فهرست کتاب


اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب قساوت و سخت دلى

بَابُ الْقَسْوَةِ
(2635) 1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عِیسَى رَفَعَهُ قَالَ فِیمَا نَاجَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مُوسَى ع یَا مُوسَى لَا تُطَوِّلْ فِى الدُّنْیَا أَمَلَكَ فَیَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ الْقَاسِى الْقَلْبِ مِنِّى بَعِیدٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه:22 روایة:1
على بن عیس در حدیثى مرفوع روایت كند كه فرمود: در آنچه خداى عزوجل با موسى علیه السلام مناجات كرد این بود كه: اى موسى در دنیا آرزوى خود را دراز مكن كه دلت سخت، و سخت دل از من دور است.
شرح:
مجلسى علیه الرحمة گوید: درازى آرزو اینستكه انسان مرگ را فراموش كند و دور پندارد، و گمان كند كه عمرش دراز باشد، یا آرزوهاى بسیاریكه جز در طول عمر بدست نیاید، و این مایه سخت دلى است، یعنى نترسیدن و نداشتن هراس از ترسناكیها، و نپذیرفتن پندهای سودمند، چنانكه یاد مرگ دل انسان را نرم و هنگام تذكر خدا و مرگ ترسناك كند.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ دُبَیْسٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا خَلَقَ اللَّهُ الْعَبْدَ فِى أَصْلِ الْخِلْقَةِ كَافِراً لَمْ یَمُتْ حَتَّى یُحَبِّبَ اللَّهُ إِلَیْهِ الشَّرَّ فَیَقْرُبَ مِنْهُ فَابْتَلَاهُ بِالْكِبْرِ وَ الْجَبْرِیَّةِ فَقَسَا قَلْبُهُ وَ سَاءَ خُلُقُهُ وَ غَلُظَ وَجْهُهُ وَ ظَهَرَ فُحْشُهُ وَ قَلَّ حَیَاؤُهُ وَ كَشَفَ اللَّهُ سِتْرَهُ وَ رَكِبَ الْمَحَارِمَ فَلَمْ یَنْزِعْ عَنْهَا ثُمَّ رَكِبَ مَعَاصِیَ اللَّهِ وَ أَبْغَضَ طَاعَتَهُ وَ وَثَبَ عَلَى النَّاسِ لَا یَشْبَعُ مِنَ الْخُصُومَاتِ فَاسْأَلُوا اللَّهَ الْعَافِیَةَ وَ اطْلُبُوهَا مِنْهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:22 روایة:2
امام صادق علیه السلام فرمود: چون خداوند بنده را در سرشت كافر بیافریند آن بنده نمیرد تا بدى را دوست او گرداند، پس بدان نزدیك شود، و در نتیجه به كبر و زور گوئى (یا هرزگى) او را گرفتار كند، پس دلش سخت شود، و خلقش ناپسند گردد، و رویش سخت، و پستیش آشكار، و شرمش كم شود، و خداوند پرده اش را بدرد، و بحرامها(ى خداوند) در افتد و از آنها جدا نگردد، سپس بنافرمانیهاى خدا دچار شود و فرمانبرداریش را بد دارد، و به مردمان به پرد، و از ستیزه سیر نشود، از خداوند عافیت بخواهید و دوام آنرا بجوئید.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَمَّتَانِ لَمَّةٌ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ لَمَّةٌ مِنَ الْمَلَكِ فَلَمَّةُ الْمَلَكِ الرِّقَّةُ وَ الْفَهْمُ وَ لَمَّةُ الشَّیْطَانِ السَّهْوُ وَ الْقَسْوَةُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:23 روایة:3
امام صادق علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده: (مردم را) دو خاطره است، خاطره از شیطان و خاطره از فرشته، خاطره فرشته: رقت (یعنى نرمى دل) و فهم است و خاطره شیطان: فراموشى و سخت دلى است.
توضیح:
«لمه» آنچیزیست كه بدل نزدیك شود و خطور كند كه بخاطره ترجمه شد، مجلسى (ره) گوید: مقصود از رقت و فهم كه خاطره فرشته است نتیجه آندو و یا نشانه آنها است و حمل بر مجاز گردد، زیرا خاطره كه فرشته در دل اندازد نیكى و تصدیق بحق است، و نتیجه آن رقت دل و صفا و میل آن بنیكى است، و همچنین خاطره شیطان انداختن وسوسه ها و شك و میل بشهوات در دل است، و نتیجه آن فراموش كردن حق و غفلت از خدا و سنگدلى است.

