اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب شخص دو زبان و دو رو

بَابُ ذِى اللِّسَانَیْنِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَوْنٍ الْقَلَانِسِیِّ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ لَقِیَ الْمُسْلِمِینَ بِوَجْهَیْنِ وَ لِسَانَیْنِ جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَهُ لِسَانَانِ مِنْ نَارٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه:42 روایة:1
حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر كه با مسلمانان به دورو و دو زبان برخورد كند، روز قیامت بیاید در حالیكه براى او دو زبان از آتش باشد.
شرح - مقصود كسانى هستند كه براى جلب نفع دنیوى نزد هر كسى مطابق تمایلات او سخن گویند و باصطلاح معروف نان را بنرخ روز خورند، و اینكار باعث حقیقت پوشى ها و حق كشیهاى زیادى گردد و بقول علامه مجلسى (ره) و دیگران این عین نفاق است.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِى شَیْبَةَ عَنِ الزُّهْرِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَكُونُ ذَا وَجْهَیْنِ وَ ذَا لِسَانَیْنِ یُطْرِى أَخَاهُ شَاهِداً وَ یَأْكُلُهُ غَائِباً إِنْ أُعْطِیَ حَسَدَهُ وَ إِنِ ابْتُلِیَ خَذَلَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:43 روایة:2
حضرت باقر علیه السلام فرمود: چه بد بنده ایست آن بنده ایكه داراى دو رو و دو زبان است، در حضور برادرش او را ستایش كند (و یا در تمجید او از حد بگذراند) و در پشت سر او را بخورد( واز او بدگویی کند) اگر دارا شود (وثروتی به چنگ آورد) بر او رشک برد، و اگر گرفتار شود دست از یاری او بردارد.
شرح :
مقصود از فرمایش حضرت که فرمود: در پشت سر او را بخورد یعنى غیبت او كند چنانچه خدایتعالى فرماید: «و غیبت نكند برخى از شما برخى را آیا دوست دارد یكى از شما كه بخورد گوشت برادر مرده خویش را، همانا ناخوش دارید آنرا» (سوره حجرات آیه 12)
(2695) 3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ع یَا عِیسَى لِیَكُنْ لِسَانُكَ فِى السِّرِّ وَ الْعَلَانِیَةِ لِسَاناً وَاحِداً وَ كَذَلِكَ قَلْبُكَ إِنِّى أُحَذِّرُكَ نَفْسَكَ وَ كَفَى بِى خَبِیراً لَا یَصْلُحُ لِسَانَانِ فِى فَمٍ وَاحِدٍ وَ لَا سَیْفَانِ فِى غِمْدٍ وَاحِدٍ وَ لَا قَلْبَانِ فِى صَدْرٍ وَاحِدٍ وَ كَذَلِكَ الْأَذْهَانُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:43 روایة:3
عبدالرحمن بن حماد در حدیثى مرفوع (كه آنرا بمعصوم رسانده است) گوید: خداى تبارك و تعالى بعیسى بن مریم فرمود: اى عیسى باید كه زبانت در پنهانى و آشكار یك زبان باشد، و هم چنین دلت، همانا من تو را از نفس خودت میترسانم و چون من آگاهى (براى تو) كافى است، دو زبان در یكدهان نشاید، و دو شمشیر در یك غلاف نگنجد، و دو دل در یك سینه نباشد، نهاد انسان نیز این چنین است كه (دو عقیده مخالف در یكذهن نتواند جایگیر شود.)

