آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

پیغمبران اواوالعزم و سایر پیغمبران:

پیغمبرانى كه داراى كتاب آسمانى و قانون مستقل بوده اند پنج نفرند كه در این آیه:
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْكَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَىٰ وَعِیسَىٰ ۖ أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ(شوری 13).
به آنان اشاره شده:
نوح؛ ابراهیم؛ موسى، عیسى و محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) این پنج تن را كه صاحب كتاب و شریعتند پیغمبران اولوالعزم مى گویند.
ولى فرستادگان خدا منحصر باین پنج تن نبوده اند بلكه هر امتى فرستاده اى داشته و پیغمبران بسیار از جانب خدا بسوى بشر فرستاده شده اند كه در قرآن كریم نام بیشتر از بیست نفر آنان برده نشده است.
چنانكه خداى متعال مى فرماید:
مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَیْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَیْكَ.
و مى فرماید:
و لكل امه رسول ومى فرماید: و لكل قوم هاد.
آرى پیغمبرانى كه بعد از هر یك از پیغمبران اولوالعزم آمده اند بشر را بسوى شریعت همان پیغمبران دعوت كرده اند و بهمین ترتیب بعثت و دعوت ادامه داشت تا اینكه خداوند پیغمبر اكرم محمد بن عبدالله (صلى الله علیه و آله و سلم) را براى ختم پیغمبران قبل و ابلاغ آخرین دستورها و كاملترین مقررات مذهبى برانگیخت و كتاب آسمانى او آخرین كتاب آسمانى گردید و در نتیجه دین آنحضرت تا قیامت مستمر و شریعت و براى همیشه زنده مى باشد.

1 - حضرت نوح (علیه السلام):

نخستین پیامبرى كه خداى مهربان او را برانگیخت و با شریعت و كتاب آسمانى بسوى جهان بشریت فرستاد نوح (علیه السلام) بود.
نوح (علیه السلام) بشر آنروزى را بسوى توحید و یگانه پرستى و اجتناب از شرك و بت پرستى دعوت مى كرد. چنانكه از قصص وى در قرآن كریم پیداست براى رفع اختلافات طبقاتى و ریشه كن ساختن ستم و بیدادگرى مبارزه سخت مى نمود و از راه استدلال كه براى بشر آنروزى تازگى داشت تعلیمات خود را گوشزد مى كرد.
پس از روزگار درازى كه با مردمان نادان و لجوج و سركش دست بگریبان بود جماعت كمى را هدایت فرموده و خداى متعال بواسطه طوفانى كه فرستاد كفار را هلاك و زمین را از لوث وجودشان پاك نمود، و نوح (علیه السلام) كه با عده اى از پیروان خویش نجات یافته بودند، شالوده یك جامعه دینى را از نو در جهان ریختند.
این پیغمبر گرامى پایه گذار شریعت توحید و نخستین مأمور خدائى است كه با ستم و بیداد و طغیان مبارزه كرده است. در سایه همین خدمت گرانبها كه بدین حق و حقیقت نموده از خداى متعال به درود و سلامى اختصاصى یافته كه تا جهان بشریت برپا است زنده و پایبند خواهد بود:
سلام على نوح فى العالمین.

2 - حضرت ابراهیم (علیه السلام):

روزگاران درازى كه از زمان نوح گذشت با اینكه پیامبران بسیارى مانند هود و صالح و دیگران نیز مردم را بسوى خدا و درستى رهبرى مى فرمودند روزبروز بازار شرك و بت پرستى رونق مى گرفت تا اینكه بالاخره جهانگیر شد. و خداى متعال با حكمت بالغه خود حضرت ابراهیم (علیه السلام) را برانگیخت.
ابرهیم (علیه السلام) نمونه كامل یك انسان فطرى بود كه با نهاد پاك و بى آلایش خود از حقیقت جستجو كرد و یگانگى خداى آفرینش را دریافت و تا زنده بود با شرك و ظلم مبارزه نمود.
ابراهیم چنانكه از قرآن كریم پیدا است و اخبار ائمه اهل بیت نیر آنرا تأكید مى كند دوران كودكى خود را در غارى دور از هیاهوى مردم و زندگى پرغوغاى شهر مى گذرانید، تنها مادر خود را گاهگاهى براى وى غذا و آب مى آورد مى دید.
روزى بدنبال مادر خود بیرون آمده متوجه شهر شد و پیش آزر نام كه عمویش بود آمد ولى هر چه مى دید براى وى تازگى داشت و بسیار شگفت آور بود.
نهاد پاكش در میان هزاران حیرت و تعجب با نهایت بیتابى و آرامى متوجه آفرینش اشیائى بود كه مشاهده مى كرد و در جستجوى پیدا كردن راز پیدایش و علت آفرینش آنها بود.
بتهائى دید كه آزر و دیگران آنها را مى تراشیدند و مى پرستیدند.
ژاز هویت آنها سؤال نمود ولى توضیحى كه درباره ربوبیت آنها بوى دادند او را قانع نكرد.
گروهى از مردم را دید كه ستاره زهره و گروهى ماه و گروهى خورشید را مى پرستیدند و چون هر یك از آنها پس از ساعتى چند غروب مى كردند ابراهیم را نسبت بربوبیت آنها بى اعتقاد كرد.
ابراهیم (علیه السلام) پس از این مراحل پرستش خود را نسبت بخداى یگانه و بیزارى خوسیش را از شرك بى محابا بمردم اعلام كرد و دیگر فكرى جز مبارزه با بت پرستى و شرك نداشت؛ و بى آنكه كمترین سستى و خستگى بخود راه دهد با بت پرستان مبارزه مى كرد و ایشان را بسوى توحید دعوت مى فرمود.
بالاخره راهى به بتخانه پیدا كرده بتها را شكست و در سر همین قضیه كه پیش مردم بزرگترین جنایت شمرده مى شد محاكمه اش كردند و پس از محاكمه بسوزاندن در آتش محكوم كردند. و بعد از انجام تشریفات به آتش انداختند ولى خداى متعال ویرا نگهدارى فرموده سالم از آتش بیرون آمد.
ابراهیم پس از چندى از كشور بابل كه زادگاه اصلیش بود بسوى سوریه و فلسطین مهاجرت فرمود و در آن سامان بدعوت خود ادامه داد.
در اواخر عمر خود داراى دو فرزند شد كه یكى اسحاق پدر اسرائیل مى باشد و دیگرى اسماعیل پدر عرب مصر.
اسماعیل را در همان هنگام شیرخوارگى بامر خدا با مادرش بحجاز برده در میان كوههاى تهامه در زمینى بى آب و علف و خالى از سكنه جاى داد؛ و بدینوسیله عربهاى بادیه نشین را به توحید دعوت كرد. و بعد خانه كعبه را بنا نهاده عمل حج را تشریع فرمود كه تا ظهور اسلام و دعوت پیغمبر اكرم در میان عربها رائج بود.
ابراهیم صاحب دین فطرت است؛ و بنص قرآن كتاب آسمانى داشت و اولین كسى است كهدین خدا را بنام اسلام و پیروان آنرا بنام مسلمین خواند و ادیان توحید كه یهودیت و نصرانیت و اسلام باشد در جهان به آن حضرت منتهى مى شود. زیرا حضرت كلیم و حضرت مسیح و حضرت محمد علیهم السلام كه پیشوایان سه دین نامبرده مى باشند همه در خط دعوت وى بوده اند.