اصول کافی جلد سوم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

باب: گناهان

بَابُ الذُّنُوبِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ أَبِى ع یَقُولُ مَا مِنْ شَیْ ءٍ أَفْسَدَ لِلْقَلْبِ مِنْ خَطِیئَةٍ إِنَّ الْقَلْبَ لَیُوَاقِعُ الْخَطِیئَةَ فَمَا تَزَالُ بِهِ حَتَّى تَغْلِبَ عَلَیْهِ فَیُصَیِّرَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 369 روایة:1
امام صادق (ع) فرمود: پدردم همواره میفرمود: چیزى بیشتر از گناه قلب را فاسد نكند، قلب مرتكب گناهى میشود (20) و بر آن اصرار میورزد تا بالایش بپائین میگراید (سرنگون و وارونه میشود و سخن حق و موعظه در آن نمیگنجد و تأثیر نمیكند).
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع فِى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ فَقَالَ مَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى فِعْلِ مَا یَعْلَمُونَ أَنَّهُ یُصَیِّرُهُمْ إِلَى النَّارِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 370 روایة:2
امام صادق (ع) درباره قول خداى عزوجل: «چه صبرى بر آتش دوزخ دارند 275 سوره 2» فرمود: یعنى چه صبرى دارند بر كارهائى كه میكنند كه آنها را بسوى آتش میكشاند.
شرح - حاصل آیه شریفه توبیخ و سرزنش گنهكارانست باظهار تعجب و شگفتى از صبر و شكیبائى آنها بر آتش دوزخ، و چون عقوبت و مجازات گنهكاران از نظر خداى تبارك و تعالى مسلم و قطعى است وقتى بنده مرتكب گناهى مى شود و سپش همان گناه را تكرار میكند یا گناه بزرگترى انجام میدهد، مثل اینكه خداى تعالى از صبر او اظهار تعجب میكند و میفرماید: با وجود آنكه بار اول در آتش افتاد چرا دیگر بار براى خود آتش بیشترى خرید، چه صبرى در برابر آتش دارد؟!
3- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ عِرْقٍ یَضْرِبُ وَ لَا نَكْبَةٍ وَ لَا صُدَاعٍ وَ لَا مَرَضٍ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِى كِتَابِهِ وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثِیرٍ قَالَ ثُمَّ قَالَ وَ مَا یَعْفُو اللَّهُ أَكْثَرُ مِمَّا یُؤَاخِذُ بِهِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 370 روایة:3
امام صادق (ع) فرمود: هیچ رگى نزند و پائى بسنگ نخورد و درد سر و مرضى پیش نیاید مگر بجهت گناهى (كه انسان مرتكب شده است) و همین است كه خداى عزوجل در كتابش فرماید «هر مصیبتى بشما رسد، براى كاریست كه بدست خود كرده اید و خدا از بسیارى هم گذشت میكند، 30 سوره 42» سپس امام علیه السلام فرمود: آنچه خدا از آن میگذرد از آنچه از آن مؤاخذه میكند بیشتر است.
شرح : برخى از مفسرین گفته اند: آیه شریفه بمصیباتى اختصاص دارد كه بنحو عقوبت و مجازات در دنیا از طرف خدایتعالى بانسان میرسد، پس مصیبات و بلاهائیرا كه براى كودكان و دیوانگان و مردم بیگناه پیش میآید، شامل نیست. و مخاطب آیه كریمه اینان نیستند.
(2405)4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ مَا مِنْ نَكْبَةٍ تُصِیبُ الْعَبْدَ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ مَا یَعْفُو اللَّهُ عَنْهُ أَكْثَرُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 370 روایة:4
امام باقر علیه السلام فرمود: هیچ نكبتى به بنده نرسد (پایش بسنگى نخورد) مگر بسبب گناهى و آنچه خدا از آن میگذرد بیشتر است.
5- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَقُولُ لَا تُبْدِیَنَّ عَنْ وَاضِحَةٍ وَ قَدْ عَمِلْتَ الْأَعْمَالَ الْفَاضِحَةَ وَ لَا یَأْمَنِ الْبَیَاتَ مَنْ عَمِلَ السَّیِّئَاتِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 371 روایة:5
امیر المؤمنین (ع) میفرمود: تو كه أعمال رسوا كننده مرتكب شده اى خنده دندان نما مكن، و كسیكه گناهانى كرده، از بلاى شبگیر و پیش آمد ناگهانى نباید ایمن باشد.
6- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِى أُسَامَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ سَطَوَاتِ اللَّهِ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ مَا سَطَوَاتُ اللَّهِ قَالَ الْأَخْذُ عَلَى الْمَعَاصِى
اصول كافى جلد3 صفحه: 371 روایة:6
ابى اسامه گوید: شنیدم امام صادق (ع) میفرمود: بخدا پناه برید از سطوتهاى خدا در شب و روز، عرضكردم: سطوتهاى خدا چیست؟ فرمود: مؤاخذه بر گناه.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سُلَیْمَانَ الْجَعْفَرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ الذُّنُوبُ كُلُّهَا شَدِیدَةٌ وَ أَشَدُّهَا مَا نَبَتَ عَلَیْهِ اللَّحْمُ وَ الدَّمُ لِأَنَّهُ إِمَّا مَرْحُومٌ وَ إِمَّا مُعَذَّبٌ وَ الْجَنَّةُ لَا یَدْخُلُهَا إِلَّا طَیِّبٌ
اصول كافى جلد3 صفحه: 371 روایة:7
امام باقر علیه السلام فرمود: همه گناهان سخت است (از نظر نافرمانى خدا و كیفر و عقوبت آنها) ولى سخت ترین آنها گناهى است كه بر آن گوشت و خون بروید (مانند خوردن مال حرام یا اصرار بر گناه اگر چه حلال خورد) زیرا آن گنهكار یا بخشوده و یا معذب گردد، و جز شخص پاك ببهشت وارد نشود (پس چنین گنهكارى باید در برزخ و یا محشر عذاب كشد تا آن گوشت و خونش بریزد و تصفیه گردد، و سپس داخل بهشت شود).
8- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ الْعَبْدَ لَیُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُزْوَى عَنْهُ الرِّزْقُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 371 روایة:8
امام باقر علیه السلام فرمود: همانا بنده مرتكب گناه میشود و روزى از او بر كنار میگردد.
شرح : مقصود گناهانى است كه تنگى روزى میآورد و آن هم نسبت باشخاصیكه خدایتعالى بخواهد آنها را در دنیا بدینوسیله كیفر دهد، و گرنه بسیارى از گنهكاران با توسعه رزق و زندگى مرفه در دنیا دیده میشوند.
(2410)9- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُخْتَارٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ عَبَدَ الدِّینَارَ وَ الدِّرْهَمَ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ كُمُّهُ أَعْمَى مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ نَكَحَ بَهِیمَةً
اصول كافى جلد3 صفحه: 371 روایة:9
رسولخدا (ص) فرمود: ملعونست ملعون كسیكه پرستش دینار و درهم كند (پول پرست باشد) ملعونست ملعون كسیكه نابینائى را كور كند (كسى را كه دینى را براى خود انتخاب نكرده و سرگردانست بكفر و ضلالت كشاند) ملعونست، كسیكه با چارپائى نزدیكى كند.
10- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ اتَّقُوا الْمُحَقَّرَاتِ مِنَ الذُّنُوبِ فَإِنَّ لَهَا طَالِباً یَقُولُ أَحَدُكُمْ أُذْنِبُ وَ أَسْتَغْفِرُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَیْ ءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِى صَخْرَةٍ أَوْ فِى السَّماواتِ أَوْ فِى الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ
اصول كافى جلد3 صفحه: 372 روایة:10
ابوبصیر گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود: از گناهانیكه ناچیزش انگارید بپرهیزید زیرا آنها هم بازخواست كننده اى دارد، شخصى از شما میگوید: گناه میكنم و آمرزش میخواهم، و خداى عزوجل میفرماید: «آنچه را پیش فرستاده و آثارشانرا خواهیم نوشت، و همه چیز را در امام مبین (لوح محفوظ یا نامه اعمال) آمار كنیم 12 سوره 36» و باز فرماید: «براستى كه اگر آنها (كردار وو گفتار بندگان) بوزن دانه خردلى بوده و در میان سنگ سخت یا در آسمانها و یا در زمین باشد، خدا آنها را بیاورد، همانا خدا باریك بین و آگاهست، 16 سوره 31»
11- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ طَرِیفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ الذَّنْبَ یَحْرِمُ الْعَبْدَ الرِّزْقَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 372 روایة:11
امام صادق (ع) مى فرمود: همانا گناه بنده را از روزى محروم میدارد.
12- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُدْرَأُ عَنْهُ الرِّزْقُ وَ تَلَا هَذِهِ الْ آیَةَ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّها مُصْبِحِینَ وَ لا یَسْتَثْنُونَ فَطافَ عَلَیْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 372 روایة:12
امام باقر علیه السلام فرمود: مردى مرتكب گناهى میشود و روزى از او كناره میگیرد و این آیه را تلاوت فرمود:«زمانیكه قسم خوردند كه صبحدم آنها را بچینند و انشاء الله نگفتند، بدانجهت از جانب پروردگارت بلائى بر آن چرخید و آنها خوابیده بودند، 27 سوره 68».
شرح : مرحوم مجلسى از تفسیر جامع الجوامع طبرسى نقل كند كه مردى در دو فرسنگى صنعاء یمن باغى داشت كه مخارج سالش را از آن بر میداشت و باقى را بفقرا صدقه میداد و هرچه را داس نمى گرفت از گندم و جو و آنچه چیده نمى شد از انگور و آنچه ته بساط باقى میماند از خرما براى فقرا میگذاشت، و اینها نیز مقدارى بسیارى میشد، چون آنمرد وفات كرد، پسرانش گفتند: اگر ما بروش پدر رفتار كنیم، زندگى بر ما سخت شود، زیر ما عیال واریم، لذا سوگند یاد كردند كه صبح زود بروند و تا فقرا نیامده اند، محصول باغ را بچینند و براى تصمیم و سوگند خویش انشاء الله نگفتند، خدا هم در آنشب آتشى فرستاد تا همه باغ را بسوخت....
13- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِذَا أَذْنَبَ الرَّجُلُ خَرَجَ فِى قَلْبِهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ انْمَحَتْ وَ إِنْ زَادَ زَادَتْ حَتَّى تَغْلِبَ عَلَى قَلْبِهِ فَلَا یُفْلِحُ بَعْدَهَا أَبَداً
اصول كافى جلد3 صفحه: 373 روایة:13
امام صادق (ع) میفرمود: هرگاه مرد گناهى كند، در دلش نقطه سیاهى بر آید، پس اگر توبه كند، محو شود، و اگر بر گناه بیفزاید، آن سیاهى افزایش یابد تا بر دلش غالب شود، سپس هرگز رستگار نشود.
