آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

--معاد

معاد یکی از اصول سه گانه دین مقدس اسلام و از ضروریات این دین پاک است . صدها آیه از آیات قرآن کریم و هزاران روایت از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه هدی به صراحت تمام بیان می کند که خدای متعال همه بندگان خود را پس از مرگ در یک روز معین دوباره زنده می کند و به حساب اعمالشان رسیده نیکوکاران را نعمت و لذت ابدی می بخشد و بدکاران را به سزای کردار و رفتارشان در عذاب همیشگی جای می دهد. خداوند در قرآن کریم می فرماید که همه پیامبران گذشته معاد و روز رستاخیز را به مردم تذکر می داده اند. ادیان آسمانی دیگر نیز مانند دین اسلام معاد را اثبات می کند و گذشته از اینها از قبرهای کهن و باستانی به دست می آید که معلوم می شود انسان اولی و بشر ماقبل تاریخ نیز برای انسان یک نوع زندگی پس از مرگ قائل بوده است و از اینجا می توان فهمید که انسان با فهم ساده خود روز پاداشی برای نیکوکاران و بدکاران اثبات می کند و چون چنین روزی در این دنیا وجود ندارد ناگزیر در جهان دیگر خواهد بود

--اخلاق

حقوق فرزندان بر پدر و مادر

کارهائی که انسان باید انجام دهد نسبت بکسیکه در نتیجه آن ذی نفع است حق نامیده می شود و نسبت بکسیکه باید آنها را انجام دهد وظیفه و حکم و تکلیف نامیده می شود مثلا کسیکه در مقابل اجرت برای دیگری کاری انجام دهد. پرداختن اجرت وظیفه کارفرما و حق کارگر است؛ و اگر کارفرما اجرت را نپردازد کارگر می تواند آنرا مطالبه کند و از حق خود دفاع نماید.
چون انسان طوری آفریده شده که زندگی وی در این جهان جاوید نیست و خواه و ناخواه پس از چندی رخت بر می بندد، خداوند برای اینکه نوع بشر را از نابودی نگهدارد روش توالد و تناسل را برقرار ساخته و افراد را بوسائل ایجاد نسل مجهز نموده و عواطف درونیش را متوجه اینکار کرده است.
در اثر همین تجهیز کامل است که طبعاً انسان فرزند خود را پاره ای از خود می داند و بقاء او را بقاء خود فرض می کند و در راه ا سایش و کامیابی وی هر گونه تلاش و کوششی را می نماید و رنجهای گوناگون را بر خود هموار می سازد؛ زیرا نابودی شخص یا شخصیت او را نابودی شخص یا شخصیت خود می داند، و در حقیقت از فرمان سازمان آفریتش که بقاء نوع بشر را می خواهد اطاعت می کند. پس وظیفه پدر و مادر است که حکمی را که وجدان و شرع در آن متفقند در مورد فرزند اجراء نمایند و او را نیکو پرورش دهند تا انسان شایسته ای بار آید و در حق او چیزی را روا دارند که از نظر انسانیت برای خود روا می دارند و اینک بقسمتی از آنها اشاره می شود.
1 - از نخستین روزیکه سخن یا اشاره را می فهمد پایه اخلاق پسندیده و صفات شایسته را در روان وی بنا نهاده استوار سازند، و تا می توانند او را از موضوعات خرافی نترسانند و از کارهای زشت و خلاف عفت باز دارند؛ و خود نیز نزد وی از دروغ و بدگوئی و دشنام و الفاظ رکیک اجتناب کنند؛ و در برابر وی کارهای پسندیده کنند تا عفیف و عالی طبع بار آید. و از خود جدیت و همت و عدالت بروز دهند تا عدالت دوستی و نوع پروری آنان از روی قانون انتقال اخلاق بوی منتقل شود و از زورگوئی و پستی همت و خودخواهی دور ماند.
2 - تا بحد تمیز نرسیده در خور و خواب و سایر نیازمندیهای زندگیش عنایت بخرج دهند و بهداشت جسمی وی را رعایت کنند تا بدنی سالم و مغز و مزاجی قوی یافته آماده تعلیم و تربیت شود.
3 - از موقعیکه استعداد آموزش پیدا کند (معمولا از سال هفتم) بدست آموزگارش بسپارند و کمال سعی را مبذول دارند که زیردست آموزگار شایسته ای درآید تا آنچه می شنود اثر نیک و مطلوبی در وی بگذارد و موجب تلطیف روح و تزکیه نفس و تهذیب اخلاق وی گردد.
4 - هنگامیکه سن فرزند اقتضای آن را دارد که در مجامع عمومی یا در ملاقاتهای خانوادگی شرکت کند برای آشنائی برسمهای اجتماعی ویرا همراه خود بمجامع ببرند و بطرز معاشرتهای پسندیده آشنا سازند.