اصول کافی جلد سوم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

باب: درباره كسى كه ثواب خدا را بر عملى بشنود

بَابُ مَنْ بَلَغَهُ ثَوَابٌ مِنَ اللَّهِ عَلَى عَمَلٍ
(1680)1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ سَمِعَ شَیْئاً مِنَ الثَّوَابِ عَلَى شَیْ ءٍ فَصَنَعَهُ كَانَ لَهُ وَ إِنْ لَمْ یَكُنْ عَلَى مَا بَلَغَهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 139 روایة:1
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه ثوابى را بر عملى بشنود و آن را بجا آورد آن ثواب را ببرد. اگر چه چنانكه به او رسیده نباشد.
2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عِمْرَانَ الزَّعْفَرَانِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ مَنْ بَلَغَهُ ثَوَابٌ مِنَ اللَّهِ عَلَى عَمَلٍ فَعَمِلَ ذَلِكَ الْعَمَلَ الْتِمَاسَ ذَلِكَ الثَّوَابِ أُوتِیَهُ وَ إِنْ لَمْ یَكُنِ الْحَدِیثُ كَمَا بَلَغَهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 139 روایة:2
محمد بن مروان گوید: شنیدم امام صادق (ع) فرمود: كسیكه ثواب بر عملى از خدا به او برسد و آن عمل را به امید آن ثواب انجام دهد، به او مى دهند اگر چه حدیث چنانكه به او رسیده نباشد.
شرح- به مضنون این دو روایت روایت دیگرى هم وارد شده كه به حد استفاضه رسیده است. و مرحوم مجلسى برخى از آنها را در مرآت العقول ذكر مى كند. این روایات به اخبار من بلغ معروفست و نتیجه و مضمون آنها به تسامح در ادله سنن مشهور گشته است، و حاصل این روایت این است كه:
چنانچه مسلمانى بشنود یا در كتابى به بیند كه اگر كسى مثلاً چنین نمازى را بخواند چنان پاداشى را در دنیا یا در آخرت به او داده مى شود، پس اگر او آن نماز را گزارد خدا آن پاداش را به او مى دهد. اگر چه واقع حقیقت چنان نباشد و آن گوینده و كتاب دروغى جعل كرده و یا اشتباه كرده باشند، زیرا كرم و فضل خدا زیاد است و به خود اجازه نمى دهد كه چون بنده اى به او حسن ظن پیدا كرد و امیدوار شد ناامیدش كند، از این رو فقها و دانشمندان اسلامى گفته اند درباره مستحبات نماز لازم نیست كه همیشه دنبال خبرى صحیح و موثق بگردیم، بلكه به اخبار ضعیف و مجهول در این باره مى توان استناد كرد، بخلاف واجبات و محرمات كه جز با خبر صحیح و موثق ثابت نگردد. اخبار من بلغ را اصولیین در باب برائت و احتیاط ذكر نموده و برخى از محدثین هم در بیان و شرح این احادیث تفاصیلى مى دهند و در مقدار دلالت و استفاده استجابت از این اخبار، اشكالات و جوابهائى ذكر نموده و نقض و ابرامهائى كرده اند كه مناسب این مختصر نیست به مرآت العقول ج 2 ص 106 رجوع شود.

باب: باب صبر

بَابُ الصَّبْرِ
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الصَّبْرُ رَأْسُ الْإِیمَانِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 140 روایة:1
امام صادق (ع) فرمود: صبر سر ایمان است.
شرح - اگر ایمان را به انسانى تشبیح كنیم صبر به منزله سر آن انسان و اخلاق و صفات دیگر ایمانى به منزله اعضاء و جوارح دیگر است واین تشبیح یا از لحاظ شرف و فضیلت و یا از لحاظ قوام و ثبات صفات حمیده به صفت صبر است، چنانكه از حدیث بعد این معنى استفاده مى شود.
2- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ فُضَیْلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ كَذَلِكَ إِذَا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الْإِیمَانُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 140 روایة:2
امام صادق (ع) فرمود: صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به تن، كه چون سر برود تن هم مى رود همچنین اگر صبر برود ایمان مى رود.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِیِّ جَمِیعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَصْبَهَانِیِّ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا حَفْصُ إِنَّ مَنْ صَبَرَ صَبَرَ قَلِیلًا وَ إِنَّ مَنْ جَزِعَ جَزِعَ قَلِیلًا ثُمَّ قَالَ عَلَیْكَ بِالصَّبْرِ فِى جَمِیعِ أُمُورِكَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً ص فَأَمَرَهُ بِالصَّبْرِ وَ الرِّفْقِ فَقَالَ وَ اصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِیلًا وَ ذَرْنِى وَ الْمُكَذِّبِینَ أُولِى النَّعْمَةِ وَ قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ادْفَعْ بِالَّتِى هِیَ أَحْسَنُ [السَّیِّئَةَ ]فَإِذَا الَّذِی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ فَصَبَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَتَّى نَالُوهُ بِالْعَظَائِمِ وَ رَمَوْهُ بِهَا فَضَاقَ صَدْرُهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ یَضِیقُ صَدْرُكَ بِما یَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ ثُمَّ كَذَّبُوهُ وَ رَمَوْهُ فَحَزِنَ لِذَلِكَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُكَ الَّذِى یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا یُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِینَ بِ آیاتِ اللَّهِ یَجْحَدُونَ وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا فَأَلْزَمَ النَّبِیُّ ص نَفْسَهُ الصَّبْرَ فَتَعَدَّوْا فَذَكَرَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ كَذَّبُوهُ فَقَالَ قَدْ صَبَرْتُ فِى نَفْسِى وَ أَهْلِى وَ عِرْضِى وَ لَا صَبْرَ لِى عَلَى ذِكْرِ إِلَهِى فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فِى سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ فَاصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ فَصَبَرَ النَّبِیُّ ص فِى جَمِیعِ أَحْوَالِهِ ثُمَّ بُشِّرَ فِى عِتْرَتِهِ بِالْأَئِمَّةِ وَ وُصِفُوا بِالصَّبْرِ فَقَالَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِ آیاتِنا یُوقِنُونَ فَعِنْدَ ذَلِكَ قَالَ ص الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَشَكَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ لَهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَنِى إِسْرائِیلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما كانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا یَعْرِشُونَ فَقَالَ ص إِنَّهُ بُشْرَى وَ انْتِقَامٌ فَأَبَاحَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ قِتَالَ الْمُشْرِكِینَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ فَقَتَلَهُمُ اللَّهُ عَلَى یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَحِبَّائِهِ وَ جَعَلَ لَهُ ثَوَابَ صَبْرِهِ مَعَ مَا ادَّخَرَ لَهُ فِى الْ آخِرَةِ فَمَنْ صَبَرَ وَ احْتَسَبَ لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یُقِرَّ اللَّهُ لَهُ عَیْنَهُ فِى أَعْدَائِهِ مَعَ مَا یَدَّخِرُ لَهُ فِى الْ آخِرَةِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 140 روایة:3
امام صادق (ع) فرمود: اى حفض هر كه صبر كند اندكى صبر كرده و هر كه بیتابى كند، اندكى بیتابى كرده (زیرا عمر كوتاه است و مصیبات كوتاه تر).
