فهرست کتاب


آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

نبوت از ضروریات دین اسلام است

یكى از اصول سه گانه اسلام اعتقاد به نبوت مى باشد نبوت كه از ضروریات دین اسلام است معنایش آنست كه خداى متعال براى راهنمائى مردم دستورهائى بوسیله برخى از بندگان خود فرستاد، دستورهاى نامبرده دین و آورنده آنها نبى یا پیامبر نامیده مى شود حضرت محمد (ص) خاتم پیامبران و دین اسلام آخرین ادیان است.

دلیل نبوت

از بحثهائى كه درباره توحید نمودیم روشن شد چنانكه آفرینش اشیاء از آن خداى متعال است پرورش آنها نیز وابسته به اوست و به عبارت روشن تر هر یك از پدیده هاى جهان كه از نخستین دم پیدایش براى بقاء و تكمیل نواقص خود شروع به فعالیت نموده نواقص و نیازمندیهاى خود را یكى پس از دیگرى مرتفع مى سازد و در حدود امكان خود را كامل و بى نیاز مى كند، سیر منظمى را كه در خط بقاء مى نماید و بوجود خود ادامه مى دهد تنظیم كننده سیر آن و رهبرش از هر منزل به منزل دیگر خداى متعال است.
از این نظر یك نتیجه قطعى به دست مى آید و آن اینكه هر نوع از انواع پدیده هاى جهان برنامه تكوینى خاصى در بقاء خود دارد كه با فعالیت ویژه خود آنرا اجرا مى نماید و به عبارت دیگر هر دسته معینى از پدیده هاى جهان در سیر بقاء خود یك رشته وظایف مشخص دارد كه از ناحیه خداى متعال بسوى آنها هدایت مى شود چنانكه قرآن كریم به این حقیقت اشاره نمود مى فرماید:
«رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَىٰ كُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ»
خلاصه ترجمه: خداى ما آنكسى است كه به هر چیز آفرینش ویژه اش را عطا فرموده و پس از آن هدایتش كرد.
همه اجزاء آفرینش در این حكم كلى شریكند و هرگز استثنائى در كار نیست ستارگان آسمان و زمین كه زیر پاى ماست و عناصرى كه در آن موجودند و تركیباتى كه پدیده هاى ابتدائى را پدیدار مى سازند و نبات و حیوان همه همین حال را دارند.
حال انسان نیز در این هدایت عمومى حال دیگران است جز اینكه میان او و دیگران یك فرق است

توضیح فرق میان انسان و دیگران

كره زمین مثلاً از میلیونها سال آفریده شده و مجموع نیروهاى نهفته خود را بكار انداخته در محیط هستى خود تا حدودى كه عوامل مخالف اجازه مى دهد به فعالیت مى پردازد و در زمینه حركت وضعى و انتقالى خود آثار وجودى خود را بروز مى دهد و به این ترتیب بقاء خود را تأمین مى كند و تا عامل مخالف قویترى جلوش را نگیرد به همین فعالیت ادامه خواهد داد و از انجام دادن هیچ وظیفه اى از وظایف خود كوتاهى نخواهد كرد.
درخت بادام از هنگامیكه از میان هسته بیرون آمده تا روزیكه درختى كامل گردد در تغذیه و رشد و نمو و غیر آن (و به عبارت دیگر در خط سیر خود) وظائفى به عهده دارد كه اگر عامل مخالف نیرومندترى راهش را سد نكنید هرگز در انجام آنها فروگذارى نخواهد كرد و نمى تواند هم بكند، هر پدیده دیگرى نیز حالش همین طور است ولى نوع انسان فعالیتهاى اختصاصى خود را از راه اختیار انجام مى دهد و كارهائیكه انجام مى دهد از فكر و تصمیم وى سرچشمه مى گیرد. انسان چه بسا از كردن كارى كه صددرصد به نفع اوست و عامل مخالفى نیز جلوش را نگرفته سر باز نمى زند و كارى را كه صدرصد بضر وى مى باشد دانسته و فهمیده انتخاب مى كند گاهى از خوردن نوشدارو خوددارى مى كند و گاهى كاسه زهر سر مى كشد و خود را مى كشد.
البته روشن است موجودى كه مختار آفریده شده هدایت عمومى خدائى در حق وى اجبارى نخواهد بود یعنى پیامبران راه خیر و شر و سعادت را از طرف خداى متعال به مردم ابلاغ مى كنند و پیروان دین را مژده ثواب داده آنرا برحمت پروردگار امیدوار مى سازند و گردنكشان و یاغیان را از عذاب خدا مى ترسانند و آنان در فرا گرفتن هر یك از آنها آزاد و مختار خواهند بود. درست است كه انسان خیر و شر و نفع و ضرر خود را اجمالاً از راه عقل درك مى كند ولى همان عقل غالباً خود را باخته، از خواهشهاى نفسانى پیروى مى نماید و گاهى نیز راه خطا مى رود، بنابراین قطعى است كه هدایت خدائى باید از راه دیگرى علاوه بر راه عقل انجام گیرد كه آن راه بكلى از خطا و لغزش مصون باشد یا بعبارت دیگرى خداى متعال دستورهاى خود را كه از راه عقل اجمالا بمردم مى فهماند از یك راه دیگرى تأیید نماید.
این راه، همان راه نبوت است كه خداى متعال دستورهاى سعادت بخش خود را از راه وحى به یكى از بندگان خود بفهماند و به وى مأموریت دهد كه آنها را به مردم برساند و آنرا از راه امید و بیم و تشویق و تهدید به متابعت آن دستورات وادار نماید.
خداى متعال در كلام خود مى فرماید:
«إِنَّا أَوْحَیْنَا إِلَیْكَ كَمَا أَوْحَیْنَا إِلَىٰ نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِن بَعْدِهِ ۚ ... رُّسُلًا مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلَّا یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ » سوره نساء-آیه 165 خلاصه ترجمه: ما بتو وحى كردیم چنانچه به نوح و پیامبرانى كه پس از وى بودند وحى كردیم...پیامبرانى بسوى مردم فرستادیم كه به پیروان دین مژده ثواب مى داده آنان را امیدوار مى ساختند و متمردان را از عقاب خدا مى ترسانیدند. تا آنكه پس از پیامبران، مردم بواسطه نداشتن این هدایت بر خدا حجت نداشته باشند.