فهرست کتاب


آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

خدای متعال دارای همه صفات کمال است

یک باب خانه وقتی کامل است که همه نیازمندی های زندگی یک خانواده را در بر داشته باشد چنانکه اطاقهای کافی برای نشستن و پذیرائی مهمان و آشپزخانه برای طبخ غذا و نیز روشوئی و منبع آب و غیره را شامل باشد و هر اندازه که این لوازم را فاقد باشد بهمان مقدار ناقص است.
همچنین اگر یکفرد انسان آنچه را که در سازمان وجودی یک انسان طبیعی مورد نیاز است دارا باشد کامل خواهد بود و اگر از این جمله یکی را فاقد باشد مثلاً دست یا پا یا چشم نداشته باشد از همان جهت ناقص است.
بنابر آنچه دانسته شد صفت کمال چیزی است که نوعی از نیازمندی های هستی را رفع نماید و نقص را برطرف سازد مانند صفت علم که تاریکی جهل را رفع نموده معلوم را برای عالم روشن می سازد، و مانند قدرت که مقاصد و خواسته های شخصی را که دارای قدرت است و برای وی امکان پذیر می سازد و او را بآنها مسلط می نماید و مانند صفت حیات و احاطه و غیر آنها.
وجدان ما قضاوت می کند که آفریدگار جهان (یعنی کسیکه هستی جهان و جهانیان از وی سرچشمه می گیرد و هر نیازی را که فرض شود او رفع می نماید و هر نعمت و کمال را او ارزنی میدارد) همه صفات کمال را داراست زیرا از نظر واقع بینی هرگز نمی توان تصور کرد کسی بتواند نعمتی را که خود ندارد بدیگران ببخشد و نقصی را که خود گرفتار آنست از دیگران رفع نماید خدای متعال نیز در کلام خود خویش را بهمه صفات کمال می ستاید و از هر نقص خود را منزه و پاک معرفی می نماید:
«وَرَبُّكَ الْغَنِیُّ ذُو الرَّحْمَةِ». (انعام 133)
تنها او است که دارا و بی نیاز مطلق است و نیاز هر نیازمندی را رفع می کند.
و باز می فرماید:
«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ». (طه 8)
نیکوترین و زیباترین صفات از خدائی است که غیر از او خدائی نیست.
(اوست که زنده و دانا و بینا و شنوا و توانا و آفریدگار و بی نیاز است) پس باید خدای متعال را دارای تمام صفات کمال؛ و ساحت مقدس او را از هر صفت نقص پاک و منزه دانست زیرا اگر نقص داشت از همان جهت نیازمند بود و خدائی بالاتر از او می بایست که نیازمندی او را رفع کند سبحانه و تعالی عما یشرکون.

--نبوت

اجتماع

عقل معاش که عقل عملی نیز نامیده می شود (یعنی شعوری که بوسیله آن زندگی خود را اداره می کنیم) بما اجازه می دهد که از هر چیز که قابل استفاده است بنفع زندگی خود استفاده نمائیم از فضا؛ از هوا؛ از زمین، از دریا، از صحرا، از چوب از آتش، از آب بهره برداریم، از گیاهان و تخم آنها؛ از درختان میوه و برگ و چوب آنها، از حیوانات و گوشت و شیر و پوست و پشم آنها برخوردار شویم. همچنین در اثر نیازمندی فراوانی که داریم از فعالیت همنوعان دیگر بسود خود بهره برداری کنیم.
فرمان همه ین تصرفات و استفاده ها را همان عقل و شعور زندگی برای ما صادر کرده و جواز آن را امضاء نموده و از این جهت است که اگر کسی از ما بپرسد: چرا هنگام گرسنگی غذا می خورید؟ یا وقت تشنگی آب می نوشید؟ یا چرا از هوا تنفس می کنید! پرسشهائی خنده دار خواهد بود.
ولی در اولین دفعه که بمنظور استفاد از کار و کوشش همنوعان خود با آنان تماس می گیریم حس می کنیم که آنان نیز مانند ما می باشند همانطور که ما می خواهیم از نتیجه فعالیت آنان بهره مند شویم ایشان نیز می خواهند که از فعالیت ما استفاده کنند و چنانکه ما حاضر نیستیم نتیجه فعالیت خود را برایگان بآنها بدهیم ایشان نیز حاضر نیستند آنچه در دست دارند بی جهت در اختیار ما بگذارند.
اینست که ناگزیر بمسئله اجتماعی تعاونی تن در می دهیم و بهمنوعان خود در رفع نیازمندی های زندگیشان کمک می کنیم تا در برابر آنها بما کمک کنند.
در اثر همین احتیاج و ضرورت، افراد انسان گرد هم آمده از یاری همدیگر استفاده می کنند و در حقیقت کار و کوشش افراد روی هم ریخته می شود سپس هر کس باندازه موقعیت و فعالیت اجتماعی خود از آن بهره می برد.