سپس فرمود: در هر كارى صبر را از دست مده زیرا خداى عزوجل محمد صلى الله علیه و آله را معبوث فرمود و او را امر بصبر و مدارا كرد و فرمود: «بر آنچه مى گویند صبر كن و از آنها ببر بریدنى نیكو مرا با تكذیب كنان نعمت دار واگذار - 11 سوره 73 -» و باز خداى تبارك و تعالى فرمود: «بدى را به آنچه نیكوتر است دفع كن، تا آنكه میان تو و او دشمنى است مانند دوستى مهربان شود، و این خصلت را جز كسانى كه صبر كنند بر نخورند و جز بهره دار بزرگ درنیابد، 36 سوره 41».
رسول خدا صلى الله علیه و آله هم صبر نمود تا او را به امور بزرگى نسبت دادند و متهم كردند (مانند سحر و جنون و كذب) او دلتنگ شد، خداى عزوجل این آیه نازل فرمود: «ما مى دانیم كه تو سینه ات از آنچه مى گویند تنگ مى شود، با ستایش پروردگارت تسبیح گوى و از سجده گذاران باش، 98 سوره 15» سپس تكذیبش كردند و متهمش نمودند، از آن رو غمگین شد و خداى عزوجل نازل فرمود كه: «ما مى دانیم كه سخنان آنها تو را غمگین مى كند آنها تو را تكذیب نمى كنند بلكه ستمگران آیات خدا را انکار مى كنند پیش از تو نیز پیامبرانى تكذیب شدند و بر تكذیب شدن و اذیت دیدن صبر كردند تا نصرت ما به آنها رسید 34 سوره 6».
پس پیغمبر صلى الله علیه و آله خود را به صبر ملزم ساخت، تا آنها تجاوز كردند و خداى تبارك و تعالى را به زبان آوردند و او را تكذیب كرند، پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: درباره خودم و خاندان و آبرویم صبر كردم ولى نسبت به بد گفتن به معبودم صبر ندارم، خداى عزوجل نازل فرمود كه: «ما آسمانها و زمین و فضا را در شش روز آفریدیم و هیچ خستگى به ما نرسد بر آنچه مى گویند صبر كن، 38 سوره 50».
پس پیغمبر صلى الله علیه و آله در همه احوال صبر كرد تا بامامان از عترتش به او مژده دادند و آنها را به صبر معرفى كردند و خدا - جل ثناءه - فرمود: «چون صابر بودند و به آیات ما یقین داشتند، ایشان را پیشوایانى ساختیم كه به امر ما هدایت كنند، 24 سوره 32» در این هنگام پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: صبر نسبت به ایمان مگر مانند سر است نسبت به تن، پس خدى عزوجل هم از صبر او شكر گزارى كرد و نازل فرمود: «كلمه نیكوى پروردگارت درباره پسران اسرائیل بپاداش صبریكه كرده بودند انجام یافت و آنچه را فرعون و قومش مى ساختند و (اشجار و كاخهائى كه) بر مى افراشتند واژگون كردیم 137 سوره 7».
پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: این بشارت است و انتقام پس خداى عزوجل نبرد و كشتار مشركین را به او اجازه فرمود و نازل كرد كه: «مشركان را هر كجا یافتید بكشید و بگیرید و محاصره كنید و در هر كمینگاهى سر راهشان بنشینید، 6 سوره 9» «آنها را بكشید هر جا یافتید 191 سوره 2» پس خدا آنها را به دست پیغمبر صلى الله علیه و آله و دوستانش بكشت و آن را پاداش صبرش قرار داد، علاوه بر آنچه در آخرت برایش ذخیره كرد، پس هر كه صبر كند و بحساب خدا گذارد، از دنیا نرود تا آنكه خدا چشمش را درباره (سركوبى دشمنان روشن كند، علاوه بر آنچه در آخرت برایش ذخیره كند.
(1685)4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ عَبْدِ اللَّهِ السَّرَّاجِ رَفَعَهُ إِلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا صَبْرَ لَهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 142 روایة:4
على بن الحسین علیهماالسلام فرمود: صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به تن و هر كه صبر ندارد ایمان ندارد.
5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ كَذَلِكَ إِذَا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الْإِیمَانُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 142 روایة:5
امام صادق (ع) فرمود: صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به تن، هرگاه سر برود تن مى رود، همچنین هرگاه صبر برود ایمان مى رود.
6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ الْحُرَّ حُرٌّ عَلَى جَمِیعِ أَحْوَالِهِ إِنْ نَابَتْهُ نَائِبَةٌ صَبَرَ لَهَا وَ إِنْ تَدَاكَّتْ عَلَیْهِ الْمَصَائِبُ لَمْ تَكْسِرْهُ وَ إِنْ أُسِرَ وَ قُهِرَ وَ اسْتُبْدِلَ بِالْیُسْرِ عُسْراً كَمَا كَانَ یُوسُفُ الصِّدِّیقُ الْأَمِینُ ص لَمْ یَضْرُرْ حُرِّیَّتَهُ أَنِ اسْتُعْبِدَ وَ قُهِرَ وَ أُسِرَ وَ لَمْ تَضْرُرْهُ ظُلْمَةُ الْجُبِّ وَ وَحْشَتُهُ وَ مَا نَالَهُ أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِ فَجَعَلَ الْجَبَّارَ الْعَاتِیَ لَهُ عَبْداً بَعْدَ إِذْ كَانَ لَهُ مَالِكاً فَأَرْسَلَهُ وَ رَحِمَ بِهِ أُمَّةً وَ كَذَلِكَ الصَّبْرُ یُعَقِّبُ خَیْراً فَاصْبِرُوا وَ وَطِّنُوا أَنْفُسَكُمْ عَلَى الصَّبْرِ تُوجَرُوا
اصول كافى جلد3 صفحه: 142 روایة:6
ابو بصیر گوید شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود: آزاد مرد در همه حال آزاد مرد است اگر گرفتارى برایش پیش آید، صبر كند، و اگر مصیبتها بر سرش ریزد، او را شكسته نكند، اگر چه اسیر شود و مغلوب گردد و سختى جانشین آسایشش شود، چنانكه یوسف صدیق امین صلوات الله علیه را بردگى و مغلوبیت و اسارت زیان نبخشید و تاریكى و ترس چاه و آنچه بر سرش آمد زیانش نزد تا خدا بر او منت گذارد و ستمگر سرکش را بنده او كرد بعد از آنكه مالك او بود خدا او را به رسالت فرستاد و بسبب او به امتى رحم كرد، صبر این چنین است، و خیر در پى دارد، پس شكیبا باشید و دل به شكیبایى دهید تا پاداش ببینید.
7- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَیْرٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ وَ الصَّبْرِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمَكَارِهِ فِى الدُّنْیَا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَ الشَّهَوَات فَمَنْ أَعْطَى نَفْسَهُ لَذَّتَهَا وَ شَهْوَتَهَا دَخَلَ النَّارَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 143 روایة:7
امام باقر (ع) فرمود: بهشت در میان ناگواریها و شكیبائى است پس هر كه در دنیا بر ناگواریها صبر كند به بهشت رود و دوزخ در میان لذتها و شهوتهاست، پس هر كه هر لذت و شهوتى را كه دلش خواهد بخود رساند بدوزخ در آید.
8- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَرْحُومٍ عَنْ أَبِی سَیَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ فِى قَبْرِهِ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ یَمِینِهِ وَ الزَّكَاةُ عَنْ یَسَارِهِ وَ الْبِرُّ مُطِلٌّ عَلَیْهِ وَ یَتَنَحَّى الصَّبْرُ نَاحِیَةً فَإِذَا دَخَلَ عَلَیْهِ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ یَلِیَانِ مُسَاءَلَتَهُ قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْبِرِّ دُونَكُمْ صَاحِبَكُمْ فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 143 روایة:8
امام صادق علیه اسلام فرمود: چون مؤمن داخل قبر شود، نماز طرف راست و زكوة جانب چپ باشد و احسان بر سرش سایه افكند و صبر در طرفى دور از آنها باشد، چون دو فرشته اى كه متصدى سؤال از او هستند بر او وارد شوند، صبر بنماز و زكاة و احسان گوید: مواظب رفیق خود باشید، اگر درمانده شدید من حاضرم.
(1690)9- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ دَخَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص الْمَسْجِدَ فَإِذَا هُوَ بِرَجُلٍ عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ كَئِیبٍ حَزِینٍ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَا لَكَ قَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أُصِبْتُ بِأَبِى [وَ أُمِّى ]وَ أَخِى وَ أَخْشَى أَنْ أَكُونَ قَدْ وَجِلْتُ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع عَلَیْكَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الصَّبْرِ تَقْدَمْ عَلَیْهِ غَداً وَ الصَّبْرُ فِى الْأُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا فَارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ وَ إِذَا فَارَقَ الصَّبْرُ الْأُمُورَ فَسَدَتِ الْأُمُورُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 143 روایة:9
امام صادق علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به مسجد آمد، در مسجد مردى را دید اندوهگین و غمناك است به او فرمود: تو را چه شده؟ عرض كرد: اى امیر مؤمنان؛ به مصیبت پدر (و مادر) و برادرم گرفتار شده ام و مى ترسم دق كنم. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: تقواى خدا و شكیبائى پیشه كن تا فردا بر شكیبائى در آئى (پاداش آن را ببینى) و صبر در كارها مانند سر است نسبت به تن، چون سر از تن جدا شود بدن فاسد گردد، و چون صبر از كارها جدا شود، كارها فاسد شود.
10- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ قَالَ لِى مَا حَبَسَكَ عَنِ الْحَجِّ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَقَعَ عَلَیَّ دَیْنٌ كَثِیرٌ وَ ذَهَبَ مَالِی وَ دَیْنِیَ الَّذِی قَدْ لَزِمَنِی هُوَ أَعْظَمُ مِنْ ذَهَابِ مَالِی فَلَوْ لَا أَنَّ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِنَا أَخْرَجَنِی مَا قَدَرْتُ أَنْ أَخْرُجَ فَقَالَ لِى إِنْ تَصْبِرْ تُغْتَبَطْ وَ إِلَّا تَصْبِرْ یُنْفِذِ اللَّهُ مَقَادِیرَهُ رَاضِیاً كُنْتَ أَمْ كَارِهاً
اصول كافى جلد3 صفحه: 144 روایة:10
سماعةبن مهران گوید: حضرت ابوالحسن علیه السلام به من فرمود: چه تو را از حج باز داشت؟ عرض كردم قربانت گردم بدهى بسیارى پیدا كردم و مالم از دست رفت و بدهى كه گردن گیرم شده از رفتن مالم سخت تر است و اگر یكى از رفقایم مرا از خانه بیرون نمى آورد نمى توانستم بیرون آیم.
حضرت فرمود: اگر صبر كنى مورد غبطه قرارگیرى (حال خوشى پیدا مى كنى كه مردم بتو رشك مى برند) و اگر صبر نكنى مقدرات خدا جارى گردد، چه تو راضى باشى یا ناراضى.
11- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى الْجَارُودِ عَنِ الْأَصْبَغِ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ حَسَنٌ جَمِیلٌ وَ أَحْسَنُ مِنْ ذَلِكَ الصَّبْرُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْكَ وَ الذِّكْرُ ذِكْرَانِ ذِكْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ ذِكْرُ اللَّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَیْكَ فَیَكُونُ حَاجِزاً
اصول كافى جلد3 صفحه: 144 روایة:11
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود: صبر بر دو گونه است: صبر در مصیبت كه نیكو و زیباست و نیكوتر از آن صبر و خوددارى از چیزیستكه خداى عزوجل آن را بر تو حرام كرده.
و ذكر نیز بر دو گونه است: ذكر خداى عزوجل هنگام مصیبت و بهتر از آن ذكر یاد خداست در آنچه بر تو حرام كرده، تا مانع تو شود.
12- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْكُوفِیِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنِ الْعَرْزَمِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَیَأْتِى عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُنَالُ الْمُلْكُ فِیهِ إِلَّا بِالْقَتْلِ وَ التَّجَبُّرِ وَ لَا الْغِنَى إِلَّا بِالْغَصْبِ وَ الْبُخْلِ وَ لَا الْمَحَبَّةُ إِلَّا بِاسْتِخْرَاجِ الدِّینِ وَ اتِّبَاعِ الْهَوَى فَمَنْ أَدْرَكَ ذَلِكَ الزَّمَانَ فَصَبَرَ عَلَى الْفَقْرِ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَى الْغِنَى وَ صَبَرَ عَلَى الْبِغْضَةِ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَى الْمَحَبَّةِ وَ صَبَرَ عَلَى الذُّلِّ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَى الْعِزِّ آتَاهُ اللَّهُ ثَوَابَ خَمْسِینَ صِدِّیقاً مِمَّنْ صَدَّقَ بِى
اصول كافى جلد3 صفحه: 144 روایة:12
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: زمانى براى مردم پیش آید كه سلطنت جز بوسیله كشتن و ستمگرى بدست نیاید و ثروت جز با عصب و بخل پیدا نشود و دوستى جز بوسیله بیرون بردن دین و پیروى هوس بدست نیاید، پس كسیكه به آن زمان برسد و بر فقر صبر كند، به آنكه بر ثروت توانائى داشته و بر دشمنى مردم صبر كند با آنكه بر دوستى توانا باشد (یعنى بتواند از راه از دست دادن دین و پیروى هوس جلب دوستى كند، ولى نكند) و بر ذلت صبر كند، با آنكه بر عزت توانا باشد، خدا ثواب پنجاه صدیق از تصدیق كنندگان مرا به او بدهد.
13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِى مَنْصُورٍ عَنْ عِیسَى بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَمَّا حَضَرَتْ أَبِى عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع الْوَفَاةُ ضَمَّنِی إِلَى صَدْرِهِ وَ قَالَ یَا بُنَیَّ أُوصِیكَ بِمَا أَوْصَانِی بِهِ أَبِی حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَكَرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ یَا بُنَیَّ اصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ مُرّاً
اصول كافى جلد3 صفحه: 145 روایة:13
امام باقر علیه السلام فرمود: چون وفات على بن الحسین علیهماالسلام فرا رسید مرا به سینه خود چسبانید و فرمود: پسر جان، تو را به چیزى سفارش مى كنم كه پدرم هنگام وفاتش بمن سفارش كرد و گفت پدرش او را به آن وصیت فرموده است: اى پسر جان بر حق صبر كن اگر چه تلخ باشد.