باب قهر كردن و جدائى از برادر دینى

باب الهجرة
1- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الرَّبِیعِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ رَفَعَهُ قَالَ فِى وَصِیَّةِ الْمُفَضَّلِ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَا یَفْتَرِقُ رَجُلَانِ عَلَى الْهِجْرَانِ إِلَّا اسْتَوْجَبَ أَحَدُهُمَا الْبَرَاءَةَ وَ اللَّعْنَةَ وَ رُبَّمَا اسْتَحَقَّ ذَلِكَ كِلَاهُمَا فَقَالَ لَهُ مُعَتِّبٌ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاكَ هَذَا الظَّالِمُ فَمَا بَالُ الْمَظْلُومِ قَالَ لِأَنَّهُ لَا یَدْعُو أَخَاهُ إِلَى صِلَتِهِ وَ لَا یَتَغَامَسُ لَهُ عَنْ كَلَامِهِ سَمِعْتُ أَبِى یَقُولُ إِذَا تَنَازَعَ اثْنَانِ فَعَازَّ أَحَدُهُمَا الْ آخَرَ فَلْیَرْجِعِ الْمَظْلُومُ إِلَى صَاحِبِهِ حَتَّى یَقُولَ لِصَاحِبِهِ أَیْ أَخِی أَنَا الظَّالِمُ حَتَّى یَقْطَعَ الْهِجْرَانَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ صَاحِبِهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَكَمٌ عَدْلٌ یَأْخُذُ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:43 روایة:1
در وصیت مفضل است كه (گوید:) شنیدم از حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: از هم جدا نشوند دو مرد بصورت قهر كردن جز اینكه یكى از آندو سزاوار بیزارى (خدا و رسولش از وى) و لعنت (یعنى دورى از رحمت حق) گردد، و چه بسا كه هر دوى آنها سزاور آن شوند، معتب (كه یكى از دوستان مخصوص آنحضرت بود) عرض كرد: خدا مرا بقربان تو گرداند! آنكه ظالم و ستمكار است این سزاى اوست، اما مظلوم چه جرمى دارد (كه سزاوار بیزارى و لعنت شود؟) فرمود: براى آنكه برادر خود را بآشتى و پیوست با خود دعوت نمى كند، و از گفتار او صرفنظر نمى كند (و آنرا نشنیده نمى گیرد) شنیدم پدرم مى گفت: هرگاه دو تن با هم ستیزه كنند و یكى بر دیگرى غالب آید، باید آن ستمدیده و مظلوم نزد رفیق ستمگر خود رود و باو بگوید: اى برادر من ستمكارم، تا جدائى میانه او و رفیقش از بین برود، پس خداى تبارك و تعالى حكیم و عادل است و داد مظلوم را از ظالم بستاند.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا هِجْرَةَ فَوْقَ ثَلَاثٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه:44 روایة:2
حضرت صادق علیه السلام فرمود: كه رسول خدا (ص) فرموده: بیش از سه روز جدائى و قهر كردن روا نیست.
شرح:
مجلسى علیه الرحمة گوید: ظاهر این حدیث اینست كه اگر میانه دو برادر ایمانى در اثر كوتاهى كردن در آداب معاشرت كدورت و نقارى پیدا شد و سر انجام بقهر و جدائى كشید نباید بیش از سه روز ادامه دهند، و اما در آن سه روز ظاهراً عفو شده است و آن سبب تسكین غضب و بدخلقى در این مدت است، با اینكه دلالت آن برجواز ادامه تا سه روز بمفهوم حدیث است و دلالت مفهوم (و استدلال بآن) ضعیف است.
و (باید دانست كه) اینگونه اخبار مخصوص است بغیر بدعت گذاران و هوا پرستان و آنان كه برگناه خو گرفته اند و رها نمى كنند، و گرنه قهر و جدائى از آنان مطلوب و این خود یكنوع نهى از منكر است.
