فهرست کتاب


آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

پیامبران در میان بشر

از راه تاریخ مسلم كه در میان بشر پیامبرانى بوده و به دعوت قیام نموده اند ولى با این وصف تاریخ زندگیشان چندان روشن نیست تنها تاریخ زندگانى حضرت محمد(ص) است كه خالى از ابهام مى باشد و قرآن كریم كه كتاب آسمانى آنحضرت و مقاصد عالیه دینى را شامل است موضوع دعوت پیامبران گذشته را نیز روشن ساخته مقصد و هدف آنانرا هم بیان مى كند. قرآن كریم بیان مى كند كه پیامبران بسیارى از جانب خداى متعال بسوى مردم آمده اند و باتفاق كلمه به توحید و دین حق دعوت كرده اند. چنانچه مى فرماید:
«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ» (سوره انبیاء- آیه 25)
خلاصه ترجمه: پیش از تو هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگرآنكه به وى وحى مى كردیم كه كه جز من خدائى نیست، مرا بپرستید.

پیامبران صاحب شریعت

قرآن كریم بیان مى كند كه همه پیامبران خدا داراى كتاب آسمانى و شریعت مستقل نبوده اند بلكه چنانچه آیه كریمه:
«شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْكَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَىٰ وَعِیسَىٰ» (سوره شورى - آیه 13)
اشاره مى كند، پنج تن از میانشان كه پیامبران بزرگند صاحبان كتاب آسمانى مشتمل له شریعتند:
1 - حضرت نوح علیه السلام. 2 - حضرت ابراهیم علیه السلام. 3 - حضرت موسى (كلیم)علیه السلام. 4 - حضرت عیسى (مسیح) علیه السلام. 5 - حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم.
و شریعت هر یك از این بزرگواران مكمل شریعت سابقش مى باشد.

تاریخ زندگانى پیغمبر(ص) از ولادت تا بعثت

از آیات كریمه قرآن بطور وضوح بدست مى آید كه پیغمبر اكرم (ص) یتیم بوده است و درسى نخوانده و ثروت و بضاعتى نیز نداشته و عمرى بطور عادى و متعارف در میان قوم خود بى سر صدا و بدون داعیه و دعوى بسر برده است. جز اینكه مردى درستكار داراى اخلاقى بسیار عالى بوده كه در میان مردمى نادان و بى فرهنگ و ستمكار و بى بند و بار مى زیسته است و با مردمى معاشر بوده كه آئینى جز بى عفتى و خونریزى و فرزند كشى و چپاول و باده گسارى و قماربازى و افتخار به گذشتگان گمراه حكومت نمى كرد، یهود در تحت تسلط أحبار وهوسرانیهاى آنان بود، نصارى نیز فرمانبردار بى قید و شرط كلیسا، محبوس نیز سرسپرده موبدان خود بودند، و دیگران نیز دلداده بتهائى شده بودند كه خودشان از سنگ و چوب و طلا و نقره مى ساختند.
در چنین محیط تاریك پر از نادانى و خرافات و جهان پر از بیدادگرى و ستم، خداى متعال پیامبر خود را بعنوان رحمتى كه به جهانیان فرستاده شود بر انگیخت و مأموریت داد كه مردم را بتوحید خدا دعوت كند و به عدالت و نیكوكارى و تحكیم روابط اجتماعى بخواند و در هر چیز مسامحه و مساهله به پیروى حق و طرفدارى حقیقت قیام كند.
نخست آنحضرت مأموریت اصل دعوت را داشت و چون در محیطى پر از سر سختى و بیرحمى و ستمكارى بود مأموریت خود را تنها به افرادى اظهار مى كرد كه كم و بیش امید پذیرش در آنها مى رفت و به این ترتیب شماره معدودى به وى ایمان آورند كه اولین مرد (بر حسب روایات) پسر عمو و پرورده خودش على بن ابیطالب (ع) و اولین زن همسرش خدیجه كبرى علیهاالسلام بود.
و پس از چندى مأموریت یافت كه خویشان نزدیك خود را دعوت كند سپس آنحضرت به امر خداى متعال به دعوت علنى و عمومى پرداخت.
عكس العمل اعراب و خاصه اهل مكه در مقابل این دعوت و بویژه پس از دعوت علنى بسیار سخت بود و كفار و مشركین به این دعوت بى آلایش و پاك پاسخ منفى وحشیانه و بیرحمانه مى دادند و هیچگونه منطق بكار نمى بردند.
آنحضرت را كاهن و ساحر و مجنون و شاعر مى نامیدند و استهزاء مى كردند و وقتیكه دعوت مى نمود یا عبادت خدا مى كرد صدا در هم افكنده و اخلال مى كردند، خاكروبه و خار و خاشاك به سرش مى ریختند كتك مى زدند دشنام مى دادند و گاهى سنگسارش مى نمودند، و گاهى نیز از راه تطمیع پیش آمده وعده هاى فریبنده و شیرینى مانند ثروت و ریاست به وى مى دادند تا شاید بدینوسیله عزم و تصمیم وى را در هم شكنند. ولى در هر حال كمترین سستى و عقب نشینى از آنحضرت بروز نكرده، چیزى كه بود برخى اوقات از نادانى و لجبازى قوم خود تأسف مى خورد و اندوهگین مى شد، و بارها در این باره آیات قرآنى نازل شده خداى متعال تسلیتش مى داد و امر به صبر مى فرمود و گاهى نیز آیاتى نازل مى شد كه آنحضرت را از اینكه كمترین تمایلى به سخنان مردم نماید یا اینكه سستى و نرمى بخرج دهد نهى مى كرد.
و كسانى هم كه به آنحضرت ایمان مى آوردند مورد شكنجه و عذاب كفار بودند و بسا مى شد كه زیر شكنجه جان تسلیم مى كردند و گاهى كار به اندازه اى سخت شده كارد به استخوان مى رسید كه از پیغمبر اكرم(ص) اذان مى خواستند كه قیام خونین كرده مقدرات خود را یكسره نمایند. آنحضرت مى فرمود «من دستورى در این باره از جانب خداى متعال ندارم. باید صبر كرد »و جمعى از شدت فشار بساط زندگى خود را بر چیده از مكه بیرون رفتند.
كفار سالهاى متمادى به شكنجه و آزار پیغمبراكرم (ص) و پیروان وى ادامه دادند تا بالاخره تصمیم قطى گرفتند كه این غائله را با كشتن آنحضرت خاتمه دهند، وى نیز به دستور خداى متعال شبانه مكه را ترك گفت.