(1695)14- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى الْبَلَاءِ حَسَنٌ جَمِیلٌ وَ أَفْضَلُ الصَّبْرَیْنِ الْوَرَعُ عَنِ الْمَحَارِمِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 145 روایة:14
امام باقر علیه السلام فرمود: صبر دو گونه است: صبر بر بلا كه خوب و نیكو است، ولى بهترین این دو صبر پرهیز از محرماتست.
15- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى قَالَ أَخْبَرَنِى یَحْیَى بْنُ سُلَیْمٍ الطَّائِفِیُّ قَالَ أَخْبَرَنِی عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ الْیَمَانِیُّ یَرْفَعُ الْحَدِیثَ إِلَى عَلِیٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَةِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِیبَةِ حَتَّى یَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَیْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى الطَّاعَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِیَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 145 روایة:15
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: صبر بر سه قسم است: صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت و صبر از گناه، پس هر كه بر مصیبت صبر كند تا آن را با تسلى خوبى رد كند، خدا برایش 300 درجه نویسد كه میان هر درجه تا درجه دیگرى به اندازه فاصله میان آسمان و زمین باشد و هر كه بر طاعت صبر كند خدا برایش 600 درجه نویسد كه میان هر درجه تا درجه دیگر به اندازه فاصله میان قعر زمین تا عرش باشد و هر كه از گناه صبر كند، خدا برایش 900 درجه نویسد كه میان هر درجه به اندازه فاصله میان قعر زمین تا پایان عرش باشد.
16- عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ أَمَرَنِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَنْ آتِیَ الْمُفَضَّلَ وَ أُعَزِّیَهُ بِإِسْمَاعِیلَ وَ قَالَ أَقْرِئِ الْمُفَضَّلَ السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُ إِنَّا قَدْ أُصِبْنَا بِإِسْمَاعِیلَ فَصَبَرْنَا فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرْنَا إِنَّا أَرَدْنَا أَمْراً وَ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْراً فَسَلَّمْنَا لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
اصول كافى جلد3 صفحه: 146 روایة:16
یونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السلام بمن امر فرمودند كه نزد مفضل روم و او را در مرگ اسماعیل تسلیت گویم و فرمود: به مفضل سلام برسان و بگو: ما به مصیبت اسماعیل مبتلا شدیم و صبر كردیم تو هم مانند ما صبر كن ما چیزى خواستیم و خداى عزوجل چیز دیگرى خواست (ما خواستیم اسماعیل وصى ما باشد و خدا خواست موسى بن جعفر علیه السلام باشد) پس ما تسلیم امر خداى عزوجل گشتیم.
17- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنِ ابْتُلِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ بِبَلَاءٍ فَصَبَرَ عَلَیْهِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ أَلْفِ شَهِیدٍ
اصول كافى جلد3 صفحه: 146 روایة:17
امام صادق علیه السلام فرمود: هركس از مؤمنین به بلائى گرفتار شود و صبر كند برایش اجر هزار شهید باشد.
18- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَى قَوْمٍ فَلَمْ یَشْكُرُوا فَصَارَتْ عَلَیْهِمْ وَبَالًا وَ ابْتَلَى قَوْماً بِالْمَصَائِبِ فَصَبَرُوا فَصَارَتْ عَلَیْهِمْ نِعْمَةً
اصول كافى جلد3 صفحه: 146 روایة:18
و فرمود: همانا خداى عزوجل به مردمى نعمت داد و آنها شكر نكردند تا وبال آنها شد و مردمى را به مصیبتها مبتلى كردند و صبر کردند تا بر آنها نعمت شد.
(1700)19- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِى مُسَافِرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع فِى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا قَالَ اصْبِرُوا عَلَى الْمَصَائِبِ
وَ فِى رِوَایَةِ ابْنِ أَبِى یَعْفُورٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ صَابِرُوا عَلَى الْمَصَائِبِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 146 روایة:19
امام صادق (ع) درباره قول خداى عزوجل فرمود: «شما كه ایمان دارید، صبر كنید و با صبر غلبه جوئید فرمود: بر مصیبتها صبر كنید.
و در روایت ابن ابى یعفور است كه فرمود: با صبر بر مصیبتها غلبه كنید.
20- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ جَدِّهِ أَبِى جَمِیلَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ لَوْ لَا أَنَّ الصَّبْرَ خُلِقَ قَبْلَ الْبَلَاءِ لَتَفَطَّرَ الْمُؤْمِنُ كَمَا تَتَفَطَّرُ الْبَیْضَةُ عَلَى الصَّفَا
اصول كافى جلد3 صفحه: 147 روایة:20
و فرمود: اگر صبر پیش از بلا آفریده نشده بود مؤمن مى تركید. چنانكه تخم مرغ روى سنگ خارا مى تركد.
شرح - از این روایت استفاده مى شود كه مؤمن زیاد بلا مى بیند و صبر از لوازم ایمان است و مقاومت صبر از بلا بیشتر است.
21- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنِّى جَعَلْتُ الدُّنْیَا بَیْنَ عِبَادِى قَرْضاً فَمَنْ أَقْرَضَنِى مِنْهَا قَرْضاً أَعْطَیْتُهُ بِكُلِّ وَاحِدَةٍ عَشْراً إِلَى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ وَ مَا شِئْتُ مِنْ ذَلِكَ وَ مَنْ لَمْ یُقْرِضْنِى مِنْهَا قَرْضاً فَأَخَذْتُ مِنْهُ شَیْئاً قَسْراً فَصَبَرَ أَعْطَیْتُهُ ثَلَاثَ خِصَالٍ لَوْ أَعْطَیْتُ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ مَلَائِكَتِى لَرَضُوا بِهَا مِنِّى قَالَ ثُمَّ تَلَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ فَهَذِهِ وَاحِدَةٌ مِنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ وَ رَحْمَةٌ اثْنَتَانِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ثَلَاثٌ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَذَا لِمَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِنْهُ شَیْئاً قَسْراً
اصول كافى جلد3 صفحه: 147 روایة:21
رسولخدا (ص) فرمود: خداى عزوجل فرماید: من دنیا را میان بندگانم براى اینكه بمن قرض دهند قرار دادم (قطعه قطعه كردم و میان آنها تقسیم نمودم) پس هر كه از آن بمن قرضى دهد (مانند صدقه و هدیه وصله بامام) بهر واحدش ده تا هفتصد برابر و آنچه خواهم عطا كنم. و هر كه بمن قرص ندهد و چیزى از او بر خلاف میلش بگیرم و او صبر كند سه خصلت باو دهم كه اگر یكى از آنها را بفرشتگانم دهم. از من راضى شوند، سپس امام امام صادق (ع) این قول خداى عزوجل را تلاوت فرمود «آنها كه چون مصیبتى بدیشان رسد، گویند: ما متعلق بخدائیم و بسوى او باز میگردیم، براى آنها رحمتهائى از پروردگارشانست 156 سوره 2» این یكى از آنها 3 خصلت است و «رحمت» دومى آنها و «ایشانند هدایت شدگان » سومى آنهاست.