3- حُمَیْدُ بْنُ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَیْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یَصْرِمُ ذَوِى قَرَابَتِهِ مِمَّنْ لَا یَعْرِفُ الْحَقَّ قَالَ لَا یَنْبَغِى لَهُ أَنْ یَصْرِمَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:44 روایة:3
ابو بصیر گوید: از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم: از مردیكه از خویشاوندش بخاطر اینكه مذهب حق را نمى شناسند (و شیعه نیستند) ببرد (و قطع مراوده كند)؟ فرمود: سزاوار نیست كه از آنها ببرد.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ عَمِّهِ مُرَازِمِ بْنِ حَكِیمٍ قَالَ كَانَ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا یُلَقَّبُ شَلَقَانَ وَ كَانَ قَدْ صَیَّرَهُ فِى نَفَقَتِهِ وَ كَانَ سَیِّئَ الْخُلُقِ فَهَجَرَهُ فَقَالَ لِى یَوْماً یَا مُرَازِمُ وَ تُكَلِّمُ عِیسَى فَقُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ أَصَبْتَ لَا خَیْرَ فِى الْمُهَاجَرَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:45 روایة:4
مرازم بن حكیم گوید: یكى از اصحاب ما كه بلقب شلقان او را میخواندند (و نامش عیسى بود) در خانه حضرت صادق علیه السلام بود، و حضرت او را ناظر بر خرج خانه خود كرده بود (یا خرج او را میداد). مردى بد اخلاق بود، (و بدین سبب) مرازم با او قهر كرده بود، (مرازم گوید:) روزى حضرت صادق علیه السلام بمن فرمود: اى مرازم آیا با عیسى سخن مى گوئى (و با او آشتى كرده اى)؟ عرض كردم: آرى، فرمود: خوب كردى در قهر خیرى نیست.
(2700) 5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى سَعِیدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ كَثِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ قَالَ أَبِى ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَیُّمَا مُسْلِمَیْنِ تَهَاجَرَا فَمَكَثَا ثَلَاثاً لَا یَصْطَلِحَانِ إِلَّا كَانَا خَارِجَیْنِ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ یَكُنْ بَیْنَهُمَا وَلَایَةٌ فَأَیُّهُمَا سَبَقَ إِلَى كَلَامِ أَخِیهِ كَانَ السَّابِقَ إِلَى الْجَنَّةِ یَوْمَ الْحِسَابِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:45 روایة:5
داود بن كثیر گوید: حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: پدرم فرمود: كه رسولخدا (ص) فرموده است: هر دو نفر مسلمانیكه از همدیگر قهر كنند و سه روز بر آنحال بمانند و با هم آشتى نكنند هر دو از اسلام بیرون روند، و میانه آنها پیوند و دوستى دینى نباشد، پس هر كدام از آندو بسخن گفتن با برادرش پیشى گرفت، او در روز حساب پیشرو به بهشت باشد.
6- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ الشَّیْطَانَ یُغْرِى بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ مَا لَمْ یَرْجِعْ أَحَدُهُمْ عَنْ دِینِهِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ اسْتَلْقَى عَلَى قَفَاهُ وَ تَمَدَّدَ ثُمَّ قَالَ فُزْتُ فَرَحِمَ اللَّهُ امْرَأً أَلَّفَ بَیْنَ وَلِیَّیْنِ لَنَا یَا مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِینَ تَأَلَّفُوا وَ تَعَاطَفُوا
اصول كافى جلد 4 صفحه:45 روایة:6
حضرت باقر علیه السلام فرمود: همانا شیطان میان دو مؤمن دشمنى اندازد و تا یكى از آن دو از دین برنگردد (آندو را رها نكند)، و همینكه چنین كردند بپشت بخوابد و دراز كشد، و سپس گوید: كامیاب شدم، پس خدا رحمت كند مردیرا كه میانه دو تن از دوستان ما الفت اندازد، اى گروه مؤمنین باهم انس و الفت گیرید و با هم مهربانى كنید.
7- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَحْفُوظٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا یَزَالُ إِبْلِیسُ فَرِحاً مَا اهْتَجَرَ الْمُسْلِمَانِ فَإِذَا الْتَقَیَا اصْطَكَّتْ رُكْبَتَاهُ وَ تَخَلَّعَتْ أَوْصَالُهُ وَ نَادَى یَا وَیْلَهُ مَا لَقِیَ مِنَ الثُّبُورُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:45 روایة:7
حضرت صادق علیه السلام فرمود: پیوسته شیطان تا دو مسلمان باهم قهر هستند شادمان است، و همینكه با هم آشتى كنند زانوهایش بلرزد و بندهایش از هم جدا شود و فریاد زند: اى واى بر او (مقصود از او خود شیطان است بشرحى كه بیاید) از آنچه بدو رسد از هلاكت.
