آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

ضرورت وجود روزی که به نیک و بد اعمال رسیدگی شود

هر انسانى (بدون استثناء) با نهاد خدادادى خود فرق میان نیكوكارى و بدكارى را درك مى كند، و نیكوكارى را (اگرچه دنبال نكند) خوب و لازم العمل مى داند و بدكارى را (اگرچه هم گرفتارش باشد) بدو لازم الاجتناب مى بیند، و تردیدى نیست كه خوبى و بدى، نیكوكارى و بدكارى از جهت اثر و پاداشى است كه این دو صفت دارند و نیز تردیدى نیست كه در این جهان روزى وجود ندارد كه پاداش كارهاى نیك و بد نیكوكاران و بدكاران را بایشان برساند؛ زیرا ما عینا مى بینیم كه بسیارى از نیكوكاران؛ روزگار خود را در نهایت تلخى و تیره روزى مى گذرانند، و بسیارى از بدكاران كه سراپا جرم و جنایت هستند با رفتار پلید و كردار زشت و ننگین خود زندگى را با خوشى وكامروائى بسر مى برند.
بنابراین اگر انسان در آینده خود و در جهانى جز این جهان روزى نداشته باشد كه در آن روز بحساب نیك و بد اعمال وى رسیدگى شده پاداش مناسب داده شود، چنین فكرى (نیكوكارى خوب و لازم التحصیل و بدكارى بدو لازم الاجتناب است) در نهاد انسان گذاشته نمى شد.
نباید تصور كرد: پاداش نیكوكارى كه انسان آن را خوب مى شمارد اینست كه بواسطه آن؛ انتظامات در جامعه برقرار مى شود و افراد بسعادت زندگى نائل مى گردند و در نتیجه سهمى از منافع آن بخود نیكوكار مى رسد؛ و همچنین بدكار با كردار و رفتار نارواى خود جامعه را مختل مى سازد و اثر ناگوار آن بالاخره دامنگیر خودش نیز خواهد شد.
زیرا این تصور اگرچه در افراد بیدست و پا تا اندازه اى جارى است ولى افرادى كه باوج قدرت رسیده اند و انتظام و اختلال جامعه در خوشبختى و كامیابى آنان تأثیرى ندارد بلكه هر چه آشوب و فساد در جامعه بیشتر و روزگار مردم تیره تر باشد آنان خوشوقت تر و كامیاب تر مى گردند؛ دلیل ندارد كه نهاد این افراد نیكوكارى را خوب و بدكارى را بد بداند.
و همچنین نباید تصور كرد كه اینان اگر چه در زندگى چند روزه خود كامروا مى باشند بواسطه بدكارى، براى همیشه نامشان ننگین شده و نفرت عمومى همراهشان مى باشد.
زیرا ننگین جلوه نمودن نام آنان و قضاوت ناگوار آیندگان در حقشان وقتى است كه ایشان از میان رفته و هیچ شده اند و كمترین تأثیرى در زندگى سرتاسر خوشى و لذت و كامیابى آنان ندارد.
در این صورت هیچ دلیلى نخواهد بود كه انسان نیكوكارى را نیك بداند و تحصیل نماید و بدكارى را بد بیند و از آن بپرهیزد و به اعتقاد نامبرده بگراید. با اینكه اگر معادى در بین نباشد قطعا یك اعتقاد خرافى خواهد بود.
پس ما از این اعتقاد پاك تزلزل ناپذیر كه دست آفرینش در نهاد ما گذاشته باید بفهمیم كه معادى در كار است، و روزى براى انسان خواهد رسید كه در پیشگاه آفریدگار حساب رفتار و كردار وى را بكشند؛ و پاداش كارهاى نیك و سزاى كارهاى بد را بوى برسانند.

معاد از نظر دین:

هر یك از ادیان آسمانى پاره اى مقررات اعتقادى و عملى دارد كه انسان را با پیروى آنها فرمانبردار خدا مى داند و بپاداش نیك وعده مى دهد، و با تخلف و سركشى از آنها، بنافرمانى و سزاى بد محكوم مى سازد و مقتضاى آن اینست كه روز پاداشى وجود داشته باشد، و چون در این جهان چنین روزى نداریم ناچار در جهان دیگر و پس از مرگ خواهد بود.
از این است كه اسلام این روز را كه روز قیامت (روز رستاخیز) نامیده مى شود با كمال صراحت اثبات كرده و شك نپذیر معرفى مى كند و اعتقاد بآن را یكى از اصول سه گانه دین مى شمارد و در قرآن كریم همین مطلب را از دعوت پیامبران گذشته نقل مى فرماید.

--اخلاق