امام صادق (ع) فرمود: این براى كسى است كه خدا چیزى را از او برخلاف میلش بگیرد.
22- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ یَحْیَى بْنِ آدَمَ عَنْ شَرِیكٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ مُرُوَّةُ الصَّبْرِ فِى حَالِ الْحَاجَةِ وَ الْفَاقَةِ وَ التَّعَفُّفِ وَ الْغِنَى أَكْثَرُ مِنْ مُرُوَّةِ الْإِعْطَاءِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 148 روایة:22
امام باقر (ع) فرمود: جوانمردى صبر در حالت نیازمندى و فقر و آبرو نگهداشتن و ثروتمندى (رنج بردن) بیشتر از جوانمردى بخشش است.
23- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى جَعْفَرٍ ع یَرْحَمُكَ اللَّهُ مَا الصَّبْرُ الْجَمِیلُ قَالَ ذَلِكَ صَبْرٌ لَیْسَ فِیهِ شَكْوَى إِلَى النَّاسِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 148 روایة:23
جابر گوید بامام باقر علیه السلام عرضكردم: صبر جمیل چیست؟ فرمود: صبرى كه با آن شكایت بمردم نباشد.
(1705)24- حُمَیْدُ بْنُ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَیَابَةَ عَنْ أَبِى النُّعْمَانِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ مَنْ لَا یُعِدَّ الصَّبْرَ لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ یَعْجِزْ
اصول كافى جلد3 صفحه: 148 روایة:24
امام صادق (ع) یا امام باقر علیهما السلام فرمود: كسیكه صبر را براى مصیبتهاى روزگار آماده نكند، ناتوان گردد.
25- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّا صُبُرٌ وَ شِیعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَیْفَ صَارَ شِیعَتُكُمْ أَصْبَرَ مِنْكُمْ قَالَ لِأَنَّا نَصْبِرُ عَلَى مَا نَعْلَمُ وَ شِیعَتُنَا یَصْبِرُونَ عَلَى مَا لَا یَعْلَمُونَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 148 روایة:25
امام صادق (ع) فرمود: ما بردباریم و شیعیان ما از ما بردبارتر. رواى گوید: عرضكردم: چگونه شیعیان شما از شما بردبارترند؟ فرمود: زیرا ما بر آنچه میدانیم صبر میكنیم و شیعیان ما بر آنچه نمیدانند صبر میكنند.
شرح - یعنى ما هر بلا و مصیبتى را پیش از آمدنش میدانیم، ولى بر سر شیعه ناگهان و ندانسته وارد مى شود، از اینرو تحملش براى آنها دشوارتر است و یا اینكه ما ثوابى را كه خدا بصابران میدهد و حكمت مصیبت دیدن مردم و رفعت درجه و مقام را بسبب صبر بخوبى میدانیم. بدینجهت صبر كردن بر ما گواراترست تا بر شیعیان ما كه این مطالب را چون ما نمیدانند.

باب: باب شكر

بَابُ الشُّكْرِ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الطَّاعِمُ الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الصَّائِمِ الْمُحْتَسِبِ وَ الْمُعَافَى الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الْمُبْتَلَى الصَّابِرِ وَ الْمُعْطَى الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الْمَحْرُومِ الْقَانِعِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 148 روایة:1
رسولخدا (ص) فرمود: خورنده سپاسگزار اجرش مانند روزه دار خدا جوست، و تندرست شكر گزار اجرش مانند اجر گرفتار صابر است و عطا كننده سپاسگزار اجرش مانند اجر محروم قانع است.
2- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بَابَ شُكْرٍ فَخَزَنَ عَنْهُ بَابَ الزِّیَادَةِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 149 روایة:2
رسولخدا (ص) فرمود: در سپاسگزارى بروى بنده ئى گشوده نگردد كه در افزایش برویش بسته شود (بلكه سپاسگزارى افزایش در پى دارد).
3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَغْدَادِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِسْحَاقَ الْجَعْفَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَكْتُوبٌ فِی التَّوْرَاةِ اشْكُرْ مَنْ أَنْعَمَ عَلَیْكَ وَ أَنْعِمْ عَلَى مَنْ شَكَرَكَ فَإِنَّهُ لَا زَوَالَ لِلنَّعْمَاءِ إِذَا شُكِرَتْ وَ لَا بَقَاءَ لَهَا إِذَا كُفِرَتْ الشُّكْرُ زِیَادَةٌ فِى النِّعَمِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْغِیَرِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 149 روایة:3
امام صادق (ع) فرمود: در تورات نوشته است: كسیكه بتو نعمت داد سپاس گزار و بكسیكه از تو سپاسگزارى كرد نعمتش ده، زیرا با سپاسگزارى نعمتها نابود نگردد، و با ناسپاسى پایدار نماند، سپاسگزارى مایه افزایش نعمت است و ایمنى از دگرگونى.
(1710)4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ أَوْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْمُعَافَى الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مَا لِلْمُبْتَلَى الصَّابِرِ وَ الْمُعْطَى الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَالْمَحْرُومِ الْقَانِعِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 149 روایة:4
امام صادق (ع) فرمود: تندرست سپاسگزار اجرش، اجر گرفتار صابر است، و عطابخش سپاسگزارى اجرش مانند محروم قانع است.
5- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ فَضْلٍ الْبَقْبَاقِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ قَالَ الَّذِى أَنْعَمَ عَلَیْكَ بِمَا فَضَّلَكَ وَ أَعْطَاكَ وَ أَحْسَنَ إِلَیْكَ ثُمَّ قَالَ فَحَدَّثَ بِدِینِهِ وَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ وَ مَا أَنْعَمَ بِهِ عَلَیْهِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 149 روایة:5
فضل بن بقباق گوید: از امام صادق (ع) قول خداى عزوجل را: «و اما نعمت پروردگارت را باز گو» پرسیدم، فرمود: یعنى آنكس كه بدانچه برتریت بخشیده و بتو عطا فرموده و احسان كرده بتو نعمت داده، سپس فرمود: دین او و آنچه بتو عطا فرموده و نعمت داده بازگو.
6- حُمَیْدُ بْنُ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَیْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص عِنْدَ عَائِشَةَ لَیْلَتَهَا فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ لِمَ تُتْعِبُ نَفْسَكَ وَ قَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ فَقَالَ یَا عَائِشَةُ أَ لَا أَكُونُ عَبْداً شَكُوراً قَالَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَقُومُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِ رِجْلَیْهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى طه ما أَنْزَلْنا عَلَیْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى
اصول كافى جلد3 صفحه: 149 روایة:6
امام صادق (ع) فرمود: رسولخدا (ص) نزد عایشه بود، شبى كه نوبت او بود، پیغمبر (ص) گفت: اى رسولخدا! چرا خودت را برنج میاندازى، با آنكه خدا گناه گذشته و آینده ترا آمرزیده است؟ فرمود: ای عایشه: آیا من بنده سپاسگزار خدا نباشم؟
و گفت: رسولخدا (ص) روى انگشتهاى پایش میایستاد تا خداى سبحانه و تعالى نازل فرمود: «طه ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه برنج افتى».
