فهرست کتاب


اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب غیبت و بهتان

بَابُ الْغِیبَةِ وَ الْبَهْتِ
(2745) 1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْغِیبَةُ أَسْرَعُ فِى دِینِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ مِنَ الْأَكِلَةِ فِى جَوْفِهِ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْجُلُوسُ فِى الْمَسْجِدِ انْتِظَارَ الصَّلَاةِ عِبَادَةٌ مَا لَمْ یُحْدِثْ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا یُحْدِثُ قَالَ الِاغْتِیَابَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:59 روایة:1
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: كه رسول خدا صلى الله و آله و سلم غیبت در (نابودى) دین مرد مسلمان زودتر كارگر شود از بیمارى خوره در درون او.
فرمود: و نیز آن حضرت صلى الله علیه و آله فرموده است: نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا حدثى از او سرزند عرض شد: اى رسول خدا حدث چیست؟ فرمود: غیبت كردن است.
شرح:
غیبت در لغت به معناى اغتیاب است و آن یاد كردن انسان است دیگرى را به چیزى كه در آن بدى اوست، جوهرى در صحاح گوید: آن است كه پشت سرشخصى عفیف سخنى گوید كه اگر به شنود غمناكش كند، پس اگر راست باشد غیبت است، و اگر دروغ باشد بهتان است» و اما در عرف شرع مجلسى (ره) و دیگران گفته اند: غیبت در نظر شرع یاد كردن شخص معین یا آنكه در حكم معین است (ماننداینكه بگوید: یكى از دو قاضى این شهر) در نبودن او و در حال غیبتش به چیزى كه در او هست و بد دارد نسبت دادن زبان باشد یا به اشاره یا بكنایه، گوشه زند یا تصریح كند. و غیبت از گناهان كبیره و بزرگ است چنانچه شیخ (ره) در متاجر گوید نهایت ظاهر اخبار حرمت آن را مخصوص به مؤمن فرموده، و البته باید دانست كه در موارد زیادى غیبت را جایز دانسته اند. و از حرمت آن استثناء شده است كه براى اطلاع بیشتر خوانندگان محترم بكتاب متاجر شیخ و مرآة العقول مجلسى علیهما الرحمة و غیر آنها مراجعه كنند.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ قَالَ فِی مُؤْمِنٍ مَا رَأَتْهُ عَیْنَاهُ وَ سَمِعَتْهُ أُذُنَاهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِى الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه:60 روایة:2
امام صادق علیه السلام فرمود: هر كه درباره مؤمنى بگوید آنچه دو چشمش دیده و دو گوشش شنیده پس او از كسانى است كه خداى عزوجل درباره آنها فرموده: همانا آنانكه دوست دارند فراوان (یافاش) شود فحشاء درباره آنان كه ایمان آورده اند، ایشان را است عذابى دردناك، (سوره نور آیه 18)
شرح:
مجلسى (ره) گوید: مقصود این است كه مورد آیه تنها بهتان نیست بلكه شامل حقى هم كه دیده و شنیده است میشود.
3- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْغِیبَةِ قَالَ هُوَ أَنْ تَقُولَ لِأَخِیكَ فِى دِینِهِ مَا لَمْ یَفْعَلْ وَ تَبُثَّ عَلَیْهِ أَمْراً قَدْ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ لَمْ یُقَمْ عَلَیْهِ فِیهِ حَدٌّ
اصول كافى جلد 4 صفحه:60 روایة:3
داود بن سرحان گوید: از امام صادق علیه السلام از غیبت پرسیدم (كه چیست؟) فرمود: این است كه درباره برادرت در دین او بگویى چیزیرا كه نكرده است، و بزبان او منتشر كنى چیزیرا كه خداوند بر او پوشانیده بود و حدى درباره آن اقامه نكرده بود.
شرح:
در كلام حضرت كه فرمود: «برادرت در دین او... » دو احتمال مى رود، یكى آنكه مقصود برادر دینى باشد كه در این صورت فهمیده شود: كه غیبت كافر و مخالف جایز است، و دیگر آنكه جمله متعلق به «تقول» باشد كه معنا چنین شود كه «بگویى درباره دین او چیزى را كه نكرده است » بنسبت دادن كفر و یا معصیتى باو، و هر دو احتمال را مجلسى (ره) ذكر كرده است و سپس گوید: این حدیث دلالت كند كه غیبت شامل بهتان نیز مى شود و این اصطلاح دیگرى است براى غیبت. سپس وجهى ذكر كرده براى اینكه مقصود همان غیبت اصطلاحى باشد و معناى تازه نباشد.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سُئِلَ النَّبِیُّ ص مَا كَفَّارَةُ الِاغْتِیَابِ قَالَ تَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِمَنِ اغْتَبْتَهُ كُلَّمَا ذَكَرْتَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:61 روایة:4