شرح:
فیض علیه الرحمة گوید: اینكه حضرت در گفتار شیطان در «یاویله» و «لقى» از تكلم التفات بغیبت فرمود براى بركنار داشتن نفس شریف خود از اینكه در عبارت نسبت شر بآن دهد اگر چه در معنى منسوب بدیگرى است و نظیر آن در كلام شایع است (پایان كلام فیض ره)
و جرزى در نهایة گوید: در حدیث آمده: كه چون آدمیزاد آیه سجده خواند و بسجده رود شیطان بكنارى رود و گریان شود و گوید: «یاویله» اى واى براو تا آنكه گوید: و معنى آن اى واى من واى اندوه من واى هلاكت من واى عذاب من نزد من بیا كه اینك زمان تو است، و اینكه اضافه فرمود «ویل» را بضمیر غایب و «ویله» گفت (با اینكه یا ویلى بصورت متكلم گفته شود) از نظر حمل بر معنى است و عدول از حكایت گفتار ابلیس «یاویلى» فرمود براى اینكه نخواسته است «ویل» را بخود نسبت دهد.

باب قطع رحم

بَابُ قَطِیعَةِ الرَّحِمِ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِى حَدِیثٍ أَلَا إِنَّ فِى التَّبَاغُضِ الْحَالِقَةَ لَا أَعْنِى حَالِقَةَ الشَّعْرِ وَ لَكِنْ حَالِقَةَ الدِّینِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:46 روایة:1
از حضرت صادق علیه السلام روایت شده كه رسولخدا (ص) در ضمن حدیثى فرمود: هر آینه بدرستیكه در دشمنى كردن با یكدیگر ستردن و از بن بركندن است، مقصودم ستردن مو نیست، ولى ستردن دین است.
توضیح:
مجلسى علیه الرحمة گوید بجهت اینكه مصنف كتاب (شیخ كلینى ره) این حدیث را در این باب آورده این است كه دشمنى كردن با یكدیگر شامل ارحام نیز مى باشد، یا براى اینستكه حالقه (ستردن) در اخبار دیگر بقطع رحم تفسیر شده است.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ حُذَیْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اتَّقُوا الْحَالِقَةَ فَإِنَّهَا تُمِیتُ الرِّجَالَ قُلْتُ وَ مَا الْحَالِقَةُ قَالَ قَطِیعَةُ الرَّحِمِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:46 روایة:2
حذیفه بن منصور گوید: حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: از حالقه بپرهیزید زیرا كه آن مردان را میمیراند (و بنابودى میكشاند) عرض كردم: حالقه چیست؟ فرمود: قطع رحم است.
(2705) 3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّ إِخْوَتِى وَ بَنِى عَمِّى قَدْ ضَیَّقُوا عَلَیَّ الدَّارَ وَ أَلْجَئُونِی مِنْهَا إِلَى بَیْتٍ وَ لَوْ تَكَلَّمْتُ أَخَذْتُ مَا فِى أَیْدِیهِمْ قَالَ فَقَالَ لِیَ اصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ سَیَجْعَلُ لَكَ فَرَجاً قَالَ فَانْصَرَفْتُ وَ وَقَعَ الْوَبَاءُ فِی سَنَةِ إِحْدَى وَ ثَلَاثِینَ وَ مِائَةٍ فَمَاتُوا وَ اللَّهِ كُلُّهُمْ فَمَا بَقِیَ مِنْهُمْ أَحَدٌ قَالَ فَخَرَجْتُ فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَیْهِ قَالَ مَا حَالُ أَهْلِ بَیْتِكَ قَالَ قُلْتُ لَهُ قَدْ مَاتُوا وَ اللَّهِ كُلُّهُمْ فَمَا بَقِیَ مِنْهُمْ أَحَدٌ فَقَالَ هُوَ بِمَا صَنَعُوا بِكَ وَ بِعُقُوقِهِمْ إِیَّاكَ وَ قَطْعِ رَحِمِهِمْ بُتِرُوا أَ تُحِبُّ أَنَّهُمْ بَقُوا وَ أَنَّهُمْ ضَیَّقُوا عَلَیْكَ قَالَ قُلْتُ إِى وَ اللَّهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:47 روایة:3
