اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب مكر و بیوفائى و فریبكارى

بَابُ الْمَكْرِ وَ الْغَدْرِ وَ الْخَدِیعَةِ
(2665) 1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَوْ لَا أَنَّ الْمَكْرَ وَ الْخَدِیعَةَ فِى النَّارِ لَكُنْتُ أَمْكَرَ النَّاسِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:32 روایة:1
هشام بن سالم در حدیثى مرفوع از امیرالمؤمنین علیه السلام حدیث كند كه فرمود: اگر نبود كه مكر و فریبكارى در آتشند من مكر اندیش ترین مردمان بودم.
توضیح:
گویا جهت اینكه حضرت این سخن را فرموده این بود كه مردم معاویه را مردى سیاستمدار و عاقل مى دانستند، و آنحضرت را سست رأى مى پنداشتند، چون میدیدند كه حیله هاى معاویه كه بر پایه دروغ و مكر بنا نهاده شده بود پیشرفت میكرد، پس آنحضرت بیان فرماید: كه او باین نیرنگها آشناتر است ولى چون آنها مخالف با دستور خدا است آنها را به كار نبندد چنانچه سید رضى (ره) در نهج البلاغه از آنحضرت روایت كرده است كه فرمود: «و ما در زمانى واقع شده ایم كه بیشتر مردم آن مكر را زیركى پندارند، و نادانان ایشان را زیرك خوانند، آنها را چه شده است؟ خدا ایشان را بكشد، مرد نیرومند و كاردان راه حیله و نیرنگ را میداند ولى امر و نهى خدا جلوگیریش كند، و با اینكه برأى العین آنرا دیده و دانسته و توانائى بكار بردن آنرا دارد وامیگذارد و كسیكه در دین از هیچ گناهى باك ندارد فرصت جوئى مى كند و مكر را بكاز اندازد....» و آشناتر بودن آنحضرت بمكر و حیله و داناتر بودنش در بكار بردن آن روشن است زیرا آنحضرت بهمه چیز داناتر از دیگران بوده است. این بود ملخصى از گفتار مجلسى (ره) در معناى حدیث.
2- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَجِی ءُ كُلُّ غَادِرٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ بِإِمَامٍ مَائِلٍ شِدْقُهُ حَتَّى یَدْخُلَ النَّارَ وَ یَجِى ءُ كُلُّ نَاكِثٍ بَیْعَةَ إِمَامٍ أَجْذَمَ حَتَّى یَدْخُلَ النَّارَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:33 روایة:2
امام صادق علیه السلام فرمود: رسولخدا (ص) فرمود: بیاید هر كه عهد شكنى كند در روز قیامت با امامى كه دهن او كج باشد تا داخل آتش گردد. و بیاید هر كه بیعت امامى را شكسته دست بریده تا بهمان حال داخل آتش شود.
شرح:
ممكن است از لحاظ ادبى كلمه «بامام» متعلق به «قادر» باشد و مقصود از «امام» امام حق باشد چنانچه مجلسى (ره) گفته، و پس از این در خبر (5) بیاید و بنابراین معناى حدیث چنین شود: كه هر كه به امامى و پیشواى حقى از پیشوایان عهدشكنى كند با دهن كج وارد صحراى محشر گردد و بهمین حال باشد تا بدوزخ رود، و ممكن است حرف (باء) در (بامام) بمعناى (مع) باشد و متعلق به (یجیىء) باشد و مقصود از (امام) امام ضلالت و گمراهى باشد چنانچه فیض (ره) گفته، و بنابراین معنى چنین است: كه هر كه عهد شكنى كند بیاید در روز قیامت در زیر پرچم امامى دهن كج تا بهمان وضع با او بدوزخ رود.
3- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَیْسَ مِنَّا مَنْ مَاكَرَ مُسْلِماً
اصول كافى جلد 4 صفحه:33 روایة:3
امام صادق علیه السلام فرمود: كه رسول خدا (ص) فرموده: از مانیست كسیكه با مسلمانى نیرنگ كند.