از امام صادق علیه السلام حدیث شده كه فرمود: از پیغمبر صلى الله علیه و آله پرسیدند: كفاره غیبت چیست؟ فرمود: از خداوند طلب آمرزش كنى براى آنكه غیبتش كردى هر زمان بیادش افتادى.
شرح:
- از این حدیث استفاده شود كه در كفاره غیبت استحلال (و حلالیت طلبیدن) واجب نیست چنانچه جماعتى نیز واجب ندانسته اند، و در مقابل جمع زیادى واجب دانسته اند، و جمعى تفصیل داده اند میانه آنموردى كه غیبت بگوش او رسیده باشد كه: اینجا استحلال واجب است، و آنجائیكه بگوشش نرسیده باشد كه واجب نیست و استغفار كافى است مجلسى (ره) گوید: ممكن است این خبر را نیز حمل بر این صورت دوم كرد و بدینوسیله میان تمامى اخبار در باب غیبت جمع كرد و توافق داد.
5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنِ ابْنِ أَبِى یَعْفُورٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً بِمَا لَیْسَ فِیهِ بَعَثَهُ اللَّهُ فِى طِینَةِ خَبَالٍ حَتَّى یَخْرُجَ مِمَّا قَالَ قُلْتُ وَ مَا طِینَةُ الْخَبَالِ قَالَ صَدِیدٌ یَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ المُومِسَاتِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:61 روایة:5
ابن ابى یعفور از امام صادق علیه السلام حدیث كند كه فرمود: هر كه بمرد مؤمن یا زن مؤمنه بهتان زند بآنچه در او نیست، خداوند او را در طینت خبال برانگیزد و نگهدارد تا از آنچه گفته بیرون آید، گوید: من عرض كردم: طینت خبال چیست؟ فرمود: چركى است كه از فرج زنان بدكاره بیرون آید.
شرح:
معناى كلام حضرت كه فرمود: «تا از آنچه گفته بیرون آید» ممكن است كنایه از دوام و خلود باشد زیرا اثبات آن بر او ممكن نیست چونكه بهتان زده، و محتمل است مقصود پاك شدن از چركى گناه بوسیله آتش باشد، و طیبى در شرح مشكوة گفته است: یعنى توبه كند یا پاك شود، و مجلسى (ره) فرماید: شاید مقصودش توبه در دنیا باشد لكن بعید است.
(2750) 6- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ رَجُلٍ لَا نَعْلَمُهُ إِلَّا یَحْیَى الْأَزْرَقَ قَالَ قَالَ لِى أَبُو الْحَسَنِ ص مَنْ ذَكَرَ رَجُلًا مِنْ خَلْفِهِ بِمَا هُوَ فِیهِ مِمَّا عَرَفَهُ النَّاسُ لَمْ یَغْتَبْهُ وَ مَنْ ذَكَرَهُ مِنْ خَلْفِهِ بِمَا هُوَ فِیهِ مِمَّا لَا یَعْرِفُهُ النَّاسُ اغْتَابَهُ وَ مَنْ ذَكَرَهُ بِمَا لَیْسَ فِیهِ فَقَدْ بَهَتَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:61 روایة:6
از یحیى ازرق حدیث شده كه گفت: حضرت ابوالحسن (موسى بن جعفر) علیه السلام بمن فرمود: هر كه پشت سر مردى چیزى را گوید كه در اوست و مردم میدانند كه آنچیز در اوست غیبت او را نكرده، و هر كه پشت سر كسى چیزیرا گوید كه در اوست ولى مردم نمى دانند غیبتش كرده، و هر كه پشت سر كسى چیزى گوید كه در او نیست به او بهتان زده است.
7- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَیَابَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ الْغِیبَةُ أَنْ تَقُولَ فِى أَخِیكَ مَا سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ أَمَّا الْأَمْرُ الظَّاهِرُ فِیهِ مِثْلُ الْحِدَّةِ وَ الْعَجَلَةِ فَلَا وَ الْبُهْتَانُ أَنْ تَقُولَ فِیهِ مَا لَیْسَ فِیهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:62 روایة:7
عبدالرحمن بن سیابه گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: غیبت آنستكه درباره برادرت بگوئى چیزى را كه خدا بر او پوشانده است، و اما چیزى را كه در وجود او آشكار و ظاهر است مثل تندخوئى و شتابزدگى (گفتن آن) غیبت نیست، بهتان آنستكه درباره اش بگوئى چیزیكه در او نیست.

