فهرست کتاب


آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

خداشناسى و ملل

چنانچه میدانیم در عصر حاضر اكثریت روى زمین دیندارند و به خدائى كه جهان را آفریده معتقدند و آن را پرستش مى كنند.
بشر دیروزى حال بشر امروزى را داشته، و تا جائیكه تاریخ نشان مى دهد اكثریت افراد بشر دیندار بوده و خدائى براى جهان آفرینش اثبات مى كرده اند. اگر چه در میان جامعه اى خداشناس و متدین اختلاف نظر نیز وجود داشته است و هر قومى مبدأ آفرینش را با اوصاف مخصوصى توصیف مى نموده اند و لیكن در اصل مطلب، اتفاق كلمه داشته اند حتى در باستانى ترین آثار كه از بشر اولى كشف شده نشانه هائى از وجود دین و خداشناسى یافت مى شود و علائمى در دست است كه آنان به ماوراء طبیعت اعتقاد و ایمان داشته اند. و در قاره هاى تازه مانند آمریكا و استرالیا و جزائر دور دست قاره قدیم كه در قرنهاى اخیر كشف شده اهالى بومى خداشناس بوده و با اختلاف سلیقه ها مبدئى براى جهان آفرینش اثبات مى كرده اند با اینكه تاریخ آنان با دنیاى قدیم هرگز بدست نیامده است.
تأمل در این مطلب كه اعتقاد به خدا همیشه در میان بشر بوده روشن مى كند كه خداشناسى فطرى انسان است و بشر با فطرت خدادادى خود خدائى براى آفرینش جهان اثبات مى كند. قرآن كریم به این خاصیت فطرى انسان اشاره كرده مى فرماید: «وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ»
خلاصه ترجمه: اگر از آنان بپرسى آفریدگار آسمانها و زمین كیست؟ البته خواهند گفت: خدا

اثر این كنجكاوى در زندگى انسان

اگر انسان به این پرسشها كه در خصوص آفریدگار جهان و پدید آورنده نظام واحد آن كه به اقتضاء غریزه براى وى جلوه گر مى شود پاسخ مثبت داد مبدأ فناناپذیرى براى پیدایش جهان و گردش نظام شگفت آور آن اثبات كرده همه چیز را با اراده شكست ناپذیر وى كه متكى به قدرت و علم بى پایان اوست ارتباط داده است.
در نتیجه یك نوع دلگرمى و امیدوارى سراسر وجودش را خواهد گرفت و در سختیها و دشواریهائى كه در مسیر زندگى به آنها برخورد مى كند و در مشكلاتى كه راه هر گونه چاره جوئى را به روى وى مى بندد هیچگاه دچار نومیدى مطلق نخواهد شد زیرا مى داند كه زمام هر علت و سببى هر چه نیرومند هم باشد به دست تواناى خداى بزرگ است و همه چیز زیر فرمان اوست. و چنین كسى هرگز به اسباب و علل، تسلیم مطلق نمى شود و گاهى كه اوضاع جهان بكام وى پیش مى رود مغرور نگشته و باد در دماغ نمى اندازد و موقعیت حقیقى خود و جهان را فراموش نمى كند زیرا مى داند كه اسباب و علل ظاهرى سرخود نیستند و طبق فرمانى كه از پیشگاه خداى متعال دریافت مى كنند پیش مى روند و بالاخره چنین انسانى درك مى كند كه در جهان هستى جز خداى بزرگ به چیز دیگرى نباید سر تعظیم فرود آورد و نسبت به هیچ فرمانى جز فرمان وى نباید تسلیم مطلق شد.
ولى كسیكه به پرسشهاى نامبرده پاسخ منفى داد از آن امیدوارى و واقع بینى و بالاخره از این بلند طبعى و شجاعت فطرى برخوردار نیست. از این جا است كه مى بینیم در ملتهائى كه روح مادیت غلبه دارد روزبروز انتحار و خودكشى زیادتر مى شود و كسانیكه همه دلبستگى شان به اسباب و علل حسى است با كوچكترین اوضاع نامساعد از سعادت خود نومید شده به زندگى خود خاتمه مى دهند ولى كسانیكه از نعمت خداشناسى برخوردار هستند هنگامیكه خود را در كام مرگ هم مشاهده مى كنند نومیدى به خود راه نمى دهند و به اینكه خداى توانا و بینائى دارند دلگرم و امیدوار مى باشد
حضرت امام حسین (ع) در آخرین ساعات زندگى خود كه از هر سو هدف تیر و شمشیر دشمن بود مى فرمود: تنها چیزى كه این مصیبت ناگوار را بر من آسان مى سازد آنست كه خدا را پیوسته ناظر اعمال خویش مى بینم.

روش قرآن كریم در توحید

اگر انسان با نهادى پاك و دلى آرام نگاهى به جهان هستى نماید در هر گوشه و كنار آن آثار و دلایل و وجود پاك آفریدگار را مشاهده خواهد كرد.
و از هر در و دیوارى به ثبوت این حقیقت گواهى خواهد شنید. چه انسان در این جهان با هر چه روبرو مى شود یا پدیده اى است كه خدا آنرا آفریده، یا خاصیتى است كه خدا در آن نهاده، یا نظامى است كه به امر الهى در همه چیز جارى و حكمفرما گشته آدمى نیز یكى از همانهاست و سرپایش به این حقیقت گواهى مى دهد زیرا نه هستى وى از خودش مى باشد و نه خاصیت هائى كه از خود بروز مى دهد به اختیارش بسته است و نه برنامه زندگى را كه از نخستین دم پیدایش پیش مى گیرد به تدبیر خود وضع نموده است و نه مى تواند این نظام را اتفاقى و تصادفى انگاشته از هم گسیخته فرض كند. و نه مى تواند هستى و نظام هستى خود را به محیطى كه در آن بوجود آمده نسبت دهد زیرا هستى محیط نامبرده و نظامى هم كه در آن حكومت مى كند ساخته و پرداخته خود آن محیط نیست و از راه اتفاق و تصادف هم بوجود نیامده است.
اینست كه انسان گزیرى ندارد جز اینكه براى جهان آفرینش مبدئى اثبات كند كه پدید آورنده اشیاء و پرورش دهنده آنها مى باشد. اوست كه هر موجودى را هستى مى بخشد و پس از آن در شاهراه بقا با نظام خاصى بسوى كمال مخصوص خودش هدایت مى نماید. و چون آفرینش اشیاء را به همدیگر مرتبط و نظام واحدى در جهان مى بیند ناگزیر قضاوت مى نماید كه مبداء آفرینش و گرداننده نظام آن یكى بیش نیست