باب ظلم و ستم كردن

بَابُ الظُّلْمِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ الظُّلْمُ ثَلَاثَةٌ ظُلْمٌ یَغْفِرُهُ اللَّهُ وَ ظُلْمٌ لَا یَغْفِرُهُ اللَّهُ وَ ظُلْمٌ لَا یَدَعُهُ اللَّهُ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِى لَا یَغْفِرُهُ فَالشِّرْكُ وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِى یَغْفِرُهُ فَظُلْمُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِى لَا یَدَعُهُ فَالْمُدَایَنَةُ بَیْنَ الْعِبَادِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:23 روایة:1
امام باقر علیه السلام فرمود: ستم بر سه گونه است: ستمیكه خدا بیامرزد، و ستمیکه خدا نیامرزد ستمیكه خدا از آن صرفنظر نكند، اما آنستمیكه خداوند نیامرزد شرك است، و اما آنستمیكه خدا بیامرزد ستمى است كه انسانى بخویشتن كند میانه خود و خداى خود، و اما ستمیكه خدا صرفنظر نكند حقوقى استكه مردم بیكدیگر دارند.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: ستم نهادن چیزى است در غیر جاى خود، و آنكس كه شرك ورزد ستم كرده است زیرا غیر از خدا را شریك قرار داده، و پرستش بیجا كرده، و گنهكار ستمكار است زیرا گناه را بجاى طاعت نهاده.
2- عَنْهُ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ غَالِبِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع فِى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ قَالَ قَنْطَرَةٌ عَلَى الصِّرَاطِ لَا یَجُوزُهَا عَبْدٌ بِمَظْلِمَةٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه:24 روایة:2
و از امام صادق علیه السلام حدیث شده كه در (تفسیر) گفتار خداى عزوجل: «و بدرستیكه پروردگارت در كمینگاه است» (سوره فجر آیه 14) فرمود: (كه آنكمینگاه) پلى است بر صراط كه از آن نگذرد بنده كه بدهكار (بدیگران) است (و حقوق مردمان در گردن اوست).
(2640) 3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ وَ عُبَیْدِ اللَّهِ الطَّوِیلِ عَنْ شَیْخٍ مِنَ النَّخَعِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى جَعْفَرٍ ع إِنِّى لَمْ أَزَلْ وَالِیاً مُنْذُ زَمَنِ الْحَجَّاجِ إِلَى یَوْمِى هَذَا فَهَلْ لِى مِنْ تَوْبَةٍ قَالَ فَسَكَتَ ثُمَّ أَعَدْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ لَا حَتَّى تُؤَدِّیَ إِلَى كُلِّ ذِی حَقٍّ حَقَّهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:24 روایة:3
یكى از بزرگان قبیله نخع گوید: بحضرت باقر علیه السلام عرض كردم: من از زمان (حكومت) حجاج تاكنون پیوسته والى (و فرماندار) بوده ام آیا توبه براى من میسر است؟ گوید: آنحضرت سكوت كرد (و جوابم را نداد) من دوباره پرسیدم، فرمود: نه، تا به هر صاحب حق حقش را بپردازى.

4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنِ الْوَلِیدِ بْنِ صَبِیحٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا مِنْ مَظْلِمَةٍ أَشَدَّ مِنْ مَظْلِمَةٍ لَا یَجِدُ صَاحِبُهَا عَلَیْهَا عَوْناً إِلَّا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ
اصول كافى جلد 4 صفحه:24 روایة:4
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ ستمكارى سخت تر از آن ستمكارى نیست كه صاحبش یاورى جز خداى عزوجل نیابد.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: یعنى نتواند در دنیا انتقام بگیرد و نه استمداد از كسى دیگر برایش میسر شود، و بعضى گفته اند: یعنى براى انتقام بكسى متوسل نشود و از احدى كمك نگیرد، بلكه واگذار بخدا كند، و انتقام را بروز جزا اندازد، ولى معناى اول ظاهرتر است.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِى مَنْصُورٍ عَنْ عِیسَى بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ لَمَّا حَضَرَ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع الْوَفَاةُ ضَمَّنِی إِلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ یَا بُنَیَّ أُوصِیكَ بِمَا أَوْصَانِی بِهِ أَبِی ع حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَكَرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ قَالَ یَا بُنَیَّ إِیَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:24 روایة:5
امام باقر علیه السلام فرمود: هنگامیكه (پدرم) على بن الحسین در رسید مرا بسینه خود چسبانید سپس فرمود: اى فرزند سفارش كنم ترا بآنچه پدرم هنگام مرگش بمن سفارش كرد، و بهمان چیزیكه او یادآور شد كه پدرش بآن سفارش كرده بود، اى فرزند ستم كنى بكسیكه یاورى در برابر تو جز خدا نیابد.
6- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص مَنْ خَافَ الْقِصَاصَ كَفَّ عَنْ ظُلْمِ النَّاسِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:25 روایة:6
امام صادق علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود: هر كه از قصاص (و جزاى كردار) بترسد، خود را از ستم كردن بمردم نگهدارد.
7- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ أَصْبَحَ لَا یَنْوِى ظُلْمَ أَحَدٍ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا أَذْنَبَ ذَلِكَ الْیَوْمَ مَا لَمْ یَسْفِكْ دَماً أَوْ یَأْكُلْ مَالَ یَتِیمٍ حَرَاماً
اصول كافى جلد 4 صفحه:25 روایة:7
اسحاق بن عمار گوید: حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: هر كه صبح كند و در دل قصد ستم كردن بكسى را نكند خداوند هر گناهیكه آن روز كرده بیامرزد تا خونى نریزد، و مال یتیمى را بحرام (و ناحق) نخورد.
توضیح:
این خبر را چند جور میتوان معنى كرد:
اول - اینكه مقصود این است كه تصمیم داشته باشد ستم نكند و در بین روز هم تا شب ستم نكند خداوند گناهانیكه از او سرزند و مربوط باو باشد یعنى حق او باشد میآمرزد در صورتیكه پیش از آن روز خونى نریخته باشد و مال یتیمى را بنا حق نخورده باشد و ذمه اش بامثال این حقوق مشغول نباشد، كه در اینصورت آمادگى براى آمرزش گناهان ندارد، و بنابر این محتمل است از لحاظ ادبى «ذلك الیوم» ظرف براى «غفران» باشد نه براى (أذنب) و در نتیجه آمرزش شامل گناهان گذشته نیز مى گردد چنانچه ظاهر خبر آینده است.
دوم - اینكه تصمیم بستم نكردن داشته باشد و منافات ندارد كه در بین روز از قصد خود بر گردد و ستم كند و خداوند هر ستمى باشد جز آندو میآمرزد، ولى این معنى با اخباریكه دلالت بر مؤاخذه حقوق مردم دارد گو اینكه كمتر از خونریزى و خوردن مال یتیم باشد منافات دارد و تحقیق آنها و هم چنین تخصیص ظواهر آیات به این یك خبر مشكل است و گرچه گفته شود: كه خدا مظلوم را راضى كند.
سوم - اینكه ذكر خصوص این دو ستم از باب مثال است و گرنه مقصود تمامى حقوق مردم است، زیرا در میان حقوق مردم فقط ایندو از گناهان كبیره است، و كبائر دیگر همگى از حقوق خداوند است، یا براى اینكه حقوق مردم یا مربوط بمال خوردن مال یتیم از همه سخت تر بوده، بایندو مثال زده شده این بود ملخصى از گفتار مجلسى علیه الرحمة در معناى اینحدیث.
(2645) 8- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهُمُّ بِظُلْمِ أَحَدٍ غَفَرَ اللَّهُ مَا اجْتَرَمَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:25 روایة:8
امام صادق علیه السلام فرمود: كه رسولخدا (ص) فرموده هر كه بامداد كند و قصد ستم بكسى را نداشته باشد، خداوند گناهى را كه مرتكب شود بیامرزد.
9- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ ظَلَمَ مَظْلِمَةً أُخِذَ بِهَا فِى نَفْسِهِ أَوْ فِى مَالِهِ أَوْ فِى وُلْدِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:26 روایة:9
و نیز امام صادق علیه السلام فرمود: هر كه ستم بكسى كند بهمان ستم گرفتار شود، در خودش باشد یا در مالش یا در فرزندش.
10- ابْنُ أَبِى عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص اتَّقُوا الظُّلْمَ فَإِنَّهُ ظُلُمَاتُ یَوْمِ الْقِیَامَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:26 روایة:10
و نیز فرمود: كه رسولخدا (ص) فرمود: خود را از ستم باز دارید كه آن تاریكى روز قیامت است.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: مقصود از تاریكى در حدیث یا تاریكى حقیقى است، چنانچه گفته اند: كه حالات نفسانیه كه نتیجه كردار است و مایه سعادت یا شقاوت است، اینها نورها و یا تاریكیهائى است كه پیوسته همراه انسانى است، و چون روز قیامت روز آشكار شدن اسرار، و ظاهر شدن پنهانیها است لذا در آنروز ظاهر گردد، و همان ساعت كه مؤمنان در پرتو نور خود پیش مى روند (چنانچه خداوند متعال در سوره حدید آیه 12 فرماید)، بر شخص ستمكار نیز به اندازه ستمش تاریكیها احاطه كند. یا آنكه مقصود از تاریكیها سختیها و هراسهائى است كه در قیامت است، چنانچه در گفتار خداى تعالى: «قل من ینجیكم من ظلمات البر و البحر» در تفسیر «ظلمات» گفته اند.
11- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص اتَّقُوا الظُّلْمَ فَإِنَّهُ ظُلُمَاتُ یَوْمِ الْقِیَامَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:26 روایة:11
(این حدیث نیز مانند حدیث 10 است لذا از تكرار ترجمه خود دارى شد).
12- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ مَا مِنْ أَحَدٍ یَظْلِمُ بِمَظْلِمَةٍ إِلَّا أَخَذَهُ اللَّهُ بِهَا فِى نَفْسِهِ وَ مَالِهِ وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِى بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ فَإِذَا تَابَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:26 روایة:12
امام باقر علیه السلام فرمود: هیچكس نیست كه بكسى ستم كند جز آنكه خدا او را بهمان ستم بگیرد: درباره خودش باشد یا مالش، و اما ستمى كه میانه او و خدا باشد، هرگاه توبه كند خدا بیامرزد.
(2650) 13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ أَبِى نَجْرَانَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ حَكِیمٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مُبْتَدِئاً مَنْ ظَلَمَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِ مَنْ یَظْلِمُهُ أَوْ عَلَى عَقِبِهِ أَوْ عَلَى عَقِبِ عَقِبِهِ قُلْتُ هُوَ یَظْلِمُ فَیُسَلِّطُ اللَّهُ عَلَى عَقِبِهِ أَوْ عَلَى عَقِبِ عَقِبِهِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلًا سَدِیداً
اصول كافى جلد 4 صفحه:26 روایة:13
عبد الاعلى مولى آل سام گوید: امام صادق علیه السلام شروع به سخن كرده فرمود: هر كه ستم كند خداوند مسلط گرداند كسیرا كه باو یا بفرزندان او یا بفرزند فرزندش ستم كند، گوید: عرض كردم: او ستم كند و خدا بفرزندش یا فرزند فرزندش مسلط سازد؟ خداى عزوجل فرموده: «و باید بترسند آنانكه اگر باز گذارند پس از خود فرزندان ناتوانى میترسند بر ایشان پس بترسند خدا را و بگویند سخنى استوار» (سوره نساء آیه 9).
شرح:
در تفسیر این آیه شریفه سه وجه گفته اند كه مناسب با استشهاد امام علیه السلام وجه دوم است و آن اینست كه خداوند در این آیه به ولى یتیم دستور باداء امانت و حفظ مال یتیم را داده است، و بنا بر این معنى آیه چنین میشود: كه هر كس سرپرستى یتیمى را بعهده گرفته باید طورى در اموال او تصرف كند كه دوست دارد دیگران در اموال فرزندان خودش پس از مرگ او آنطور تصرف كنند و خلاصه ستم بآنها روا ندارد هم چنانكه دوست ندارد دیگران درباره فرزندانش پس از وى ستم كنند، و لذا دنبال این آیه خداوند فرماید: «ان الذین یاكلون....» همانا آنانكه میخورند اموال یتیمان را بستم جز این نیست كه میخورند در شكمهاى خویش آتش را.... تا آخر آیه» و شیخ طبرسى (ره) در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السلام حدیث كند (و ملخصش اینست) كه فرمود: در كتاب على بن ابیطالب علیه السلام نوشته است كه هر كه مال یتیم را بستم بخورد و مالش در دنیا و آخرت بوى برسد اما در دنیا بفرزندانش پس از او رسد و اما در آخرت گرفتار آتش شود.
و روى این بیان نظر امام علیه السلام نیز در پاسخ از پرسش راوى و استبعاد او از اینكه چگونه فرزند بستم پدر عقوبت شود روشن گردد، زیرا ستم اثرى طبیعى دارد كه آن اثر در دنیا نیز بستمكار برسد و اگر بخود او نرسید بفرزندانش برسد، مانند آتش كه هر جا افتد اثرش سوزاندن است، و همین بیان براى جلوگیرى از ستم ستمگران كافى است زیرا آنكس كه گرفتارى ستمكار یا فرزندان او را دید و یا این گفتار را از گوینده راستگوئى چون امام علیه السلام شنید و باور داشت، و دانست كه ستمكارى خواه و ناخواه در نظام آفرینش اثر دارد و ستمكار بجزاى كردار زشتش دچار گردد، ستم بكسى روا ندارد، و باعث جلوگیرى ظلم و تعدى گردد، و این منافاتى با عدل الهى ندارد زیرا اثر طبیعى و واكنش عمل انسان است.
14- عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَى نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِهِ فِى مَمْلَكَةِ جَبَّارٍ مِنَ الْجَبَّارِینَ أَنِ ائْتِ هَذَا الْجَبَّارَ فَقُلْ لَهُ إِنَّنِى لَمْ أَسْتَعْمِلْكَ عَلَى سَفْكِ الدِّمَاءِ وَ اتِّخَاذِ الْأَمْوَالِ وَ إِنَّمَا اسْتَعْمَلْتُكَ لِتَكُفَّ عَنِّى أَصْوَاتَ الْمَظْلُومِینَ فَإِنِّى لَمْ أَدَعْ ظُلَامَتَهُمْ وَ إِنْ كَانُوا كُفَّاراً
اصول كافى جلد 4 صفحه:27 روایة:14
امام صادق علیه السلام فرمود: كه خداى عزوجل به پیامبرى از پیمبرانش كه در كشور یكى از سركشان و جباران بود وحى فرستاد كه نزد این مرد جبار برو و باو بگو: كه من ترا نگماردم براى ریختن خونها و گرفتن اموال، همانا تو را گماردم تا ناله هاى ستم رسیدگان را از من باز دارى، زیرا من از ستمى كه بایشان شده نگذرم اگر چه كافر باشند.
15- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَنْ أَكَلَ مَالَ أَخِیهِ ظُلْماً وَ لَمْ یَرُدَّهُ إِلَیْهِ أَكَلَ جَذْوَةً مِنَ النَّارِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:28 روایة:15
ابو بصیر گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام كه مى فرمود: هر كه مال برادر (دینى) خود را بخورد، و (خودش یا عوضش را) باو برنگرداند، در روز قیامت پاره از آتش خورد.
16- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعِینُ لَهُ وَ الرَّاضِى بِهِ شُرَكَاءُ ثَلَاثَتُهُمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه:28 روایة:16
و نیز آنحضرت علیه السلام فرمود: ستمكار و كمك كار او و آنكه بستم او راضى باشد هر سه آنان در ستم شریكند.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: ظاهر حدیث در ستم بدیگران است، و چه بسا شامل ظلم بنفس نیز بشود، و ظاهر از كمك كار آنكس است كه در ستم كمك به ستمكار كند، و چه بسا عمومیت داشته باشد كه شامل هر كمك كار به ستمگر نیز بشود، و ظاهر از راضى بستم غیر از آن كس است كه به او ستم شده، و چه بسا شامل او نیز گردد، و تأیید كند آنچه را گفتیم گفتار خدایتعالى: «و نگروید بسوى آنان كه ستم كردند كه میرسد شما را آتش» (سوره هود آیه 113) در كشاف گوید: این نهى شامل شود هم میلى با آنان و بستگى به آنها و رفاقت و هم نشینى و دیدارشان و نادیده گرفتن كردارشان و رضایت اعمالشان و شبیه شدنشان و در آمد برفتارشان، و با تعظیم و احترام بردن نامشان را (كه تمامى آنها را شامل گردد) و در كتاب من لایحضره الفقیه در خبر مناهى پیغمبر اكرم (ص) و غیر آن خبر است كه فرمود: هر كه سلطان ستمگرى را ستایش كند، یا از راه طمع باو برایش زبونى و فروتنى كند با او در دوزخ هم نشین است.
17- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ لَیَكُونُ مَظْلُوماً فَمَا یَزَالُ یَدْعُو حَتَّى یَكُونَ ظَالِماً
اصول كافى جلد 4 صفحه:28 روایة:17
هشام بن سالم گوید: شنیدم كه امام صادق علیه السلام مى فرمود: همانا بنده مظلوم شود، پیوسته دعا كند تا ظالم گردد.
