آموزش عقاید و دستورات دینی

, تنظیم و گردآوری: مرکز غدیر

وظیفه انسان نسبت به جامعه

چنانچه مى دانیم افراد انسان بدستیارى هم كار مى كند و در اثر آن از كار و كوشش همدیگر استفاده كرده و نیازمندیهاى زندگى خود را رفع مى نمایند جامعه هائى كه از این افراد بوجود مى آید بمنزله یك انسان بزرگ است و هر یك از افراد مانند عضوى از اعضاى انسان بزرگ مى باشد.
هر یك از اعضاء بدن انسان كارى را كه مخصوص به خود او است انجام مى دهد و از منفعت كار خود بعلاوه منافع اعضاء دیگر بهرمند مى شود یعنى در محیط فعالیت خود منافع خود را در ضمن منافع اعضاء دیگر تأمین مى كند، و در شعاع زندگى دیگران بزندگى خود ادامه مى دهد؛ و اگر هر یك از اعضاء خودخواهى بخرج مى داد و بدرد دیگران نمى خورد مثلا جائى كه دست یا پا مشغول كار است چشم با نگاه خود با آنها همكارى نمى كرد، یا دهان تنها به جویدن غذا و لذت بردن از آن قناعت كرده براى رفع نیازمندى معده غذا را فرو نمى برد، انسان بیدرنگ بدرود زندگى مى گفت و در نتیجه؛ همان اعضاى خودخواه انفرادى طلب نیز مى مردند.
وظیفه افراد اجتماع نیز نسبت بجامعه همان وظیفه اعضاى یك انسان است یعنى آدمى باید منافع خود را در ضمن منافع جامعه بخواهد و از كار و كوشش خود بهره بردارى جامعه را در نظر گیرد تا از زحمت خودش برخوردار شود و بهمه نفع برساند تا خود نیز بتواند نفعى ببرد، از حقوق همه دفاع كند تا حقوق خودش از بین نرود این حقیقتى است كه ما با فطرت خدادادى خود مى فهمیم و دین مقدس اسلام نیز كه بر اساس فظرت و آفرینش استوار است حكم و نظرى جز این نخواهد داشت.
پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرماید:
مسلمانان برادر همدیگر و در برابر بیگانگان بمنزله یكدست؛ یكدل و یك جهت مى باشند.
و باز مى فرماید:
المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند.
و باز مى فرماید:
من أصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم یعنى كسیكه بامور مسلمانان اهمیت ندهد مسلمان نیست.
از این جهت، در جنگ تبوك كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) با لشكر اسلام بسر حد روم حركت كردند بواسطه آنكه سه نفر از مسلمانان در جنگ شركت ننمودند پس از مراجعت لشكریان اسلام وقتى آن سه نفر به استقبال رفته و بآن حضرت سلام كردند روى مبارك خود را از ایشان برگردانیده و جواب سلامشان را نداد همچنین مسلمانان روى از ایشان برتافتند و كسى در شهر مدینه حتى زنهاى ایشان با آنان سخن نگفتند بالاخره بیچاره شده بكوههاى مدینه پناه بردند و بتوبه و انابه پرداختند تا پس از چند روز خداوند توبه ایشان را پذیرفت و بداخل شهر برگشتند.

عدالت:

در قرآن و اخبار پیشوایان دین، عدالت بر دو قسم است:
فردى و اجتماعى؛ و بهر دو معنى مورد عنایت كامل آئین مقدس اسلام مى باشد.

عدالت فردى:

آنست كه انسان از دروغ و غیبت و گناهان بزرگ دیگر اجتناب نموده و در انجام سایر گناهان پافشارى نكند و كسیكه داراى این صفت است عادل نامیده مى شود و طبق مقررات اسلامى مى تواند متصدى قضاوت و حكومت و پیشوائى تقلید و سایر مشاغل اجتماعى شود ولى كسیكه این شخصیت دینى را نداشته باشد نمى تواند از این مزایا بهرمند گردد.