آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

سیرت عمومى اهل بیت (علیهم السلام):

اهل بیت (علیهم السلام) نمونه هاى كامل تعلیم و تربیت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) مى باشند و سیرت ایشان همان سیرت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) است.
البته در مدت دویست و پنجاه سال (از سال یازدهم هجرى كه سال رحلت پیغمبر اكرم است تا سال دویست و شصت هجرى سال غیبت حضرت حجت) كه ائمه هدى (علیهم السلام) با مردم محشور بودند محیطهاى مختلفى از زندگى پیش آمده است كه طرز زندگى حضرات ائمه را در شكلهاى مختلف نمودار ساخته ولى هدف اصلى از روش پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) را كه عبارت بود از حفظ اصول و فروع دین از تغییر و تبدل، و تعلیم و تربیت مردم تا حد امكان هرگز رها نكردند.
پیغمبر اكرم در مدت بیست و سه سال دعوت خود سه مرحله از زندگى را طى فرمود زیرا سه سال از اول بعثت را دعوت پنهانى مى كرد، و ده سال بعد از آن را دعوت علنى داشت ولى خودش و پیروانش در زیر سخت ترین شكنجه و آزار جامعه زندگى مى كردند و هیچگونه آزادى عمل كه در اصلاح جامعه اثر روشنى بخشد نداشتند، و ده سال دیگر كه پس از هجرت مى باشد آنحضرت در محیطى بود كه هدف آن زنده كردن حق و حقیقت بود و اسلام پاك روز بروز به پیشرفت فاتحانه خود ادامه مى داد و هر لحظه در تازه اى از دانش و كمال بروى مردم باز مى شد.
البته روشن است كه این سه محیط مختلف اقتضاهاى مختلف خواهد داشت و سیرت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) را كه هدفى جز زنده كردن حق و حقیقت نداشت بشكلهاى گوناگون جلوه خواهد داد.
محیطهاى گوناگون كه با زمان ائمه هدى مصادف بودند روى هم رفته بى شباهت بزمان دعوت پیش از هجرت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) نبود؛ گاهى مانند سه سال اول بعثت به هیچوجه تظاهر بحق امكان پذیر نبود و امام با نهایت احتیاط بوظیفه خود رفتار مى كرد چنانكه زمان امام چهارم و آخر زمان امام ششم علیهما السلام همین اقتضا را داشت و گاهى مانند ده سال قبل از هجرت كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) در مكه بدعوت علنى مى پرداخت و از هر جهت خودش و پیروانش در زیر فشار كفار نمى توانستند قد علم كنند، اما نیز بتعلیم معارف دین و نشر احكام مى پرداخت، ولى متنفذان وقت تا مى توانستند از شكنجه و آزار فروگذار نمى كردند و هر روز مشكل تازه اى بوجود مى آوردند.
آرى محیطى كه تا اندازه اى شباهت بمحیط بعد از هجرت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) داشته باشد همان محیط پنجساله خلافت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) و كمى از محیط زندگى حضرت فاطمه و امام حسن (علیه السلام) و محیط كوچك و چند روزه امام حسین و یاران وى بود كه حق و حقیقت بى پرده جلوه مى كرد و مانند آئینه پاكى وضع عمومى زمان پیغمبر اكرم را نشان مى داد.
بطور خلاصه مى توان گفت كه ائمه هدى جز آنكه اشاره رفت هرگز قدرت نداشتند با حكمرانان و فرمانروایان وقت مخالفت اساسى و علنى كنند و از اینروى ناگزیر بودند كه در گفتار و رفتار خود طریقه تقیه پیش گیرند و بهانه اى بدست حكومتهاى وقت ندهند؛ با اینهمه دشمنانشان از هر جا مى شد بهانه هائى تراشیده در خاموش كردن انوار و از میان بردن آثارشان مى كوشیدند.

