اگر مقصود از اعتراف به گناه توبه باشد پس ممكن است آن را بر نجات كامل یا نجات قطعى حمل كرد، زیرا بدون توبه (شخص گنهكار) در تحت اراده حق تعالى است اگر خواهد او را عذاب كند و اگر خواهد از او در گذرد، و ممكن است حمل كرد با آنچه خبر پنجم بدان دلالت كند.
و در قسمت دوم گوید: «كفى بالندم توبة» ظاهر این است كه مقصود پشیمانى كامل است كه مستلزم تصمیم بر ترك آن در آینده باشد و گرنه ظاهرش كه مجرد اكتفاء به پشیمانى باشد منافات با سایر اخبار دارد كه دلالت بر تصمیم بر ترك در آینده نیز دارد.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ لَا وَ اللَّهِ مَا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ النَّاسِ إِلَّا خَصْلَتَیْنِ أَنْ یُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَیَزِیدَهُمْ وَ بِالذُّنُوبِ فَیَغْفِرَهَا لَهُمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 158 روایة: 2
2- امام باقر علیه السلام فرمود: نه به خدا سوگند! خداوند از مردم جز دو خصلت نخواسته است: (یكى) اعتراف به نعمتهاى او تا نعمت را برایشان بیفزاید، و (دیگر) اعتراف به گناهان تا آنها را براى ایشان بیامرزد.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ الرَّجُلَ لَیُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّةَ قُلْتُ یُدْخِلُهُ اللَّهُ بِالذَّنْبِ الْجَنَّةَ قَالَ نَعَمْ إِنَّهُ لَیُذْنِبُ فَلَا یَزَالُ مِنْهُ خَائِفاً مَاقِتاً لِنَفْسِهِ فَیَرْحَمُهُ اللَّهُ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 158 روایة: 3
3- برخى از اصحاب عمروبن عثمان از حضرت صادق حدیث كند كه شنیدم آن حضرت مى فرمود: همانا مرد (گاهى) گناه كند و خدا بوسیله آن او را به بهشت برد، عرض كردم: خداوند به سبب گناه او را به بهشت برد؟ فرمود: آرى، هر آینه او گناه كند و پیوسته از آن ترسان است و بر خود خشمناك است پس خداوند به او ترحم كند و او را به بهشت برد.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: این حدیث دلالت كند بر اینكه گناهى كه باعث خضوع گردد بهتر از طاعتى است كه موجب باشد.
4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّهُ وَ اللَّهِ مَا خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ بِإِصْرَارٍ وَ مَا خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ إِلَّا بِإِقْرَارٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 158 روایة: 4
4- معاویة بن عمار گوید: شنیدم حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: هر آینه به خدا سوگند هیچ بنده با اصرار (بگناه و ادامه آن) از گناه بیرون نرود، و هیچ بنده اى از گناه بیرون نرود جز به اقرار و اعتراف (به آن).
5- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ بْنِ الْحَجَّاجِ السَّبِیعِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ وَلِیدٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ أَذْنَبَ ذَنْباً فَعَلِمَ أَنَّ اللَّهَ مُطَّلِعٌ عَلَیْهِ إِنْ شَاءَ عَذَّبَهُ وَ إِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُ غَفَرَ لَهُ وَ إِنْ لَمْ یَسْتَغْفِرْ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 158 روایة: 5
5- یونس بن یعقوب گوید: كه شنیدم حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: هر كه گناهى كند و بداند كه خدا بر او مطلع هست كه اگر خواهد او را عذاب كند و اگر خواهد او را بیامرزد، خداوند (بهمین آگاهیش) او را بیامرزد اگر چه استغفار هم نكند.
(2940) 6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی هَاشِمٍ عَنْ عَنْبَسَةَ الْعَابِدِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْعَبْدَ أَنْ یَطْلُبَ إِلَیْهِ فِی الْجُرْمِ الْعَظِیمِ وَ یُبْغِضُ الْعَبْدَ أَنْ یَسْتَخِفَّ بِالْجُرْمِ الْیَسِیرِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 159 روایة: 6
6- حضرت صادق علیه السلام فرمود: همانا خداوند دوست دارد بنده اى را كه در گناه بزرگ به او توجه كند (و از او آمرزش بخواهد) و مبغوض دارد بندهایى را كه گناه اندك را خوار شمارد و به آن بى اعتنا باشد (و در مقام توبه و تدارك آن نباشد).
7- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ سَهْلٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِیٍّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص إِنَّ النَّدَمَ عَلَى الشَّرِّ یَدْعُو إِلَى تَرْكِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 159 روایة: 7
7- حضرت صادق (ع) فرمود: امیرالامؤمنین علیه السلام فرموده: همانا پشیمانى بر گناه و بدى، انسانرا بدست كشیدن از آن وا میدارد.
8- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ الدَّقَّاقِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنْ زَیْدٍ الْقَتَّاتِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَا مِنْ عَبْدٍ أَذْنَبَ ذَنْباً فَنَدِمَ عَلَیْهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَبْلَ أَنْ یَسْتَغْفِرَ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ نِعْمَةً فَعَرَفَ أَنَّهَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَبْلَ أَنْ یَحْمَدَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 159 روایة: 8
8- ابان بن تغلب گوید: شنیدم حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: هیچ بنده اى نیست كه گناهى كند و از آن پشیمان گردد جز اینكه پیش از آنكه طلب آمرزش كند خدا گناهش را بیامرزد، و هیچ بنده اى نیست كه خداوند بر او نعمتى ارزانى دارد، و بداند كه آن نعمت از طرف خدا است جز اینكه خداوند پیش از آنكه او سپاسگزارى آنرا كند او را بیامرزد.

باب پوشاندن گناهان

بَابُ سَتْرِ الذُّنُوبِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ الْعَبَّاسِ مَوْلَى الرِّضَا ع قَالَ سَمِعْتُهُ ع یَقُولُ الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعِینَ حَسَنَةً وَ الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 160 روایة: 1
1- عباس غلام حضرت رضا علیه السلام گوید: شنیدم آنحضرت علیه السلام مى فرمود: پنهان كننده كار نیك (كردارش) برابر هفتاد حسنه است، و آشكاراكننده كار بد مخذول است، و پنهان كننده كار بد آمرزیده است.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: فاش كننده گناه از نظر بى باكى نسبت بشرع مقدس و بى شرمى مخذول است و توفیق از او گرفته شود، و پنهان كننده آن از نظر شرمى كه دارد آمرزیده شود نه از جهت نفاق و دو روئى، و این خبر دلالت دارد كه پنهان داشتن طاعات بهتر از آشكار نمودن آن است چون از ریاء و سمعه دور است، و برخى گفته اند: آشكار كردن آن بهتر است و برخى میان واجبات و مستحبات فرق گذارده اند و در واجبات گفته اند: اظهارش افضلست و در مستحبات اختفاء (و پنهان داشتن). و برخی تفصیل دیگری داده اند و گفته اند: اگر كار نیك آشكار كردنش از ریاء و سمعه محفوظ باشد اظهارش بهتر است زیرا سبب تأسى كردن دیگران باو گردد و گرنه اختفاء افضلست.
2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَنْدَلٍ عَنْ یَاسِرٍ عَنِ الْیَسَعِ بْنِ حَمْزَةَ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعِینَ حَسَنَةً وَ الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِهَا مَغْفُورٌ لَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه: 160 روایة: 2
2- حضرت رضا علیه السلام فرمود: رسولخدا (ص) فرموده است (و مانند حدیث گذشته را روایت كرده است).