فهرست کتاب


اصول کافی جلد چهارم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید هاشم رسولی محلاتی

باب بدزبانى

بَابُ الْبَذَاءِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِى الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ شِرْكِ الشَّیْطَانِ الَّذِى لَا یُشَكُّ فِیهِ أَنْ یَكُونَ فَحَّاشاً لَا یُبَالِى مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ فِیهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:14 روایة:1
امام صادق (ع) فرمود: از نشانه های شركت شیطان كه تردیدى در آن نیست اینستكه فحاش باشد كه باكى از آنچه گوید و از آنچه درباره او گویند نداشته باشد.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: فحاش آنكس است كه در فحش دادن یعنى گفتار زشت از حد بگذراند و معتاد شود، و معنى شریك شیطان در شرح حدیث 3 بیاید.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ لَا یُبَالِى مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّهُ لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْكِ شَیْطَانٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه:14 روایة:2
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: هرگاه مردى را دیدید كه باكى از آنچه گوید و آنچه به او گفته شود ندارد، پس بدرستیكه یا از زنا است یا از شركت شیطان.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِى عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَى كُلِّ فَحَّاشٍ بَذِى ءٍ قَلِیلِ الْحَیَاءِ لَا یُبَالِى مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّكَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْكِ شَیْطَانٍ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ فِى النَّاسِ شِرْكُ شَیْطَانٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَ مَا تَقْرَأُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ شارِكْهُمْ فِى الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ قَالَ وَ سَأَلَ رَجُلٌ فَقِیهاً هَلْ فِى النَّاسِ مَنْ لَا یُبَالِى مَا قِیلَ لَهُ قَالَ مَنْ تَعَرَّضَ لِلنَّاسِ یَشْتِمُهُمْ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُمْ لَا یَتْرُكُونَهُ فَذَلِكَ الَّذِى لَا یُبَالِى مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ فِیهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:14 روایة:3
از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده كه رسولخدا صلوات الله علیه و آله و سلم فرمود: خدا حرام كرده است بهشت را بر هر فحاشى بى آبرو و كم شرمى كه باكى از آنچه گوید و آنچه باو گفته شود ندارد، زیرا اگر بازرسى از حالش كنى یا از زنا است یا از شركت شیطان، بوى عرض شد: اى رسولخداست در میان مردمان شركت شیطان هم هست؟ فرمود: آیا گفتار خداى عزوجل را نخوانده كه (بشیطان فرماید:) «و شركت كن با ایشان در مالها و فرزندان» (سوره اسراء آیه 64).
رواى گوید: مردى از فقیهى پرسید: آیا در میان مردم كسى هست كه باكى از آنچه باو گفته شود ندارد؟ گفت: آنكسكه متعرض مردم شود و به آنان دشنام گوید در صورتیكه میداند كه آنها رهایش نكنند اینست آنكسیكه باكى از آنچه گوید و آنچه درباره اش گفته شود ندارد.
شرح - مجلسى (ره) از شیخ بهائى قدس سره نقل كند كه: (در آنجا كه حضرت فرمود: خدا بهشت را حرام كرده...) گوید: شاید مقصود اینست كه مدتى طویل حرام است بر آنان نه همیشگى، یا مقصود از بهشت بهشت مخصوصى است كه براى غیر فحاش آماده است، و گرنه ظاهر حدیث مشكل است، زیرا سرانجام گنهكاران این ملت بهشت است، و گر چه زمانى دراز در آتش بمانند.
و مفسرین در تفسیر گفتار خدایتعالى: «و شركت كن....» گفته اند: شركت شیطان در اموال وادار كردن مردم است بتحصیل آن و گرد آوردنش از حرام، و صرف كردن آن در آنچه جایز نیست، و در خرج كردن آنان را از حد میانه روى بیرون برد كه یا اسراف و تبذیر كنند، و یا بخل ورزند و سخت گیرى كنند. و اما شركت در اولاد بچند وجه است: 1- تشویق آنان بوسائل حرام چون زنا و مانند آن. 2- وادار كردن آنان باینكه اولاد و فرزندانشان راست بنامهائى مانند عبدالعزى و عبداللات یعنى بنده عزى ولات كه نام دو بت بوده - نام نهند. 3- فرزندان را گمراه كند باینكه آنها را بكیشهاى باطل و كارهاى زشت بكشاند، این بود آنچه مفسرین گفته اند، ولى از بعضى احادیث استفاده شود كه مقصود شركت او است در نطفه آنها، و در آن حدیث براى شناختن او هم نشانه قرار داده است، و حدیث را شیخ (ره) در تهذیب در باب آداب تزویج روایت كرده هر كه خواهد بدانجا مراجعه كند.