4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَرْیَتَیْنِ مِنْ أَهْلِ الْحَرْبِ لِكُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مَلِكٌ عَلَى حِدَةٍ اقْتَتَلُوا ثُمَّ اصْطَلَحُوا ثُمَّ إِنَّ أَحَدَ الْمَلِكَیْنِ غَدَرَ بِصَاحِبِهِ فَجَاءَ إِلَى الْمُسْلِمِینَ فَصَالَحَهُمْ عَلَى أَنْ یَغْزُوَ مَعَهُمْ تِلْكَ الْمَدِینَةَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یَنْبَغِى لِلْمُسْلِمِینَ أَنْ یَغْدِرُوا وَ لَا یَأْمُرُوا بِالْغَدْرِ وَ لَا یُقَاتِلُوا مَعَ الَّذِینَ غَدَرُوا وَ لَكِنَّهُمْ یُقَاتِلُونَ الْمُشْرِكِینَ حَیْثُ وَجَدُوهُمْ وَ لَا یَجُوزُ عَلَیْهِمْ مَا عَاهَدَ عَلَیْهِ الْكُفَّارُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:33 روایة:4
طلحة بن زبیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: دو شهر است و اهل هر دو كافر حربى هستند، و براى هر كدام پادشاهى جدا است، (اهل آندو) باهم جنگ كردند سپس سازش نمودند، پس از آن یكى از آندو پادشاه برفیقش (یعنى بپادشاه دیگرى) خدعه زد و آمد با مسلمانان سازش كرد كه بوسیله آنها با آن شهر دیگر جنگ كند؟ امام صادق علیه السلام فرمود: براى مسلمین نشاید كه خدعه كنند، و نه دستور بخدعه دهند، و نه جنگ كنند با آنانكه نیرنگ زنند (و عهد شكنى كنند) ولى مى توانند هرجا كه مشركین را یافتند با آنها بجنگند، و آنچه كفار بر آن پیمان بسته اند بر آنان گذرا (و نافذ) نیست. (یعنى پیمان مشركین و سازششان با یكدیگر صحیح نیست و مانع از جنگ مسلمانان با آنها نیست. و هر كجا كه مشركین را یافتند میتوانند با آنها جنگ كنند).
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْأَشْعَثِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِیِّ عَنْ یَحْیَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَجِى ءُ كُلُّ غَادِرٍ بِإِمَامٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَائِلًا شِدْقُهُ حَتَّى یَدْخُلَ النَّارَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:34 روایة:5
امام صادق علیه السلام فرمود: كه رسولخدا (ص) فرمود: هر كه با امامى بیوفائى (و عهد شكنى كند) با دهن كج وارد محشر گردد تا بدوزخ رود.
(2670) 6- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَمِّهِ یَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْعَبْدِیِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع ذَاتَ یَوْمٍ وَ هُوَ یَخْطُبُ عَلَى الْمِنْبَرِ بِالْكُوفَةِ یَا أَیُّهَا النَّاسُ لَوْ لَا كَرَاهِیَةُ الْغَدْرِ كُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ أَلَا إِنَّ لِكُلِّ غُدَرَةٍ فُجَرَةً وَ لِكُلِّ فُجَرَةٍ كُفَرَةً أَلَا وَ إِنَّ الْغَدْرَ وَ الْفُجُورَ وَ الْخِیَانَةَ فِى النَّارِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:34 روایة:6
اصبغ بن نباته گوید: روزی امیرالمؤمنین علیه السلام بر منبر كوفه خطبه خواند و فرمود: اى گروه مردم اگر عهد شكنى بد نبود من سیاستمدارترین مردم بودم، آگاه باشید كه هر عهد شكنى تباه كارى و هرزه گى است، و هر تباه كارى ناسپاسى و كفرى در بر دارد، آگاه باشید كه بیوفائى و تباه كارى و خیانت در آتش است.

باب دروغ

بَابُ الْكَذِبِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی النُّعْمَانِ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا أَبَا النُّعْمَانِ لَا تَكْذِبْ عَلَیْنَا كَذِبَةً فَتُسْلَبَ الْحَنِیفِیَّةَ وَ لَا تَطْلُبَنَّ أَنْ تَكُونَ رَأْساً فَتَكُونَ ذَنَباً وَ لَا تَسْتَأْكِلِ النَّاسَ بِنَا فَتَفْتَقِرَ فَإِنَّكَ مَوْقُوفٌ لَا مَحَالَةَ وَ مَسْئُولٌ فَإِنْ صَدَقْتَ صَدَّقْنَاكَ وَ إِنْ كَذَبْتَ كَذَّبْنَاكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:34 روایة:1
ابو نعمان گوید: حضرت باقر علیه السلام بمن فرمود: اى ابا نعمان بر ما دروغى مبند تا دین خود را بر باد دهى، و مبادا خواهیكه سر باشى (و جلو قرارگیرى) تا دم شوى (و عقب بمانى) و بوسیله ما مردم را مخور كه فقیر گردى، زیرا بناچار ترا نگذارند و پرسش كنند، پس اگر راست گوئى ما تصدیقت كنیم و اگر دروغ گوئى ما ترا تكذیب كنیم.
شرح:
مجلسى علیه الرحمة در معناى فرمایش حضرت كه: «مبادا بخواهى سر باشى تا دم شوى» چند وجه ذكر كرده است اول اینكه دم كنایه از ذلت و پستى نزد خداوند و نزد بندگان شایسته و صالح او است. دوم اینكه مقصود عقب ماندن در آخرت است و به تشبیه لطیفى اشاره فرموده است، و آن اینستكه اگر در راه باریكى یكدسته سوار بروند هنگام مراجعت و بازگشت آنکسكه جلو بوده بناچار عقب قرار گیرد. سوم اینكه بواسطه طلب دنیا ذلیل خواهى شد و مرادت در دنیا حاصل نگردد و بدان نرسى، زیرا غالباً دنیا طلب بدان نرسد، و بعكس آنكه از دنیا فرار كند آن را بیابد. چهارم اینكه ریاست در دنیا براى مردمان متوسط بدست نیاید جز از راه توسل به بالاتر از خود، و چون غالباً ریاست دنیا بدست نا اهلان است و ریاست براى اهل حق در دنیا بندرت اتفاق افتد، پس ناچار باید بنا اهلان متوسل شود و تابع ایشان گردد و در زمره یاران و اعوان ایشان در آید، و این باعث شود كه در آخرت نیز با آنان محشور گردد.
