آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

اثر این كنجكاوى در زندگى انسان

اگر انسان به این پرسشها كه در خصوص آفریدگار جهان و پدید آورنده نظام واحد آن كه به اقتضاء غریزه براى وى جلوه گر مى شود پاسخ مثبت داد مبدأ فناناپذیرى براى پیدایش جهان و گردش نظام شگفت آور آن اثبات كرده همه چیز را با اراده شكست ناپذیر وى كه متكى به قدرت و علم بى پایان اوست ارتباط داده است.
در نتیجه یك نوع دلگرمى و امیدوارى سراسر وجودش را خواهد گرفت و در سختیها و دشواریهائى كه در مسیر زندگى به آنها برخورد مى كند و در مشكلاتى كه راه هر گونه چاره جوئى را به روى وى مى بندد هیچگاه دچار نومیدى مطلق نخواهد شد زیرا مى داند كه زمام هر علت و سببى هر چه نیرومند هم باشد به دست تواناى خداى بزرگ است و همه چیز زیر فرمان اوست. و چنین كسى هرگز به اسباب و علل، تسلیم مطلق نمى شود و گاهى كه اوضاع جهان بكام وى پیش مى رود مغرور نگشته و باد در دماغ نمى اندازد و موقعیت حقیقى خود و جهان را فراموش نمى كند زیرا مى داند كه اسباب و علل ظاهرى سرخود نیستند و طبق فرمانى كه از پیشگاه خداى متعال دریافت مى كنند پیش مى روند و بالاخره چنین انسانى درك مى كند كه در جهان هستى جز خداى بزرگ به چیز دیگرى نباید سر تعظیم فرود آورد و نسبت به هیچ فرمانى جز فرمان وى نباید تسلیم مطلق شد.
ولى كسیكه به پرسشهاى نامبرده پاسخ منفى داد از آن امیدوارى و واقع بینى و بالاخره از این بلند طبعى و شجاعت فطرى برخوردار نیست. از این جا است كه مى بینیم در ملتهائى كه روح مادیت غلبه دارد روزبروز انتحار و خودكشى زیادتر مى شود و كسانیكه همه دلبستگى شان به اسباب و علل حسى است با كوچكترین اوضاع نامساعد از سعادت خود نومید شده به زندگى خود خاتمه مى دهند ولى كسانیكه از نعمت خداشناسى برخوردار هستند هنگامیكه خود را در كام مرگ هم مشاهده مى كنند نومیدى به خود راه نمى دهند و به اینكه خداى توانا و بینائى دارند دلگرم و امیدوار مى باشد
حضرت امام حسین (ع) در آخرین ساعات زندگى خود كه از هر سو هدف تیر و شمشیر دشمن بود مى فرمود: تنها چیزى كه این مصیبت ناگوار را بر من آسان مى سازد آنست كه خدا را پیوسته ناظر اعمال خویش مى بینم.

روش قرآن كریم در توحید

اگر انسان با نهادى پاك و دلى آرام نگاهى به جهان هستى نماید در هر گوشه و كنار آن آثار و دلایل و وجود پاك آفریدگار را مشاهده خواهد كرد.
و از هر در و دیوارى به ثبوت این حقیقت گواهى خواهد شنید. چه انسان در این جهان با هر چه روبرو مى شود یا پدیده اى است كه خدا آنرا آفریده، یا خاصیتى است كه خدا در آن نهاده، یا نظامى است كه به امر الهى در همه چیز جارى و حكمفرما گشته آدمى نیز یكى از همانهاست و سرپایش به این حقیقت گواهى مى دهد زیرا نه هستى وى از خودش مى باشد و نه خاصیت هائى كه از خود بروز مى دهد به اختیارش بسته است و نه برنامه زندگى را كه از نخستین دم پیدایش پیش مى گیرد به تدبیر خود وضع نموده است و نه مى تواند این نظام را اتفاقى و تصادفى انگاشته از هم گسیخته فرض كند. و نه مى تواند هستى و نظام هستى خود را به محیطى كه در آن بوجود آمده نسبت دهد زیرا هستى محیط نامبرده و نظامى هم كه در آن حكومت مى كند ساخته و پرداخته خود آن محیط نیست و از راه اتفاق و تصادف هم بوجود نیامده است.
اینست كه انسان گزیرى ندارد جز اینكه براى جهان آفرینش مبدئى اثبات كند كه پدید آورنده اشیاء و پرورش دهنده آنها مى باشد. اوست كه هر موجودى را هستى مى بخشد و پس از آن در شاهراه بقا با نظام خاصى بسوى كمال مخصوص خودش هدایت مى نماید. و چون آفرینش اشیاء را به همدیگر مرتبط و نظام واحدى در جهان مى بیند ناگزیر قضاوت مى نماید كه مبداء آفرینش و گرداننده نظام آن یكى بیش نیست