ریشه اصلى اختلاف ائمه با حكومتهاى معاصر:

حكومتهاى مختلفى كه پس از پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) در جامعه اسلامى بوجود آمد و نام حكومت اسلامى بخود گرفت همه با اهل بیت (علیهم السلام) مخالفت اساسى داشتند و این دشمنى آشتى ناپذیر ریشه زنده اى داشت كه هرگز خشك نمى شد.
درست است پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) براى اهل بیت خود فضائل و مناقبى فرموده بود كه یكى از مهمترین آنهاامتیاز علم بمعارف قرآن و بیان حلال و حرام بود؛ و در نتیجه تعظیم و احترام مقامشان بهمه امت لازم بود، ولى امت حق این توصیه و تأكید را ادا نكردند.
و درست است كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) در نخستین روزیكه دعوت خود را علنى كرده خویشاوندان خود را باسلام خواند، على (علیه السلام) را بجانشینى خود معرفى كرد و در آخرین روزهاى حیات خود نیز در غدیرخم و غیر آن نص جانشینى وى فرمود، و پس از رحلت آنحشرت مردم دیگران را براى جانشینى پیغمبر اكرم برگزیدند و اهل بیت را از حق مسلم خود كنار زدند و در نتیجه همیشه حكومتهاى وقت اهل بیت (علیهم السلام) را براى خود رقیبى خطرناك مى شمردند و از ناحیه آنان هراسناك بودند و از امكانات گوناگون براى نابود كردنشان استفاده مى كردند.
ولى عمیق ترین مایه اختلاف میان اهل بیت (علیهم السلام) و حكومتهاى اسلامى (كه خود مسئله خلافت یكى از فروعات آن بود) چیز دیگر بود.
اهلبیت (علیهم السلام) سیرت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) را براى امت اسلامى لازم مى دانستند و حكومت اسلامى را موظف برعایت و حفظ و اجراء احكام آسمانى اسلام مى دیدند ولى حكومتهاى اسلامى كه پس از پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) روى كار آمدند چنانكه از اعمالشان پیداست پایبند رعایت كامل اجراء احكام اسلام و متابعت سیرت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) نبودند.
خداى متعال در چند جا از كلام خود پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) و همچنین امت را از تغییر و تبدیل احكام آسمانى نهى مى فرماید و حتى از كوچكترین تمایل بخلاف یكى از احكام و دستورهاى دینى بر حذر مى دارد و پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) نیز؛ در شعاع همین احكام و قوانین غیر قابل تغییر و تبدیل، در میان مردم سیرتى اتخاذ كرده بود كه در اجراء قوانین دینى از جهت زمان و مكان و اشخاص تفاوتى نمى گذاشت. رعایت احكام آسمانى براى همه كس حتى خود پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) واجب و در حق همه كس لازم الاجرا بود؛ و شریعت در هر حال و در هر جا زنده و نافذ بود.
و در اثر همین مساوات و عدالت هر گونه امتیاز را از میان مردم برداشته بود؛ خود آن حضرت كه بامر خدا حاكم و فرمانرواى لازم الاطاعه بوده كمترین امتیازى در زندگى داخلى و خارجى خود نسبت بسایر مردم نداشت؛ تجملى بكار نمى برد، هیچگونه تشریفاتى براى مقام حكمرانى خود قرار نمى داد، و عظمت موقعیت خود را برخ مردم نمى كشید، و حشمت و سطوت بخرج نمى داد. و بالاخره از دیگران با یك ممیز صورى شناخته نمى شد.
هیچ طبقه اى از طبقات مختلف مردم نسبت بدیگران یا اتكاء بامتیاز خود برترى نمى جست، زن و مرد؛ شریف و وضیع؛ غنى و فقیر، قوى و ضعیف، حضرى و بدوى، بنده و آزاد همه در یك صف بودند و هیچكس به بیشتر از وظایف دینى خود مكلف نبود و از اینكه بنیرومندان جامعه سر تعظیم فرود آورد یا در مقابل نفوذ و زورگودى ستمگران خرد شود ایمن و آزاد بود.
با كمى تأمل براى ما روشن مى شود (مخصوصاً پس از آزمایشهاى طولانى كه بعد از رحلت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) تاكنون كرده ایم) كه یگانه منظور پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) از سیرت پاك خود این بوده كه احكام آسمانى اسلام در میان مردم عادلانه و بطور مساوى اجرا شود، و قوانین اسلام از تغییر و تبدیل مصون و محفوظ بماند. ولى حكومت هاى اسلامى سیرت خود را به سیرت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) تطبیق نكردند و راه و روش را عوض نمودند و در نتیجه:
1 - در كمترین وقتى اختلاف طبقاتى با شدیدترین وجهى در جامعه اسلامى ظهور كرد و جماعت مسلمانان بدو دسته نیرومند و ضعیف منقسم شده مال و جان و عرض یكدسته بازیچه هوى و هوس دسته دیگر قرار گرفت.
2 - حكومت هاى اسلامى تدریجاً بتغییر قوانین اسلامى پرداختند و گاهى بنام رعایت جامعه اسلامى و گاهى بعنوان حفظ موقعیت حكومت و سیاست دولت، از عمل باحكام دینى و اجراء قوانین و مقررات اسلامى سر باز زدند.
این طریقه روزبروز توسعه یافته كار بجائى كشید كه سازمانهائى كه حكومت اسلامى نامیده مى شدند در خود هیچگونه مسئولیتى نسبت برعایت و اجراء قوانین اسلامى احساس نكردند و معلوم است حال قوانین و مقررات عمومى كه مأمور اجراء صمیمى نداشته باشد عاده بكجا منتهى خواهد شد.