(2610) 4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ یَرْفَعُهُ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:15 روایة:4
از امام باقر (ع) روایت شده كه فرمود: خدا دشمن دارد دشنام گوى دشنام جورا.
5- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ نَضْرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ نُعْمَانَ الْجُعْفِیِّ قَالَ كَانَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع صَدِیقٌ لَا یَكَادُ یُفَارِقُهُ إِذَا ذَهَبَ مَكَاناً فَبَیْنَمَا هُوَ یَمْشِى مَعَهُ فِى الْحَذَّاءِینَ وَ مَعَهُ غُلَامٌ لَهُ سِنْدِیٌّ یَمْشِى خَلْفَهُمَا إِذَا الْتَفَتَ الرَّجُلُ یُرِیدُ غُلَامَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَلَمْ یَرَهُ فَلَمَّا نَظَرَ فِى الرَّابِعَةِ قَالَ یَا ابْنَ الْفَاعِلَةِ أَیْنَ كُنْتَ قَالَ فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَدَهُ فَصَكَّ بِهَا جَبْهَةَ نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَقْذِفُ أُمَّهُ قَدْ كُنْتُ أَرَى أَنَّ لَكَ وَرَعاً فَإِذَا لَیْسَ لَكَ وَرَعٌ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ أُمَّهُ سِنْدِیَّةٌ مُشْرِكَةٌ فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ نِكَاحاً تَنَحَّ عَنِّى قَالَ فَمَا رَأَیْتُهُ یَمْشِى مَعَهُ حَتَّى فَرَّقَ الْمَوْتُ بَیْنَهُمَا
وَ فِى رِوَایَةٍ أُخْرَى إِنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ نِكَاحاً یَحْتَجِزُونَ بِهِ مِنَ الزِّنَا
اصول كافى جلد 4 صفحه:15 روایة:5
عمرو بن نعمان جعفى گوید: امام صادق علیه السلام دوستى داشت كه آن حضرت را بهرجا كه مى رفت رها نمیكرد و از او جدا نمى شد، روزى در بازار كفشها همراه حضرت مى رفت، و دنبالشان غلام او كه از اهل سند بود مى آمد، ناگاه آن مرد به پشت سرخود متوجه شده و غلام را خواست و او را ندید و تا سه مرتبه بدنبال برگشت و او راست ندید، بار چهار كه او را دید گفت: اى زنازاده كجا بودى؟ امام صادق علیه السلام دست خود را بلند كرده و به پیشانى خود زد و فرمود: سبحان الله مادرش را بزنا متهم كنى؟ من خیال مى كردم تو خوددار و پارسائى، اكنون مى بینم كه ورع و پارسائى ندارى؟ عرض كرد: قربانت گردم مادرش زنى است از اهل سند و مشرك است؟ فرمود: مگر ندانسته اى كه هر ملتى براى خود ازدواجى دارند، از من دور شو عمر و بن نعمان (راوى حدیث) گوید: دیگر او را ندیدم كه با آنحضرت راه برود تا آنگاه كه مرگ میان آنها جدائى انداخت.
و در روایت دیگرى است كه فرمود: (آیا ندانسته اى كه) براى هر امتى ازدواجى است كه بوسیله آن از زنا جلوگیرى كنند.
6- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ الْفُحْشَ لَوْ كَانَ مِثَالًا لَكَانَ مِثَالَ سَوْءٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه:16 روایة:6
و از امام صادق علیه السلام حدیث شده كه رسولخدا (ص) فرمود: دشنام اگر بصورتى در آید صورت بدى است.
7- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ فِى بَنِى إِسْرَائِیلَ رَجُلٌ فَدَعَا اللَّهَ أَنْ یَرْزُقَهُ غ ُلَاماً ثَلَاثَ سِنِینَ فَلَمَّا رَأَى أَنَّ اللَّهَ لَا یُجِیبُهُ قَالَ یَا رَبِّ أَ بَعِیدٌ أَنَا مِنْكَ فَلَا تَسْمَعُنِى أَمْ قَرِیبٌ أَنْتَ مِنِّى فَلَا تُجِیبُنِى قَالَ فَأَتَاهُ آتٍ فِى مَنَامِهِ فَقَالَ إِنَّكَ تَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُنْذُ ثَلَاثِ سِنِینَ بِلِسَانٍ بَذِى ءٍ وَ قَلْبٍ عَاتٍ غَیْرِ تَقِیٍّ وَ نِیَّةٍ غَیْرِ صَادِقَةٍ فَاقْلَعْ عَنْ بَذَائِكَ وَ لْیَتَّقِ اللَّهَ قَلْبُكَ وَ لْتَحْسُنْ نِیَّتُكَ قَالَ فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذَلِكَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ فَوُلِدَ لَهُ غُلَامٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه:16 روایة:7
از امام صادق علیه السلام حدیث شده كه فرموده: در بنى اسرائیل مردى بود كه سه سال پیوسته دعا مى كرد كه خدا پسرى به او روزى كند (دعایش مستجاب نمى شد) همینكه دید خدا خواهش او را بر نمى آورد عرض كرد: پروردگارا آیا من از تو دورم و تو سخن مرا نمى شنوى، یا تو بمن نزدیكى و پاسخ نمى دهى؟ كسى در خواب نزدش آمد و باو گفت: تو سه سال تمام خدا را با زبانى بد و هرزه، و دلى سركش و ناپرهیزكار، و نیتى نادرست میخوانى، پس باید از هرزه گویى بدر آئى، و دلت پرهیزكار، و نیتت درست گردد (تا خواهشت بر آورده شود) حضرت فرمود: آنمرد بدستور عمل كرد سپس دعا كرد و خدا را خواند و داراى پسرى شد.
توضیح:
از این حدیث معلوم مى شود كه استجابت دعا شرایطى دارد كه از آنجمله است پاكى زبان و پرهیزكارى دل و درستى نیت، و این منافاتى باوعده خدا در اجابت دعا ندارد.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ مِنْ شَرِّ عِبَادِ اللَّهِ مَنْ تُكْرَهُ مُجَالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:17 روایة:8
و نیز از امام صادق علیه السلام حدیث شده كه رسولخدا (ص) فرمود: از زمره بدترین بندگان خدا كسى است كه براى هرزه گوئى و دشنام گوئیش از هم نشینى و مجالست با او كناره گیرى شود.
(2615) 9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِى عُبَیْدَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَاءِ وَ الْجَفَاءُ فِى النَّارِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:17 روایة:9
امام صادق علیه السلام فرمود: بدزبانى از جفاكاریست و جفاکاری در آتش است.
10- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْفُحْشَ وَ الْبَذَاءَ وَ السَّلَاطَةَ مِنَ النِّفَاقِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:17 روایة:10
و نیز فرمود: دشنام دادن و بدزبانى و هرزه گوئى از (نشانه هاى) نفاق و دوروئى است.
11- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْفَاحِشَ الْبَذِى ءَ وَ السَّائِلَ الْمُلْحِفَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:17 روایة:11
و از امام باقر علیه السلام حدیث شده كه رسولخدا (ص) فرمود: خداوند دشمن دارد دشنام دهنده بدزبان و گداى مبرم را.
12- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِعَائِشَةَ یَا عَائِشَةُ إِنَّ الْفُحْشَ لَوْ كَانَ مُمَثَّلًا لَكَانَ مِثَالَ سَوْءٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه:17 روایة:12
و نیز از آن حضرت روایت شده كه رسولخدا (ص) بعایشه فرمود: اگر دشنام گوئى مجسم میشد، صورت بدى بود.
13- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ قَالَ قَالَ مَنْ فَحُشَ عَلَى أَخِیهِ الْمُسْلِمِ نَزَعَ اللَّهُ مِنْهُ بَرَكَةَ رِزْقِهِ وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ أَفْسَدَ عَلَیْهِ مَعِیشَتَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:17 روایة:13
و امام علیه السلام فرمود: هر كس ببرادر مسلمان خود دشنام دهد خدا بركت از روزى او بر دارد، و او را بخودش واگذارد، و زندگیش را تباه سازد.
(2620) 14- عَنْهُ عَنْ مُعَلًّى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ غَسَّانَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لِى مُبْتَدِئاً یَا سَمَاعَةُ مَا هَذَا الَّذِى كَانَ بَیْنَكَ وَ بَیْنَ جَمَّالِكَ إِیَّاكَ أَنْ تَكُونَ فَحَّاشاً أَوْ صَخَّاباً أَوْ لَعَّاناً فَقُلْتُ وَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَ ذَلِكَ أَنَّهُ ظَلَمَنِى فَقَالَ إِنْ كَانَ ظَلَمَكَ لَقَدْ أَرْبَیْتَ عَلَیْهِ إِنَّ هَذَا لَیْسَ مِنْ فِعَالِى وَ لَا آمُرُ بِهِ شِیعَتِى اسْتَغْفِرْ رَبَّكَ وَ لَا تَعُدْ قُلْتُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لَا أَعُودُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:17 روایة:14
سماعة گوید: وارد شدم بر امام صادق علیه السلام، حضرت آغاز بسخن كرد و بمن فرمود: ای سماعة اینچه جنجالى بود كه میان تو و شتر دارت پدیدار گشته بود؟ مبادا دشنامگو و بدزبان و لعنت كننده باشى؟ عرض كردم: بخدا سوگند چنین بود (كه فرمود ولى) او بمن ستم كرد؟ فرمود: اگر بتو ستم كرده تو از او سر افتادى، هر آینه این كردار از كردارهاى من نیست، و بشیعیانم چنین دستورى ندهم، از پروردگارت آمرزش بخواه، و به آن كردار باز مگرد، عرض كردم: از خدا آمرزش خواهم و دیگر باز نگردم.