برخى از اصحاب ما گوید: كه بحضرت صادق عرض كردم: برادران و عموزادگانم خانه ام را بر من تنك كرده و از همه آن خانه مرا بیك اطاق آن پناهنده كرده اند، و من چنانچه در این باره اقدام كنم آنچه در دست آنها است میگیرم؟ گوید: آنحضرت فرمود: صبر كن زیرا خداوند برایت گشایشى فراهم كند، گوید: من منصرف شدم، و وبائى در سال صد و سى و یك بیامد و بخدا سوگند همگى آنها مردند و یكنفر از آنها باقى نماند، گوید: من بیرون آمدم (و بنزد آنحضرت رفتم) همینکه بر او وارد شدم فرمود: حال اهل خانه ات چطور است؟ عرض كردم: بخدا سوگند همه آنها مردند، و یك نفر از آنها زنده نماند، فرمود: این براى آن كارى بود كه بتو كردند، و براى آن آزاریكه بتو رساندند و قطع رحمیكه كردند نابود شدند، آیا میخواستی كه زنده باشندذ و بر تو تنگ بگیرند؟ عرض كردم: آرى بخدا سوگند.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: گفتار آنحضرت «بعقوقهم» متعلق است به «بتروا» كه بنابراین ترجمه آن چنین مى شود: و بواسطه آزاریكه كردند نابود شدند، و تو از قطع رحم آنها بپرهیز (پایان كلام مجلسى ره) ولى ظاهر عبارت چنان بود كه ترجمه شد و من وجهى بر این حمل ندیدم لذا از تغییر ظاهر عبارت در ترجمه خود دارى شد.
4- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ أَبِى عُبَیْدَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ فِى كِتَابِ عَلِیٍّ ع ثَلَاثُ خِصَالٍ لَا یَمُوتُ صَاحِبُهُنَّ أَبَداً حَتَّى یَرَى وَبَالَهُنَّ الْبَغْیُ وَ قَطِیعَةُ الرَّحِمِ وَ الْیَمِینُ الْكَاذِبَةُ یُبَارِزُ اللَّهَ بِهَا وَ إِنَّ أَعْجَلَ الطَّاعَةِ ثَوَاباً لَصِلَةُ الرَّحِمِ وَ إِنَّ الْقَوْمَ لَیَكُونُونَ فُجَّاراً فَیَتَوَاصَلُونَ فَتَنْمِى أَمْوَالُهُمْ وَ یُثْرُونَ وَ إِنَّ الْیَمِینَ الْكَاذِبَةَ وَ قَطِیعَةَ الرَّحِمِ لَتَذَرَانِ الدِّیَارَ بَلَاقِعَ مِنْ أَهْلِهَا وَ تَنْقُلُ الرَّحِمَ وَ إِنَّ نَقْلَ الرَّحِمِ انْقِطَاعُ النَّسْلِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:47 روایة:4
حضرت باقر علیه السلام فرمود: در كتاب على علیه السلام استكه: سه خصلت استكه هر كه دارا باشد نمیرد تا وبال آنرا ببیند: ستم، و قطع رحم، قسم دروغ كه بدان با خدا بجنگ رود، و هر آینه آن طاعتیكه ثواب و اجرش زودتر برسد صله رحم است، و براستى (چه بسا) مردمیكه از حق روگردانند و با هم پیوند كنند (و صله رحم كنند) پس اموالشان زیاد شود و ثروتمند گردند. و بدرستیكه قسم دروغ و قطع رحم خانه ها را ویران و خالى از اهل و خانمان كند، و خویشاوندى را از جا بر كند، و از جاى بركندن خویشى مایه قطع نسل گردد.