و در گفتار حضرتكه: «و بوسیله ما مردم را مخور...» گوید: یعنى بسبب ساختن خبرهاى دروغ درباره ما، یا باحكام دروغ ساختن و نسبت آنها را بمادادن، مخواه كه اموال مردم را بخورى، پس در دنیا یا در آخرت بیچاره و فقیر شوى.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ كَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ص یَقُولُ لِوُلْدِهِ اتَّقُوا الْكَذِبَ الصَّغِیرَ مِنْهُ وَ الْكَبِیرَ فِی كُلِّ جِدٍّ وَ هَزْلٍ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَذَبَ فِى الصَّغِیرِ اجْتَرَى عَلَى الْكَبِیرِ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَا یَزَالُ الْعَبْدُ یَصْدُقُ حَتَّى یَكْتُبَهُ اللَّهُ صِدِّیقاً وَ مَا یَزَالُ الْعَبْدُ یَكْذِبُ حَتَّى یَكْتُبَهُ اللَّهُ كَذَّاباً
اصول كافى جلد 4 صفحه:35 روایة:2
امام صادق علیه السلام فرمود: على بن حسین بفرزندانش مى فرمود: از دروغ كوچك و بزرگش، جدى و شوخیش بپرهیزید، زیرا آنكسكه در چیز كوچك دروغ گفت بدروغ بزرگ نیز جرئت پیدا كند آیا ندانید كه رسولخدا (ص) فرمود: بنده (خدا) پیوسته راست گوید تا خدا او را صدیق نویسد، و پیوسته دروغ گوید تا خدا او را كذب (و دروغگو) نویسد.
3- عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِیحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَابِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:35 روایة:3
امام صادق علیه السلام فرمود: خداى عزوجل براى بدى قفلهائى قرار داده، و كلیدهاى آنها را شراب قرار داده، و دروغ بدتر از شراب است.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: گویا سرّش اینستكه شراب عقل را زائل كند و با زائل شدن آن تمامى موانع چون شرم از خدا و خلق و تفكر در قبح و عقاب خدا و مفسده هاى دنیوى و اخروى بر داشته شود پس تمامى این قفلها باز گردد. و گویا مراد بدروغى كه بدتر از شراب است دروغ بر خدا و حجتهاى اوست زیرا او همردیف كفر است، و حلال شمردن شرابهاى حرام یكى از نتایج این قسم دروغ است.
4- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِى لَیْلَى عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ الْكَذِبَ هُوَ خَرَابُ الْإِیمَانِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:36 روایة:4
و نیز امام باقر علیه السلام فرمود: دروغ ویران كننده ایمان است.
(2675) 5- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ جَمِیعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِى خَدِیجَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْكَذِبُ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ ص مِنَ الْكَبَائِرِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:36 روایة:5
امام صادق علیه السلام فرمود: دروغ بر خدا و رسولش (ص) از گناهان كبیره است.
6- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ الْأَحْمَرِ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ یُكَذِّبُ الْكَذَّابَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ مَعَهُ ثُمَّ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ كَاذِبٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه:36 روایة:6
ترجمه :
امام باقر (ع) فرمود: اولین كسیكه دروغگو را تكذیب كند خداوند عزوجل است، سپس دو فرشته كه با او هستند، سپس خود او هم میداند كه دروغگو است.
7- عَلِیُّ بْنُ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ الْكَذَّابَ یَهْلِكُ بِالْبَیِّنَاتِ وَ یَهْلِكُ أَتْبَاعُهُ بِالشُّبُهَاتِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:36 روایة:7
عمر بن یزید گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: دروغگو با برهانهاى روشن هلاك گردد، و پیروانش بوسیله شبهات.
توضیح:
فیض (ره) گوید: مقصود از (كذاب) و دروغگو در اینجا مدعى ریاست است چون او با علم و دانائى بجهل خود خلاف واقع گوید: و پیروانش بسبب حسن ظن و خوش بینى باو و احتمال راستگوئیش دچار اشتباه شوند.
8- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ أَبِى نَجْرَانَ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ آیَةَ الْكَذَّابِ بِأَنْ یُخْبِرَكَ خَبَرَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَإِذَا سَأَلْتَهُ عَنْ حَرَامِ اللَّهِ وَ حَلَالِهِ لَمْ یَكُنْ عِنْدَهُ شَیْ ءٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه:36 روایة:8
معاویه بن وهب گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام كه میفرمود: نشانه دروغگو اینست كه از آسمان و زمین و مشرق و مغرب خبر میدهد، ولى آنگاه كه از حرام و حلال خدا از او بپرسى چیزى نزد او نیست كه پاسخ دهد.
9- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ الْكَذِبَةَ لَتُفَطِّرُ الصَّائِمَ قُلْتُ وَ أَیُّنَا لَا یَكُونُ ذَلِكَ مِنْهُ قَالَ لَیْسَ حَیْثُ ذَهَبْتَ إِنَّمَا ذَلِكَ الْكَذِبُ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ ص
اصول كافى جلد 4 صفحه:37 روایة:9
ابو بصیر گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: یكدروغ روزه روزه دار را بگشاید عرضكردم: كدامیك از ما است كه چنین كارى از او سر نزند؟ (و یكدروغ در روز نگوید؟) فرمود: آن دروغ كه تو خیال كردى (منظور) نیست، همانا آن دروغ بستن بخدا و رسولش و ائمه علیهم السلام است.
(2680) 10- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ إِلَى أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ ذُكِرَ الْحَائِكُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ مَلْعُونٌ فَقَالَ إِنَّمَا ذَاكَ الَّذِى یَحُوكُ الْكَذِبَ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ ص
اصول كافى جلد 4 صفحه:37 روایة:10
در حدیثى مرفوع روایت شده كه نزد امام صادق علیه السلام گفته شد: كه بافنده ملعونست؟ حضرت فرمود: این آن بافنده ایست كه بر خدا و بر رسولش دروغ ببافد.
11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ الطَّائِیِّ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَا یَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ حَتَّى یَتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:37 روایة:11
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: هیچ بنده اى مزه ایمان را نچشد تا دروغرا ترك كند چه شوخى باشد و چه جدى.
12- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الْكَذَّابُ هُوَ الَّذِى یَكْذِبُ فِى الشَّیْ ءِ قَالَ لَا مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا یَكُونُ ذَلِكَ مِنْهُ وَ لَكِنَّ الْمَطْبُوعَ عَلَى الْكَذِبِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:37 روایة:12
عبد الرحمن بن حجاج گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم: كذاب آنكس استكه در چیزى دروغگوید؟ فرمود: نه، (زیرا) كسى نیست جز اینكه این از او سر زند ولى مقصود آنكس است كه بدروغ عادت كرده است.
13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِیفٍ عَنْ أَبِیهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ ع مَنْ كَثُرَ كَذِبُهُ ذَهَبَ بَهَاؤُهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:37 روایة:13
امام صادق علیه السلام فرمود: عیسى بن مریم علیه السلام فرمود: هر كه دروغش زیاد شد، آبرویش برود.
14- عَنْهُ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَنْبَغِى لِلرَّجُلِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَجْتَنِبَ مُوَاخَاةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ یَكْذِبُ حَتَّى یَجِى ءَ بِالصِّدْقِ فَلَا یُصَدَّقُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:38 روایة:14
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: براى مرد مسلمان سزاوار و شایسته است كه از رفاقت دروغگو بپرهیزد، زیرا كه او دروغگوید تا بدانجا كه اگر راست هم بگوید باور نشود.
(2685) 15- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ مِمَّا أَعَانَ اللَّهُ بِهِ عَلَى الْكَذَّابِینَ النِّسْیَانَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:38 روایة:15
عبید بن زرارة گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: از چیزهائیكه خداوند بوسیله آن بدروغگویان كمك كرده است فراموشى است.
16- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِى یَحْیَى الْوَاسِطِیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْكَلَامُ ثَلَاثَةٌ صِدْقٌ وَ كَذِبٌ وَ إِصْلَاحٌ بَیْنَ النَّاسِ قَالَ قِیلَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْإِصْلَاحُ بَیْنَ النَّاسِ قَالَ تَسْمَعُ مِنَ الرَّجُلِ كَلَاماً یَبْلُغُهُ فَتَخْبُثُ نَفْسُهُ فَتَلْقَاهُ فَتَقُولُ سَمِعْتُ مِنْ فُلَانٍ قَالَ فِیكَ مِنَ الْخَیْرِ كَذَا وَ كَذَا خِلَافَ مَا سَمِعْتَ مِنْهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:38 روایة:16
از امام صادق علیه السلام حدیث شده است كه فرمود: سخن بر سه گونه است: راست، و دروغ، و اصلاح میان مردم، (راوى) گوید: به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح میان مردم چیست؟ فرمود: از كسى سخنى درباره دیگرى مى شنوى كه اگر آن سخن به او برسد بد دل مى شود، پس تو او را دیدار كنى و باو بگوئى: از فلانى شنیدم كه درباره خوبى تو چنین و چنان میگفت، بر خلاف آنچه شنیده اى.
17- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّا قَدْ رُوِّینَا عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع فِى قَوْلِ یُوسُفَ ع أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا سَرَقُوا وَ مَا كَذَبَ وَ قَالَ إِبْرَاهِیمُ ع بَلْ فَعَلَهُ كَبِیرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا یَنْطِقُونَ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا فَعَلُوا وَ مَا كَذَبَ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا عِنْدَكُمْ فِیهَا یَا صَیْقَلُ قَالَ فَقُلْتُ مَا عِنْدَنَا فِیهَا إِلَّا التَّسْلِیمُ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ أَحَبَّ اثْنَیْنِ وَ أَبْغَضَ اثْنَیْنِ أَحَبَّ الْخَطَرَ فِیمَا بَیْنَ الصَّفَّیْنِ وَ أَحَبَّ الْكَذِبَ فِى الْإِصْلَاحِ وَ أَبْغَضَ الْخَطَرَ فِى الطُّرُقَاتِ وَ أَبْغَضَ الْكَذِبَ فِى غَیْرِ الْإِصْلَاحِ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ ع إِنَّمَا قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِیرُهُمْ هذا إِرَادَةَ الْإِصْلَاحِ وَ دَلَالَةً عَلَى أَنَّهُمْ لَا یَفْعَلُونَ وَ قَالَ یُوسُفُ ع إِرَادَةَ الْإِصْلَاحِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:38 روایة:17
حسن صیقل گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم: براى ما از امام باقر علیه السلام روایت شده كه درباره گفتار یوسف علیه السلام (كه فرمود): «اى كاروان هر آینه شما دزد هستید» (سوره یوسف آیه 70) آنحضرت فرموده است: بخدا سوگند دزدى نكردند و یوسف هم دروغ نگفت، و (هم چنین درباره آنچه) ابراهیم فرمود: «بلكه بزرگ آن بتان كرده است پس بپرسید از ایشان اگر هستند سخن گویان» (سوره انبیاء آیه 63) آنحضرت علیه السلام فرموده است: بخدا سوگند آنان نكرده بودند و ابراهیم نیز دروغ نگفت؟ حضرت صادق (ع) (كه اینكلام را شنید) فرمود: اى صیقل نزد شما در اینباره چیست؟ گوید: عرض كردم: نزد ما جز تسلیم چیزى نیست؟ گوید: پس آنحضرت فرمود: خداوند دو چیز را دوست دارد و دو چیز را دشمن دارد، دوست دارد خرامندگى (و با تبختر راه رفتن) را در میان دو صف (از لشكر اسلام و كفر) و دوست دارد، دروغ گفتن را در جاى اصلاح (بین دو نفر یا دو جمعیت از مسلمانان) و دشمن دارد خرامندگى در راهها و كویها را، و (همچنین) دشمن دارد دروغ گفتن را در غیر مقام اصلاح، بدرستى كه ابراهیم علیه السلام كه فرمود: «بلكه بزرگ ایشان این كار را كرده است» بخاطر اصلاح (حال بت پرستان و نجات آنها از گمراهى) بوده، و راهنمائى (كردن آن جماعت) باینكه آن بتان نمى توانند كارى انجام دهند و یوسف علیه السلام نیز بخاطر اصلاح (حال فامیل خود یا دیگران آن كلام را) فرمود.
توضیح:
در اینكه دروغ از محرمات است بحثى نیست و چنانچه شیخ انصارى رضوان الله علیه فرموده است: حرمت آن بضرورت عقول و ادیان و ادله اربعه ثابت است، لكن در دو جهت بحث شده: یكى اینكه آیا از كبائر است یا نه، دیگر در ذكر جاهائى كه دروغ جایز است اما در جهت اول چون بحث در آن خارج از وضع ترجمه و توضیح این روایت است خود دارى مى شود و براى توضیح بیشتر در این باره خوانندگان محترم بمتاجر شیخ (ره) مراجعه فرمایند، و اما در جهت دوم آنچه از اخبار (كه پاره از آنها نیز پس از این بیاید) و كلمات فقهاء و دانشمندان استفاده مى شود آنست كه دروغ در سه یا چهار مورد جایز است، اول: در مورد اضطرار و ناچارى مانند آنكه ضررى به مال و جان یا آبروى كسى متوجه گردد و براى دفع آن راهى جز دروغ نداشته باشد كه در چنین مورد گذشته از آیات و روایات اجماع قائم است بر جواز دروغ براى دفع آن و مشهور بر آنند كه اگر قدرت برتوریه (و حقیقت پوشى بطورى كه دروغ هم نگوید) داشته باشد باید توریه كند، زیرا در چنین صورتى اضطرارى بر دروغ ندارد، دوم در صورتیكه قصد اصلاح و سازش دادن میانه دو مسلمان یا دو جمعیت از مسلمانان را داشته باشد كه در چنین صورت نیز فقهاى عظام بر طبق روایاتى كه آمده است دروغ را جایز مى دانند. سوم در مورد حیله و نیرنگ در جنگ با دشمنان كه آنرا جایز دانسته اند مانند اینکه بآنها بگوید: فرمانده شما مرد، یا بگوید: فردا براى ما كمك مى آید و امثال اینها چهارم در مورد وعده مرد بزن خود كه در اینصورت نیز دروغ را جایز دانسته اند و بعضى آنرا مقید بزن تنها نیز نكرده اند بلكه در مطلق خانواده و اهل ایشان (طبق پاره از روایات وارده) جایز میدانند. و آنچه در توضیح این روایت اكنون مورد بحث ما است مورد دوم است كه شخص از روى اراده اصلاح مرتكب دروغ شود.