باب كسیكه براى بدیش از او پرهیز كنند

بَابُ مَنْ یُتَّقَى شَرُّهُ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ النَّبِیَّ ص بَیْنَا هُوَ ذَاتَ یَوْمٍ عِنْدَ عَائِشَةَ إِذَا اسْتَأْذَنَ عَلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِئْسَ أَخُو الْعَشِیرَةِ فَقَامَتْ عَائِشَةُ فَدَخَلَتِ الْبَیْتَ وَ أَذِنَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِلرَّجُلِ فَلَمَّا دَخَلَ أَقْبَلَ عَلَیْهِ بِوَجْهِهِ وَ بِشْرُهُ إِلَیْهِ یُحَدِّثُهُ حَتَّى إِذَا فَرَغَ وَ خَرَجَ مِنْ عِنْدِهِ قَالَتْ عَائِشَةُ یَا رَسُولَ اللَّهِ بَیْنَا أَنْتَ تَذْكُرُ هَذَا الرَّجُلَ بِمَا ذَكَرْتَهُ بِهِ إِذْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ بِوَجْهِكَ وَ بِشْرِكَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عِنْدَ ذَلِكَ إِنَّ مِنْ شَرِّ عِبَادِ اللَّهِ مَنْ تُكْرَهُ مُجَالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:18 روایة:1
امام صادق علیه السلام فرمود: روزى پیغمبر (ص) نزد عایشه بود ناگاه مردى اجازه شرفیابى خواست، رسولخدا (ص) فرمود: چه مرد بدى است از این تیره و قبیله، پس عایشه برخواست و بدرون اطاق رفت و رسول خدا (ص) اجازه ورود به آن مرد داد، همینكه وارد شد حضرت با روى باز از او پذیرائى كرد و با او بگفتگو پرداخت تا هنگامیكه بپایان رسانید و آنمرد از نزدش بیرون رفت، عایشه (برگشته) و عرض كرد: اى رسول خدا در حالیكه شما این مرد را به بدى یاد كردى با روى باز از او پذیرائى كردى؟ در این هنگام حضرت فرمود: از بدترین بندگان خدا كسى استكه كه براى دشنامگوئیش هم نشینى با او را بد دارند.
توضیح:
مجلسى (ره) گوید: آنچه حضرت در آخر حدیث فرمود: كه از بدترین بندگان خدا...،»یا عذر است براى آنچه نخست فرمود، یا براى آنچه در پایان عمل كرد یا براى هر دوى آنها، و این حدیث دلالت برجواز مدارا كردن با فاسق و جواز غیبت او دارد، و گویند آن مرد عیینة بن حصن فزارى یكى از سران شرور عرب بوده است.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص شَرُّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ الَّذِینَ یُكْرَمُونَ اتِّقَاءَ شَرِّهِمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه:18 روایة:2
از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه رسول خدا (ص) فرمود: بدترین مردم در روز قیامت نزد خدا كسانى هستند كه از ترس بدى و شر آنها احترام و اكرامشان كنند.
3- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ یُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ خَافَ النَّاسُ لِسَانَهُ فَهُوَ فِى النَّارِ
اصول كافى جلد 4 صفحه:19 روایة:3
امام صادق علیه السلام فرمود: كسیكه مردم از زبانش بترسند، او در آتش است.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص شَرُّ النَّاسِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ الَّذِینَ یُكْرَمُونَ اتِّقَاءَ شَرِّهِمْ

اصول كافى جلد 4 صفحه:19 روایة:4
جابر بن عبد الله گوید: كه رسولخدا (ص) فرمود: بدترین مردم در روز قیامت آنانند كه از ترس بدى و شرشان اكرام و احترام شوند.