5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ عَنْبَسَةَ الْعَابِدِ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ فَشَكَا إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَقَارِبَهُ فَقَالَ لَهُ اكْظِمْ غَیْظَكَ وَ افْعَلْ فَقَالَ إِنَّهُمْ یَفْعَلُونَ وَ یَفْعَلُونَ فَقَالَ أَ تُرِیدُ أَنْ تَكُونَ مِثْلَهُمْ فَلَا یَنْظُرَ اللَّهُ إِلَیْكُمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه:48 روایة:5
عنبسة بن عابد گوید: مردى نزد حضرت صادق علیه السلام آمد و از نزدیكان (و خویشان) خود بآنحضرت شكایت كرد، حضرت بوى فرمود: خشمت را فرو نشان و بكن (یعنى دائماً خشمت را فرو نشان و در صدد انتقام برمیا) عرض كرد: آنها میكنند (آنچه مى خواهند) و میكنند (و شما بمن دستور فرو نشاندن خشمم را میدهى؟) فرمود: آیا تو هم مى خواهى مانند آنان باشى تا خدا توجهى بشما نكند.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: یعنى خدا رحمت خود را از همه شما در دنیا و آخرت باز دارد؟ و اما اگر با آنها پیوند كردى (و صله رحم كردى) یا اینست كه باز گردند (و دست از آزار تو بردارند) پس رحمت حق شامل همه شما گردد و تو بآن سزاوارترى و حظت بیشتر است، و یا اینستكه بازگشت نكنند، پس رحمت حق مخصوص تو گردد و هیچ انتقامى براى تو بهتر از این نیست.
6- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَقْطَعْ رَحِمَكَ وَ إِنْ قَطَعَتْكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:48 روایة:6
حضرت صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا (ص) فرموده: قطع رحم خود مكن اگر چه او از تو قطع كند.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِى خُطْبَتِهِ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِى تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ فَقَامَ إِلَیْهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْكَوَّاءِ الْیَشْكُرِیُّ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَ وَ تَكُونُ ذُنُوبٌ تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ فَقَالَ نَعَمْ وَیْلَكَ قَطِیعَةُ الرَّحِمِ إِنَّ أَهْلَ الْبَیْتِ لَیَجْتَمِعُونَ وَ یَتَوَاسَوْنَ وَ هُمْ فَجَرَةٌ فَیَرْزُقُهُمُ اللَّهُ وَ إِنَّ أَهْلَ الْبَیْتِ لَیَتَفَرَّقُونَ وَ یَقْطَعُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَیَحْرِمُهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ أَتْقِیَاءُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:48 روایة:7
ابو حمزه ثمالى گوید: امیرالمومنین علیه السلام در خطبه فرمود: پناه میبرم بخدا از گناهانیكه در نابودى (گنه كار) شتاب كنند، عبدالله بن كواء یشكرى برخواست و گفت: اى امیرالمؤمنان مگر گناهانى هم هست كه در نابودى شتاب كنند؟ فرمود: آرى واى بر تو آن قطع رحم است، هر آینه (چه بسا) خاندانى هستند كه گردهم آیند و یارى هم كنند و با اینكه از حق دورند خداوند بآنها روزى دهد، و (چه بسا) خاندانیكه از هم جدا شوند و از همدیگر ببرند پس خدا آنها را محروم (از روزى) كند با اینكه پرهیزكارند.
(2710) 8- عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِذَا قَطَّعُوا الْأَرْحَامَ جُعِلَتِ الْأَمْوَالُ فِى أَیْدِى الْأَشْرَارِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:48 روایة:8
حضرت باقر علیه السلام فرمود: كه امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده: هرگاه مردمان قطع رحم كنند اموال (و ثروتها) در دست اشرار قرار گیرد.
شرح:
مجلسى علیه الرحمة گوید: و این بتجربه رسیده است و یكى از اسبابش اینستكه باهم مخاصمه و نزاع كنند و نزد حكام جور و ظلمه بمرافعه میروند، پس اموال خود را با آنها رشوه دهند و در نتیجه بآنها منتقل شود، و نیز هنگامیكه باهم نزاع كردند و همدیگر را كمك نكردند اشرار بر آنها مسلط گردند و آن اموال را از دست آنها بگیرند.