(2415)14- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِى أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ الْعَبْدَ یَسْأَلُ اللَّهَ الْحَاجَةَ فَیَكُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضَاؤُهَا إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ أَوْ إِلَى وَقْتٍ بَطِى ءٍ فَیُذْنِبُ الْعَبْدُ ذَنْباً فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِلْمَلَكِ لَا تَقْضِ حَاجَتَهُ وَ احْرِمْهُ إِیَّاهَا فَإِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِى وَ اسْتَوْجَبَ الْحِرْمَانَ مِنِّى
اصول كافى جلد3 صفحه: 373 روایة:14
امام باقر (ع) فرمود: همانا بنده از خدا حاجتى میخواهد كه اقتضا دارد، زود یا دیر بر آورده شود (زیرا حاجت مشروعست و شرایط دعا موجود) سپس آن بنده گناهى مرتكب میشود، و خداى تبارك و تعالى بفرشته میفرماید: حاجتش را روا مكن و او را از آن محروم دار: زیرا در معرض خشم من در آمد و سزاوار محرومیت من گشت.
15- ابْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّهُ مَا مِنْ سَنَةٍ أَقَلَّ مَطَراً مِنْ سَنَةٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ یَضَعُهُ حَیْثُ یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِى صَرَفَ عَنْهُمْ مَا كَانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ الْمَطَرِ فِى تِلْكَ السَّنَةِ إِلَى غَیْرِهِمْ وَ إِلَى الْفَیَافِى وَ الْبِحَارِ وَ الْجِبَالِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَیُعَذِّبُ الْجُعَلَ فِى جُحْرِهَا بِحَبْسِ الْمَطَرِ عَنِ الْأَرْضِ الَّتِى هِیَ بِمَحَلِّهَا بِخَطَایَا مَنْ بِحَضْرَتِهَا وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَهَا السَّبِیلَ فِى مَسْلَكٍ سِوَى مَحَلَّةِ أَهْلِ الْمَعَاصِى قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِى الْأَبْصَارِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 373 روایة:15
ابوحمزه گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام فرمود: هیچ سالى كم باران تر از سال دیگر نیست، ولى خدا باران را بجائى كه خواهد میفرستد، چون مردمى مرتكب گناهان شوند، خداى عزوجل بارانى را كه در آنسال براى آنها مقدر فرموده، از آنها بگرداند و بسوى بیابانها و دریاها و كوهها فرستد و همانا خدا جعل را در سوراخش عذاب كند، بوسیله نگهداشتن باران از زمینى كه جعل در آنست. براى گناهان مردمیكه در آنجا باشند، در صورتیكه خدا براى جعل راهى در غیر محله گنهكاران قرار داده است سپس امام علیه السلام فرمود: اى صاحبان بینش عبرت گیرید.
شرح : مرحوم مجلسى راجع بجمله اخیر گوید: اى صاحبان بینش و خرد تفكر كنید و بیندیشید كه هرگاه حال حیوان غیر مكلف بى شعور و یا كم شعور در زیان بردن از همسایگى گنهكاران چنین باشد، حال شما چگونه خواهد بود با این گناه بسیار و همسایگى با گنهكاران، و این خبردلالت دارد كه حیوانات هم یكنوع شعور و ادراكى دارند و بعضى از تكالیف شرعیه و اعمال بندگانرا میفهمند و تكلیفى هم دارند بر خلاف بیشتر حكما و متكلمین، چنانچه داستان هدهد جناب سلیمان و اخبار دیگرى را كه در كتاب كبیر (بحار الانوار) خود ذكر نموده ایم مؤید این قولست، و محتمل است مراد از جعل مردم ضعیف العقل باشند، ولى این احتمال بعید است، و نیز این خبر دلالت دارد بر وجوب مهاجرت از جائیكه مردم گنهكار دارد، اگر باز داشتن آنها از گناه ممكن نباشد.
16- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ یُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُحْرَمُ صَلَاةَ اللَّیْلِ وَ إِنَّ الْعَمَلَ السَّیِّئَ أَسْرَعُ فِى صَاحِبِهِ مِنَ السِّكِّینِ فِى اللَّحْمِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 374 روایة:16
امام صادق (ع) فرمود: همانا شخص گناهى مرتكب میشود و بر اثر آن از نماز شب محروم میشود و تأثیر كار بد در صاحبش از تأثیر كارد در گوشت زودتر است.
17- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ هَمَّ بِسَیِّئَةٍ فَلَا یَعْمَلْهَا فَإِنَّهُ رُبَّمَا عَمِلَ الْعَبْدُ السَّیِّئَةَ فَیَرَاهُ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَیَقُولُ وَ عِزَّتِى وَ جَلَالِى لَا أَغْفِرُ لَكَ بَعْدَ ذَلِكَ أَبَداً
اصول كافى جلد3 صفحه: 374 روایة:17
و فرمود: كسیكه آهنگ گناهى كند، باید انجام ندهد، زیرا گاهى بنده گناهى مرتكب شود و خداى تبارك و تعالى او را ببیند و فرماید: بعزت و جلالم سوگند، دیگر ترا بعد از این نیامرزم.
18- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهْدِیِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ لَا یُعْصَى فِى دَارٍ إِلَّا أَضْحَاهَا لِلشَّمْسِ حَتَّى تُطَهِّرَهَا
اصول كافى جلد3 صفحه: 374 روایة:18
حضرت ابوالحسن (ع) فرمود: بر خدا سزاوار است كه هر خانه اى كه در آن نافرمانیش كنند، خرابش كند تا خورشید بر آن بتابد و (از پلیدى معنوى) پاكش كند (پس معصیت خدا خانه را ویران كند چنانكه آفتاب بر سطح آن بتابد).
(2420)19- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ع إِنَّ الْعَبْدَ لَیُحْبَسُ عَلَى ذَنْبٍ مِنْ ذُنُوبِهِ مِائَةَ عَامٍ وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَى أَزْوَاجِهِ فِى الْجَنَّةِ یَتَنَعَّمْنَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 374 روایة:19
رسول خدا (ص) فرمود: همانا بنده گاهى براى یكى از گناهانش صد سال (در قیامت) حبس شود، و همسران خود را بیند كه در نعمت بهشت میخرامند (یعنى صد سال دیرتر از همسرانش ببهشت رود).
20- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ عِیسَى بْنِ أَیُّوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ فِى قَلْبِهِ نُكْتَةٌ بَیْضَاءُ فَإِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً خَرَجَ فِى النُّكْتَةِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ ذَهَبَ ذَلِكَ السَّوَادُ وَ إِنْ تَمَادَى فِى الذُّنُوبِ زَادَ ذَلِكَ السَّوَادُ حَتَّى یُغَطِّیَ الْبَیَاضَ فَإِذَا غَطَّى الْبَیَاضَ لَمْ یَرْجِعْ صَاحِبُهُ إِلَى خَیْرٍ أَبَداً وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا یَكْسِبُونَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 375 روایة:20
امام باقر (ع) فرمود: هر بنده اى در دلش نقطه اى سفیدیست كه چون گناهى كند. خال سیاهى در آن پیدا شود، سپس اگر توبه كند آن سیاهى برود، و اگر از گناه دنبال گیرى كند، آن سیاهى بیفزاید تا روى سفیدى را بپوشاند، و چون سفیدى پوشیده شد، دیگر صاحب آن دل هرگز بخیر نگراید و همین است، گفتار خداى عزوجل: «نه چنین است، بلكه آنچه مرتكب شدند بر دلشان زنگارى بست، 14 سوره 83»
21- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَا تُبْدِیَنَّ عَنْ وَاضِحَةٍ وَ قَدْ عَمِلْتَ الْأَعْمَالَ الْفَاضِحَةَ وَ لَا تَأْمَنِ الْبَیَاتَ وَ قَدْ عَمِلْتَ السَّیِّئَاتِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 375 روایة:21
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: تو كه اعمال رسوا كننده مرتكب شده اى خنده دندان نما مكن و در صورتیكه مرتكب كردارهاى زشت میشوى، از بلاى شبگیر و ناگهانى ایمن مباش.
22- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى وَ أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِى عَمْرٍو الْمَدَائِنِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ كَانَ أَبِی ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ قَضَى قَضَاءً حَتْماً أَلَّا یُنْعِمَ عَلَى الْعَبْدِ بِنِعْمَةٍ فَیَسْلُبَهَا إِیَّاهُ حَتَّى یُحْدِثَ الْعَبْدُ ذَنْباً یَسْتَحِقُّ بِذَلِكَ النَّقِمَةَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 375 روایة:22
امام صادق (ع) فرمود: پدرم على (ع) میفرمود: خدا حكم قاطع و حتمى فرموده كه نعمتى را كه به بنده اى مرحمت فرموده: از او باز نگیرد، مگر زمانى كه بنده گناهى مرتكب شود كه بسبب آن مستحق كیفر گردد.
23- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سَدِیرٍ قَالَ سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَیْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ الْ آیَةَ فَقَالَ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ كَانَتْ لَهُمْ قُرًى مُتَّصِلَةٌ یَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ أَنْهَارٌ جَارِیَةٌ وَ أَمْوَالٌ ظَاهِرَةٌ فَكَفَرُوا نِعَمَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ غَیَّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ مِنْ عَافِیَةِ اللَّهِ فَغَیَّرَ اللَّهُ مَا بِهِمْ مِنْ نِعْمَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ فَأَرْسَلَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِمِ فَغَرَّقَ قُرَاهُمْ وَ خَرَّبَ دِیَارَهُمْ وَ أَذْهَبَ أَمْوَالَهُمْ وَ أَبْدَلَهُمْ مَكَانَ جَنَّاتِهِمْ جَنَّتَیْنِ ذَوَاتَیْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَیْ ءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِیلٍ ثُمَّ قَالَ ذلِكَ جَزَیْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِی إِلَّا الْكَفُورَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 375 روایة:23
مردى از امام صادق (ع) این قول خداى عزوجل را پرسید: «گفتند: پروردگارا! بین سفرهاى ما دورى انداز و آنها بخود ستم كردند… 18 سوره 34 » حضرت فرمود: آنها مردمى بودند داراى آبادیهاى بهم پیوسته و درچشم رس یكدیگر با نهرهاى جارى و اموال بسیار و نمایان، سپس نعمتهاى خداى عزوجل را ناسپاسى كردند و عافیت خدا را نسبت بخود دگرگون ساختند، خدا هم نعمت آنها را دگرگون ساخت و همانا خدا آنچه را مردمى دارند دگرگون نسازد تا آنها خود را دگرگون كنند» خدابر آنها سیل عرم (21) فرستاد تا آبادیهاشانرا غرقه نمود و دیارشان را خراب كرد و اموالشان را برد، و باغهاى (سر سبز و پر میوه) آنها را بدو باغ از درخت تلخ و شوره گز و اندكى سدر (یعنى درختان بى میوه خود رو كه پس از خشك شدن سیل روئیده بود) تبدیل كرد، سپس خداى عزوجل فرماید: «ناسپاسى آنها را چنین كیفر دادیم، مگر ما جز ناسپاس را كیفر دهیم 16 سوره 34».
(2425)24- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَةً فَسَلَبَهَا إِیَّاهُ حَتَّى یُذْنِبَ ذَنْباً یَسْتَحِقُّ بِذَلِكَ السَّلْبَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 376 روایة:24
سماعه گوید: شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود: خدا نعمتى به بنده اى نداده كه از او بگیرد جز آنكه گناهى كند كه بدان سزاوار سلب نعمت شود.
25- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْهَیْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ الْجَزَرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَائِهِ إِلَى قَوْمِهِ وَ أَوْحَى إِلَیْهِ أَنْ قُلْ لِقَوْمِكَ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِ قَرْیَةٍ وَ لَا أُنَاسٍ كَانُوا عَلَى طَاعَتِى فَأَصَابَهُمْ فِیهَا سَرَّاءُ فَتَحَوَّلُوا عَمَّا أُحِبُّ إِلَى مَا أَكْرَهُ إِلَّا تَحَوَّلْتُ لَهُمْ عَمَّا یُحِبُّونَ إِلَى مَا یَكْرَهُونَ وَ لَیْسَ مِنْ أَهْلِ قَرْیَةٍ وَ لَا أَهْلِ بَیْتٍ كَانُوا عَلَى مَعْصِیَتِى فَأَصَابَهُمْ فِیهَا ضَرَّاءُ فَتَحَوَّلُوا عَمَّا أَكْرَهُ إِلَى مَا أُحِبُّ إِلَّا تَحَوَّلْتُ لَهُمْ عَمَّا یَكْرَهُونَ إِلَى مَا یُحِبُّونَ وَ قُلْ لَهُمْ إِنَّ رَحْمَتِى سَبَقَتْ غَضَبِى فَلَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَتِى فَإِنَّهُ لَا یَتَعَاظَمُ عِنْدِى ذَنْبٌ أَغْفِرُهُ وَ قُلْ لَهُمْ لَا یَتَعَرَّضُوا مُعَانِدِینَ لِسَخَطِى وَ لَا یَسْتَخِفُّوا بِأَوْلِیَائِى فَإِنَّ لِى سَطَوَاتٍ عِنْدَ غَضَبِى لَا یَقُومُ لَهَا شَیْ ءٌ مِنْ خَلْقِی
اصول كافى جلد3 صفحه: 376 روایة:25
امام صادق (ع) میفرمود: خداى عزوجل یكى از پیغمبرانش را بسوى قومش فرستاد و باو وحى فرمود كه بقومت بگو: هر اهل قریه و مردمیكه بروش اطاعت من باشند و در آنحال بآنها خوشى و فراوانى رسد و سپس از آنچه دوست دارم بدانچه ناپسند دارم (از اطاعتم بمعصیت) گرایند، آنها را از آنچه دوست دارند بآنچه ناخوش دارند (از خوشى بنا خوشى) منتقل كنم.
و هر اهل قریه و خاندانى كه نافرمانیم كنند و بسختى افتند، سپس از آنچه ناپسند دارم بآنچه دوست دارم (از معصیت باطاعت) گرایند، آنها را از آنچه نمیخواهند بآنچه دوست دارند منتقل كنم.
و نیز بآنها بگو: رحمت من بر خشم و غضبم پیش دارد، پس از رحتم نومید مباشید، زیرا گناهى را كه میآمرزم نزد من بزرگ نمینماید، و بآنها بگو: با عناد و لجبازى در معرض خشم من نیایند، و دوستانم را سبك نشمارند، زیرا هنگام خشم هیبتهائى دارم كه هیچ یك از مخلوقم تاب مقاومت آنها را ندارد
26- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْهَاشِمِیُّ عَنْ جَدِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنْ سُلَیْمَانَ الْجَعْفَرِیِّ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِیٍّ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ إِذَا أُطِعْتُ رَضِیتُ وَ إِذَا رَضِیتُ بَارَكْتُ وَ لَیْسَ لِبَرَكَتِى نِهَایَةٌ وَ إِذَا عُصِیتُ غَضِبْتُ وَ إِذَا غَضِبْتُ لَعَنْتُ وَ لَعْنَتِى تَبْلُغُ السَّابِعَ مِنَ الْوَرَى
اصول كافى جلد3 صفحه: 377 روایة:26
امام رضا علیه السلام فرمود: خداى عزوجل بیكى از پیغمبران وحى فرمود كه: هرگاه اطاعت شوم راضى گردم و چون راضى شوم بركت دهم و بركت من بى پایانست، و هرگاه نافرمانى شوم خشم گیرم، و چون خشم گیرم لعنت كنم و لعنت من تا هفت پشت برسد.
27- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ إِنَّ أَحَدَكُمْ لَیَكْثُرُ بِهِ الْخَوْفُ مِنَ السُّلْطَانِ وَ مَا ذَلِكَ إِلَّا بِالذُّنُوبِ فَتَوَقَّوْهَا مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ لَا تَمَادَوْا فِیهَا
اصول كافى جلد3 صفحه: 377 روایة:27
امام صادق (ع) فرمود: گاهى یكى از شما از سلطان بسیار میترسد، و این جز براى ارتكاب گناهان نیست، تا میتوانید از گناهان بپرهیزید و بر آنها اصرار نورزید.
شرح : چنانچه بعد از این ذكر میشود برخى از گناهان موجب میشود كه سلطان ظالمى بر مردمى مسلط شود و آنها از او بترسند.
28- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَا وَجَعَ أَوْجَعُ لِلْقُلُوبِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ لَا خَوْفَ أَشَدُّ مِنَ الْمَوْتِ وَ كَفَى بِمَا سَلَفَ تَفَكُّراً وَ كَفَى بِالْمَوْتِ وَاعِظاً
اصول كافى جلد3 صفحه: 377 روایة:28
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: دردى دردناكتر براى دل نیست، و ترسى سخت تر از مرگ نیست، و گذشته براى اندیشیدن (و عبرت گرفتن) بس است و مرگ براى اندرز دادن كافى است.
29- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِیثَمِیِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ الشَّامِیِّ مَوْلًى لِأَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع یَقُولُ كُلَّمَا أَحْدَثَ الْعِبَادُ مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ یَكُونُوا یَعْمَلُونَ أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلَاءِ مَا لَمْ یَكُونُوا یَعْرِفُونَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 377 روایة:29
امام رضا علیه السلام مى فرمود: هر چند بندگان گناهان تازه اى را كه سابقه نداشته ایجاد كنند خدا براى آنها بلاهائیرا كه سابقه نداشته ایجاد كند.
توضیح : این روایت شریف در اجتماع امروز ما بسیار بارز و روشن جلوه گر است، ما در اینزمان گناهان نوظهورى (خصوصاً نسبت به زنان و انواع كلاهبرداریها) میشنویم كه نه در كتابى خوانده و نه از كسى شنیده ایم. و همچنین از امراض و گرفتارى هاى مردم آنچه مى بینیم، در قاموس معلومات ما تازگى دارد.
30- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبَّادِ بْنِ صُهَیْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَصَانِى مَنْ عَرَفَنِى سَلَّطْتُ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَعْرِفُنِى
اصول كافى جلد3 صفحه: 378 روایة:30
امام صادق علیه السلام فرمود: خداى عزوجل فرماید: هرگاه كسیكه مرا شناخته نافرمانیم كند، كسیرا كه مرا نشناخته بر او مسلط كنم.
31- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ ابْنِ عَرَفَةَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِى كُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ مُنَادِیاً یُنَادِى مَهْلًا مَهْلًا عِبَادَ اللَّهِ عَنْ مَعَاصِى اللَّهِ فَلَوْ لَا بَهَائِمُ رُتَّعٌ وَ صِبْیَةٌ رُضَّعٌ وَ شُیُوخٌ رُكَّعٌ لَصُبَّ عَلَیْكُمُ الْعَذَابُ صَبّاً تُرَضُّونَ بِهِ رَضّاً
اصول كافى جلد3 صفحه: 378 روایة:31
امام صادق (ع) فرمود: خداى عزوجل یك جارچى دارد كه در هر روز و شب جار زند: ایست، ایست بندگان خدا، از رفتن بسوى نافرمانیهاى خدا، كه اگر چارپایان چرنده و كودكان شیرخوار و پیران بركوع رفته نبودند، عذابى بر سر شما فرو میریخت كه نرم و كوبیده شوید.

باب: گناهان كبیره

بَابُ الْكَبَائِرِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِى جَمِیلَةَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِیماً قَالَ الْكَبَائِرُ الَّتِى أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهَا النَّارَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 378 روایة:1
امام صادق (ع) درباره قول خداى عزوجل؛ «اگر از گناهان كبیره اى كه نهى شده اید دورى كنید، بدیهاى شما را بپوشانم و شما را بمنزل ارجمندى وارد كنیم، 31 سوره 4» فرمود: گناهان كبیره آنهائیستكه خداى عزوجل دوزخ را براى آنها واجب ساخته .
شرح : در بیان تعریف و شماره گناهان كبیره میان علماء اختلافى است كه در آخر این باب انشاء الله ذكر میكنیم، بیضاوى در تفسیر این آیه گفته است: اگر از گناهان كبیره دورى كنید، گناهان صغیره شما را میآمرزیم و محو میكنیم و شما را ببهشت و وعده گاه ثواب وارد میكنیم یا شما را محترمانه وارد میكنیم.
2- عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ كَتَبَ مَعِى بَعْضُ أَصْحَابِنَا إِلَى أَبِى الْحَسَنِ ع یَسْأَلُهُ عَنِ الْكَبَائِرِ كَمْ هِیَ وَ مَا هِیَ فَكَتَبَ الْكَبَائِرُ مَنِ اجْتَنَبَ مَا وَعَدَ اللَّهُ عَلَیْهِ النَّارَ كَفَّرَ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ إِذَا كَانَ مُؤْمِناً وَ السَّبْعُ الْمُوجِبَاتُ قَتْلُ النَّفْسِ الْحَرَامِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ وَ أَكْلُ الرِّبَا وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ وَ أَكْلُ مَالِ الْیَتِیمِ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 379 روایة:2
ابن محبوب گوید: یكى از اصحاب نامه اى نوشت و بمن داد كه بحضرت ابوالحسن علیه السلام دهم، در آن نامه پرسیده بود: كبائر چند تاست و چیست؟ حضرت نوشت: كبائر: كسى كه از آنچه خدا بر آن بدوزخ تهدید كرده دورى كند، كردارهاى بدش پوشیده مى شود، اگر مؤمن باشد، و هفت گناهیكه موجب دوزخ میشود: 1- آدمكشى حرام (نه كشتن قاتل و مهاجم و مانند آن) 2- نافرمانى پدر و مادر (بدرجه ایكه عاق آنها شود) 3- رباخوارى 4- تعرب بعد از هجرت. 5- متهم ساختن زنان پارسا بزنا. 6- خوردن مال یتیم. 7- فرار از جهاد.
شرح : تعرب بعد از هجرت در صدر اسلام نسبت بكسانى بوده كه از مكه و آبادیهاى دیگر كفرنشین مدینه و مركز اسلام هجرت نموده بودند، برگشتن آنها یا مسلمین دیگر ببلاد كفر تعرب بعد از هجرت میگفتند و یكى از گناهان كبیره و بمنزله ارتداد بوده، ولى در اعصار ائمه علیهم السلام و دوران عیبت تعرب اینستكه: مسلمانى در بلاد كفر بوده و در آنجا از اظهار اسلام و تعلیم احكام ممنوع و معذور باشد اقامت او در آنجا از گناهان كبیره است، و برخى ازعلماء تعرب را تعمیم داده و حتى شامل كس دانسته اند كه مشغول تحصیل علمى شود و سپس ترك آن كند.
(2435)3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ الْكَبَائِرُ سَبْعٌ قَتْلُ الْمُؤْمِنِ مُتَعَمِّداً وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَةِ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ وَ أَكْلُ مَالِ الْیَتِیمِ ظُلْماً وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَةِ وَ كُلُّ مَا أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَیْهِ النَّارَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 379 روایة:3
محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام امام صادق (ع) میفرمود: كبائر هفت گناه است:
1- كشتن مؤمن بعمد 2- متهم ساختن زن پاكدامن. 3- فرار از جهاد 4- تعرب بعد از هجرت 5- خوردن مال یتیم بنا حق. 6- خوردن ربا بعد از دانستن (حرمت آن) 7- هر چه خدا بر آن دوزخ را واجب كرده.
4- یُونُسُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ مِنَ الْكَبَائِرِ عُقُوقَ الْوَالِدَیْنِ وَ الْیَأْسَ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ الْأَمْنَ لِمَكْرِ اللَّهِ وَ قَدْ رُوِیَ أَنَّ أَكْبَرَ الْكَبَائِرِ الشِّرْكُ بِاللَّهِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 379 روایة:4
عبد الله بن سنان گوید شنیدم، امام صادق (ع) مى فرمود: از جمله گناهان كبیره نافرمانى پدر و مادر است و نومیدى از رحمت و ایمنى از مكر خدا (یعنى عذاب و مهلت دادن خدا) و روایت شده كه بزرگترین گناهان كبیره شرك بخداست.
5- یُونُسُ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ نُعْمَانَ الرَّازِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَنْ زَنَى خَرَجَ مِنَ الْإِیمَانِ وَ مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ خَرَجَ مِنَ الْإِیمَانِ وَ مَنْ أَفْطَرَ یَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مُتَعَمِّداً خَرَجَ مِنَ الْإِیمَانِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 380 روایة:5
نعمان رازى گوید: شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود: هر كه زنا كند از ایمان خارج شود و هر كه مى بنوشد از ایمان خارج شود، و هر كه یكروز از ماه رمضان را عمداً افطار كند (دانسته و بدون عذر روزه اش را بخورد) از ایمان خارج شود (یعنى در حالیكه مؤمن مرتكب این گناهان است، ایمان از او سلب میشود و پس از پایان گناه برمیگردد).
عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدَةَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یَزْنِى الزَّانِى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ قَالَ لَا إِذَا كَانَ عَلَى بَطْنِهَا سُلِبَ الْإِیمَانُ مِنْهُ فَإِذَا قَامَ رُدَّ إِلَیْهِ فَإِذَا عَادَ سُلِبَ قُلْتُ فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَعُودَ فَقَالَ مَا أَكْثَرَ مَنْ یُرِیدُ أَنْ یَعُودَ فَلَا یَعُودُ إِلَیْهِ أَبَداً
اصول كافى جلد3 صفحه: 380 روایة:6
محمد بن عبده گوید: به امام صادق (ع) عرض كردم: زنا كار در حال زنا مؤمن نیست؟ فرمود: نه؟ زمانى كه روى شكم آن زنست، ایمان از او سلب شود و چون برخاست برگردد و باز اگر بزنا برگشت سلب شود، عرض كردم: او كه آهنگ برگشتن بزنا دارد (پس چرا ایمانش بر میگردد و مؤمن گفته میشود؟) فرمود: چه بسیار كسان كه آهنگ برگشتن دارند، ولى هرگز بر نمیگردند (پس قصد و آهنگ گناه مثل خود گناه نیست و ممكن است صغیره اى جبران پذیر باشد).
7- یُونُسُ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع فِى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ قَالَ الْفَوَاحِشُ الزِّنَى وَ السَّرِقَةُ وَ اللَّمَمُ الرَّجُلُ یُلِمُّ بِالذَّنْبِ فَیَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْهُ قُلْتُ بَیْنَ الضَّلَالِ وَ الْكُفْرِ مَنْزِلَةٌ فَقَالَ مَا أَكْثَرَ عُرَى الْإِیمَانِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 380 روایة:7
امام صادق (ع) راجع بقول خداى عزوجل: «كسانیكه از گناهان بزرگ و زشتكاریها بجز گناهان خرد اجتناب مى كنند، 35 سوره 53» فرمود: زشتكاریها، زنا و سرقت است و گناه خرد اینستكه كسى آهنگ گناه كند و سپس از خدا آمرزش خواهد. عرض كردم: میان گمراهى و كفر منزلى است؟ فرمود: دست آویزهاى ایمان بسیار است.
شرح : بنا بقولى كبائر گناهانى است كه مرتكبش را بدوزخ كشاند و فواحش گناهانى است كه حد دارد مانند زنا و شرب خمر و سرقت و لمم گناهان صغیره است. مانند نگاه كردن و بوسیدن حرام.
و اما سؤال و جواب آخر روایت ظاهراً مقصود سائل اینستكه: آیا هر گمراهى كافر است یا ممكن است گمراهى باشد كه كافر نباشد، امام علیه السلام در مقام جواب شق دوم را اختیار كرده میفرماید: دست آویزهاى ایمان بسیار است، برخى از آنها مانند شهادتین است كه اگر كسى ترك كندكافر است و بعضى واجبات و محرماتى است با درجات مختلف و ترك بعضى از واجبات و اتیان برخى از محرمات تنها موجب ضلالت میشود نه كفر وخلاصه آن كه میان ایمان كامل و كفر مطلق ضلالت است و آن درجات بسیارى دارد.
(2440)8- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْكَبَائِرِ فَقَالَ هُنَّ فِى كِتَابِ عَلِیٍّ ع سَبْعٌ الْكُفْرُ بِاللَّهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَةِ وَ أَكْلُ مَالِ الْیَتِیمِ ظُلْماً وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ قَالَ فَقُلْتُ فَهَذَا أَكْبَرُ الْمَعَاصِى قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَأَكْلُ دِرْهَمٍ مِنْ مَالِ الْیَتِیمِ ظُلْماً أَكْبَرُ أَمْ تَرْكُ الصَّلَاةِ قَالَ تَرْكُ الصَّلَاةِ قُلْتُ فَمَا عَدَدْتَ تَرْكَ الصَّلَاةِ فِى الْكَبَائِرِ فَقَالَ أَیُّ شَیْ ءٍ أَوَّلُ مَا قُلْتُ لَكَ قَالَ قُلْتُ الْكُفْرُ قَالَ فَإِنَّ تَارِكَ الصَّلَاةِ كَافِرٌ یَعْنِى مِنْ غَیْرِ عِلَّةٍ
اصول كافى جلد3 صفحه: 381 روایة:8
عبید بن زراره گوید: از امام صادق (ع) راجع بكبائر پرسیدم، فرمود: آنها در كتاب على (ع) هفت است: 1- كفر بخدا. 2- آدم كشى 3- نافرمانى پدر و مادر. 4- خوردن ربا بعد از دانستن. 5- خوردن مال یتیم بنا حق. 6- فرار از جهاد. 7- تعرب بعد از هجرت، عرضكردم: اینها بزرگترین گناهانند؟ فرمود: آرى، عرض كردم: گناه خوردن یكدرهم از مال یتیم بنا حق بزرگتر است یا ترك نماز؟ فرمود: ترك نماز، عرض كردم: شما كه ترك نماز را از كبائر نشمردى؟ فرمود: نخستین چیزى كه بتو گفتم چه بود؟ عرض كردم: كفر، فرمود: تارك نماز كافر است، یعنى بدون علت و عذر.
توضیح : جمله «یعنى من غیر علة» كلام مرحوم كلینى یا یكى از رواتست و بعید است كه سخن امام (ع) باشد، و «علت» شامل جهل و نسیان و غفلت هم میشود، پس اگر كسى نماز را از روى علم و عمد ترك كند كافر است چنانكه ترك زكاة و حج و هر واجبى نیز درآنصورت چنین است و این یكى از معانى كفر است كه مقام خود توضیح داده شود.
9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَبِیبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ عَلَیْهِ أَرْبَعُونَ جُنَّةً حَتَّى یَعْمَلَ أَرْبَعِینَ كَبِیرَةً فَإِذَا عَمِلَ أَرْبَعِینَ كَبِیرَةً انْكَشَفَتْ عَنْهُ الْجُنَنُ فَیُوحِى اللَّهُ إِلَیْهِمْ أَنِ اسْتُرُوا عَبْدِى بِأَجْنِحَتِكُمْ فَتَسْتُرُهُ الْمَلَائِكَةُ بِأَجْنِحَتِهَا قَالَ فَمَا یَدَعُ شَیْئاً مِنَ الْقَبِیحِ إِلَّا قَارَفَهُ حَتَّى یَمْتَدِحَ إِلَى النَّاسِ بِفِعْلِهِ الْقَبِیحِ فَیَقُولُ الْمَلَائِكَةُ یَا رَبِّ هَذَا عَبْدُكَ مَا یَدَعُ شَیْئاً إِلَّا رَكِبَهُ وَ إِنَّا لَنَسْتَحْیِى مِمَّا یَصْنَعُ فَیُوحِى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِمْ أَنِ ارْفَعُوا أَجْنِحَتَكُمْ عَنْهُ فَإِذَا فُعِلَ ذَلِكَ أَخَذَ فِى بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَعِنْدَ ذَلِكَ یَنْهَتِكُ سِتْرُهُ فِى السَّمَاءِ وَ سِتْرُهُ فِى الْأَرْضِ فَیَقُولُ الْمَلَائِكَةُ یَا رَبِّ هَذَا عَبْدُكَ قَدْ بَقِیَ مَهْتُوكَ السِّتْرِ فَیُوحِى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِمْ لَوْ كَانَتْ لِلَّهِ فِیهِ حَاجَةٌ مَا أَمَرَكُمْ أَنْ تَرْفَعُوا أَجْنِحَتَكُمْ عَنْهُ
وَ رَوَاهُ ابْنُ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 381 روایة:9
امیر المؤمنین صلوات الله علیه فرمود: بر هر بنده اى چهل پرده كشیده شده تا وقتى چهل گناه كبیره مرتكب شود، چون مرتكب چهل كبیره شد، پرده ها از او برداشته شود، آنگاه خدا بآن (فرشته)ها وحى فرماید: كه بنده ام را با بالهاى خود بپوشاند، فرشتگان او را با بالهاى خود بپوشانند.
سپس آن بنده كار زشتى را نگذارد جز آنكه مرتكب شود تا آنجا كه با ارتكاب زشتكارى میان مردم ببالد آنگاه فرشتگان گویند: پروردگارا این بنده تو هر عملى را مرتكب میشود و ما از كردار او خجالت میكشم، خداى عزوجل بآنها وحى فرماید: بالهاى خود را از او بردارید، و چون كارش بدینجا كشد آغاز دشمنى با ما خانواده گذارد، و آنگاه است كه پرده او در آسمان و نیز پرده او در زمین دریده شود، سپس فرشتگان گویند: پروردگارا این بنده تو پرده دریده مانده است، خداى عزوجل بآنها وحى فرماید اگر خداى باو نیاز و توجهى میداشت بشما دستور نمیداد بالهاى خود را از او بردارید.