باب تجاوز كارى، و ستمگرى، و سركشى

بَابُ الْبَغْیِ
(2625) 1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنِ ابْنِ قَدَّاحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ أَعْجَلَ الشَّرِّ عُقُوبَةً الْبَغْیُ
اصول كافى جلد 4 صفحه:19 روایة:1
از امام صادق علیه السلام حدیث شده كه رسول خدا (ص) فرمود: زودرس ترین بدیها از نظر كیفر و عقوبت تجاوز كارى و ستمگرى است.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: مقصوداز تعجیل در كیفر او اینست كه در دنیا نیز كیفر كردارش باو میرسد، بلكه در دنیا نیز زود باو برسد.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ یَقُولُ إِبْلِیسُ لِجُنُودِهِ أَلْقُوا بَیْنَهُمُ الْحَسَدَ وَ الْبَغْیَ فَإِنَّهُمَا یَعْدِلَانِ عِنْدَ اللَّهِ الشِّرْكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:19 روایة:2
امام صادق علیه السلام فرمود: شیطان به لشكرهاى خود گوید: میان افراد آدمیزاد حسد و ستم افكنید، زیرا ایندو در نزد خداوند با شرك برابرند.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: برابرى آندو با شرك براى آنست كه آنها نیز در بیرون بردن از دین و كیفر و تأثیر در فساد نظام جهان همانندند زیرا بیشتر مفاسد جهان از مخالفت با پیمبران و اوصیاء ایشان و پیروى نكردن از آنان و شیوع گناهان از این دو خصلت سرچشمه گرفته، چنانچه شیطان به آدم علیه السلام حسد ورزید، و چنانچه سركشان هر ملت و امتى بحجتهاى الهیه تعدى و ستم كردند.
3- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مِسْمَعٍ أَبِی سَیَّارٍ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع كَتَبَ إِلَیْهِ فِی كِتَابٍ انْظُرْ أَنْ لَا تُكَلِّمَنَّ بِكَلِمَةِ بَغْیٍ أَبَداً وَ إِنْ أَعْجَبَتْكَ نَفْسَكَ وَ عَشِیرَتَكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه:19 روایة:3
از ابو سیار حدیث شده كه امام صادق علیه السلام در نامه باو نوشت: نگاه كن مبادا هرگز سخنى بستم و سركشى بزبان آرى اگر چه تو را تیره و فامیلت خوش آید.
توضیح:
ممكن است معناى جمله «وان اعجبتك نفسك...» این باشد كه و اگر چه تیره و فامیلت تو را خوش آید و بعجب وا دارد، ولى معناى اول ظاهرتر است چنانچه مجلسى (ره) نیز فرموده است.
4- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ وَ یَعْقُوبَ السَّرَّاجِ جَمِیعاً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْبَغْیَ یَقُودُ أَصْحَابَهُ إِلَى النَّارِ وَ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ بَغَى عَلَى اللَّهِ عَنَاقُ بِنْتُ آدَمَ فَأَوَّلُ قَتِیلٍ قَتَلَهُ اللَّهُ عَنَاقُ وَ كَانَ مَجْلِسُهَا جَرِیباً فِى جَرِیبٍ وَ كَانَ لَهَا عِشْرُونَ إِصْبَعاً فِى كُلِّ إِصْبَعٍ ظُفُرَانِ مِثْلُ الْمِنْجَلَیْنِ فَسَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهَا أَسَداً كَالْفِیلِ وَ ذِئْباً كَالْبَعِیرِ وَ نَسْراً مِثْلَ الْبَغْلِ فَقَتَلْنَهَا وَ قَدْ قَتَلَ اللَّهُ الْجَبَابِرَةَ عَلَى أَفْضَلِ أَحْوَالِهِمْ وَ آمَنِ مَا كَانُوا
اصول كافى جلد 4 صفحه:20 روایة:4
از امام صادق علیه السلام روایت شده كه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: اى مردم همانا ستمگرى و بغى یاران خود را به آتش (یا دوزخ) كشد، و اولین كسى كه بر خدا سركشى كرد عناق دختر آدم بود، و اولین كشته كه خدا او را كشت (همان) عناق بود، كه نشیمنگاهش یك جریب در یك جریب بود و بیست انگشت داشت كه در هر انگشتى دو ناخن بود چون دو داس، پس خدا شیرى مانند فیل، و گرگى ببزرگى شتر، و كركسى باندازه استر بر او مسلط كرد، و آنها او را كشتند، خداوند زور گویان و سركشان را در بهترین حال و آسوده ترین وضعى كه داشته اند كشته است.
شرح:
مقصود اینست كه ستمگران گول آسودگى وضع و مهیا بودن اسباب قدرت و شوكت خود را نخورند، زیرا چه بسا زور گویانى كه در كمال خوشى و آسودگى خاطر بوده اند و ناگهان خداوند بواسطه تعدى و ستمكاریشان آنها را نابود كرده است.