باب داستان سرائى بر ضرر مؤمن

بَابُ الرِّوَایَةِ عَلَى الْمُؤْمِنِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ لِى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَایَةً یُرِیدُ بِهَا شَیْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِیَسْقُطَ مِنْ أَعْیُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَایَتِهِ إِلَى وَلَایَةِ الشَّیْطَانِ فَلَا یَقْبَلُهُ الشَّیْطَانُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:62 روایة:1
مفضل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: هر كه بر ضرر مؤمن داستانى بگوید و قصدش عیب او و ریختن آبرویش باشد كه از چشم مردم بیفتد خداوند او را از دوستى خود بدوستى شیطان براند و شیطان هم او را نپذیرد.
2- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ حَرَامٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ تَعْنِى سُفْلَیْهِ قَالَ لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِنَّمَا هِیَ إِذَاعَةُ سِرِّهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:62 روایة:2
عبد اللّه بن سنان گوید: بآن حضرت عرض كردم: عورت مؤمن بر مؤمن حرامست؟ فرمود: آرى، عرض كردم: مقصود شما دو عضو پائین تنه اوست؟ فرمود: آنچه كه فهم تو بدان رفته است نیست همانا عورت مؤمن فاش كردن سّر اوست.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُخْتَارٍ عَنْ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِیمَا جَاءَ فِى الْحَدِیثِ عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ حَرَامٌ قَالَ مَا هُوَ أَنْ یَنْكَشِفَ فَتَرَى مِنْهُ شَیْئاً إِنَّمَا هُوَ أَنْ تَرْوِیَ عَلَیْهِ أَوْ تَعِیبَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:63 روایة:3
از زید روایت شده است كه امام صادق علیه السلام درباره اینكه در حدیث آمده: «عورت مؤمن بر مؤمن حرام است» فرمود: این نیست كه مؤمن برهنه شود و تو از او چیزى ببینى؟ همانا مقصود این است كه بضرر او داستانى بگوئى یا او را غیبت كنى (و نسبت عیب باو دهى).

باب شماتت و شادكامى بگرفتارى مؤمن

بَابُ الشَّمَاتَةِ
(2755) 1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ لَا تُبْدِی الشَّمَاتَةَ لِأَخِیكَ فَیَرْحَمَهُ اللَّهُ وَ یُصَیِّرَهَا بِكَ وَ قَالَ مَنْ شَمِتَ بِمُصِیبَةٍ نَزَلَتْ بِأَخِیهِ لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یُفْتَتَنَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:63 روایة:1
ابان بن عبد الملك از امام صادق (علیه السلام) حدیث كند كه آن حضرت فرمود: در گرفتارى برادر (دینى) خود اظهار شادى و شماتت مكن تا (در نتیجه) خداوند باو ترحم كند و آن گرفتارى را به سوى تو بگرداند.هر كس به مصیبتى كه ببرادر (دینیش) رسیده شادكام شود از دنیا نرود تا خودش گرفتار آن شود.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: اینكه در این حدیث از اظهار شادى و شماتت نهى شده براى اینستكه بسا شادى در دل دشمن بى اختیار بیاید، و تكلیف عامه مردم بر خلاف آن حرج (و دشوار) است و با شریعت سهلة منافات دارد.