شرح:
- فیض علیه الرحمة گوید: یعنى آنقدر نفرین بر ظالم كند كه بر ظلم او بچربد، پس ظالم مظلوم، و مظلوم ظالم گردد. و مجلسى علیه الرحمة گوید: چند احتمال دارد: اول: در نفرین بر ظالم افراط كند و از حد بگذارند تا بآنجا كه خود ظالم گردد، مانند اینكه ظالم ستم اندكى باو كرده چون دشنام یا بردن چند درهم معدود، و مظلوم در مقابل باو نفرین بمرگ و نابودى و كورى و زمینگیرى و امثال آنها كند، دوم: اینكه مقصود این باشد كه بدشمن مؤمن نفرین كند كه گرفتار بلا گردد كه خدا آنرا نپسندد و برخود بلكه بر برادر مؤمن خود ظالم گردد، زیرا مقتضاى اخوت ایمانى این بود كه بصلاح او دعا كند... سوم: اینكه اصرار در دعا كند تا آنكه دعایش مستجاب گردد، و بر دشمن مسلط گردد، و باو ستم كند كه در این صورت كار بر عكس شود، در صورتیكه حال او یعنى مظلوم بودنش براى او بهتر بود. (و جمعاً 6 وجه ذكر فرموده است كه سه وجه آن بدون مراعات ترتیب انتخاب شد).
(2655) 18- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِى نَهْشَلٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ مَنْ عَذَرَ ظَالِماً بِظُلْمِهِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِ مَنْ یَظْلِمُهُ فَإِنْ دَعَا لَمْ یَسْتَجِبْ لَهُ وَ لَمْ یَأْجُرْهُ اللَّهُ عَلَى ظُلَامَتِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:29 روایة:18
عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هر كه براى ستم كارى در ستمى كه كرده است عذر بتراشد (و در صدد دفع سرزنش و ملامت مردمان نسبت به او بر آید) خداوند بر او مسلط كند كسى را كه باو ستم كند، و اگر دعا كند (كه آن ستم را از او دور كند) مستجاب نكند، و در برابر ستمى كه باو شده پاداشى باو ندهد.
19- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ مَا انْتَصَرَ اللَّهُ مِنْ ظَالِمٍ إِلَّا بِظَالِمٍ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَذلِكَ نُوَلِّى بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضاً
اصول كافى جلد 4 صفحه:29 روایة:19
ابو بصیر گوید: كه امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند از (هیچ) ستمكارى انتقام نگیرد و مگر بوسیله ستمكار دیگرى، و اینست گفتار خداى عزوجل «و بدینسان بگماریم بعضى از ستمگران را بر بعضى» (سوره انعام آیه 129)
20- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ ظَلَمَ أَحَداً فَفَاتَهُ فَلْیَسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَهُ فَإِنَّهُ كَفَّارَةٌ لَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:29 روایة:20
از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه رسول خدا (ص) فرمود: هر كه بدیگرى ستم كند و او را از دست داد (یعنى دسترسى باو نداشت كه از او رضایت بجوید) از خدا براى او طلب آمرزش كند، زیرا كه همان كفاره ستم او گردد.
توضیح:
مجلسى علیه الرحمة گوید: شاید این خبر حمل گردد بر آن موردى كه حق مالى نباشد مانند غیبت و امثال آن، و گرنه واجب است كه مال را از او صدقه بدهد، مگر آنكه كسى بگوید: تصدق نیز یكنوع طلب آمرزشى است براى او.
21- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِیُّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَلَفٍ عَنْ مُوسَى بْنِ إِبْرَاهِیمَ الْمَرْوَزِیِّ عَنْ أَبِى الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَصْبَحَ وَ هُوَ لَا یَهُمُّ بِظُلْمِ أَحَدٍ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا اجْتَرَمَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:29 روایة:21
حضرت موسى بن حعفر (ع) فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: هر كه صبح كند و در دل قصد ستم كسى را نكند، خداوند هر گناهیكه از او سر زده بیامرزد.
22- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ دَخَلَ رَجُلَانِ عَلَى أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع فِى مُدَارَاةٍ بَیْنَهُمَا وَ مُعَامَلَةٍ فَلَمَّا أَنْ سَمِعَ كَلَامَهُمَا قَالَ أَمَا إِنَّهُ مَا ظَفِرَ أَحَدٌ بِخَیْرٍ مِنْ ظَفَرٍ بِالظُّلْمِ أَمَا إِنَّ الْمَظْلُومَ یَأْخُذُ مِنْ دِینِ الظَّالِمِ أَكْثَرَ مِمَّا یَأْخُذُ الظَّالِمُ مِنْ مَالِ الْمَظْلُومِ ثُمَّ قَالَ مَنْ یَفْعَلِ الشَّرَّ بِالنَّاسِ فَلَا یُنْكِرِ الشَّرَّ إِذَا فُعِلَ بِهِ أَمَا إِنَّهُ إِنَّمَا یَحْصُدُ ابْنُ آدَمَ مَا یَزْرَعُ وَ لَیْسَ یَحْصِدُ أَحَدٌ مِنَ الْمُرِّ حُلْواً وَ لَا مِنَ الْحُلْوِ مُرّاً فَاصْطَلَحَ الرَّجُلَانِ قَبْلَ أَنْ یَقُومَا
اصول كافى جلد 4 صفحه:30 روایة:22
ابو بصیر گوید: دو مرد براى كشمكش و معامله اى كه با هم داشتند خدمت امام صادق علیه السلام آمدند، همینكه حضرت سخن هر دو را شنید، فرمود: هر آینه بدرستیكه كسى دست نیابد بچیزى مانند كسى كه بوسیله ستم بچیزى دست یابد (یعنى مظلوم واقع شود و بوسیله ستمى كه باو شده بپاداشهاى بسیارى رسد)
هر آینه بدرستى كه مظلوم از دین ظالم بگیرد بیش از آنچه ظالم از مال مظلوم گرفته است، سپس فرمود: هر كه بمردم بدى كند، نباید بدى را زشت شمارد آنگاه كه باو بد كنند، همانا آدمیزاده درو كند همان را كه بكارد، و هیچكس از دانه تلخ، شیرین درو نكند، و نه از شیرین تلخ (درو كند) پس آندو مرد پیش از آنكه از جا برخیزند با هم سازش كردند.
(2660) 23- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ خَافَ الْقِصَاصَ كَفَّ عَنْ ظُلْمِ النَّاسِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:30 روایة:23
(این حدیث مانند حدیث 6 است كه با ترجمه اش گذشت).

باب پیروى از هواى نفس

بَابُ اتِّبَاعِ الْهَوَى
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِى مُحَمَّدٍ الْوَابِشِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ احْذَرُوا أَهْوَاءَكُمْ كَمَا تَحْذَرُونَ أَعْدَاءَكُمْ فَلَیْسَ شَیْ ءٌ أَعْدَى لِلرِّجَالِ مِنِ اتِّبَاعِ أَهْوَائِهِمْ وَ حَصَائِدِ أَلْسِنَتِهِمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه:30 روایة:1
ابو محمد وابشی گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام كه مى فرمود: از هواهاى (نفسانى) خود بر حذر باشید و بترسید چنانچه از دشمنان حذر میكنید، زیرا چیزى براى مردان دشمن تر از پیروى هواهاى خودشان و درو شده هاى زبانهایشان (یعنى آنچه بیهوده از دهان خارج شود) نیست.
توضیح:
باید دانست كه همه آنچه دل بخواهد، و پیروى هواى نفس همه جا مذموم نیست، بلكه میزان همانست كه در باب دوستى دنیا گذشت كه هر هواى نفسى كه فقط بخاطر شهوت رانى و لذت جسمانى و اغراض دنیوى باشد و خدا در آن منظور نباشد پیروى از آن مذموم، و چنانچه پیروى كرد پیروى نفس اماره بسوء را كرده است، و آنچه انسان بخاطر اطاعت امر خداى سبحان انجام دهد و براى تحصیل رضاى او باشد اگر چه بر طبق دلخواه و هواپرستى او باشد مذموم نیست، پس ممكن است گاهى انسان بخاطر شهرت در عبادت و جلب قلوب جهال و نادانان ترك لذات نفسانى كند و گرسنگى و تشنگى و شب زنده دارى را بر خود هموار كند ولى مذموم باشد زیرا بخاطر اغراض پست دنیا بوده، و در مقابل گاهى ممكن است بخاطر انجام فرمان خدا و بمنظور بدست آوردن فرزند صالح و شایسته، یا براى آلوده نشدن بحرام ازدواج كند و با حلال خود جماع كند، و چنین شخصى اگر چه لذت جسمانى هم میبرد ولى مذموم نیست چون هدفش در این عمل كار صحیحى است. این بود ملحضى از كلام مجلسى علیه الرحمة.