شرح : مرحوم مجلسى در بیان پرده هاى چهلگانه شش قول نقل میكند كه گویا بهترش اینست كه آنها كنایه از الطاف خداوند سبحان نسبت به بنده خویش است كه سبب ترك معصیت مى شود، و ارتكاب هر گناه كبیره اى عاصى را مستحق منع یكى از آن الطاف مینماید، ولى بازهم او رارسوا نكند و بفرشتگان دستور پرده پوشى و آبرو و نگهدارى او دهد تا بآنجا رسد كه شاعر گوید:
لطف حق با تو مدارها كند چونكه از حد بگذرد رسوا كند
10- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ الْكَبَائِرُ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ الْیَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ الْأَمْنُ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ وَ أَكْلُ مَالِ الْیَتِیمِ ظُلْماً وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَةِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَةِ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ فَقِیلَ لَهُ أَ رَأَیْتَ الْمُرْتَكِبُ لِلْكَبِیرَةِ یَمُوتُ عَلَیْهَا أَ تُخْرِجُهُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ إِنْ عُذِّبَ بِهَا فَیَكُونُ عَذَابُهُ كَعَذَابِ الْمُشْرِكِینَ أَوْ لَهُ انْقِطَاعٌ قَالَ یَخْرُجُ مِنَ الْإِسْلَامِ إِذَا زَعَمَ أَنَّهَا حَلَالٌ وَ لِذَلِكَ یُعَذَّبُ أَشَدَّ الْعَذَابِ وَ إِنْ كَانَ مُعْتَرِفاً بِأَنَّهَا كَبِیرَةٌ وَ هِیَ عَلَیْهِ حَرَامٌ وَ أَنَّهُ یُعَذَّبُ عَلَیْهَا وَ أَنَّهَا غَیْرُ حَلَالٍ فَإِنَّهُ مُعَذَّبٌ عَلَیْهَا وَ هُوَ أَهْوَنُ عَذَاباً مِنَ الْأَوَّلِ وَ یُخْرِجُهُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ لَا یُخْرِجُهُ مِنَ الْإِسْلَامِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 382 روایة:10
امام صادق (ع) مى فرمود: گناهان كبیره، نومیدى از رحمت خداست (در دنیا) و یأس از مرحمت او (در آخرت) و ایمنى از مكر خدا (یعنى از عذاب او) و قتل نفسیكه خدا حرام كرده و نافرمانى پدر و مادر و خوردن مال یتیم بنا حق و خوردن ربا بعد از دانستن و تعرب بعد از هجرت و متهم ساختن زن پاكدامن و فرار از جهاد.
به امام علیه السلام عرض شد: بفرمائید كسیكه مرتكب كبیره شده و بى توبه بمیرد از ایمان خارجست؟ و عذاب او مانند عذاب مشركین باشد (كه مخلد و جاودانست) یا پایان میپذیرد؟ فرمود: اگر معتقد شود كه آن گناه حلالست از اسلام بیرون رود، و بعذاب سخت معذب شود، ولى اگر اعتراف كند كه گناه كبیره كرده و به او حرامست و در ارتكابش عذاب میشود و حلال نیست، عذاب میشود، ولى عذابش از اولى سبكتر است و آنگاه از ایمان بیرونش میبرد، ولى از اسلام خارجش نمیكند.
11- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى جَعْفَرٍ ع فِى قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِذَا زَنَى الرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ الْإِیمَانِ قَالَ هُوَ قَوْلُهُ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ذَاكَ الَّذِى یُفَارِقُهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 383 روایة:11
ابن بكیر گوید: به امام باقر (ع) عرض كردم: چه میفرمائى درباره قول رسولخدا (ص) كه: «چون مرد زنا كند روح ایمان از او جدا مى شود» فرمود: این همان فرموده خداست كه (در آیه 22 سوره مجادله فرماید:) «و آنها را به روحى از جانب خود تقویت كرد» اینست روحى كه از او جدا میشود (بحدیث 2401 رجوع شود).
12- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِیٍّ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ یُسْلَبُ مِنْهُ رُوحُ الْإِیمَانِ مَا دَامَ عَلَى بَطْنِهَا فَإِذَا نَزَلَ عَادَ الْإِیمَانُ قَالَ قُلْتُ لَهُ أَ رَأَیْتَ إِنْ هَمَّ قَالَ لَا أَ رَأَیْتَ إِنْ هَمَّ أَنْ یَسْرِقَ أَ تُقْطَعُ یَدُهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 383 روایة:12
فضیل گوید: امام صادق (ع) فرمود: تا زمانیكه مرد روى شكم زن زانیه است، روح ایمان از او سلب میشود، عرض كردم بفرمائید اگر قصد زنا كند چطور؟ فرمود: نه (روح ایمانش سلب نمى شود) بگو بدانم اگر قصد دزدى كند دستش بریده میشود؟ (پس همچنانكه با قصد دزدى دست بریده نمیشود، با قصد زنا هم روح ایمان سلب نمیشود این مفاسد و عقوبات بر انجام فعل مترتب است نه بر قصد آن).
(2445)13- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ صَبَّاحِ بْنِ سَیَابَةَ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدَةَ یَزْنِى الزَّانِى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ قَالَ لَا إِذَا كَانَ عَلَى بَطْنِهَا سُلِبَ الْإِیمَانُ مِنْهُ فَإِذَا قَامَ رُدَّ عَلَیْهِ قُلْتُ فَإِنَّهُ أَرَادَ أَنْ یَعُودَ قَالَ مَا أَكْثَرَ مَا یَهُمُّ أَنْ یَعُودَ ثُمَّ لَا یَعُودُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 383 روایة:13
صباح بن سیابه گوید: خدمت امام صادق (ع) بودم كه محمد بن عبده بحضرت عرض كرد: زانى در حال زنا كردن مؤمن است؟ فرمود: نه، زمانیكه روى شكم آن زن است، ایمان از او سلب شود و چون برخیزد ایمان باو بر گردد، من عرض كردم: قصد دارد دوباره هم زنا كند، فرمود: چه بسا قصد میكند دوباره زنا كند ولى نمى كند (پس با قصد زنا ایمانش سلب نشود).
14- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ الْكَبَائِرُ سَبْعَةٌ مِنْهَا قَتْلُ النَّفْسِ مُتَعَمِّداً وَ الشِّرْكُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَةِ وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَةِ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ وَ أَكْلُ مَالِ الْیَتِیمِ ظُلْماً قَالَ وَ التَّعَرُّبُ وَ الشِّرْكُ وَاحِدٌ
اصول كافى جلد3 صفحه: 383 روایة:14
ابوبصیر گوید: شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود: گناهان كبیره هفت تاست، از آنهاست قتل نفس از روى عمد، و شرك بخداى بزرگ، و متهم ساختن زن پاكدامن، و خوردن ربا بعد از دانستن، و گریختن از جهاد، و تعرب بعد از هجرت، و عقوق والدین و خوردن مال یتیم بنا حق، فرمود: و تعرب و شرك یك چیز است.
توضیح : تعرب بعد از هجرت در حدیث 2434 توضیح داده شد.
و حاصلش اینستكه: مسلمان راضى باشد كه در بلاد كفر و جائیكه دست رسى باحكام اسلام ندارد توطن كند، با وجود آنكه رفتن بدیار اسلام برایش ممكن باشد. پس چنین شخصى با مشرك فرق ندارد، و شرك و تعرب در گناهان كبیره یكى حساب میشود تا شماره آنها هفت شود.
15- أَبَانٌ عَنْ زِیَادٍ الْكُنَاسِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ الَّذِی إِذَا دَعَاهُ أَبُوهُ لَعَنَ أَبَاهُ وَ الَّذِی إِذَا أَجَابَهُ ابْنُهُ یَضْرِبُهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 384 روایة:15
زبیر كناسى گوید: امام صادق (ع) فرمود: و كسیكه چون پدرش او را بخواند، لعنتش كند و كسیكه چون پسرش اجابت كند، او را بنا حق بزند.
شرح : گویا این روایت عقوق والدین را كه در روایت سابق ذكر شد توضیح میدهد كه این گناه از جانب پدر و فرزند هر دو ممكن است، اما ازجانب فرزند اینستكه: وقتى پدرش او را صدا زند، پدرش را لعنت كند و اما از جانب پدر، زمانیستكه پسر مطیع و فرمانبر را بدون جهت بزند،یا باو زیان رساند (اگر كلمه «یضربه» بتشدید راء خوانده شود).
16- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ رَفَعَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ الْغَنَوِیِّ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ص فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّ نَاساً زَعَمُوا أَنَّ الْعَبْدَ لَا یَزْنِى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یَسْرِقُ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یَشْرَبُ الْخَمْرَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یَأْكُلُ الرِّبَا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یَسْفِكُ الدَّمَ الْحَرَامَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَقَدْ ثَقُلَ عَلَیَّ هَذَا وَ حَرِجَ مِنْهُ صَدْرِی حِینَ أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْعَبْدَ یُصَلِّی صَلَاتِی وَ یَدْعُو دُعَائِى وَ یُنَاكِحُنِى وَ أُنَاكِحُهُ وَ یُوَارِثُنِى وَ أُوَارِثُهُ وَ قَدْ خَرَجَ مِنَ الْإِیمَانِ مِنْ أَجْلِ ذَنْبٍ یَسِیرٍ أَصَابَهُ
فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص صَدَقْتَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ وَ الدَّلِیلُ عَلَیْهِ كِتَابُ اللَّهِ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ النَّاسَ عَلَى ثَلَاثِ طَبَقَاتٍ وَ أَنْزَلَهُمْ ثَلَاثَ مَنَازِلَ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِى الْكِتَابِ أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ وَ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ وَ السَّابِقُونَ فَأَمَّا مَا ذَكَرَ مِنْ أَمْرِ السَّابِقِینَ فَإِنَّهُمْ أَنْبِیَاءُ مُرْسَلُونَ وَ غَیْرُ مُرْسَلِینَ جَعَلَ اللَّهُ فِیهِمْ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِیمَانِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ وَ رُوحَ الْبَدَنِ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ بُعِثُوا أَنْبِیَاءَ مُرْسَلِینَ وَ غَیْرَ مُرْسَلِینَ وَ بِهَا عَلِمُوا الْأَشْیَاءَ وَ بِرُوحِ الْإِیمَانِ عَبَدُوا اللَّهَ وَ لَمْ یُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِرُوحِ الْقُوَّةِ جَاهَدُوا عَدُوَّهُمْ وَ عَالَجُوا مَعَاشَهُمْ وَ بِرُوحِ الشَّهْوَةِ أَصَابُوا لَذِیذَ الطَّعَامِ وَ نَكَحُوا الْحَلَالَ مِنْ شَبَابِ النِّسَاءِ وَ بِرُوحِ الْبَدَنِ دَبُّوا وَ دَرَجُوا فَهَؤُلَاءِ مَغْفُورٌ لَهُمْ مَصْفُوحٌ عَنْ ذُنُوبِهِمْ