چرا انسان گاهى زیر بار این حقیقت نمى رود؟

این حقیقت با كمترین توجهى براى انسان روشن است و هیچگونه ابهامى در آن نیست، جز اینكه انسان گاهى چنان گرفتار كشمكش هاى زندگى مى شود كه تمام نیروى شعور خود را در راه مبارزه هاى حیاتى بكار مى اندازد و تمام وقت خود را صرف تكاپوى زندگى مى نماید دیگر كمترین مجالى براى رسیدگى باین گونه افكار پیدا نمى كند و در نتیجه از این حقیقت غفلت مى ورزد یا اینكه مجذوب ظواهر دلفریب طبیعت شده سرگرم هوسرانى و خوشگذرانى مى گردد، و چون پاى بندى به این حقایق از بسیارى از بى بند و باریهاى مادیت جلوگیرى مى نماید طبعاً از پى جوئى و بررسى این حقیقت و نظائر آن سر باز مى زند و زیر بارش نمى رود.
از اینجاست كه در قرآن كریم از راههاى گوناگون درباره آفرینش مخلوقات و نظامى كه در میان آنها جارى و حكمفرماست عنایت بیشترى بذل گردیده و اقامه برهان شده است چه بیشتر مردم بویژه آنان كه شیفته ظواهر دلفریب طبیعتند و نیكبختى را در كامرانى و خوشگذرانیهاى زندگى مى بینند بواسطه انس بمادیات و محسوسات، توانائى تفكر فلسفى و بررسى نظریات دقیق عقلى را ندارند.
ولى انسان در هر حال جزئى و كلى كه در آن حكومت مى كند لحظه اى بى نیاز نیست و هر لحظه مى تواند ذهن خود را متوجه جهان آفرینش، و نظامى كه در آن جارى است نماید و بوجود آفریدگار و پروردگار جهان پى ببرد.
خداى متعال در كلام خود مى فرماید: «إِنَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِینَ * وَفِی خَلْقِكُمْ وَمَا یَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آیَاتٌ لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ * وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ آیَاتٌ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»
خلاصه ترجمه: در آفرینش آسمانها و زمین از براى اهل ایمان آیه ها و نشانه هائى است كه آنانرا بسوى توحید رهبرى مى نماید، و در آفرینش خودتان و اینهمه جنبندگان كه در زمین پراكنده مى باشند علائم و آثارى است كه ارباب یقین را به یگانگى حق مى رساند، و در اختلافاتى كه شب و روز پیدا مى كنند و در نتیجه گاهى با هم برابر و گاهى از همدیگر درازتر و كوتاهتر و گرمتر و سردتر مى شوند. و همچنین در بارانى كه خداى متعال از آسمان نازل كرده بواسطه آن زمین مرده را زنده مى سازد، و همچنین در متوجه ساختن و گردانیدن بادها از سوئى بسوى دیگر، دلائل و شواهد زیادى كه صاحبان عقل و فهم را بدین حق معترف مى نماید.