فهرست کتاب


آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

از خودگذشتگى

نمى توان تردید داشت كه در قاموس وجدان انسان اصل زندگى و زندگى شرافتمندانه بیك پایه است، و زندگى كه با شرافت توأم است و سعادت انسان را در بر ندارد زندگى نیست بلكه مرگى است بس تلختر و ناگوارتر از مرگ طبیعى، و انسانى كه براى شرافت و سعادت خود ارزشى قائل است باید از این زندگى پست مانند مرگ بگریزد.
انسان در هر محیطى زندگى كند و بهر روشى تمایل نماید با نهاد خدادادى خود مى فهمد كه مرگ در راه آنچه تقدیس مى كند خود سعادت است اگرچه در منطق دین این مسئله از هر منطق دیگر روشن تر و از پندار و خرافه دورتر است. زیرا كسیكه بدستور دین از جامعه دینى خود دفاع نموده جان مى سپارد مى داند كه محرومیتى را بخود هموار نكرده است و جان شیرین چند روزه را كه در راه خدا بذل مى كند یك زندگى شیرین تر و گران بهاتر و جاویدان بدست مى آورد و براستى سعادت وى قابل زوال نیست.
چنانكه خداى متعال در كلام خود مى فرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» (سوره آل عمران آیه 169).
خلاصه ترجمه: كسانیكه در راه خدا كشته مى شوند مرده نیستند بلكه زندگى جاودانى دارند و در مقام قرب از نعمتهاى خداوندى برخوردار هستند.
ولى در روشهاى غیر دینى كه زندگى انسان را بهمین زندگى چند روزه گذران این جهان منحصر مى دانند هرگز نمى توان گفت انسان پس از مرگ زنده مى باشد، یا سعادت و نیكبختى بدست مى آورد جز اینكه از راه پندار و خرافه بوى تلقین شود كه كسیكه در راه وطن یا مقدسات ملى مثلا كشته شود نام وى در فهرست جانبازان و از خود گذشتگان ملت درج و در صحیفه تاریخ با خطوط طلائى نوشته مى شود و براى همیشه زنده و جاوید خواهد بود.
تمجید و تقدیسى كه در اسلام از شهادت و كشته شدن در راه خدا شده از هیچ عمل صالحى بعمل نیامده، پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرماید: بالاتر از هر نیكو كارى نیكو كارى دیگرى هست تا برسد بشهادت كه بالاتر از آن نیكو كارى نیست مسلمانان صدر اسلام از پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) درخواست استغفار مى كردند و در اثر دعاى آن حضرت بدرجه رفیعه شهادت نائل مى شدند؛ و بكسانى كه با شهادت از دنیا مى رفتند براى اینكه زنده است و نمرده گریه نمى كردند.

بخشش و بذل مال:

سهمى كه مال در تعدیل زندگى بعهده دارد محتاج بیان نیست؛ و از اهمیت آنست كه بسیارى از مردم زندگى را همان مال مى دانند و براى انسانى فضیلت و شرافتى جز دارائى تصور نمى كنند و همه فعالیت خود را در انباشتن و ذخیره نمودن پول متمركز مى سازند و در نتیجه همین شیفتگى و حرص گرفتار صفت بخل گردیده دیگران را محروم مى سازند و گاهى قدمى فراتر گذاشته به پستى و لئامت تن داده خود را نیز از بهره بردارى از مال محروم مى سازند، نه خود مى خورند نه بدیگران مى دهند و تنها از جمع آورى پول لذت مى برند.
اشخاصى كه گرفتار صفت ناپسندیده بخل مى باشند (و البته گرفتاران لئامت از آنان پست ترند) از فطرت انسانى بكنار افتاده اند و در بازار زندگى ورشكسته اند، زیرا:
1 - در زندگى تنها سعادت و نیكبختى و آسودگى خود را مى خواهند و به زندگى فردى معتقدند با اینكه فطرت انسان زندگى اجتماعى را براى ما زندگى معرفى مى نماید و زندگى فردى از هر راه كه باشد محكوم بشكست است.
2 - با نشان دادن قدرت بدیگران خضوع مستمندان و بینوایان را بخود جلب مى نمایند و با اینكه بدرد دردمندان نمى رسند آنان را پیوسته در حال كرنش نگهداشته برده مى گیرند و روح بت پرستى را زنده مى دارند؛ و در نتیجه هر گونه شهامت و شجاعت و علو طبع و افتخارات انسانى از جامعه رخت مى بندد.
3 - گذشته از اینكه خودشان عواطف پاك مهر و مودت و انسان دوستى و دلسوزى و خیرخواهى را زیر پا مى گذارند انواع جرم و خیانت و هر گونه پستى و رذالت را در جامعه ترویج مى نمایند زیرا قوى ترین عامل طبیعى جنایت و جرم مانند بدگوئى و بى عفتى و دزدى و راهزنى و آدم كشى، فقر و فاقه اى است كه در طبقه نیازمند است؛ و خشم و كینه و حس انتقامى است كه توانگران در دل گرفتاران و پریشانان جایگیر مى شود و توانگران بخیل و لئیم دامن بر آن مى زنند. از اینجا است كه مرد بخیل در جامعه بحسب حقیقت دشمن شماره یك آن جامعه است و در حال گرفتار خشم و پاداش سخت خداى جهان و نفرت جهانیان خواهد بود.
در قرآن كریم آیات بسیارى در نكوهش مذمت رذیله بخل و امساك و بالعكس در مدح صفت جود و سخا و انفاق در راه خدا و دست گیرى بینوایان و مستمندان وارد است.
خداى متعال در كلام خود وعده مى دهد كه مالى را كه مورد انفاق قرار مى گیرد یك به ده و در مواردى تا هفتاد و تا بهفتصد و بیشتر مضاعف نموده بانفاق كنند برگداند.
و بتجربه نیر ثابت شده كسانیكه دست بازدارند و جوانمردانه از نیازمندان دستگیرى مى كنند و نواقص جامعه انسانى را تكمیل مى نمایند روز بروز بثروت و نعمتشان افزوده مى شود.
ددد كار گره گشا نشود در زمانه بند - هرگز كسى ندید در انگشت شانه بند دددد
و اگر اتفاقاً روزى بسختى بیفتند همه دلها همراه ایشان است و دستگیرى كه از دیگران كرده اند بصورت دسته جمعى بسوى خودشان برمى گردد.
و گذشته از اینكه با كردار خوب خود مانند یك انسان شریف وجدان خود را آرامش بخشیده اند و نداى آسمانى را نسبت بحقوق واجبه و مندوبه اجابت نموده اند؛ و عواطف پاك انسانیت را از رأفت و شفقت و انسان دوستى و خیرخواهى بكار انداخته و محبوبیت عمومى و احترامى بى شائبه كسب كرده اند و بالاخره خشنودى خداى متعال و سعادت جاوید را بكمترین قیمتى بدست آورده اند.

بذل علم:

دانش و فرهنگ ثروت غیر قابل رقابتى است كه انسان در زندگى خود هرگز از وى بى نیاز نیست و انسانى نمى توان پیدا كرد كه با فطرت انسانى خود برترى علم رابه جهل درك نكند یا باحترام اهل علم و دانشمندان قضاوت ننماید.
خداى متعال در كلام خود فرق میان دانا و نادان را با فرق میان زنده و مرده و بینا و نابینا تمثیل مى فرماید، و اهمیتى كه در اسلام بعلم و دانش داده شده در هیچ دین و آئینى داده نشده تا آنجا كه پیغمبر اكرم مى فرماید:
طلب علم بر هر مسلمانى واجب است.
و مى فرماید:
علم را بخوانید از گهواره تا لب گور و اگرچه در آن طرف جهان باشد.
و از همین نظر است كه اسلام چنانكه از بخل و امساك نهى كرده كتمان علم را نكوهش نموده بلكه كتمان علوم دینى را حرام كرده و علم را مسئول تربیت جاهل شناخته است.