فهرست کتاب


آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

2 - جنگ احد:

در سال سوم كفار مكه بریاست ابى سفیان با سه هزار نفر بمدینه تاختند و در بیابان احد با مسلمانان مصاف دادند.
در این جنگ پیغمبر اكرم با هفتصد نفر از مسلمانان در برابر دشمن صف آرائى كرد. در آغاز جنگ غلبه با مسلمانان بود ولى پس از ساعتى در اثر اشتباه بعضى از مسلمانان شكست بلشكر اسلام افتاد و كفار از هر طرف ریخته شمشیر در میان آنان گذاشتند.
در این جنگ حمزه عموى پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) تقریباً با هفتاد نفر از یاران آن حضرت كه اكثرشان از انصار بودند شهید شدند و پیشانى پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) زخم برداشت و یكى از دندانهاى پیشین آنحضرت شكست و یكى از كفار كه ضربتى به شانه وى وارد ساخت فریاد كشید كه محمد را كشتم و در نتیجه لشكر اسلام پراكنده شدند.
تنها على (علیه السلام) با چند نفر در گرد پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) پابرجا ماندند و همه شان بقنل رسیدند جز على (علیه السلام) كه تا آخر جنگ مقاومت نموده از آنحضرت دفاع مى كرد.
آخر روز دوبراه فراریان لشكر اسلام دور پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) گرد آمده مهیاى جنگ شدند، ولى لشكر دشمن همان اندازه از موفقیت را غنیمت شمرده از جنگ دست برداشته راه مكه را پیش گرفتند.
لشكر كفار پس از پیمودن چند فرسخ راه از اینكه جنگ را تا فتح نهائى تعقیب نكردند و زن و بچه مسلمانان را اسیر و اموالشان را غارت نكردند سخت پشیمان شدند و در نتیجه مشغول مشاوره بودند كه دوباره به مدینه حمله كنند، ولى بایشان خبر رسید كه لشكر اسلام به منظور تعقیب جنگ بدنبالشان افتاده در راهند. با شنیدن این خبر مرعوب شده از مراجعت به سوى مدینه منصرف شدند و با عجله رهسپار مكه گردیدند.
همینطور نیز بود، زیرا پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) بامر خدا لشكرى از آسیب دیدگان جنگ تجهیز نموده بسرپرستى على (علیه السلام) بدنبال جماعت اعزام داشته بود.
در این جنگ اگرچه تلفات سنگینى بمسلمانان رسید ولى در حقیقت بسود اسلام تمام شد. و مخصوصاً از این رو كه دو طرف متخاصم وقتیكه دست از جنگ برداشتند بیكدیگر وعده دادند كه سال دیگر همان وقت در بدر جنگ دیگرى برپا نمایند پیغمبر با جمعى از یاران خود سر موعد در بدر حاضر شدند ولى كفار از حضور سر باز زدند.
پس از این جنگ مسلمانان بوضع حاضر خود سر و سامان بهترى دادند و در داخل شبه جزیره جز منطقه مكه و طائف از هر سوى پیشرفت مى كردند.

3 - جنگ خندق:

جنگ سومى كه كفار عرب با پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) كرده اند و آخرین جنگى بود كه برهبرى هل مكه واقع شد و جنگ سختى بود، جنگ خندق و جنگ احزاب نامیده مى شود.
پس از جنگ احد سران مكه در رأس آنها ابوسفیان قرار داشت در فكر بودند كه آخرین ضربت كارى را بر پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) وارد ساخته نور اسلام را به كلى خاموش كنند. براى این منظور قبائل عرب را تحریك كرده بهمكارى و كمك خود دعوت مى كردند. طوائف یهود نیز با اینكه با اسلام پیمان عدم تعرض بسته بودند پنهانى دامن باین آتش مى زدند و بالاخره پیمان خود را نقض كرده با كفار پیمان همكارى بستند.
در نتیجه سال پنجم هجرت لشكرى سنگین از قریش و قبائل متفرقه عرب و طوائف یهود با ساز و برگ كامل بسوى مدینه تاختند.
پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) كه قبلا از تصمیم دشمن اطلاع بافته بود با یاران خود به مشاورده پرداخت. پس از گفتگوى زیاد با شاره سلمان فارسى كه یكى از صحابه گرام بود دور شهر مدینه خندقى كندند و در داخل شهر متحصن شدند، و لشكر دشمن پس از اینكه بمدینه رسیدند راهى بداخل شهر نیافته ناگزیر شهر را محاصره كردند و به همان نحو بجنگ پرداختند و محاصره و جنگ مدتى به طول انجامید. در این جنگ بود كه عمرو بن عبدود كه یكى از نامیترین سواران و مشهورترین شجاعان عرب بود بدست على (علیه السلام) كشته شد. بالاخره در اثر باد و سرما و خسته شدن اعراب از طول محاصره و اختلاف و جدائى كه میان یهود و عرب افتاد؛ محاصره در هم شكست و لشكر كفار از دور مدینه متفرق شدند.

4 - جنگ خیبر:

پس از جنگ خندق كه محركین اصلى آن یهود بوده و با كفار عرب همكارى كرده علناً پیمان خود را با اسلام نقض كرده بودند. پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) بامر خدا بگوشمالى طوائف یهود كه در مدینه بودند پرداخت و جنگهائى كرد كه همه با فتح و ظفر مسلمانان خاتمه یافت. مهمترین این جنگها جنگ خیبر بود. یهود خیبر قلعه اى مستحكمى در دست داشتند و عده قابل توجه و جنگجویان زبردست و ساز و برگ كافى در اختیارشان بود.
در این جنگ على (علیه السلام) مرحب خیبرى پهلوان نامى یهود را كشته لشكر یهود را متفرق ساخت و پس از آن بسوى قلعه تاخته در قلعه را كنده با لشكر اسلام داخل قلعه گردید و پرچم فتح را بر فراز آن باهتزاز درآورده و با همین جنگها كه در سال پنجم هجرت خاتمه یافت كار یهود و حجاز یكسره شد.
دعوت ملوك و سلاطین
در سال ششم هجرت پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) نامه هائى بملوك و سلاطین و فرمانروایان مانند شاه ایران و قیصر روم و سلطان مصر و نجاشى حبشه نوشته آنان را باسلام دعوت فرمود. گروهى از نصارى و مجوس بذمه اسلام درآمدند؛ و آنحضرت با كفار مكه پیمان عدم تعرض بست و از جمله شرایط آن این بود كه كفار بمسلمانى در مكه هستند آزار و شكنجه ندهند و دشمنان اسلام را بضرر مسلمانان یارى نكنند.
ولى كفار مكه پس از چندى پیمان را نقض نمودند؛ و در اثر آن پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) تصمیم به فتح مكه گرفت و سال ششم هجرت با 10 هزار بمكه تاخته مكه را بدون جنگ و خونریزى فتح نمود و بتهاى بسیارى كه در خانه كعبه بود همه را سرنگون ساخته و شكست.
عموم اهل مكه اسلام را پذیرفتند؛ و سران مكه را كه در ظرف 20 سال آنهمه دشمنى باوى نموده رفتارهاى غیرانسانى در حق او و پیروانش روا داشته بودند احضار فرموده بى آنكه كمترین تندى و ترشروئى كند با نهایت بزرگوارى همه را مشمول عفو خود قرار داد.