آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

مایعات

1 - مشروب مسكر از هر نوع باشد آشامیدن آن اگرچه كم باشد حرام است.
2 - شیر حیوانات حرام گوشت مانند خوك و گربه و سگ.
3 - خون حیوانى كه خون جهنده دارد.
4 - مایعات نجس مانند بول و منى از حیوانى كه خون جهنده دارد.
5 - مایعاتى كه در آنها یكى از نجاسات ریخته شود.
تبصره:
خوردنیها و آشامیدنیهاى حرام وقتى حرامند كه اضطرارى در كار نباشد و در صورت اضطرار (مانند حال كسیكه اگر از غذاى حرام نخورد از گرسنگى تلف خواهد شد یا از مرض یا شدت یافتن مرض مى ترسد یا كه از فرط ضعف در سفر از همراهان عقب مانده دچار هلاكت خواهد شد) استفاده از خوردنى یا آشامیدنى حرام باندازه اى كه اضطرار رفع شود جائز مى باشد.
مگر براى كسى كه بقصد دزدى یا بعنوان یاغیگرى بر حكومت اسلامى از وطن بیرون آمده دچار اضطرار شود.

تذكر مهم:

رعایت بهداشت یكى از وظائف اولیه انسان مى باشد كه هر انسانى با كمترین توجهى با شعور خدادادى خود بآن پى مى برد.
تأثیر انواع خوردنیها و آشامیدنیها در بهداشت نیز بسى روشن و آشكار است. گذشته از آن تأثیرات بسزائى در روحیات و اخلاق انسان و همچنین در آمیزشهاى اجتماعى وى دارد. ما هرگز شك نداریم كه حالت روانى شخص مست با شخص هوشیار یكى نیست و سیر اجتماعیشان یكنواخت نمى باشد.
یا اگر كسى مثلا خود را بخوردن یا آشامیدن چیزهاى نفرت آور عادت دهد اثرى كه ازین عادت در زندگى فردى و اجتماعى وى پدید خواهد شد براى افراد متعارف قابل تحمل نیست.
از اینجا است كه انسان با فطرت خدادادى خود مى فهمد كه كم و بیش باید در تغذیه خود محدودیتى قائل شود؛ هر خوردنى را نخورد و هر نوشیدنى را ننوشد. بالاخره هر بلعیدنى را نبلعد.
خداى متعال كه بنص كلام خود هر چه در روى زمین است براى انسان آفریده و خود هیچ نیازى بانسان و بلوازم زندگى انسان ندارد و بصلاح و فساد آفریده هاى خود از همه داناتر و بیناتر است بمنظور خیر و سعادت انسان از خوردنى ها و آشامیدنى ها چیزهائى را حلال و چیزهائى را حرام فرموده است.
حكمت تحریم برخى از این محرمات براى كسى كه درك ساده و بى آلایشى دارد روشن مى باشد و برخى نیز تدریجاً از راه بحثهاى علمى آفتابى شده است؛ و برخى دیگر كه تاكنون حكمت تحریمش بدست ما نیامده است نمى توان گفت كه هرگز براى ما روشن نخواهد شد و اگر هم نشود نمى توان گفت در واقع نیز از حكمت و مصلحت عارى است.
بلكه نظر باینكه این مقررات از ساحت قدس یك علم بى پایان سرچشمه مى گیرد؛ باید گفت كه بهترین و مؤثرترین حكمت و مصلحت را واجد است اگرچه ما نظر بتنگى عرصه وجود و كوتاهى وسائل علمى خود از درك آن عاجز و زبون هستیم.

غصب

كسیكه مال دیگرى را بزور از دستش گرفته و بى آنكه یكى از اسباب تملك بمیان آید مال خود قرار مى دهد یا در مال دیگرى بزور تصرف نموده و از منافعش استفاده مى كند اگرچه آنها را مال خود قرار ندهد این عمل شرعاً غصب نامیده مى شود.
پس غصب مسلط شدن بر مال دیگرى است بدون آنكه یكى از اسباب تسلط مانند بیع و اجاره و اجازه در میان باشد.
و از اینجا روشن مى شود كه غصب كار ناشایسته اى است كه اصل اختصاص و مالكیت را پایمال مى كند و بهمان اندازه كه اصل اختصاص و مالكیت در زنده بودن و سرپا ایستادن اجتماع مؤثر است بهمان اندازه غصب اجتماع را از پا درآورده و از پیشرفت متوقف مى ساخت.
اگر بنا شود منتفذان جامعه اى بدون مجوز قانونى دست روى دست رنج ناتوانان و زیردستان خود بگذارند، اختصاص و مالكیت اعتبار خود را از دست خواهد داد. و هر كس نسبت بحقوق اختصاصى آنانكه ناتوان تر از خودش مى بیند همین طرز تفكر را خواهد داشت و زیردستان و ناتوانان نیز براى برخوردارى از نتیجه رنج و كوششهاى خود دست بهر گونه تمكین و عزت و شرافت فروشى خواهند زد و در نتیجه جامعه انسانى تبدیل بیك بازار برده گیرى و برده فروشى خواهد شد. و قوانین و مقررات بكلى از اعتبار سقوط كرده و جاى خود را بزور و ستم خواهد داد.
اینستكه اسلام مقررات بسیار سختى براى غاصب وضع نموده است و غصب را یكى از گناهان بزرگ مى شمارد.
بنص كتاب و سنت هر گونه گناهى جز شرك از جانب حق تعالى احتمال آمرزش دارد و هر گناهى حتى شرك بوسیله توبه قابل عفو است ولى كسیكه در پرونده زندگیش غصب و تعدى بحقوق دیگران باشد هرگز بدون گذشت صاحبان حق از بازخواست خدائى و كیفر عمل خود امید رهائى ندارد.