مجلسى (ره) در گفتار امام صادق علیه السلام كه درباره كلام حضرت ابراهیم علیه السلام فرموده: «این كلام را بخاطر اصلاح فرمود» گفته است: شاید مقصود اراده اصلاح حال قومش بود باینكه آنان را از پرستش بتان بر گرداند، زیرا هنگامى كه شخصى خردمند در اسناد شكستن بتان بخود آنها اندیشه كند، و بداند كه شكستن آنها از یك موجودى كه فاقد شعور و علم و قدرت است سرنزند، در نتیجه خواهد دانست كه آنها چنین كارى نكرده، و چنین موجودى كه فاقد شعور و علم و قدرت است سرنزند، در نتیجه خواهد دانست كه آنها چنین كارى نكرده، و چنین موجوداتى كه قادر بر دفع زیان و خوارى از خودشان نیستند، شایسته پرستش نخواهند بود، و همین باعث آن گردد كه اینان از این كردار برگردند و دست از پرستش بتان برداشته خداى یگانه را بپرستند. سپس وجوه دیگرى که دانشمندان در تفسیر این آیه گفته اند نقل فرماید كه ذكر تمامى آنها در اینجا موجب تطویل كلام و خارج از وضع ترجمه است، و براى تتمیم فایده به ایراد یكى از آن وجوه كه بحدیثى از حضرت صادق علیه السلام نیز تأیید شده است (با مختصر تصرفاتى كه این بنده در آن نموده ام) اكتفا مى شود و آن اینست كه:
در كلام (حضرت ابراهیم علیه السلام) تقدیم و تأخیرى است و تقدیر كلام چنین است:
«بلكه بزرگ ایشان كرده است اگر سخن مى گویند، پس از ایشان بپرسید» و بنابراین اسناد عمل ببزرگ آنها مشروط بر سخن گفتن آنان شده، و چون سخنى نمى گفتند پس فاعل آن نبودند، و غرض (آنحضرت از این طرز گفتار، و پیچ و خم دادن مطلب با اینكه ترسى از صراحت لهجه در پاسخ آنان نداشت) این بود كه بیخردى و سبك مغزى آنان را برخشان بكشد، و آنان را در پرستش چیزى كه نشنود و نه بیند و قدرت برتكلم و دفع زیان از خود ندارد سرزنش كند، و تأیید كند این وجه را آنچه در كتاب احتجاج روایت شده كه از حضرت صادق علیه السلام پرسش شد، حضرت فرمود: بزرگ آنها نكرده بود و ابراهیم نیز دروغ نگفت، گفته شد: این چگونه است؟ فرمود: جز این نیست كه ابراهیم گفت: «بپرسید از آنها اگر سخن گویند» (معناى این كلام این است كه) اگر سخن گویند پس بزرگ آنها كرده است، و اگر سخن نگویند بزرگ آنها كارى نكرده است، پس آنها كه سخن نگفتند و ابراهیم نیز دروغ نگفت (این راجع بكلام ابراهیم علیه السلام).
و اما درباره كلام حضرت یوسف علیه السلام گفته است: گویا مقصوداصلاح بین خود و برادرانش درباره نگهداشتن برادرش بنامین نزد خود، و گردن نهادن آنها باینكار بود، بقسمتى كه جاى نزاع براى دو طرف باقى نماند، و این ممكن نبود مگر بدوكار، یكى نسبت دزدى به بنیامین، و دیگرى دست آویز شدن بحكم پیروان یعقوب درباره شخص دزد و آن حكم این بود كه شخص دزد باید یكسال بصورت بنده زر خریدى در اختیار صاحب مال باشد، ولى در مذهب شاه مصر این حكم نبود، و بخاطر آنچه ذكر شد چنین دستورى داد.
18- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِى مَخْلَدٍ السَّرَّاجِ عَنْ عِیسَى بْنِ حَسَّانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ كُلُّ كَذِبٍ مَسْئُولٌ عَنْهُ صَاحِبُهُ یَوْماً إِلَّا كَذِباً فِى ثَلَاثَةٍ رَجُلٌ كَائِدٌ فِى حَرْبِهِ فَهُوَ مَوْضُوعٌ عَنْهُ أَوْ رَجُلٌ أَصْلَحَ بَیْنَ اثْنَیْنِ یَلْقَى هَذَا بِغَیْرِ مَا یَلْقَى بِهِ هَذَا یُرِیدُ بِذَلِكَ الْإِصْلَاحَ مَا بَیْنَهُمَا أَوْ رَجُلٌ وَعَدَ أَهْلَهُ شَیْئاً وَ هُوَ لَا یُرِیدُ أَنْ یُتِمَّ لَهُمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه:40 روایة:18
عیسى بن حسان گوید: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: از هر دروغگو در یك روزى بازپرسى شود جز در سه جا یكى مردى كه در نبرد خود (با دشمنان دین) نیرنگ زند كه گناهى بر او نیست، دیگر مردى كه میان دو كس را سازش دهد و اصلاح كند، باین برخورد كند بغیر آنچه بدیگرى برخورد كند، و مقصودش از اینكار اصلاح میانه آندو است، سوم: مردى كه بزن خود (یا خوانواده اش) بچیزى وعده دهد و قصد انجام دادن آنرا نداشته باشد.
شرح:
مجلسى علیه الرحمة گوید: مضمون این حدیث مورد اتفاق میان عامه و خاصه است سپس حدیثهائى در اینباره از عامه (و اهل سنت) نیز روایت میكند.
19- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْمُصْلِحُ لَیْسَ بِكَذَّابٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه:41 روایة:19
حضرت صادق علیه السلام فرمود: اصلاح كننده (بین دو نفر یا دو جمعیت) دروغگو نیست.
(2690) 20- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یَحْیَى الْكَاهِلِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامٍ قَالَ حَدَّثَنِى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع بِحَدِیثٍ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ لَیْسَ زَعَمْتَ لِیَ السَّاعَةَ كَذَا وَ كَذَا فَقَالَ لَا فَعَظُمَ ذَلِكَ عَلَیَّ فَقُلْتُ بَلَى وَ اللَّهِ زَعَمْتَ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ مَا زَعَمْتُهُ قَالَ فَعَظُمَ عَلَیَّ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ بَلَى وَ اللَّهِ قَدْ قُلْتَهُ قَالَ نَعَمْ قَدْ قُلْتُهُ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ كُلَّ زَعْمٍ فِی الْقُرْآنِ كَذِبٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه:41 روایة:20
عبد الاعلى مولى آل سام گوید: حضرت صادق علیه السلام براى من حدیثى بیان فرمود، پس من به او عرض كردم: قربانت آیا هم اكنون براى من چنین و چنان نه پنداشتى؟ فرمود: نه، پس این حرف بر من گران آمد، عرض كردم: قربانت چرا بخدا سوگند پنداشتی فرمود: نه به خدا سوگند نه پنداشتم گوید باز بر من گران آمد عرض کردم: قربانت چرا به خدا سوگند آنرا گفتى؟ فرمود: آرى آنرا گفتم مگر ندانیكه هر پندارى در قرآن (بمعناى) دروغ است.
شرح:
بیشتر مواردیكه كلمه «زعم» و پندار در كلام عرب استعمال شود در مورد شك و موضوعاتى استكه حقیقت ندارد، مانند اینكه گویند: فلانكس اینگونه مى پندارد یا پنداشت و اساساً بعضى گفته اند: این لفظ كنایه از دروغ است، و دیگرى گفته است: بیشتر جاها در باطل استعمال شود، و از ابن قرطبه حكایت كنند كه گفته است: «زعم» و «پنداشت» در خبرى گویند كه گوینده نداند حق است یا باطل، مجلسى (ره) پس از نقل قسمتى از كلمات اهل لغت در این باره (كه آنچه بیانكردیم پاره اى از آنها است) گوید: پس از دانستن آنچه گفته شد روشن گردد: كه كلمه «زعم» و «پنداشت» یا حقیقت لغوى یا عرفى یا شرعى در دروغ است و یا در گفتارى گویند كه از روى گمان یا وهم و بدون دانائى و بصیرت گفته شود، و نسبت دادن آن بكسى كه گفتارش جز از روى حقیقت و یقین نیست، رویه اصحاب یقین نیست، بهمین اعتبار حضرت «پندار» و زعم را از خود نفى كرده است.
21- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ الْخُرَاسَانِیِّ قَالَ كَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص یَقُولُ إِیَّاكُمْ وَ الْكَذِبَ فَإِنَّ كُلَّ رَاجٍ طَالِبٌ وَ كُلَّ خَائِفٍ هَارِبٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه:42 روایة:21
ابو اسحاق خراسانى گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام مى فرمود: بپرهیزید از دروغ زیرا هر شخص امیدوارى جوینده است، و هر بیمناكى گریزان.
شرح:
فیض علیه الرحمة گوید: مقصود آنحضرت علیه السلام اینست كه در ادعاى بیم و امید و خوف و رجاء از خدا دروغ نگوئید، زیرا كه هر امیدوارى كوشاى در اسباب آن است، و شما اینگونه نیستید و هر بیمناكى از آنچه او را به بیم نزدیك كند گریزان است، و شما اینگونه نیستید.
22- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَطَاءٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا كَذَبَ عَلَى مُصْلِحٍ ثُمَّ تَلَا أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ مَا سَرَقُوا وَ مَا كَذَبَ ثُمَّ تَلَا بَلْ فَعَلَهُ كَبِیرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا یَنْطِقُونَ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ مَا فَعَلُوهُ وَ مَا كَذَبَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:42 روایة:22
حضرت صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا (ص) فرموده بر اصلاح كننده (و سازش دهنده) دروغى نیست، سپس این آیه را (كه در سوره یوسف علیه السلام است و در خبر 17 گذشت) تلاوت فرمود: «اى كاروان هر آینه شمائید دزدان» سپس فرمود: بخدا سوگند دزدى نكردند، و یوسف هم دروغ نگفت، سپس این آیه را نیز (كه در همان حدیث گذشت) تلاوت فرمود: «بلكه بزرگ آنان اینكار را كرده است بپرسید از ایشان اگر هستند سخن گویان» آنگاه فرمود: بخدا آنها نكرده بودند و ابراهیم علیه السلام نیز دروغ نگفت.
توضیح:
در ذیل حدیث 17 شرحى بر نظائر این حدیث و معناى فرمایش حضرت در تفسیر این دو آیه كریمه گذشت مراجعه فرمائید.

باب شخص دو زبان و دو رو

بَابُ ذِى اللِّسَانَیْنِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَوْنٍ الْقَلَانِسِیِّ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ لَقِیَ الْمُسْلِمِینَ بِوَجْهَیْنِ وَ لِسَانَیْنِ جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَهُ لِسَانَانِ مِنْ نَارٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه:42 روایة:1
حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر كه با مسلمانان به دورو و دو زبان برخورد كند، روز قیامت بیاید در حالیكه براى او دو زبان از آتش باشد.
شرح - مقصود كسانى هستند كه براى جلب نفع دنیوى نزد هر كسى مطابق تمایلات او سخن گویند و باصطلاح معروف نان را بنرخ روز خورند، و اینكار باعث حقیقت پوشى ها و حق كشیهاى زیادى گردد و بقول علامه مجلسى (ره) و دیگران این عین نفاق است.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِى شَیْبَةَ عَنِ الزُّهْرِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَكُونُ ذَا وَجْهَیْنِ وَ ذَا لِسَانَیْنِ یُطْرِى أَخَاهُ شَاهِداً وَ یَأْكُلُهُ غَائِباً إِنْ أُعْطِیَ حَسَدَهُ وَ إِنِ ابْتُلِیَ خَذَلَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:43 روایة:2
حضرت باقر علیه السلام فرمود: چه بد بنده ایست آن بنده ایكه داراى دو رو و دو زبان است، در حضور برادرش او را ستایش كند (و یا در تمجید او از حد بگذراند) و در پشت سر او را بخورد( واز او بدگویی کند) اگر دارا شود (وثروتی به چنگ آورد) بر او رشک برد، و اگر گرفتار شود دست از یاری او بردارد.
شرح :
مقصود از فرمایش حضرت که فرمود: در پشت سر او را بخورد یعنى غیبت او كند چنانچه خدایتعالى فرماید: «و غیبت نكند برخى از شما برخى را آیا دوست دارد یكى از شما كه بخورد گوشت برادر مرده خویش را، همانا ناخوش دارید آنرا» (سوره حجرات آیه 12)
(2695) 3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ع یَا عِیسَى لِیَكُنْ لِسَانُكَ فِى السِّرِّ وَ الْعَلَانِیَةِ لِسَاناً وَاحِداً وَ كَذَلِكَ قَلْبُكَ إِنِّى أُحَذِّرُكَ نَفْسَكَ وَ كَفَى بِى خَبِیراً لَا یَصْلُحُ لِسَانَانِ فِى فَمٍ وَاحِدٍ وَ لَا سَیْفَانِ فِى غِمْدٍ وَاحِدٍ وَ لَا قَلْبَانِ فِى صَدْرٍ وَاحِدٍ وَ كَذَلِكَ الْأَذْهَانُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:43 روایة:3
عبدالرحمن بن حماد در حدیثى مرفوع (كه آنرا بمعصوم رسانده است) گوید: خداى تبارك و تعالى بعیسى بن مریم فرمود: اى عیسى باید كه زبانت در پنهانى و آشكار یك زبان باشد، و هم چنین دلت، همانا من تو را از نفس خودت میترسانم و چون من آگاهى (براى تو) كافى است، دو زبان در یكدهان نشاید، و دو شمشیر در یك غلاف نگنجد، و دو دل در یك سینه نباشد، نهاد انسان نیز این چنین است كه (دو عقیده مخالف در یكذهن نتواند جایگیر شود.)