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَسَنِ بْنِ جَهْمٍ عَنْ أَبِى الْیَقْظَانِ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِیدِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ ثَلَاثٌ لَا یَضُرُّ مَعَهُنَّ شَیْ ءٌ الدُّعَاءُ عِنْدَ الْكَرْبِ وَ الِاسْتِغْفَارُ عِنْدَ الذَّنْبِ وَ الشُّكْرُ عِنْدَ النِّعْمَةِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 150 روایة:7
شنیدم امام صادق (ع) میفرمود: سه چیز است كه هیچ چیز با وجود آنها زیان نرساند: دعاء هنگام گرفتارى و آمرزش خواهى هنگام گناه و سپاسگزارى هنگام نعمت.
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ یَحْیَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أُعْطِیَ الشُّكْرَ أُعْطِیَ الزِّیَادَةَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ
اصول كافى جلد3 صفحه: 150 روایة:8
امام صادق (ع) فرمود: بكسیكه سپاسگزارى دادند، افزایش دادند خداى عزوجل فرماید: «اگر شكر كنید، افزایشتان دهیم».
(1715)9- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا سَمِعَاهُ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللَّهَ ظَاهِراً بِلِسَانِهِ فَتَمَّ كَلَامُهُ حَتَّى یُؤْمَرَ لَهُ بِالْمَزِیدِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 150 روایة:9
امام صادق (ع) فرمود: خدا نعمتى به بنده ئى نداد كه از صمیم قلب آنرا شناسد و در ظاهر با زبان خدا را ستایش كند و سخنش تمام شود، جز آنكه برایش با فزونى امر شود.
10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ مُیَسِّرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ شُكْرُ النِّعْمَةِ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ تَمَامُ الشُّكْرِ قَوْلُ الرَّجُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 150 روایة:10
امام صادق (ع) فرمود: شكر نعمت دورى از محرماتست و تمام شكر الحمدلله رب العالمین گفتن مرد است.
11- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُیَیْنَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ إِنْ عَظُمَتْ أَنْ تَحْمَدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهَا
اصول كافى جلد3 صفحه: 151 روایة:11
شنیدم امام صادق (ع) میفرمود: شكر هر نعمتى اگر چه بزرگ باشد اینستكه خداى عزوجل را بر آن سپاس گوئى.
12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع هَلْ لِلشُّكْرِ حَدٌّ إِذَا فَعَلَهُ الْعَبْدُ كَانَ شَاكِراً قَالَ نَعَمْ قُلْتُ مَا هُوَ قَالَ یَحْمَدُ اللَّهَ عَلَى كُلِّ نِعْمَةٍ عَلَیْهِ فِى أَهْلٍ وَ مَالٍ وَ إِنْ كَانَ فِیمَا أَنْعَمَ عَلَیْهِ فِى مَالِهِ حَقٌّ أَدَّاهُ وَ مِنْهُ قَوْلُهُ جَلَّ وَ عَزَّ سُبْحانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ وَ مِنْهُ قَوْلُهُ تَعَالَى رَبِّ أَنْزِلْنِى مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ وَ قَوْلُهُ رَبِّ أَدْخِلْنِى مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِى مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِى مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِیراً
اصول كافى جلد3 صفحه: 151 روایة:12
ابو بصیر گوید: به امام صادق (ع) عرضكردم: آیا براى شكر حدى است كه چون بنده انجام دهد، شاكر محسوب شود؟ فرمود: آرى، عرضكردم: كدامست؟ فرمود: خدا را بر هر نعمتى كه نسبت بخانواده و مال او داده سپاس میگوید، و اگر براى خدا در نعمتى كه نسبت بمال او داده حقى باشد بپردازد، و از این بابست قول خداى جل و عز: «منزه باد خدائى كه این (مركوب) را مسخره ما كرد كه ماتاب آنرا نداشتیم، 13 سوره 43» و از این بابست قول خدایتعالى: «پروردگار! مرا بمنزلى مبارك فرود آر كه تو بهترین منزل دهانى 29 سوره 23» و قول خدایتعالى: پروردگارا! مرا درون بر درون بردنى نیك و برون بر برون بردنى نیك، و براى من از نزد خویش دلیل و تسلطى نصرت آور مقرر دار، 80 سوره 17».
13- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَقُولُ مَنْ حَمِدَ اللَّهَ عَلَى النِّعْمَةِ فَقَدْ شَكَرَهُ وَ كَانَ الْحَمْدُ أَفْضَلَ مِنْ تِلْكَ النِّعْمَةِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 151 روایة:13
معمر بن خلاء گوید: شنیدم حضرت ابوالحسن (ص) میفرمود: هر كه حمد خدا را بر نعمتى كند، او را شكر نموده و حمد از آن نعمت برتر است.
(1720)14- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ لِی مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ صَغُرَتْ أَوْ كَبُرَتْ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ إِلَّا أَدَّى شُكْرَهَا
اصول كافى جلد3 صفحه: 151 روایة:14
صفوان جمال گوید: امام صادق (ع) بمن فرمود: خدا نعمتى كوچك یا بزرگ به بنده ئى ندهد كه او بگوید: الحمد لله جز آنكه شكرش را ادا كرده باشد.
15- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ عِیسَى بْنِ أَیُّوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِی الْحَسَنِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَةٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَدَّى شُكْرَهَا
اصول كافى جلد3 صفحه: 152 روایة:15
امام صادق (ع) فرمود: هر كه خدا باو نعمتى دهد و او آن را از دل بفهمد، شكرش را ادا كرده است.
16- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ لَیَشْرَبُ الشَّرْبَةَ مِنَ الْمَاءِ فَیُوجِبُ اللَّهُ لَهُ بِهَا الْجَنَّةَ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَیَأْخُذُ الْإِنَاءَ فَیَضَعُهُ عَلَى فِیهِ فَیُسَمِّى ثُمَّ یَشْرَبُ فَیُنَحِّیهِ وَ هُوَ یَشْتَهِیهِ فَیَحْمَدُ اللَّهَ ثُمَّ یَعُودُ فَیَشْرَبُ ثُمَّ یُنَحِّیهِ فَیَحْمَدُ اللَّهَ ثُمَّ یَعُودُ فَیَشْرَبُ ثُمَّ یُنَحِّیهِ فَیَحْمَدُ اللَّهَ فَیُوجِبُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا لَهُ الْجَنَّةَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 152 روایة:16
امام صادق (ع) فرمود: مردمى از شما شربتى آب مینوشد و خدا بهشت را بدان سبب براى او واجب میكند، سپس فرمود، او ظرف را بردهانش میگذارد و بسم الله میگوید و آنگاه میآشامد سپس دور میبرد با آنكه اشتها دارد، پس خدا را حمد میكند، باز بر میگردد و میآشامد، دوباره دور میبرد و حمد خدا میگوید سپس بر میگردد و میآشامد، باز دور میبرد و حمد خداى میكند، خداى عزوجل بهشت را بدین سبب برایش واجب میكند.