ثُمَّ قَالَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَیْنا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ثُمَّ قَالَ فِى جَمَاعَتِهِمْ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ یَقُولُ أَكْرَمَهُمْ بِهَا فَفَضَّلَهُمْ عَلَى مَنْ سِوَاهُمْ فَهَؤُلَاءِ مَغْفُورٌ لَهُمْ مَصْفُوحٌ عَنْ ذُنُوبِهِمْ ثُمَّ ذَكَرَ أَصْحَابَ الْمَیْمَنَةِ وَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً بِأَعْیَانِهِمْ جَعَلَ اللَّهُ فِیهِمْ أَرْبَعَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْإِیمَانِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ وَ رُوحَ الْبَدَنِ فَلَا یَزَالُ الْعَبْدُ یَسْتَكْمِلُ هَذِهِ الْأَرْوَاحَ الْأَرْبَعَةَ حَتَّى تَأْتِیَ عَلَیْهِ حَالَاتٌ فَقَالَ الرَّجُلُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَا هَذِهِ الْحَالَاتُ فَقَالَ أَمَّا أُولَاهُنَّ فَهُوَ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْكُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً فَهَذَا یَنْتَقِصُ مِنْهُ جَمِیعُ الْأَرْوَاحِ وَ لَیْسَ بِالَّذِى یَخْرُجُ مِنْ دِینِ اللَّهِ لِأَنَّ الْفَاعِلَ بِهِ رَدَّهُ إِلَى أَرْذَلِ عُمُرِهِ فَهُوَ لَا یَعْرِفُ لِلصَّلَاةِ وَقْتاً وَ لَا یَسْتَطِیعُ التَّهَجُّدَ بِاللَّیْلِ وَ لَا بِالنَّهَارِ وَ لَا الْقِیَامَ فِى الصَّفِّ مَعَ النَّاسِ فَهَذَا نُقْصَانٌ مِنْ رُوحِ الْإِیمَانِ وَ لَیْسَ یَضُرُّهُ شَیْئاً وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَقِصُ مِنْهُ رُوحُ الْقُوَّةِ فَلَا یَسْتَطِیعُ جِهَادَ عَدُوِّهِ وَ لَا یَسْتَطِیعُ طَلَبَ الْمَعِیشَةِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَقِصُ مِنْهُ رُوحُ الشَّهْوَةِ فَلَوْ مَرَّتْ بِهِ أَصْبَحُ بَنَاتِ آدَمَ لَمْ یَحِنَّ إِلَیْهَا وَ لَمْ یَقُمْ وَ تَبْقَى رُوحُ الْبَدَنِ فِیهِ فَهُوَ یَدِبُّ وَ یَدْرُجُ حَتَّى یَأْتِیَهُ مَلَكُ الْمَوْتِ فَهَذَا الْحَالُ خَیْرٌ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ الْفَاعِلُ بِهِ وَ قَدْ تَأْتِى عَلَیْهِ حَالَاتٌ فِى قُوَّتِهِ وَ شَبَابِهِ فَیَهُمُّ بِالْخَطِیئَةِ فَیُشَجِّعُهُ رُوحُ الْقُوَّةِ وَ یُزَیِّنُ لَهُ رُوحُ الشَّهْوَةِ وَ یَقُودُهُ رُوحُ الْبَدَنِ حَتَّى تُوْقِعَهُ فِى الْخَطِیئَةِ فَإِذَا لَامَسَهَا نَقَصَ مِنَ الْإِیمَانِ وَ تَفَصَّى مِنْهُ فَلَیْسَ یَعُودُ فِیهِ حَتَّى یَتُوبَ فَإِذَا تَابَ تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ إِنْ عَادَ أَدْخَلَهُ اللَّهُ نَارَ جَهَنَّمَ فَأَمَّا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ فَهُمُ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَى یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ یَعْرِفُونَهُ كَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ یَعْرِفُونَ مُحَمَّداً وَ الْوَلَایَةَ فِى التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِیلِ كَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ فِى مَنَازِلِهِمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ أَنَّكَ الرَّسُولُ إِلَیْهِمْ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ فَلَمَّا جَحَدُوا مَا عَرَفُوا ابْتَلَاهُمُ اللَّهُ بِذَلِكَ فَسَلَبَهُمْ رُوحَ الْإِیمَانِ وَ أَسْكَنَ أَبْدَانَهُمْ ثَلَاثَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ وَ رُوحَ الْبَدَنِ ثُمَّ أَضَافَهُمْ إِلَى الْأَنْعَامِ فَقَالَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ لِأَنَّ الدَّابَّةَ إِنَّمَا تَحْمِلُ بِرُوحِ الْقُوَّةِ وَ تَعْتَلِفُ بِرُوحِ الشَّهْوَةِ وَ تَسِیرُ بِرُوحِ الْبَدَنِ فَقَالَ لَهُ السَّائِلُ أَحْیَیْتَ قَلْبِى بِإِذْنِ اللَّهِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 384 روایة:16
اصبغ بن نباته گوید: مردى خدمت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه آمد و عرضكرد: یا امیرالمؤمنین! برخى از مردم عقیده دارند كه بنده تا ایمان دارد زنا نكند و سرقت ننماید و شراب ننوشد و ربا نخورد و خون محترم را نریزد، این عقیده بر من گران آمده و از آن دلتنگ شده ام، زیرا چنان بنده اى هم نماز مرا میخواند و مثل من دعا میكند، او از من زن میگیرد و من از او زن میگرم و سپس از یكدیگر ارث میبریم، با وجود این برای گناه كوچكى كه بدان آلوده شده از ایمان خارج میشود؟
امیر المؤمنین صلوات الله علیه فرمود: راست گوئى من هم از رسولخدا صلى الله علیه و آله شنیدم كه میفرمود و دلیلش هم كتاب خداست كه:
خداى عزوجل مردم را سه طبقه آفرید و در سه درجه جایگزینشان فرمود، و این همان قول خداى عزوجل است در قرآن: 1- اصحاب میمنه 2- اصحاب مشأمه 3- سابقون (كه در سوره واقعه بیان میفرماید).
اما آنچه درباره سابقون فرموده، آنها پیغمبرانى هستند مرسل و غیرمرسل كه خدا در آنها پنج روح قرار داده: 1- روح القدس 2- روح الایمان 3- روح القوه 4- روح الشهوة 5- روح البدن. كه بوسیله روح القدس بعثت آنها به پیغمبرى مرسل و غیرمرسل انجام شد و نیز بوسیله آن همه چیز را دانستند و با روح ایمان خدا را عبادت كردند و چیزیرا شریك او نساختند و با روح قوت با دشمن خود جنگیدند و بامر معاش خود پرداختند و با روح شهوت از طعام لذیذ و نزدیكى حلال با زنان جوان برخوردار گشتند و با روح بدن جنبیدند و راه رفتند، این دسته آمرزیده اند و از گناهانشان (ترك اولاى آنها) چشم پوشى شده. سپس فرمود:
خداى عزوجل فرماید: «اینانند رسولان كه برخى را بر برخى دیگر برترى دادیم، بعضى از آنها با خدا سخن گفته و بعضى را چند درجه بالا بردیم و بعیسى بن مریم معجزات روشن دادیم، و او را با روح القدس تقویت كردیم 253 سوره 2» سپس درباره جماعت آنها (یعنى رسولان كه كاملترین مؤمنانند) فرموده: «و آنها را با روحى از خود كمك كرد» یعنى با آن روح ارجمندشان داشت و بردیگرانشان برترى داد، این دسته نیز آمرزیده اند و از گناهانشان چشم پوشى شده (كنایه از اینكه گناه نمیكنند).
سپس اصحاب میمنه را یاد فرموده و آنها همان مؤمنین حقیقى هستند كه خدا در آنها چهار روح نهاده (زیرا روح القدس مختص پیغمبرانست) روح ایمان و روح قوت و روح شهوت و روح بدن، و بنده همواره در صدد تكمیل این ارواحست و حالاتى برایش پیش آید، آنمرد گفت: یا امیرالمؤمنین آن حالات چیست؟ فرمود: اما نخستینش چنانستكه خداى عزوجل فرماید: «برخى از شما به پست ترین دوران عمر برسد تا پس از دانش (كه داشت) چیزى نداند 70 سوره 16» این كسى است كه همه ارواحش كاسته شده، ولى از دین خدا بیرون نرفته، زیرا خداى پروردش دهنده او به پست ترین دوران عمرش رسانیده، اینچنین كسى وقت نماز را نفهمد و عبادت شب و روز را نتواند و نیز نتواند با مردم در صف (نماز جماعت) ایستد، اینست كاهش روح ایمان و زیانى هم بصاحبش ندارد.
و برخى دیگر روح شهوتش كاسته شود، كه اگر زیباترین دختران آدم بر او بگذرد، باو رغبت نكند و بسویش بر نخیزد و تنها روح بدن باقى ماند كه بوسیله آن بجنبد و راه رود تا ملك الموت بر سرش آید، پس این حالت خوب است، زیرا خداى عزوجل با او چنین كرده و همچنین در دوران نیرومندى و جوانى حالاتى برایش پیش آید، قصد گناه میكند و روح قوت هم تحریكش مینماید و روح گم شود و كناره گیرد، و بسویش بر نگردد تا توبه كند و چون توبه كرد، خدا باو توجه فرماید و اگر گناه را تكرار كرد، خدا او را بآتش دوزخ برد.
و اما اصحاب مشأمه یهود و نصارایند كه خداى عزوجل مى فرماید: «كسانیكه خدا كتابشان داد او را میشناسند چنانكه فرزندان خود را میشناسند، چنانكه پسران خود را در خانه هاى خویش میشناسند «و دسته اى از آنها با آنكه میدانند حق را میپوشند» «حق و درستى از پروردگار تو است» كه تو بسوى آنها فرستاده شده اى «پس مبادا از آنها باشى كه شك و تردد دارند.»
و چون اینها (یهودى و نصارى) آنچه را شناختند انكار كردند: خدا باین بلا گرفتارشان كرد و روح ایمانرا از آنها بگرفت و تنها سه روح را در پیكرشان جاى داد: روح قوت و روح شهوت و روح بدن، سپس آنها را با چارپایان مربوط ساخت و فرمود: «آنها جز بمانند چارپایان نیستند. 44 سوره 25» زیرا چارپا هم با روح قوت بار كشد و با روح شهوت علف خورد و با روح بدن راه رود، آنگاه سائل بامام عرض كرد: یا امیرالمؤمنین دلم را زنده كردى باذن خدا.
17- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ دَاوُدَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِذَا زَنَى الرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ الْإِیمَانِ قَالَ فَقَالَ هُوَ مِثْلُ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ ثُمَّ قَالَ غَیْرُ هَذَا أَبْیَنُ مِنْهُ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ هُوَ الَّذِى فَارَقَهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 387 روایة:17
داود گوید: از امام صادق (ع) درباره قول رسولخدا (ص): «چون مرد زنا كند روح ایمان از او جدا شود» پرسیدم، فرمود آن مانند قول خداى عزوجل است: (در آنچه انفاق میكنید قصد بد و پست آنرا نكنید 268 سوره 2» سپس فرمود: آیه دیگر روشن تر از اینست و آن قول خداى عزوجل است: «و آنها را بروحى از خود تقویت فرمود» این روحست كه از او جدا شود.
شرح : از ابن عباس روایت شده كه چون مردم خرماهاى پوسیده و بد را بعنوان صدقه و زكاة میدادند، در این آیه شریفه (سوره بقره) از آن كار نهى شدند، یعنى خدایتعالى فرمود: هنگام انفاق قصد خرماى بد و پست نكنید، بلكه تصمیم بگیرید كه خرماى خوب را انفاق كنید و طبق تصمیم خود عمل كنید و اما وجه تشبیه این مطلب به زنا و رفتن روح ایمان گویا اینستكه انفاق در راه خدا عملى است مستحسن ونیكو و داراى ثواب و پاداشى از جانب خدایتعالى، ولى در صورتیكه در ضمن خرماى بد و پوسیده صورت گیرد آن ثواب و پاداش از میان برود، چنانكه روح ایمان هنگام زنا از مؤمن برود، مرحوم مجلسى در این باره دو وجه دیگر هم نقل مى كند، ولى همه را خالى از تكلف نمیداند.