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِزَّتِى وَ جَلَالِى وَ عَظَمَتِى وَ كِبْرِیَائِى وَ نُورِى وَ عُلُوِّى وَ ارْتِفَاعِ مَكَانِى لَا یُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَاهُ عَلَى هَوَایَ إِلَّا شَتَّتُّ عَلَیْهِ أَمْرَهُ وَ لَبَّسْتُ عَلَیْهِ دُنْیَاهُ وَ شَغَلْتُ قَلْبَهُ بِهَا وَ لَمْ أُؤْتِهِ مِنْهَا إِلَّا مَا قَدَّرْتُ لَهُ وَ عِزَّتِى وَ جَلَالِى وَ عَظَمَتِى وَ نُورِى وَ عُلُوِّى وَ ارْتِفَاعِ مَكَانِى لَا یُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَایَ عَلَى هَوَاهُ إِلَّا اسْتَحْفَظْتُهُ مَلَائِكَتِی وَ كَفَّلْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ رِزْقَهُ وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِرٍ وَ أَتَتْهُ الدُّنْیَا وَ هِیَ رَاغِمَةٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه:31 روایة:2
از امام باقر علیه السلام روایت شده كه رسول خدا (ص) فرمود: خداى عزوجل فرماید: سوگند بعزت و جلال خودم و بزرگى و كبریائم و نور و برترى مقامم كه هیچ بنده دلخواه خود را بر دلخواه من مقدم ندارد جز اینكه كارش را پریشان كنم و دنیایش را درهم سازم، و دلش را باو مشغول كنم، و از دنیا بر او ندهم جز آنچه برایش مقدر كرده ام، و سوگند بعزت و جلال و بزرگى و نور و برترى و بلندى مقامم كه هیچ بنده دلخواه مرا بر دلخواه خود مقدم ندارد جز آنكه فرشتگان من او را نگهبانى كنند، و آسمانها و زمینها روزى او را متكفل گردند (و بعهده گیرند) و از پس تجارت هر تاجرى پشتیبان و نگران او باشم، و دنیا هم در حالى كه نخواهد بجانب او رو كند.
توضیح:
مجلسى علیه الرحمة در معناى «و كنت له من وراء تجارة كل تاجر» چند وجه ذكر كرده كه شاید بهترین آنها وجه اول است كه مقصود این است كه دل آنها را مسخر او كنم. و در دلهاى آنها اندازم تا سهمى از بهره تجارت خود را باو بدهند.
3- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ عَنْ یَحْیَى بْنِ عُقَیْلٍ قَالَ الَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنَّمَا أَخَافُ عَلَیْكُمُ اثْنَتَیْنِ اتِّبَاعَ الْهَوَى وَ طُولَ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِى الْ آخِرَةَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:31 روایة:3
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: جز این نیست كه من بر شما از دو چیز مى ترسم: پیروى هواى نفس، و درازى آرزو، اما پیروى هوا پس همانا كه از حق باز مى دارد و اما درازى آرزو آخرت را فراموش سازد.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ قَالَ لِى أَبُو الْحَسَنِ ع اتَّقِ الْمُرْتَقَى السَّهْلَ إِذَا كَانَ مُنْحَدَرُهُ وَعْراً قَالَ وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَا تَدَعِ النَّفْسَ وَ هَوَاهَا فَإِنَّ هَوَاهَا فِى رَدَاهَا وَ تَرْكُ النَّفْسِ وَ مَا تَهْوَى أَذَاهَا وَ كَفُّ النَّفْسِ عَمَّا تَهْوَى دَوَاهَا
اصول كافى جلد 4 صفحه:32 روایة:4
عبد الرحمن بن الحجاج گوید: حضرت موسى بن جعفر علیه السلام بمن فرمود: بپرهیز از نردبانیكه بالا رفتنش آسان و پائین آمدنش دشوار است.
شرح:
فیض و مجلسى علیهماالرحمة گویند: شاید مقصود نهى از طلب جاه و ریاست و سایر شهوات دنیا و بلندیهاى آن باشد كه اگرچه به آسانى بدست آید ولى عاقبت و سرانجام بدى دارد، و خلاصى از گرفتاریهاى آن بى نهایت دشوار است، و حاصل اینكه پیروى نفس و بالا رفتن از پله هاى هوى و هوس گرچه آسانست و بر آمدن بر هر پله بسهولت انجام شود، و بآسانى بدست آید ولى هنگام مرگ دست از همه شستن و گذاردن و رفتن و حساب پس دادن آن دشوار است، و بمانند كسى است كه اندك اندك بر قله كوهى بالا رود و در فرود آمدن حیران و سرگردان بماند، و همانند كسى است كه پله پله بر نردبانى بر آید و در پله آخرین ناگهانى در افتد. پس هر مقدار پله ها زیادتر باشد زیان سقوط بیشتر و خطر آن زیادتر است.
(برگردیم بدنباله حدیث عبدالرحمن بن حجاج) گوید و حضرت صادق علیه السلام میفرمود: نفس (سركش) را بمیل و خواهش خود رها مكن، زیرا كه نابودیش در خواهش آن است، رها كردن نفس بآنچه خواهد براى آن درد، و جلوگیرى از آن آنچه خواهد درمان آن است.