17- ابْنُ أَبِى عُمَیْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّى سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَرْزُقَنِى مَالًا فَرَزَقَنِى وَ إِنِّى سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ یَرْزُقَنِى وَلَداً فَرَزَقَنِى وَلَداً وَ سَأَلْتُهُ أَنْ یَرْزُقَنِى دَاراً فَرَزَقَنِى وَ قَدْ خِفْتُ أَنْ یَكُونَ ذَلِكَ اسْتِدْرَاجاً فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ مَعَ الْحَمْدِ فَلَا
اصول كافى جلد3 صفحه: 152 روایة:17
عمر بن یزید میگوید: بامام صادق (ع) عرضكردم: من از خداى عزوجل مال خواستم بمن روزى كرد و باز از او فرزند خواستم، بمن روزى كرد، و از او خواستم بمن منزل دهد، روزى كرد، میترسم از اینكه این استدراج باشد، فرمود: اما بخدا با سپاسگزارى استدراج نیست.
شرح - استدراج اشاره به آیه شریفه سنستدرجهم من حیث لایعملون دارد. مجمع البحرین در معنى آیه گوید: یعنى آنها را اندك اندك میگیریم و ناگهان گرفتارشان نمیكنم، مانند كسیكه از نردبان درجه بدرجه یعنى پله پله میرود تا به پله بالا رسد و استدراج خدا نسبت به بنده اینستكه هرگاه گناه تازه ئى كند خدا باو نعمت تازه ئى دهد و توبه و استغفار را از یاد او ببرد.
18- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مِنَ الْمَسْجِدِ وَ قَدْ ضَاعَتْ دَابَّتُهُ فَقَالَ لَئِنْ رَدَّهَا اللَّهُ عَلَیَّ لَأَشْكُرَنَّ اللَّهَ حَقَّ شُكْرِهِ قَالَ فَمَا لَبِثَ أَنْ أُتِیَ بِهَا فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ لَیْسَ قُلْتَ لَأَشْكُرَنَّ اللَّهَ حَقَّ شُكْرِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَ لَمْ تَسْمَعْنِى قُلْتُ الْحَمْدُ لِلَّهِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 152 روایة:18
امام صادق (ع) از مسجد بیرون آمد، دید مركوبش گم شده است. فرمود: اگر خدا آنرا بمن برگرداند، حق شكرش را میگزارم. چیزى نگذشت كه آن را آورند. امام فرمود: الحمد لله شخصى عرضكرد: قربانت مگر نفرمودى حق شكر خدا را میگزارم؟ فرمود: مگر نشنیدى گفتم الحمد لله (یعنى با گفتن همین كلمه حق شكر گزارى خدا انجام میشود).
(1725)19- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ یَحْیَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْمُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا وَرَدَ عَلَیْهِ أَمْرٌ یَسُرُّهُ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى هَذِهِ النِّعْمَةِ وَ إِذَا وَرَدَ عَلَیْهِ أَمْرٌ یَغْتَمُّ بِهِ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ
اصول كافى جلد3 صفحه: 153 روایة:19
امام صادق (ع) فرمود: مرسوم رسولخدا صلى الله علیه و آله این بود كه هرگه امرى شادمانش میساخت، میفرمود، خدا را شكر بر این نعمت و چون پیش آمدى میكرد كه اندوهگین مینمود میفرمود، خدا را شكر در هر حال.
شرح - علامه مجلسى (ره) نقل كند كه در هر بلا و مصیبتى پنج نوع شكر است؟
1- هر مصیبتى دافع مصیبت بزرگتر از خود است، چنانچه مردن مركوب دافع مردن خود انسانست و جاى شكرش باقى است.
2- هر بلائى موجب كفاره گناه یا رفعت درجه میشود پس سزاوار شكر است.
3- مصیبت و بلاى دنیوى در برابر بلاى دینى كوچك و سبك است چنانكه مردى كور و جذامى و پیس و فلج در زمان حضرت عیسى میگفت خدا را شكر كه مرا ببلاء بیشتر مردم گرفتار نكرد، چون حضرت عیسى از او توضیح خواست گفت: بزرگترین بلاها بلاى كفر و بى ایمانیست كه من ندارم.
4- هر بلائى در لوح محفوظ نوشته و مقدر است و ناچار بر سر انسان خواهد آمد، چون آمد و گذشت باید خدا را شكر كرد.
5- هر بلائى موجب ثواب آخرت و رفتن محبت دنیا از دلست و آن سزاوار شكر است.
20- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ تَقُولُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِذَا نَظَرْتَ إِلَى الْمُبْتَلَى مِنْ غَیْرِ أَنْ تُسْمِعَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى عَافَانِى مِمَّا ابْتَلَاكَ بِهِ وَ لَوْ شَاءَ فَعَلَ قَالَ مَنْ قَالَ ذَلِكَ لَمْ یُصِبْهُ ذَلِكَ الْبَلَاءُ أَبَداً
اصول كافى جلد3 صفحه: 153 روایة:20
امام باقر (ع) فرمود: چون شخصى گرفتار و دردمندى را دیدى، بنحوى كه او نشنود (و دل شكسته نگردد) سه بار بگو: حمد خدائى را كه مرا از آنچه ترا مبتلى ساخته معاف داشت و اگر میخواست میكرد، و سپس فرمود: هر كه این را بگوید آن بلا باو نرسد.
21- حُمَیْدُ بْنُ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَفْصٍ الْكُنَاسِیِّ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا مِنْ عَبْدٍ یَرَى مُبْتَلًى فَیَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى عَدَلَ عَنِّى مَا ابْتَلَاكَ بِهِ وَ فَضَّلَنِى عَلَیْكَ بِالْعَافِیَةِ اللَّهُمَّ عَافِنِى مِمَّا ابْتَلَیْتَهُ بِهِ إِلَّا لَمْ یُبْتَلَ بِذَلِكَ الْبَلَاءِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 154 روایة:21
امام صادق (ع) فرمود: هر بنده ئیكه گرفتار و دردمندیرا ببیند و بگوید: «حمد خدائیرا كه آنچه ترا بدان مبتلى ساخت از من بگردانید بسبب عافیت مرا بر تو برترى داد، بار خدایا مرا از آنچه گرفتارش ساختى بركنار دار» خدا او را بآن بلا گرفتار نسازد.
22-عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِیحٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا رَأَیْتَ الرَّجُلَ وَ قَدِ ابْتُلِیَ وَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْكَ فَقُلِ اللَّهُمَّ إِنِّی لَا أَسْخَرُ وَ لَا أَفْخَرُ وَ لَكِنْ أَحْمَدُكَ عَلَى عَظِیمِ نَعْمَائِكَ عَلَیَّ
اصول كافى جلد3 صفحه: 154 روایة:22
و فرمود: چون مرد گرفتارى را دیدی و خدا برتو نعمت داده بود (بسلامتى از آن) بگو بار خدایا! من مسخره نمیكنم و نمیبالم، بلكه ترا براى نعمتها بزرگست نسبت بخود میستایم.
23- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَیْتُمْ أَهْلَ الْبَلَاءِ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ لَا تُسْمِعُوهُمْ فَإِنَّ ذَلِكَ یَحْزُنُهُمْ
اصول كافى جلد3 صفحه: 154 روایة:23
رسولخدا (ص) فرمود: چون گرفتارانرا دیدید، خدا را شكر كنید و بآنها نشنوانید (آهسته بگوئید) زیرا اندوهگینشان میسازد.