(2450)18- یُونُسُ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَكَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ یَشاءُ الْكَبَائِرَ فَمَا سِوَاهَا قَالَ قُلْتُ دَخَلَتِ الْكَبَائِرُ فِى الِاسْتِثْنَاءِ قَالَ نَعَمْ
اصول كافى جلد3 صفحه: 388 روایة:18
سلیمان بن خالد گوید: امام صادق (ع) فرمود: «همانا خدا نیامرزد كه باو شرك آورند ولى كمتر از شرك را براى هر كه خواهد بیامرزد 48 سوره 4» یعنى گناهان كبیره هم قابل آمرزشند، نهایت اینكه بدون شرط و قید نیست كه بندگان در ارتكاب كبائر جرى و بى باك شوند، بلكه بمشیت خدا مقید است، از این رو گفته اند: با وجود آنكه این آیه شریفه از تمام آیات قرآنى بندگانرا بیشتر امیدوار میكند، زیرا این روگفته اند: با وجود آنكه این آیه شریفه از تمام آیات قرآنى بندگانرا بیشتر امیدوار میكند، زیرا غیر از شرك هر گناهى را قابل آمرزش میداند، جانب خوف را هم ملاحظه كرده و شرط آمرزش را مشیت خدا قرار داده است، پس صفت خوف و رجا را با هم بمیزان لازم مراعات كرده است.
19- یُونُسُ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع الْكَبَائِرُ فِیهَا اسْتِثْنَاءُ أَنْ یَغْفِرَ لِمَنْ یَشَاءُ قَالَ نَعَمْ
اصول كافى جلد3 صفحه: 388 روایة:19
اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق (ع) عرض كردم: در گناهان كبیره هم استثنا میباشد كه خدا براى هر كه خواهد بیامرزد؟ فرمود: آرى (هر گناه كبیره اى از هر كس آمرزیده نشود).
20- یُونُسُ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً كَثِیراً قَالَ مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ وَ اجْتِنَابُ الْكَبَائِرِ الَّتِى أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَیْهَا النَّارَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 388 روایة:20
امام صادق (ع) راجع به (آیه شریفه 269 سوره 2) «بهر كه حكمت داده شد خیر بسیار داده شد» فرمود: مقصود (از حكمت) معرفت امام و دورى از گناهان كبیره ایست كه خدا براى آنها دوزخ را واجب فرموده است.
21- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِیمٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ ع الْكَبَائِرُ تُخْرِجُ مِنَ الْإِیمَانِ فَقَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْكَبَائِرِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا یَزْنِى الزَّانِى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یَسْرِقُ السَّارِقُ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ
اصول كافى جلد3 صفحه: 388 روایة:21
محمد بن حكیم گوید: بحضرت ابوالحسن علیه السلام عرض كردم: گناهان كبیره شخص را از ایمان خارج میكند؟ فرمود: آرى پائین تر از گناهان كبیره هم. رسول خدا (ص) فرموده است: زناكار زنا نكند و مؤمن باشد، و سارق سرقت نكند و مؤمن باشد (در حال زنا و سرقت ایمان از او كناره گیرد)
22- ابْنُ أَبِى عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الزَّیَّاتِ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ دَخَلَ ابْنُ قَیْسٍ الْمَاصِرِ وَ عَمْرُو بْنُ ذَرٍّ وَ أَظُنُّ مَعَهُمَا أَبُو حَنِیفَةَ عَلَى أَبِى جَعْفَرٍ ع فَتَكَلَّمَ ابْنُ قَیْسٍ الْمَاصِرِ فَقَالَ إِنَّا لَا نُخْرِجُ أَهْلَ دَعْوَتِنَا وَ أَهْلَ مِلَّتِنَا مِنَ الْإِیمَانِ فِى الْمَعَاصِى وَ الذُّنُوبِ قَالَ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا ابْنَ قَیْسٍ أَمَّا رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَدْ قَالَ لَا یَزْنِى الزَّانِى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یَسْرِقُ السَّارِقُ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ أَصْحَابُكَ حَیْثُ شِئْتَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 389 روایة:22
عبید بن زراره گوید: ابن قیس ماصر و عمر بن ذر خدمت امام باقر علیه السلام رسیدند- بگمانم ابوحنیفه هم همراه آنها بود - ابن قیس بسخن در آمد و عرضكرد: ما همكیشان و اهل ملت خود را با ارتكاب گناهان و معاصى از ایمان خارج نمیدانیم، امام باقر علیه السلام فرمود: اى پسر قیس! اما رسولخدا (ص) فرموده است: زناكار زنا نكند و مؤمن باشد و سارق سرقت نكند و مؤمن باشد تو و اصحابت هر عقیده اى خواهید داشته باشید (كه ما پیرو رسولخدائیم).
(2455)23- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یَرْتَكِبُ الْكَبِیرَةَ مِنَ الْكَبَائِرِ فَیَمُوتُ هَلْ یُخْرِجُهُ ذَلِكَ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ إِنْ عُذِّبَ كَانَ عَذَابُهُ كَعَذَابِ الْمُشْرِكِینَ أَمْ لَهُ مُدَّةٌ وَ انْقِطَاعٌ فَقَالَ مَنِ ارْتَكَبَ كَبِیرَةً مِنَ الْكَبَائِرِ فَزَعَمَ أَنَّهَا حَلَالٌ أَخْرَجَهُ ذَلِكَ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ عُذِّبَ أَشَدَّ الْعَذَابِ وَ إِنْ كَانَ مُعْتَرِفاً أَنَّهُ أَذْنَبَ وَ مَاتَ عَلَیْهِ أَخْرَجَهُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ لَمْ یُخْرِجْهُ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ كَانَ عَذَابُهُ أَهْوَنَ مِنْ عَذَابِ الْأَوَّلِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 389 روایة:23
عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم مردى كه گناه كبیره اى كند و (توبه نكرده) بمیرد، از اسلام خارج شود؟ و اگر عذاب شود، عذابش مانند عذاب مشركین (مخلد و جاودان) است یا مدت و پایانى دارد؟ فرمود: كسى كه مرتب یكى از گناهان كبیره شود، و عقیده داشته باشد كه آن حلالست از اسلام خارج گردد و سخت عذاب شود، ولى اگر اقرار كند كه گناه كار است و بمیرد، از ایمان بیرون رود، ولى از اسلام بیرون نرود و عذابش از عذاب اولى سبكتر باشد.
24- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو جَعْفَرٍ ص قَالَ سَمِعْتُ أَبِى یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِى مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع یَقُولُ دَخَلَ عَمْرُو بْنُ عُبَیْدٍ عَلَى أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَمَّا سَلَّمَ وَ جَلَسَ تَلَا هَذِهِ الْ آیَةَ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ ثُمَّ أَمْسَكَ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا أَسْكَتَكَ قَالَ أُحِبُّ أَنْ أَعْرِفَ الْكَبَائِرَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ نَعَمْ یَا عَمْرُو أَكْبَرُ الْكَبَائِرِ الْإِشْرَاكُ بِاللَّهِ یَقُولُ اللَّهُ وَ مَنْ یُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ وَ بَعْدَهُ الْإِیَاسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ ثُمَّ الْأَمْنُ لِمَكْرِ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فَلا یَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ وَ مِنْهَا عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ لِأَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الْعَاقَّ جَبَّاراً شَقِیّاً وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها إِلَى آخِرِ الْ آیَةِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ لُعِنُوا فِى الدُّنْیا وَ الْ آخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ وَ أَكْلُ مَالِ الْیَتِیمِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِنَّما یَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ وَ أَكْلُ الرِّبَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ الَّذِینَ یَأْكُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلَّا كَما یَقُومُ الَّذِى یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ وَ السِّحْرُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِى الْ آخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ الزِّنَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ یَلْقَ أَثاماً یُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهاناً وَ الْیَمِینُ الْغَمُوسُ الْفَاجِرَةُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلًا أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِى الْ آخِرَةِ وَ الْغُلُولُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِما غَلَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ مَنْعُ الزَّكَاةِ الْمَفْرُوضَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ وَ شَهَادَةُ الزُّورِ وَ كِتْمَانُ الشَّهَادَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ مَنْ یَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَهَى عَنْهَا كَمَا نَهَى عَنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ وَ تَرْكُ الصَّلَاةِ مُتَعَمِّداً أَوْ شَیْئاً مِمَّا فَرَضَ اللَّهُ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ بَرِئَ مِنْ ذِمَّةِ اللَّهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ نَقْضُ الْعَهْدِ وَ قَطِیعَةُ الرَّحِمِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ قَالَ فَخَرَجَ عَمْرٌو وَ لَهُ صُرَاخٌ مِنْ بُكَائِهِ وَ هُوَ یَقُولُ هَلَكَ مَنْ قَالَ بِرَأْیِهِ وَ نَازَعَكُمْ فِى الْفَضْلِ وَ الْعِلْمِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 389 روایة:24
عبدالعظیم بن عبدالله حسنى گوید: امام جواد صلوات الله علیه فرمود: از پدرم شنیدم كه فرمود: از پدرم موسى بن جعفر علیهم السلام شنیدم میفرمود: عمر و بن عبید نزد امام صادق (ع) آمد چون سلام كرد و نشست این آیه را خواند: «كسانیكه از گناهان كبیره و زشتكاریها دورى گزینند 32 سوره 53» سپس از سخن باز ایستاد. امام صادق (ع) باو فرمود: چرا سكوت كردى؟ گفت: دوست دارم گناهان كبیره را از كتاب خداى عزوجل بدانم. فرمود: آرى، اى عمرو.
(1) بزرگترین گناهان كبیره شرك بخداست كه خدا میفرماید: «كسیكه شرك بخدا آورد، خدا بهشت را بر او حرام كرده است، 72 سوره 5»
(2) و بعد از آن نومیدى از رحمت خداست، زیرا خداى عزوجل میفرماید: «كسى جز مردم كافر از رحمت خدا نومید نشود 78 سوره 12».
(3) و پس از آن ایمنى از مكر (عذاب و مهلت) خداست، زیرا خداى عزوجل میفرماید:«كسى از مكر خداى ایمن نشود مگر مردم زیانكار 99 سوره 7»
(4) و از گناهان كبیره است. عقوق والدین، زیرا خداى سبحان عاق والدین را زورگوى با شقاوت مقرر فرموده (در آیه 32 سوره 19).
(5) قتل نفس كه خدا آنرا محترم دانسته مگر بحق (در مورد قصاص) زیرا خداى عزوجل میفرماید «كیفر او دوزخست و در آن جاودانه باشد.... تا آخر آیه 93 سوره 4».
(6) متهم ساختن زن پاكدامن بزنا، زیر خداى عزوجل میفرماید: «آنها در دنیا و آخرت لعنت شده و عذاب بزرگى دارند 23 سوره 24».
(7) خوردن مال یتیم، زیرا خداى عزوجل (درباره كیفر آنها) میفرماید: «آنها در شكمهاى خویش آتشى فرو میبرند و بآتشى افروخته درون میشوند 10 سوره 4».
(8) فرار از جهاد، زیرا خداى عزوجل میفرماید: «و هر كه در آن روز از آنها پشت كند جز كسیكه براى جنگیدن منحرف شود یا سوى گروهى دیگر جاى گیرد، بغضب خدا برگشته و جایش جهنم است كه سر انجامى است بد، 16 سوره 8»
(9) رباخوارى زیرا خداى عزوجل میفرماید: «كسانیكه ربا میخورند مانند كسیكه شیطان بجنون آشفته اش میكند برخیزند (یعنى مانند دیوانگان و مستان از گور برخیزند) 277 سوره 2».
