فهرست کتاب


آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

امام دوازدهم : حضرت امام عصر (مهدى موعود) (علیه السلام)

اسم م ح م د، لقب هادى و مهدى كنیه اباالقاسم.
پدر بزرگوارش: حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام).
تولد: سال 256 هجرى.
آنحضرت بامر خدا از انظار مستور است و روزیكه خدا بخواهد ظهور فرموده جهانرا پر از عدل و داد خواهد نمود.

سیرت عمومی ائمه هدی علیهم السلام

اگر با نظری دقیق بتاریخ زندگی دوازده امام علیه السلام نگاه کنیم و اوضاع زمان و شرائط زندگی هر یک از آنان را نظر بگیریم می بینیم که همه آنان یک سیرت مشترک داشته و یک مرام را تعقیب می نموده اند و آن سیرت مقدس پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشد که اجمال آن گذشت.
همه ائمه هدی یک هدف مشترک داشتند و آن حفظ و حراست دین خدا و تبلیغ و نشر معارف اسلامی بود و هرگز لحظه ای از انجام این وظیفه مقدس کوتاهی نکرده تا جایی که مقدور بود آشکارا و اگر مقدور نبود پنهانی به تعلیم و تربیت افراد صالح می پرداختند و همه عمر خود را در راه نشر دین پروردگار مصرف می داشتند و همه هستی خود را در این راه فدا می کردند و حتی جان خویش را بر سر دین خدا و هدایت مردم نهادند.
همین کوشش خستگی ناپذیر آنان در راه اعتلا کلمه حق کوبیدن ظلم و ظالمین بود که دست ستمکاران و حاکمان جور را بر سر ایشان دراز می کرد تا جائیکه گاهی خانه ایشان را با آتش سوزاندند و زمانی در زندانهای مرطوب و تاریک و وحشتناک شکنجه شان دادند و هنگامی در زنجیر اسارت شهر به شهر گردادند. ولی در عین حال همه این بلایا در راه حق هیچ شمرده با دلی پر از محبت و روحی آتشین به هدایت مردم و نشر دین خدا می پرداختند.
بالاخره در مدت 250 سالی که در میان مردم بودند همیشه گرفتار معارضاتی سرسخت و مخالفانی قوی پنجه بودند که برای خاموش کردن نور خدا نهایت کوشش را در نابودی آن بزرگواران بکار می بردند.
ولی چون به سرگذشت ائمه نگاه می کنیم می بینیم روشی را که در پیشرفت مقاصد عالی اسلام در پیش گرفته بودند بهترین راهی بود که با شرائط موجود امکان داشت.

روش امیرالمومنین علی علیه السلام

پس از رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در حالی که هنوز جسد مطهر وی بخاک سپرده نشده بود و علی علیه السلام و بنی هاشم مشغول تجهیز و سوگواری آن حضرت بودند عده ای از اصحاب پیغمبر بی آنکه اطلاعی به علی علیه السلام بدهند در بیرون مدینه تجمع کرده و برای پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله خلیفه تعیین کردند و امیرالمومنین علیه السلام را در مقابل کار انجام شده قرار دادند با اینکه خلافت به نص صریح پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله مخصوص امیر المومنین علیه السلام بود و به پاس خدمات و جانفشانیهایی که در راه اسلام کرده بود و لااقل حق شرکت در مشاوره را داشت. آن حضرت پس از اتمام حجتی که بر حقانیت خود نمود در گوشه خانه منزوی شد و به تعلیم و تربیت افرادی که شیفته حق و حقیقت بودند پرداخت و در تمام 25 سال مدت انزوای خود شمشیر آبدار و پنجه نیرومند توانای خود را فراموش نمود در راه احیا حق خود به مبارزه در حقیقت مقدور نبود. زیرا خلافت در ظاهر قیافه ای بخود گرفته بود که کشمکش بر سر آن مانند مشاجره بر سر تخت و تاج شمرده می شد نه مبارزه در راه حق. گذشته از این اگر آن حضرت اقدام به جنگ می فرمود بین مسلمانان اختلاف ایجاد، و منافقین و یهود و نصاری با یکدیگر همدست و همداستان شده یکباره ریشه اسلام را می کندند و بت پرستی بجای آن پا برجا می شد. وقایع دیگری هم از قبیل ظهور پیامبران دروغی مانند مسیلمه کذاب پیش آمد که سبب شد آن حضرت در مدت 25 سال بی سرو صدا گروهی از دانشمندان و افراد شایسته را تربیت کرد و علوم و معارف اسلامی را به آنان آموخت بطوریکه پس از مدت انزوا وقتی که به خلافت ظاهری رسید صدها هزار شیعه دورش گرد آمدند و در مدت 5 سال خلافت ظاهری نیز با گرفتاریهای بیشماری که در جنگهای داخلی داشت در نشر معارف اسلامی و برپا داشتن عدالت اجتماعی دینی ساعتی آرام نگرفت تا شهید شد.