آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

اجتماع؛ قانون و مقررات می خواهد

ق چنانکه گفته شد انسان از راه ناچاری زیر بار اجتماعی تعاونی می رود وگرنه بحسب طبع اولی منافع زندگی خود را می خواهد و بس.
از اینجاست که هر وقت فرصت بدستا آورد بمنافع دیگران تعدی می کند بی اینکه از منافع خود چیزی بایشان داده تعادل را برقرار سازد بهمین سبب در هر جامعه باید قوانین و مقرراتی حکومت کند که با رعایت آنها ارزش اجتماعی افراد محفوظ بماند و از تعدی آنان جلوگیری شود و این قوانین و مقررات باید از ناحیه اتفاق افراد یا اکثریت ایشان مورد پذیرش قرار گیرد تا هر کس بوظیفه خصوصی و عمومی خود آشنا گردد.

ریشه تکوینی قوانین و مقررات

قوانین و مقررات وظائفی است که برای حفظ مصالح زندگی نوع وضع شده است و از این جهت ارزش آنها ارزش اجتماعی است نه ارزش طبیعی و تکوینی یعنی مانند قوانینی که در طبیعت حکومت می کند خودبخود تأثیر ندارند بلکه اگر افراد جامعه آنها را اجراء کردند جریان پیدا می کنند وگرنه یک افسانه بی اثر خواهند بود.
در عین حال این قوانین و مقررات اجتماعی بی ارتباط به طبیعت و تکوین نیستند و ریشه تکوینی دارند و از فطرت و احتیاج طبیعی انسان سرچشمه می گیرند.
یعنی آفرینش؛ انسانرا طوری ساخته که خواه ناخواه یک سلسله افکار اجتماعی را بوجود آورده مورد استفاده قرار می دهد و زندگی تکوینی خود را با آنها تطبیق داده به هدفهای وجودی خود می رسد.

هدایت تکوینی بسوی قوانین زندگی

ما می دانیم خدای متعال بحسب عنایت کامله و مهربانی بی پایان خود هر نوع از انواع آفرینش را به هدفهای وجودیش می رساند و نوع انسان نیز از این قانون کلی مستثنی نیست پس باید خدای متعال انسانرا بیک سلسله قوانین و مقررات که راه و رسم زندگیش را تشکیل می دهد هدایت فرماید که مصالح و منافع انسان بوسیله عمل به آنها تأمین شود و برای حصول آن تنها رهبری عقل کافی نیست، زیرا عقل گاهی در درک خود خطا می کند و بیشتر اوقات در اثر عادت و تقلید و صفاتی که بارث می برد مغلوب هوی و هوس شده انسانرا بهلاکت می کشاند زیرا چنانکه دانستیم عقل انسانرا بقانون سودطلبی و نفع جوئی رهبری می کند و اگر برای دیگران حقوقی در نظر می گیرد و از قانون عمومی پیروی می نماید از راه ناچاری و برای تأمین منافع شخصی خود اوست و از این جهت است که غالباً مردمی را که باوج قدرت می رسند و حریف و معارضی در برابر خود نمی بینند از هر قانون و حکمی سر باز می زنند و منافع دیگر آنرا بخود اختصاص داده حقوق حقه آنرا پایکال می سازند.
پس باید خدای متعال مردمرا بسوی راه و رسم زندگی از طریقی هدایت فرماید که از هر گونه خطا و لغزش مصون باشد و آن طریقه نبوت است و آن اینست که خدای متعال جز راه فکر از راه دیگری (راه وحی) ببرخی از بندگان خود یک سلسله معارف و احکامی را تعلیم کند که بکار بستن آنها بشر را بسوی سعادت واقعی رهبری نماید.