فهرست کتاب


آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

جنگهاى اسلامى دیگر:

پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) جز جنگهائى كه نامبرده شد در مدت 10 سال توقف خود در مدینه تقریباً 80 جنگ بزرگ و كوچك دیگر نیز كرده است و تقریباً در یك چهارم آنها خود حضرت شخصاً شركت نموده است.
در جنگهائى كه شركت مى نمود بى آنكه مانند سایر فرماندهان در پناهگاهى قرار گرفته فرمان هجوم و كشتار دهد خود نیز دوش بدوش سربازان در حمله ها شركت مى كرد ولى هرگز اتفاق نیفتاد كه بقتل كسى مباشرت كند.

رحلت

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در سال دهم هجرت به زیارت خانه خدا رفت و کیفیت حج تمتع را به مردم یاد داد و در مراجعت در غدیر خم علی علیه السلام را در میان گروه انبوه مردم که ده ها هزار بودند به ولایت امت و جانشینی خود معین نمود. و پس از مراجعت به مدینه به فاصله کمی از این جهان رحلت فرمود.

چند نكته از سیرت پیغمبر اكرم:

پیغمبر اكرم در اخلاق كریمه خود انگشت نماى دوست و دشمن بود. در حسن معاشرت آنهمه آزار و شكنجه و بدرفتارى كه از دشمنان ستمكار و دوستان نادان خود دمیدید هرگز خم بابرو نمى آورد و اظهار دلتنگى نمى كرد، بزنان و كودكان و زیردستان در سلام پیشى مى گرفت. از هنگامى كه از جانب خدا مأموریت تبلیغ دین و هدایت و رهبرى مردم را پیدا كرد لحظه اى در انجام وظیفه غفلت نكرد و در كوشش خستگى ناپذیر خود از پاى ننشست. سیزده سال پیش از هجرت كه در مكه بود با گرفتارى طاقت فرسا كه از ناحیه مشركین عرب داشت پیوسته بعبادت و تبلیغ دین خدا اشتغال داشت. و در ده سال بعد از هجرت با گرفتارى هاى روز افزون كه از ناحیه دشمنان دین داشت و كارشكنى هائى كه یهود و منافقان مسلمان نما مى كردند، معارف دین و قوانین اسلام را با وسعت حیرت انگیزى كه دارد بمردم رسانید و بیش از 80 جنگ با دشمنان اسلام نمود.
علاوه بر آنكه اداره امور جامعه اسلامى را كه در آنموقع شامل همه شبه جزیره مى گردید بعهده داشت، حتى بشكایتها و نیازمندى هاى جزئى مردم؛ بى حاجب و دربان شخصاً رسیدگى مى كرد.
در شهامت و شجاعت پیغمبر اكرم این اندازه بس كه یكه و تنها در برابر جهان آنروز كه چیزى جز زورگوئى و حق كشى حكومت نمى كرد با دعوت حقه قد علم كرد و آنهمه شكنجه و عذاب كه از ستمكاران وقت دید، هرگز در وى سستى و دلسردى ایجاد نكرد و در هیچ جنگى پاى بعقب نگذاشت.
پیغمبر اكرم عفت نفس جالبى داشت. در زندگى خود زى فقرا را داشت و ساده زندگى مى كرد، و میان او و خادمان و غلامان او فرقى بنظر نمى رسید و آنهمه اموال خطیر كه بدستش مى رسید بفقراء مسلمانان بذل مى كرد و توشه كمى نیز براى زندگى خود و اهل خانه خود بر مى داشت. حتى گاهى روزها مى گذشت و از خانه وى دود بلند نمى شد و غذاى پخته اى تهیه نمى گردید؛ در زندگى بنظافت و مخصوصاً بعطر خیلى علاقه زیادى داشت. پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) هرگز تغییر حال نداد و با همان تواضع و فروتنى كه در اوایل داشت در اوخر زندگى نیز زندگى مى كرد و با آن موقعیت باارزشى كه داشت هرگز امتیازى كه ارزش اجتماعى او را نشان دهد براى خود قائل نشد. روى تخت ننشست و صدر مجلس را به خود اختصاص نداد و هنگام راه رفتن جلو مردم نیفتاد و هرگز قیافه فرمانروائى و حكمرانى بخود نگرفت. گاهى كه در مجلس عمومى در میان یاران خود بود اشخاص ناشناس براى ملاقات او مى آمدند آن حضرت را نمى شناختند و اهل مجلس را مخاطب ساخته مى گفتند: كدامتان پیغمبر خدا هستید؟ آنگاه مردم پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) را نشان مى دادند.
پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) در عمر خود هرگز بكسى دشنام نداد و سخن بیهوده نگفت و با قهقهه نخندید و عملى سبك و بى ارج انجام نداد. بتفكر و تأمل علاقه داشت و بسخن هر دردمندى و باعتراض هر متعرضى گوش مى داد آنگاه بپاسخش مى پرداخت و هرگز سخن كسى را قطع نمى كرد؛ فكر آزاد را نمى كشت؛ ولى اشتباه هر مشتبه را روشن ساخته روى زخم درونى وى مرحم مى گذاشت.
پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) مهربان و بسیار رقیق القلب بود و از رنج بردن هر گرفتارى متأثر مى شد؛ ولى هرگز در مجازات بزه كاران و بدكرداران خود را نمى باخت و در اجراء میان دور و نزدیك و آشنا و بیگانه فرق نمى گذاشت.
در سرقتى كه از خانه یكى از انصار شده بود یك یهودى و یك مسلمان متهم بودند جمع كثیرى ازانصار پیش آن حضرت آمده فشار آوردند كه براى حفظ آبروى مسلمانان و بالخصوص انصار، و نظر بدشمنیهاى علنى یهود؛ مرد یهودى مجازات شود ولى آنحضرت چون حق را بخلاف آنچه مى خواستند تشخیص داد، آشكارا از یهود طرفدارى كرده و مرد مسلمان را محكوم نمود.
درگیر و دار جنگ بدر كه آنحضرت بتسویه صفوف لشكر اسلام مى پرداخت به یكى از جنگجویان رسید كه قدرى جلوتر از دیگران ایستاده بود آنحضرت باعصائى كه در دست داشت بشكم آن مرد فشار داد كه عقبتر ایستاده صف را راست نماید. مرد جنگجو گفت یا رسول الله بخدا قسم شكم بدرد آمد باید قصاص بكشم. حضرت عصا را بدست وى داد لباس را از شكم خود كنار زد و فرمود قصاص خود را بكش مرد جنگجو دویده شكم آنحضرت را بوسید و گفت: من مى دانم كه امروز كشته مى شوم مى خواستم بدین وسیله ببدن مقدست تماس حاصل كنم پس از آن بدشمن حمله كرد شمشیر زد تا شهید شد.