خلاصه و نتیجه:

از بیان گذشته بدست آمد كه حكومتهاى اسلامى معاصر اهل بیت (علیهم السلام) بحسب مصلحت وقت در احكام و قوانین اسلام تصرفاتى مى كردند و در اثر شعاع همین تصرفات سیرتشان با سیرت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) كاملا مغایرت داشت، ولى اهل بیت (علیهم السلام) طبق دستور قرآنى احكام سیرت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) را براى همیشه لازم مى دیدند.
باقتضاى همین اختلاف و تضاد بود كه حكومتهاى نیرومند معاصر در خرد كردن اهل بیت (علیهم السلام) هیچگونه فروگذارى نمى كردند و براى خاموش كردن نورشان بهر وسیله اى كه ممكن بوده دست مى زدند.
اهل بیت (علیه السلام) نیز طبق مأموریت خدائى خود با اینكه پیوسته با مشكلات فراوانى روبرو و بدشمنان سرسخت و شومى گرفتار بودند بدعوت و تبلیغ حقایق دین مى پرداختند و در تربیت و تعلیم افراد صالح از پا نمى نشستند.
از براى درك این مطلب كافى است كه با تاریخ مراجعه نموده كثرت جمعیت شیعه را در پنجسال زمان خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) ملاحظه نمائیم؛ زیرا با كمى تأمل خواهیم فهمید كه این جمعیت در همان بیست و پنجسال ایام گوشه گیرى آن حضرت تهیه شده بودند؛ و همچنین سیل گروه شیعه كه بدر خانه حضرت باقر (علیه السلام) سرازیر مى شد تربیت یافتگان بى سر و صداى حضرت سجاد (علیه السلام) بودند، و همچنین صدها شیعه و دوستان اهلبیت كه دلبسته حضرت رضا (علیه السلام) بودند خوشه چینان حقایقى بودند كه حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام) حتى در گوشه زندان هاى تاریك بنشر آنها مى پرداخت.
و بالاخره در اثر تعلیم و تربیت مداوم اهل بیت (علیهم السلام) شیعه كه روز رحلت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) عده ناچیزى بودند در اواخر عصر ائمه (علیه السلام) بیك شماره دهشت آورى بالغ شدند.