فهرست کتاب


آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

--دین

معنای دین در اصطلاح قرآن

دین از الفاظى است كه بسیار بر زبانها جارى مى باشد و معمولاً به كسى دیندار گفته مى شود كه خدائى براى جهان اثبات كند و براى خشنودى او اعمال مخصوصى را انجام دهد.
ممكن است در هر اجتماعى و ملتى بموجب قانون، وظائف هر فرد اجتماع معین شده و بآن عمل مى كند تصور شود كه دیگر احتیاجى به دین نخواهد بود. ولى با دقت و تأمل در احكام و مقررات اسلامى خلاف این معنى ثابت مى شود، زیرا دین اسلام تنها به نیایش و ستایش خدا نپرداخته بلكه براى كلیه شئون فردى و اجتماعى انسان دستورهاى جامع و مقررات مخصوصى وضع فرموده است و جهان پهناور بشریت را بنحو حیرت آورى بررسى نموده نسبت بهر حركت و سكون فردى و اجتماعى انسان، مقررات مناسبى وضع كرده است و البته چنین دینى را جنبه تشریفاتى نمى شود داد.
خداى متعال در قرآن كریم دین اسلام را بكیفیتى كه بیان شد توصیف مى فرماید و نیز یهودیت و نصرانیت را كه تورات و انجیل كتابهاى آسمانى آنها است و داراى احكام و مقررات اجتماهى مى باشد بهمین نحو معرفى مى فرماید چنانكه فرموده:
وَكَیْفَ یُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِیهَا حُكْمُ اللَّهِ ... إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ یَحْكُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هَادُوا وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالْأَحْبَارُ ... وَقَفَّیْنَا عَلَىٰ آثَارِهِم بِعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ... وَآتَیْنَاهُ الْإِنجِیلَ فِیهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِینَ * وَلْیَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِیلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِیهِ ۚ ...وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ ۖ فَاحْكُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ(مائده 48).
تورات و انجیل هم كه فعلاً در دست یهود و نصارى است همین مطلب را تأیید مى كند، زیرا در تورات مقررات حقوقى و جزائى بسیار موجود است وظاهر انجیل نیز شریعت تورات را تأیید و تصدیق مى نماید.
از بیان گذشته روشن مى شود كه دین در اصطلاح قرآن همان روش زندگى است كه انسان گریزى از آن ندارد و فرقى كه میان دین و یك قانون اجتماعى مى توان یافت اینست كه دین از ناحیه خداى متعال است و قانون اجتماعى مولود افكار مردم. و بعبارت دیگر دین میان زندگى اجتماعى مردم و پرستش خداى متعال و فرمانبردارى از وى پیوند مى دهد، ولى در قانون اجتماعى اهتمامى باین پیوستگى نیست.

اثر نیك ارتباط قانون به خدا

دین در نتیجه پیوندى كه میان زندگى اجتماعى انسان و پرستش خداى متعال داده است و در همه اعمال فردى و اجتماعى براى انسان مسئولیت خدائى ایجاد كرده انسان را در همه حركات و سكنات خود مسئول خداى متعال مى داند.
چون خداى متعال با قدرت و علم بى پایان خویش از هر جهت بانسان احاطه دارد و بهر گونه فكرى كه در سر بپروراند و رازى كه در دل داشته باشد كاملا آگاه است و چیزى بر وى پوشیده نیست، بهمین سبب در عین اینكه دین مانند قانون بشرى براى حفظ انتظامات پاسبان گمارده و مقرراتى براى مجازات متخلفان و سركشان وضع كرده، امتیاز دیگرى نسبت به قانون بشرى پیدا مى كند و آن اینست كه: دین زمام مراقبت و نگهدارى انسان را بدست یك پاسبان درونى مى سپارد كه در كار خود هرگز عفلت و اشتباه نمى كند و از پاداش و كیفر آن نمى توان جان بدر برد.
خداى متعال در كلام خود مى فرماید:
وَهُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ مَا كُنتُمْ(حدید4).
و مى فرماید:
وَاللَّهُ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ (انفال 48).
و مى فرماید:
وَإِنَّ كُلًّا لَّمَّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ(هود 112).
اگر حال كسى را كه در محیط قانون زندگى مى كند با كسى كه در محیط دین بسر مى برد مقایسه نمائیم مزیت و برترى دین براى ما كاملاً واضح و آشكار خواهد شد.
زیرا جامعه اى كه همه افراد آن متدین باشند و وظائف دینى خویش را انجام دهند، چون در همه حال خدا را ناظر كارهاى خویش مى دانند؛ از هر گونه بداندیشى نسبت بیكدیگر در امان هستند.
بنابراین عموم افرادى كه در چنین محیطى بسر مى برند از دست و زبان یكدیگر آسوده بوده عمرى را در نهایت خوشى و راحتى بسر خواهند برد، و بسعادت جاویدان نائل خواهند شد.
اما در محیطى كه فقط قانون بشرى حكمفرما باشد موقعى كه پاسبان را ناظر كار خود مى بیند از كار خلاف خوددارى مى كند و در غیر اینصورت ممكن است بهر عمل خلافى دست بزند.
آرى در جامعه هاى اخلاقى تا اندازه اى آرامش قلبى فراهم است ولى همین اخلاق خود موادى است دینى نه قانونى.