آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

وجود و قدرت و علم خداى متعال

مشاهده اجزاء بهم پیوسته این جهان پهناور و گردش عمومى حیرت انگیز آن و نظامهاى جزئى خیره كننده و مرتبط به هم كه در هر گوشه و كنار آن در جریان است و در نتیجه هر یك از انواع پدیده ها بسوى هدف خاص و مقصد ویژه خود با نهایت نظم و ترتیب در سیر و حركت مى باشد، براى هر انسان خردمند روشن مى سازد كه جهان هستى و هر چه در آنست در وجود و بقاء خود از یك وجود و مقام فناناپذیرى سر چشمه مى گیرد كه با قدرت بیكران و علم تى پایان خود جهان و جهانیان را آفریده است و هر یك از آفریده هاى خود را در مهد پرورش قرار داده و با عنایت و رحمت خاص خود بسوى مقصد كمالیش سوق مى دهد. اوست كه هستى اش فناناپذیر است و به هر چیز توانا و دانا مى باشد.
خداى متعال در كلام خود مى فرماید: «لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ یُحْیِی وَیُمِیتُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (۲)
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»
خلاصه ترجمه: ملك و فرمانروائى مطلق آسمانها و زمین از آن خدا است و او زنده مى كند و مى میراند، و اوست كه به هر چیز تواناست و اوست كه به هر چیز از ناحیه اول و آخر و ظاهر و باطن (از هر ناحیه و جهت) احاطه دارد و اوست كه به همه چیز داناست.

--عدل

معنى بحث گذشته به تعبیر دیگر این بود كه هر نیاز و نقصى كه اشیاء در وجود و بقاء وجود خود دارند خودشان نمى توانند آنرا رفع كنند و از راه اتفاق و تصادف نیز رفع نمى شود بلكه از یك مقامى كه مافوق جهان مشهود است تأمین مى گردد.
اوست كه هر نیاز و نقصى را رفع مى كند و البته خودش از هر نیاز و نقصى منزه است و گرنه مبدء دیگرى لازم بود كه نیاز و نقص او را رفع كند و در اینصورت خودش نیز یكى از اجزاء نیازمند جهان خواهد بود. اوست كه با قدرت و علم نامتناهى خود هر پدیده از پدیدهاى جهان را هستى مى بخشد و جهان و جهانیان را در شاهراه تكامل انداخته با قوانینى استثناناپذیر بسوى هدف وجود و سر منزل كمال رهبرى مى كند. از این بیان نتیجه گرفته مى شود كه:
1- خداى متعال در جهان هستى سلطنت مطلقه دارد و هر موجودى كه بوجود مى آید و هر حادثه اى كه تحقق مى پذیرد از حكم و فرمان او سرچشمه مى گیرد چنانكه مى فرماید: «له الملك و له الحمد» خلاصه ترجمه: سلطنت و پادشاهى مطلق مخصوص اوست و هر ستایشى در حقیقت در خور و سزاوار اوست (زیرا نیكى و خوبى از آفرینش او برخاسته است). و نیز مى فرماید: «ان الحكم الا الله» خلاصه ترجمه: به حقیقت هر حكم از آن خداى متعال مى باشد.
2- خداى متعال عادل است زیرا عدالت در حكم یا در اجراء آن اینست كه استثنا و تبعیض بر ندارد در مواردى كه مشمول حكمند بطور یكنواخت اجراء شود، و چنانكه معلوم شد جهان هستى و اجزاء آن در شعاع یك سلسله قوانین استثناناپذیر كه جامع آنها قانون علیت و معولیت است اداره مى شود مثلاً آتش با شرائط خاصى جسمى را كه قابل احتراق است خواهد سوزانید ذغال سیاه باشد یا الماس، هیزم خشك باشد یا جامه نیازمندى بینوا.
گذشته از آن كسیكه عدالت را ترك گفته به ظلم و ستم مى پردازد براى رفع یك نوع نیازمندى دست به این كار شوم مى زند خواه نیاز مادى داشته باشد مانند كسیكه مال دیگران را مى رباید و به اندوخته خود مى افزاید یا نیازمندى معنوى مانند كسیكه از تعدى به حقوق دیگران یا از اظهار قدرت و نفوذ و سلطه لذت مى برد.
و چنانكه معلوم شد هیچگونه نیازمندى را بساحت مقدس آفریدگار جهان راه نیست و هر حكمى كه از مصدر جلال صادر مى شود اگر حكمى است تكوینى براى تأمین مصالح عامه است كه در محیط آفرینش مراعات آن لازم مى باشد و اگر حكمى است تشریعى براى سعادت و نیك بختى بندگان است و منافعش بخودشان برمى گردد. خداى متعال در كلام خود مى فرماید:
«ان الله لا یظلم مثقال ذرة» خلاصه ترجمه: خداى متعال به اندازه سنگینى یك ذره ظلم نمى كند. و نیز مى فرماید : «و ما الله یرید ظلماً للعباد» خلاصه ترجمه: خداى متعال نمى خواهد به بندگان خود ظلم كند.

--نبوت