(10) سحر (جادو و چشم بندى) زیرا خداى عزوجل میفرماید: «محققاً دانستند كه هر كس خریدار جادو شود، از آنحضرت بهره اى نخواهد داشت، 102 سوره 2».
(11) زناكارى، زیرا خداى عزوجل میفرماید: «هر كه چنین كند كیفر گناه خود بیند و در قیامت عذابش دو برابر شود و با خوارى در آنجا جاودان باشد، 69 سوره 25».
(12) سوگند دروغ براى تبهكارى (چون خوردن مال مردم) زیرا خداى عزوجل میفرماید: «كسانیكه پیمان با خدا و سوگندهاى خود را ببهائى اندك میفروشند، در آخرت بهره اى ندارند، 77 سوره 3».
(13) خیانت در غنیمت جنگى، زیرا خداى عزوجل میفرماید: «و هر كه در غنیمت خیانت كند روز قیامت با آنچه خیانت كرده بیاید 161 سوره 3»
(14) باز داشتن زكاة واجب، زیرا خداى عزوجل میفرماید: «با آنها (مال زكاة بازداشت شده) پیشانى و پشت و پهلوى آنها را داغ كنند 36 سوره 9»
(15) شهادت دروغ و نهان كردن شهادت، زیرا خداى عزوجل فرماید: «هر كه شهادت را نهان كند، دلش گنهكار است 283 سوره 2» (نهان كردن شهادت عمل دلست و حرمت شهادت دروغ از اولویت استفاده میشود).
(16) شرابخوارى، زیرا خداى عزوجل از آن نهى فرموده، مثل آنكه از پرستش بتها نهى فرموده است (در آیه شریفه انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس... هر دو را بیك روش پلید و شیطانى معرفى كرده است).
(17) نماز یا واجب دیگر خداى را عمداً ترك كردن. زیرا رسولخدا (ص) فرمود: كسیكه نماز را عمداً ترك كند. از پیمان و تعهد خدا و رسولش بیزارى جسته است (22).
(18) و (19) پیمان شكنى و قطع رحم، زیرا خداى عزوجل فرماید: (كسانیكه پیمان خدا را پس از استوار كردنش میشكنند آنچه را خدا بوصلش فرمان داده قطع میكنند....) ایشانند كه لعنت دارند و خانه بد (در آخرت) 25 سوره 13».
رواى گوید: عمرو از خدمت امام علیه السلام بیرون رفت، در حالیكه شیون گریه اش بلند بود و میگفت: هلاك شد كسیكه براى خود فتوى داد و در علم و فضل با شما مبارزه كرد.
شرح : در تعریف گناهان كبیره علماء اختلاف دارند، مرحوم مجلسى از قول شیخ بهائى این اقوالرا ذكر میكند:
1- هر گناهى كه خدا در قران بعقاب تهدید كرده است.
2- هر گناهى كه شارع برایش حدى معین كرده (مانند كشتن یا رجم یا تازیانه) و در قرآن بر آن تهدید نموده است.
3- هر گناهى كه دلالت بر بى اعتنائى بدین داشته باشد.
4- هر گناهى كه حرمتش بدلیل ثابت شده باشد.
5- هر گناهى كه در كتاب یا سنت بشدت مورد تهدید قرار گرفته باشد.
6- ابن سعود گوید: گناهان از اول سوره نساء تا آیه شریفه: ان تجتنبوا اكبائر ما تنهون عنه كبیره است.
7- هر گناهى كبیره است، زیرا همگى مخالفت خداست و خردى و بزرگى آنها نسبت ببالا و پائین است: مثلا بوسیدن زن نامحرم نسبت بزنا صغیره و نسبت به نظر كردن باو كبیره است.
مرحوم مجلسى گوید: گویا نظر كسیكه همه گناهان را كبیره دانسته اینستكه گناه را نباید كوچك و ناچیز دانست چنانچه در اخبار وارد شده است، زیرا نافرمانى شخص بزرگست و مخالفت پروردگار جلیل، سنگین، ولى این موضوع منافات ندارد كه برخى از گناهان نسبت بخود بزرگتر از برخى دیگر باشد و بصغائر و كبائر تقسیم شود، كه اگر از كبائر كناره گیرى شود، صغائر آنها آمرزیده شود و ارتكاب كبیره و اصرار بر صغیره منافى عدالت باشد.
و اما راجع بشماره گناهان كبیره، برخى آنها را هفت گناه دانسته اند: 1- شرك بخدا. 2- آدم كشى. 3- تهمت زنا دادن بزن پاكدامن. 4- خوردن مال یتیم. 5- زنا. 6- فرار از جنگ 7- عقوق والدین.
و برخى 13 گناه دیگر باین هفت گناه اضافه كرده اند بدین ترتیب: 8- لواط 9- جادوگرى. 10- رباخوارى. 11- غیبت. 12- سوگند دروغ 13- شهادت ناحق. 14- میخوارى. 15- بى احترامى بخانه كعبه. 16- دزدى. 17- پیمان شكنى. 18- تعرب بعد از هجرت. 19- نومیدى از رحمت خدا.20- ایمنى از مكر خدا،
بعضى دیگر 14 گناه دیگر بر اینها افزوده اند: 21 - 25 - خوردن مردار و خون و گوشت خوك و قربانى براى غیر خدا بدون ضرورت و خوردن سحت (هر حرامى مانند رشوه). 26- قمار بازى. 27- كم فروشى. 28- كمك بظالم. 29- حبس حقوق بدون دست تنگى (مانند كسیكه بدهیش را با آنكه دارد نمیدهد). 30- اسراف (زیاده خرج كردن). 31- تبذیر (بیهوده خرج كردن) 32- خیانت. 33- اشتغال بكارهاى لهو. 34- اصرار بر گناهان (صغیره).
مرحوم مجلسى گوید: هیچیك از این اقوال نسبت به تعریف و شماره گناهان كبیره، دلیلى كه دل به آن اطمینان پیدا كند ندارد و شاید در نهان داشتن آن مصلحتى باشد چنانچه در نهان كردن شب قدر و صلوة وسطى مى باشد. پایان سخن مجلسى (ره).
راجع بتعریف و تحدید گناهان كبیره باید گفت: دو روایت اول این باب كه یكى از آنها را خود مجلسى هم صحیح میداند كبائر را بگناهانى كه خدا آتش دوزخ را براى آنها معین فرموده: (مانند قول اول) تعریف كرده است، و اما راجع بشماره آنها پیدا است كه بلحاظ اعتبارت و تداخل اقسام، و عموم و خصوص الفاظ و اثبات برخى با اولویت فرق میكند، چنانكه در روایت هشتم ترك نماز را داخل در كفر دانست و در روایت اخیر ترك نماز را جداگانه ذكر فرمود: و همچنین خوردن مردار و خون وگوشت خوك و رشوه را میتوان 4 گناه بحساب آورد و میتوان «خوردن حرام» گفت و یك گناه بحساب آورد، و نیز لواط را در زنا میتوان داخل كرد از راه اولویت، پس نسبت بشماره كبائر نمیتوان عدد مشخصى را تعیین نمود ولى چون شماره هفت در این روایت بیشتر ذكر شده بود، میتوان گفت: گناهان دیگرى هم كه در روایات صحیح دیگر ذكر شده است به یكى از طرق مذكوره داخل این هفت گناه مى باشد.

باب: كوچك شمردن گناه

بَابُ اسْتِصْغَارِ الذَّنْبِ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِى أُسَامَةَ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اتَّقُوا الْمُحَقَّرَاتِ مِنَ الذُّنُوبِ فَإِنَّهَا لَا تُغْفَرُ قُلْتُ وَ مَا الْمُحَقَّرَاتُ قَالَ الرَّجُلُ یُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیَقُولُ طُوبَى لِى لَوْ لَمْ یَكُنْ لِى غَیْرُ ذَلِكَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 394 روایة:1
زید شحام گوید: امام صادق (ع) فرمود: از گناهان محقر بپرهیزید كه آمرزیده نشوند، عرض كردم: گناهان محقر چیست؟ فرمود: اینستكه مردى گناه كند و بگوید، خوشا حال من اگر غیر از این گناه نداشته باشم.
شرح : گناه هر چند كوچك باشد، نافرمانى پروردگار بزرگست و از این نظر نباید آنرا كوچك دانست، حتى اگر كسى خیال كند مرتكب هیچ گناهى نشده و تنها یك نگاه بنامحرم مثلا كرده است، نباید بگوید: «خوشا حال من اگر غیر از این گناه نداشته باشم».
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع یَقُولُ لَا تَسْتَكْثِرُوا كَثِیرَ الْخَیْرِ وَ لَا تَسْتَقِلُّوا قَلِیلَ الذُّنُوبِ فَإِنَّ قَلِیلَ الذُّنُوبِ یَجْتَمِعُ حَتَّى یَكُونَ كَثِیراً وَ خَافُوا اللَّهَ فِى السِّرِّ حَتَّى تُعْطُوا مِنْ أَنْفُسِكُمُ النَّصَفَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 394 روایة:2
سماعة گوید: از حضرت ابوالحسن علیه السلام شنیدم كه میفرمود: خیر بسیار (مانند طاعت و بخشش زیاد) را بسیار نشمارید و گناه اندك را كم نشمارید، زیرا گناه اندك انباشته میشود و زیاد میگردد، و در نهان از خدا بترسید تا از خود انصاف دهید (بحق قضاوت كنید اگر چه بزیانتان باشد، و چنین نكند جز كسیكه در نهان از خدا بترسد).
3- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ وَ الْحَجَّالِ جَمِیعاً عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زِیَادٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص نَزَلَ بِأَرْضٍ قَرْعَاءَ فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ ائْتُوا بِحَطَبٍ فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ نَحْنُ بِأَرْضٍ قَرْعَاءَ مَا بِهَا مِنْ حَطَبٍ قَالَ فَلْیَأْتِ كُلُّ إِنْسَانٌ بِمَا قَدَرَ عَلَیْهِ فَجَاءُوا بِهِ حَتَّى رَمَوْا بَیْنَ یَدَیْهِ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص هَكَذَا تَجْتَمِعُ الذُّنُوبُ ثُمَّ قَالَ إِیَّاكُمْ وَ الْمُحَقَّرَاتِ مِنَ الذُّنُوبِ فَإِنَّ لِكُلِّ شَیْ ءٍ طَالِباً أَلَا وَ إِنَّ طَالِبَهَا یَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَیْ ءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ
اصول كافى جلد3 صفحه: 394 روایة:3
امام صادق (ع) فرمود: رسولخدا (ص) در زمین بى گیاهى فرود آمد و باصحابش فرمود: قدرى هیزم بیاورید، گفتند: یا رسول الله! در زمین بى گیاه آمده ایم، در اینجا هیزم نیست حضرت فرمود: هر كس هر چه پیدا كرد بیاورد، سپس آنها كم كم هیزم آورند و در برابر آنحضرت انباشته كردند، رسولخدا صلى الله علیه و آله فرمود، گناهان اینگونه جمع میشود.
سپس فرمود: از گناهان محقر بپرهیزید، زیرا هر چیزى بازخواست كننده اى دارد، بدانید كه بازخواست كننده گناهان «مینویسد آنچه را مردم پیش فرستاده و آثار آنها را و همه چیز را در امام مبین (لوح محفوظ یا نامه اعمال) شماره كنیم، 12 سوره 36».