آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

--توحید

مقدمه

همه مى دانیم كه معارف آئین پاك اسلام بر سه بخش كلى منقسم مى گردد: اصول دین، اخلاق، فروع فقهیه.
و نیز روشن است اصول دین یعنى ریشه و پایه هاى اصلى دین سه اصل است كه انسان با نداشتن یكى از آنها از دین خارج مى شود:
1 - توحید یعنى اعتقاد به یگانگى خداى جهان عز و جل.
2 - اعتقاد به نبوت پیامبران خدا كه آخرشان حضرت محمد (ص) مى باشد.
3 - ایمان به معاد یعنى اعتقاد به اینكه خداى متعال همه را پس از مرگ زنده نموده به حساب اعمالشان رسیدگى فرموده نیكو كاران را پاداش نیك خواهد داد و بدكاران را به سزاى كردار و رفتارشان خواهد رسانید.
دو اصل دیگر به اصل نام برده ملحق مى باشد كه از مسلمات مذهب شیعه است و انسان با نداشتن اعتقاد به آنها از مذهب شیعه خارج مى شود اگر چه از اسلام بیرون نیست: امامت، عدل.

بحث از مبدا آفرینش فطرى است

انسان با غریزه خدادادى خود هر پدیده و حادثه اى را كه مشاهده مى كند از علت و سبب پیدایش آن جستجو مى نماید، و هرگز احتمال نمى دهد كه خود بخود و بدون سبب (اتفاقاً)بوجود آمده باشد. راننده اى كه ماشین آن از حركت باز مى ماند پائین آمده از جائى كه گمان خرابى مى برد بازدید مى كند تا سبب توقف را پیدا كند و هرگز باور ندارد كه ماشین با وجود آمادگى كامل كه براى حركت دارد بى جهت توقف كند و زمانى كه مى خواهد ماشین را به حركت در آورد از وسائلى كه در ماشین براى حركت تعبیه شده استفاده نماید و هرگز به امید اتفاق نمى نشیند. انسان اگر گرسنه شود بفكر نان مى افتد و وقتى كه تشنه مى شود پى آب مى گردد و اگر احساس سرما كرد رفع نیازمندى خود را در لباس یا مثلاً آتش مى داند و هیچگاه به دلگرمى اتفاق آرامش نمى یابد. كسى كه مى خواهد ساختمانى بنا كند طبعاً به تهیه لوازم ساختمان و بنا و عمله مى پردازد و كمترین امیدى ندارد كه خواسته وى خود بخود به وجود آید.
تا بشر بوده كوهها، جنگلها و دریاهاى پهناور هم در روى زمین با وى بوده اند. همیشه خورشید و ماه و ستارگان فروزان را با حركات منظم و دائمى آنها در آسمان دیده است.
با اینهمه دانشمندان جهان با تكاپوى خستگى ناپذیر علمى خود پیوسته از علل و اسباب پیدایش این موجودات و پدیده هاى شگفت انگیز بحث مى نمایند و هرگز نمى گویند: تا ما بوده ایم آنها را به همان حال دیده ایم، پس خود بخود به وجود آمده اند.
همین غریزه كنجكاوى و بحث از علل و اسباب انسان را وادار مى كند كه از پیدایش جهان آفرینش و نظام شگفت انگیز آن كنجكاوى نماید و اینكه آیا این جهان پهناور كه همه اجراء آن به همدیگر مربوط و پیوسته است و در حقیقت یك پدیده بزرگى است، خود بخود بوجود آمده یا از جاى دیگرى مایه و هستى مى گردد؟
و آیا این نظام حیرت انگیز كه طبق قوانین ثابت و استثنا ناپذیر در مجموع جهان و در هر گوشه و كنار آن جارى است و هر چیز را بسوى هدف و مقصد ویژه خودش رهبرى مى كند از ناحیه قدرت و علم بى پایان اجراء و اداره مى شود یا از روى تصادف و اتفاق پیدا شده است.