فهرست کتاب


آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

اثر نیك ارتباط قانون به خدا

دین در نتیجه پیوندى كه میان زندگى اجتماعى انسان و پرستش خداى متعال داده است و در همه اعمال فردى و اجتماعى براى انسان مسئولیت خدائى ایجاد كرده انسان را در همه حركات و سكنات خود مسئول خداى متعال مى داند.
چون خداى متعال با قدرت و علم بى پایان خویش از هر جهت بانسان احاطه دارد و بهر گونه فكرى كه در سر بپروراند و رازى كه در دل داشته باشد كاملا آگاه است و چیزى بر وى پوشیده نیست، بهمین سبب در عین اینكه دین مانند قانون بشرى براى حفظ انتظامات پاسبان گمارده و مقرراتى براى مجازات متخلفان و سركشان وضع كرده، امتیاز دیگرى نسبت به قانون بشرى پیدا مى كند و آن اینست كه: دین زمام مراقبت و نگهدارى انسان را بدست یك پاسبان درونى مى سپارد كه در كار خود هرگز عفلت و اشتباه نمى كند و از پاداش و كیفر آن نمى توان جان بدر برد.
خداى متعال در كلام خود مى فرماید:
وَهُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ مَا كُنتُمْ(حدید4).
و مى فرماید:
وَاللَّهُ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ (انفال 48).
و مى فرماید:
وَإِنَّ كُلًّا لَّمَّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ(هود 112).
اگر حال كسى را كه در محیط قانون زندگى مى كند با كسى كه در محیط دین بسر مى برد مقایسه نمائیم مزیت و برترى دین براى ما كاملاً واضح و آشكار خواهد شد.
زیرا جامعه اى كه همه افراد آن متدین باشند و وظائف دینى خویش را انجام دهند، چون در همه حال خدا را ناظر كارهاى خویش مى دانند؛ از هر گونه بداندیشى نسبت بیكدیگر در امان هستند.
بنابراین عموم افرادى كه در چنین محیطى بسر مى برند از دست و زبان یكدیگر آسوده بوده عمرى را در نهایت خوشى و راحتى بسر خواهند برد، و بسعادت جاویدان نائل خواهند شد.
اما در محیطى كه فقط قانون بشرى حكمفرما باشد موقعى كه پاسبان را ناظر كار خود مى بیند از كار خلاف خوددارى مى كند و در غیر اینصورت ممكن است بهر عمل خلافى دست بزند.
آرى در جامعه هاى اخلاقى تا اندازه اى آرامش قلبى فراهم است ولى همین اخلاق خود موادى است دینى نه قانونى.

دین فطرى است

آدمى بحكم طبیعت و سرشت خدادادى خود دین مى خواهد، زیرا انسان در سیر زندگى پیوسته براى تأمین سعادت خود تكاپو و تلاش مى كند و براى رفع نیازمندى هاى خود دست باسباب و وسائلى مى زند كه در مقاصد وى مؤثرند؛ و بدون تردید همیشه سببى را مى خواهد كه مؤثر بوده و هیچگاه مغلوب نشود و از طرف دیگر در جهان طبیعت سببى نداریم كه تأثیرش دائمى بوده و هرگز مغلوب و مقهور موانع نگردد.
همین حقیقت كه انسان بحشب فطرت براى سعادت خود سببى مى خواهد كه مغلوب نباشد و تكیه گاهى را طالب است كه هرگز منهدم نشود تا زندگى خود را بوى ارتباط دهد و یك آرامش درونى واقعى پیدا كند خواسته دین است. زیرا تنها خداى متعال است كه در اراده خود هرگز مغلوب و مقهور نمى شود و عذر و قصور را بر وى راهى نیست و روش زندگى كه ارتباط بخداى متعال داشته باشد همان دین اسلام است و بس.
بنابراین مى توان گفت خواست غریزى انسان یكى از بهترین دلائل است كه اصول سه گانه دین (توحید - نبوت - معاد) را اثبات مى كند، زیرا درك فطرى كه لازمه ساختمان ویژه انسان مى باشد هرگز خطا نمى كند، چنانكه انسان مثلا دوستى را به معنى دشمنى اشتباه نمى كند و تشنگى را در احساس درونى خود بجاى سیراب بودن نمى گیرد.
درست است كه انسان گاهى آرزو مى كند كه مانند مرغى بال و پر داشت و مى پرید یا مثلا مانند ستاره اى بر فراز آسمان قرار داشت و طلوع و غروب مى كرد، ولى حقیقت اینها پندارى بیش نیست و غیر از این است. كه انسان از ته دل و جداً تكیه گاه واقعى براى سعادت خود یا راحتى و آسودگى مطلق یا یك زندگى بتمام معنى انسانى مى خواهد و هرگز از این فكر روگردان نمى شود.
و چنانچه سبب غیر مغلوبى (خدا) در جهان هستى نبود انسان با نهاد بى آلایش خود بفكرش نمى افتاد و اگر راحتى و آرامش مطلق و غیر نسبى كه راحت و آرامش عالم آخرت است) وجود نداشت انسان طبعاً جویاى آن نبود و اگر روش دینى (كه از راه نبوت بما رسیده) حق نبود خواست آن در درون انسان نقش نمى بست.

--تاریخ ادیان