آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

وظیفه شناسى

اینهمه وسائل زندگى بیرون از شمار كه امروز در دسترس انسان مى بینیم در راه تحصیل و استفاده از آنها روز و شب مى كوشیم؛ از نخستین روز در دسترس انسان نبوده و تدریجاً در اثر فعالیت بشر بوجود آمده مورد استفاده قرار گرفته است.
ولى در هر صورت بشر از انسان اولى گرفته تا انسان متمدن امروزى هرگز از كار و كوشش آرام ننشسته و براى تهیه وسائل زندگى با فطرت خدادادى خود مى كوشیده است.
زیرا انسانى كه نیروى وجودى او از فعالیت بیفتد و ابزار و جهازات داخلى و خارجى او مانند چشم و گوش و دهان و دست و پا و همچنین مغز و قلب و ریه و كبد او؛ از كار بماند جز مرده نخواهد بود.
از اینجا است كه انسان نه تنها از راه ناچارى كار مى كند بلكه از این جهت كه انسان است فعالیتهاى گوناگون از خود بروز مى دهد؛ و براى اینكه با شعور انسانى خود درك مى كند كه هر راه كه هست باید سعادت و خوشى زندگى خود را تأمین كند، بكار و كوشش مى پردازد و در راه خواسته هاى خود قدم بر مى دارد و هم از اینجا است كه انسان در هر محیطى و با هر روشى زندگى نماید؛ دینى یا غیر دینى؛ قانونى یا استبدادى و شهرى و یا بیابانگردى، براى خود یك رشته تكالیف و وظائفى (كارهائیكه انجام دادن آن در زندگى لازم است) حس مى كند كه انجام دادن آنها آرزوهاى واقعى انسانیت را بر مى آورد و براى وى زندگى خوش و آسوده و سعادتمندانه اى را مهیا مى سازد.
و البته ارزش این تكالیف و وظائف كه تنها طریق سعادتمندى است قیمت و ارزش خود انسانیت است كه ما پر ارزشتر و گرانبهاتر از آن كالائى تصور نمى نمائیم و آن را با هیچ كالاى دیگرى عوض نمى كنیم.
بنابراین وظیفه شناسى و انجام آن مهمترین مسئله عملى است كه انسان در زندگى خود با آن روبرو است.
زیرا اهمیتش همان اهمیت خود انسان مى باشد و كسیكه از انجام وظائف مسلمه خود سرباز مى زند یا گاهى كوتاه مى آید بهمان اندازه از مقام والاى انسانیت سقوط مى نماید و طبعاً به پستى و بى ارزشى خود اعتراف مى كند؛ و یا هر تخلفى كه مى ورزد ضربت تازه اى به پیكر جامعه خود و در حقیقت به پیكر خود وارد مى سازد.
خداى متعال در كلام خود مى فرماید:
وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (سوره عصر آیه 3).
و نیز مى فرماید:
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ (سوره روم آیه 41).

اختلاف نظر روش ها در تشخیص وظیفه:

اهمیت شناختن وظیفه و انجام آن در جهان انسانیت یك وظیفه اى است ثابت و مسلم، و هرگز انسانى نمى توان یافت كه با فطرت انسانى خود منكر این حقیقت گردد.
آرى چون وظائف انسانى ارتباط كامل با سعادت زندگى انسان دارد، و دین با روشهاى غیردینى درباره زندگى انسان اختلاف نظر دارد، قهراً وظائف دینى با وظائف روشهاى دیگر اختلاف خواهد داشت.
دین معتقد است كه زندگى انسان یك زندگى نامحدود و بى پایانى است كه با مرگ از میان نمى رود و سرمایه بخش پس از مرگ این زندگى بى پایان، همان فرآورده عقائد پاك و صحیح و اخلاق پسندیده و اعمال صالحه اى است كه انسان در این نشاه پیش از مرگ كسب نموده است.
از اینروى در وظائف و تكالیفى كه دین براى فرد و جامعه تنظیم كرده زندگى آن جهان جاویدان نیز در نظر گرفته شده.
دین مقررات خود را در شعاع خداشناسى و پرستش و بندگى خدا كه اثر بارز آن پس از مرگ و روز رستاخیز جلوه خواهد مرد وضع مى نماید.
روشهاى غیر دینى (هر چه باشد) تنها زندگى چند روزه این جهان را در نظر مى گیرند و براى انسان وظائفى وضع مى كنند كه در سایه آنها از زندگى مادى و منابع جسمانى كه میان انسان و سایر حیوانات مشترك است بهتر بتواند بهره بردارى نماید.
و در حقیقت یك زندگى حیوانى را با منطقى كه از احساسات و عواطف چرندگان و درندگان سرچشمه مى گیرد براى انسان تنظیم مى كنند؛ و دیگر توجهى بواقع بینى انسان و زندگى جاوید و مملو از معنویات وى ندارند.
از اینجا است كه اخلاق عالیه انسانى (چنانكه تجربه قطعى نشان مى دهد) تدریجاً از جامعه هاى غیر دینى رخت مى بندد و روز بروز انحطاط اخلاقى آنان روشنتر و آشكارتر مى گردد.
برخى مى گویند:
پایه اساس دین تقلید است و پذیرفتن بى چون و چراى یكرشته وظائف و مقررات است ولى روشهاى اجتماعى بمنطق روز قابل انطباق مى باشد.
كسانیكه این سخن را گفته اند از این نكته غفلت كرده اند كه قوانین و مقرراتى كه در جامعه اجرا مى گردد باید بى چون و چرا اجرا شود.
هرگز دیده یا شنیده نشده كه افراد كشورى قوانین جاریه كشور را توأم با مناظره و گفتگوى علمى بكار ببندند، و هر كه حكمت قانونى را نفهمید از بكار بستن آن معاف و در پذیرفتن آن مختار باشد و درین جهت روش دینى و غیر دینى فرق ندارند.
بلى با مطالعه اوضاع طبیعى و اجتماعى كشورى و كنجكاوى در روش عمومى آن مى توان به حكمت كلیات قوانین آن كشور و پاره اى از جزئیات (نه بهمه) پى برد.
و این خاصیت در مقررات دینى نیز هست و از راه واقع بینى و كنجكاوى در خلقت و آفرینش و نیازمندیهاى فطرى انسان مى توان بكلیات مقررات دین كه روش فطرى است و برخى از جزئیات آنها پى برد.
قرآن كریم و روایات زیادى به تعقل و تفكر و تدبر دعوت مى كنند و در برخى از احكام بمصلحت اجمالى حكم اشاره مى فرماید و از پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) و اهلبیت گرام وى اخبار زیادى در علل احكام در دست است.

دفاع و گذشت:

همانطور كه یكفرد انسان در زندگى خود شیفته خوشى و سعادت حیات است و فعالیت خود را در راه جلب آن بمصرف مى رساند ودر عین حال از هر سوى با خطرهاى بیشمار تهدید مى شود كه برخى از آنها اصل وجود و برخى سعادت و خوشى زندگى وى را هدف قرار داده اند و ناگزیر بدفع آنها باید پرداخت و در برابر آنها مقاومت باید نمود.
در آفرینش انسان نیز همین دو مرحله جذب و دفع پیش بینى شده و تجهیزات مناسبى در ساختمان وجودش بعمل آمده است.
همچنین جامعه منافع وجودى دارد كه باید جلب و تأمین شود و در معرض خطرهائى قرار دارد كه در هر حال باید در برابر آنها ایستادگى كرد و از مقدسات زندگى دفاع نمود.
كسى كه درصدد از میان بردن جان افراد است یا سرنگون ساختن پرچم استقلال یا كشتن آزادى ایشان را وجهه هدف خود داده دشمن جامعه است. فقر و ضعف ایمان و نادانى دشمن جامعه است و كسیكه به جامعه خود یعنى بسعادت زندگى یعنى بواقعیت انسانى خود پایبند است باید در برابر این دشمنان خطرناك خود، بدفاع بپردازد.