آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

توضیح فرق میان انسان و دیگران

كره زمین مثلاً از میلیونها سال آفریده شده و مجموع نیروهاى نهفته خود را بكار انداخته در محیط هستى خود تا حدودى كه عوامل مخالف اجازه مى دهد به فعالیت مى پردازد و در زمینه حركت وضعى و انتقالى خود آثار وجودى خود را بروز مى دهد و به این ترتیب بقاء خود را تأمین مى كند و تا عامل مخالف قویترى جلوش را نگیرد به همین فعالیت ادامه خواهد داد و از انجام دادن هیچ وظیفه اى از وظایف خود كوتاهى نخواهد كرد.
درخت بادام از هنگامیكه از میان هسته بیرون آمده تا روزیكه درختى كامل گردد در تغذیه و رشد و نمو و غیر آن (و به عبارت دیگر در خط سیر خود) وظائفى به عهده دارد كه اگر عامل مخالف نیرومندترى راهش را سد نكنید هرگز در انجام آنها فروگذارى نخواهد كرد و نمى تواند هم بكند، هر پدیده دیگرى نیز حالش همین طور است ولى نوع انسان فعالیتهاى اختصاصى خود را از راه اختیار انجام مى دهد و كارهائیكه انجام مى دهد از فكر و تصمیم وى سرچشمه مى گیرد. انسان چه بسا از كردن كارى كه صددرصد به نفع اوست و عامل مخالفى نیز جلوش را نگرفته سر باز نمى زند و كارى را كه صدرصد بضر وى مى باشد دانسته و فهمیده انتخاب مى كند گاهى از خوردن نوشدارو خوددارى مى كند و گاهى كاسه زهر سر مى كشد و خود را مى كشد.
البته روشن است موجودى كه مختار آفریده شده هدایت عمومى خدائى در حق وى اجبارى نخواهد بود یعنى پیامبران راه خیر و شر و سعادت را از طرف خداى متعال به مردم ابلاغ مى كنند و پیروان دین را مژده ثواب داده آنرا برحمت پروردگار امیدوار مى سازند و گردنكشان و یاغیان را از عذاب خدا مى ترسانند و آنان در فرا گرفتن هر یك از آنها آزاد و مختار خواهند بود. درست است كه انسان خیر و شر و نفع و ضرر خود را اجمالاً از راه عقل درك مى كند ولى همان عقل غالباً خود را باخته، از خواهشهاى نفسانى پیروى مى نماید و گاهى نیز راه خطا مى رود، بنابراین قطعى است كه هدایت خدائى باید از راه دیگرى علاوه بر راه عقل انجام گیرد كه آن راه بكلى از خطا و لغزش مصون باشد یا بعبارت دیگرى خداى متعال دستورهاى خود را كه از راه عقل اجمالا بمردم مى فهماند از یك راه دیگرى تأیید نماید.
این راه، همان راه نبوت است كه خداى متعال دستورهاى سعادت بخش خود را از راه وحى به یكى از بندگان خود بفهماند و به وى مأموریت دهد كه آنها را به مردم برساند و آنرا از راه امید و بیم و تشویق و تهدید به متابعت آن دستورات وادار نماید.
خداى متعال در كلام خود مى فرماید:
«إِنَّا أَوْحَیْنَا إِلَیْكَ كَمَا أَوْحَیْنَا إِلَىٰ نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِن بَعْدِهِ ۚ ... رُّسُلًا مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلَّا یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ » سوره نساء-آیه 165 خلاصه ترجمه: ما بتو وحى كردیم چنانچه به نوح و پیامبرانى كه پس از وى بودند وحى كردیم...پیامبرانى بسوى مردم فرستادیم كه به پیروان دین مژده ثواب مى داده آنان را امیدوار مى ساختند و متمردان را از عقاب خدا مى ترسانیدند. تا آنكه پس از پیامبران، مردم بواسطه نداشتن این هدایت بر خدا حجت نداشته باشند.

صفات نبى

از بیان گذشته روشن شد كه پیامبران باید:
1 - در بیان مأموریت خود از خطا مصون و معصون باشد و هیچگونه فراموشى و آفتهاى دیگر ذهنى به وى راه نیابد تا آنكه بتواند آنچه را به وحى مى شود درست دریافت نماید و آنچه را دریافت داشته است بدون لغزش و اشتباه به مردم برساند زیرا در غیر اینصورت هدایت الهى به هدف خود نمى رسد و قانون هدایت عمومى از كلیت خود افتاده در مورد انسان از تأخیر باز مى ماند.
2 - در كردار و گفتار خود از لغزش و معصیت مصون باشد، چه با وجود معصیت اثرى براى تبلیغ نمى ماند زیرا كسیكه كردراش با گفتارش مخالف است مردم ارزشى براى گفتارش قائل نیستند و حتى كردارش را دلیل بر دروغگوئى و شیادیش مى گیرند كه «اگر راست مى گفت به گفته خود عمل مى كرد».
این دو امر را مى توان در یك عبارت جمع كرد و گفت: براى اینكه تبلیغ صحیح و مؤثر باشد لازم است پیامبر از خطا و معصیت معصون باشد. خداى متعال در كلام خود نیز به همین معنى اشاره نموده مى فرماید:
«عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَىٰ غَیْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُكُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا * لِّیَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ و » سوره جن - آیه 26 - 28 خلاصه ترجمه: خدائى كه علم غیب پیش اوست بغیب خود كسى رامسلط نمى كند مگر كسیكه خدایش براى اینكار مى پسندد(پیامبر پسندیده) و در اینصورت خداى متعال او را تحت مراقبت قرار مى دهد تا پیامهاى خدائى دست نخورده به مردم ابلاغ شود.
3 - فضائل اخلاقى را مانند عفت و شجاعت و عدالت و غیر آنها داشته باشد زیرا اینها همه از صفات پسندیده شمرده مى شوند و كسى كه از هر گونه معصیت مصون است و از دین متابعت كامل مى كند هرگز با رذائل اخلاقى لكه دار نمى شود.

پیامبران در میان بشر

از راه تاریخ مسلم كه در میان بشر پیامبرانى بوده و به دعوت قیام نموده اند ولى با این وصف تاریخ زندگیشان چندان روشن نیست تنها تاریخ زندگانى حضرت محمد(ص) است كه خالى از ابهام مى باشد و قرآن كریم كه كتاب آسمانى آنحضرت و مقاصد عالیه دینى را شامل است موضوع دعوت پیامبران گذشته را نیز روشن ساخته مقصد و هدف آنانرا هم بیان مى كند. قرآن كریم بیان مى كند كه پیامبران بسیارى از جانب خداى متعال بسوى مردم آمده اند و باتفاق كلمه به توحید و دین حق دعوت كرده اند. چنانچه مى فرماید:
«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ» (سوره انبیاء- آیه 25)
خلاصه ترجمه: پیش از تو هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگرآنكه به وى وحى مى كردیم كه كه جز من خدائى نیست، مرا بپرستید.