(1730)24- عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ فِى سَفَرٍ یَسِیرُ عَلَى نَاقَةٍ لَهُ إِذَا نَزَلَ فَسَجَدَ خَمْسَ سَجَدَاتٍ فَلَمَّا أَنْ رَكِبَ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا رَأَیْنَاكَ صَنَعْتَ شَیْئاً لَمْ تَصْنَعْهُ فَقَالَ نَعَمْ اسْتَقْبَلَنِى جَبْرَئِیلُ ع فَبَشَّرَنِى بِبِشَارَاتٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَسَجَدْتُ لِلَّهِ شُكْراً لِكُلِّ بُشْرَى سَجْدَةً
اصول كافى جلد3 صفحه: 154 روایة:24
امام صادق (ع) فرمود: رسولخدا (ص) براى سفر كوتاهى بر شتر ماده خویش سوار بود (در سفرى بر شتر ماده خویش نشسته راه میپیمود) نا گاه فرود آمد و پنج سجده كرد، چون سوار شد، اصحاب عرضكردند: یا رسولخدا! شما را دیدیم كارى كردى كه تاكنون نكرده بودى؟ فرمود: آرى، جبرئیل (ع) پیشم آمد و از جانب خداى عزوجل بمن مژده هائى داد. من براى هر مژده یك سجده شكر براى خدا نمودم.
25- عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا ذَكَرَ أَحَدُكُمْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ شُكْراً لِلَّهِ فَإِنْ كَانَ رَاكِباً فَلْیَنْزِلْ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ وَ إِنْ لَمْ یَكُنْ یَقْدِرُ عَلَى النُّزُولِ لِلشُّهْرَةِ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى قَرَبُوسِهِ وَ إِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى كَفِّهِ ثُمَّ لْیَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى مَا أَنْعَمَ عَلَیْهِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 154 روایة:25
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه یكى از شما نعمت خداى عزوجل را بیاد آورد، باید براى شكر خدا چهره روى خاك گذارد و اگر سوار است باید پیاده شود و چهره روى خاك گذارد و اگر از بیم شهرت نتواند پیاده شود چهره روى كوهه زین گذارد، و اگر نتواند، چهره بر كف دست گذارد، سپس خدا را بر نعمتى كه باو داده حمد كند.
26- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ أَحْمَرَ قَالَ كُنْتُ أَسِیرُ مَعَ أَبِی الْحَسَنِ ع فِى بَعْضِ أَطْرَافِ الْمَدِینَةِ إِذْ ثَنَى رِجْلَهُ عَنْ دَابَّتِهِ فَخَرَّ سَاجِداً فَأَطَالَ وَ أَطَالَ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ رَكِبَ دَابَّتَهُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ أَطَلْتَ السُّجُودَ فَقَالَ إِنَّنِى ذَكَرْتُ نِعْمَةً أَنْعَمَ اللَّهُ بِهَا عَلَیَّ فَأَحْبَبْتُ أَنْ أَشْكُرَ رَبِّى
اصول كافى جلد3 صفحه: 155 روایة:26
هشام بن احمر گوید، همراه حضرت ابى الحسن (ع) اطراف مدینه سیر میكردم، ناگاه حضرت از بالاى مركب زانو خم كرد و بسجده افتاد و مدتى طول داد، سپس سر بلندى كرد و سوار شد، من عرضكردم قربانت گردم، سجده طولانى كردى؟ فرمود: بیاد نعمتى افتادم كه خدا بمن عطا فرموده، دوست داشتم پروردگارم را شكر گزارم.
27- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَاحِبِ السَّابِرِیِّ فِیمَا أَعْلَمُ أَوْ غَیْرِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِیمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى ع یَا مُوسَى اشْكُرْنِى حَقَّ شُكْرِى فَقَالَ یَا رَبِّ وَ كَیْفَ أَشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ وَ لَیْسَ مِنْ شُكْرٍ أَشْكُرُكَ بِهِ إِلَّا وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ قَالَ یَا مُوسَى الْ آنَ شَكَرْتَنِی حِینَ عَلِمْتَ أَنَّ ذَلِكَ مِنِّى
اصول كافى جلد3 صفحه: 155 روایة:27
امام صادق (ع) فرمود: در ضمن آنچه خداى عزوجل بموسى علیه السلام وحى فرمود این بود:
اى موسى: مرا چنانكه سزاوار است شكر گزار، عرضكرد: پروردگارا! ترا چگونه چنانكه سزاوار است شكر گزارم، در صورتیكه هر شكرى كه ترا نمایم، آن هم نعمتى است كه تو بمن عطا فرموده ئى؟ فرمود: ای موسى! اكنون كه دانستى آن شكر گزاریت هم از من است، مرا شكر كردى (چنانكه سزاوار من است.)
28- ابْنُ أَبِى عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَیْتَ فَقُلْ عَشْرَ مَرَّاتٍ اللَّهُمَّ مَا أَصْبَحَتْ بِى مِنْ نِعْمَةٍ أَوْ عَافِیَةٍ مِنْ دِینٍ أَوْ دُنْیَا فَمِنْكَ وَحْدَكَ لَا شَرِیكَ لَكَ لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الشُّكْرُ بِهَا عَلَیَّ یَا رَبِّ حَتَّى تَرْضَى وَ بَعْدَ الرِّضَا فَإِنَّكَ إِذَا قُلْتَ ذَلِكَ كُنْتَ قَدْ أَدَّیْتَ شُكْرَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیْكَ فِى ذَلِكَ الْیَوْمِ وَ فِى تِلْكَ اللَّیْلَةِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 155 روایة:28
امام صادق (ع) فرمود: در هر صبح و شام ده بار بگو: «بار خدایا! هر نعمت و یا عافیتى كه نسبت بدین یا دنیا در این صبح دارم، از جانب توست، تو یكتائى و شریك ندارى. پروردگارا! حمد براى تو و شكر براى تواست، از جهت نعمتى كه بمن دادى تا راضى گردى و هم بعد از رضایتت» زیرا اگر تو چنین گوئى شكر نعمت خدا را بر خود در آنروز و آنشب ادا كرده باشى.
(1735)29- ابْنُ أَبِى عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ نُوحٌ ع یَقُولُ ذَلِكَ إِذَا أَصْبَحَ فَسُمِّیَ بِذَلِكَ عَبْداً شَكُوراً وَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ صَدَقَ اللَّهَ نَجَا
اصول كافى جلد3 صفحه: 156 روایة:29
امام صادق (ع) فرمود: جناب نوح (ع) این دعا را (كه در روایت سابق ذكر شد) در هر صبح میگفت، از اینرو عبد شكور «بنده بسیار سپاسگزار» نامیده شد.
و رسولخدا (ص) فرمود: هر كه با خدا راست باشد (یعنى دل و زبان و ظاهرش و باطنش موافق باشد) نجات یابد (چنانكه جانب نوح (ع) دعائیرا كه بزبان میگفت، دلش هم باور داشت، از اینرو نجات یافت، با آنكه در میان گروهى منكر و بى دین گرفتار بود).
30- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ سُفْیَانَ بْنِ عُیَیْنَةَ عَنْ عَمَّارٍ الدُّهْنِیِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ كُلَّ قَلْبٍ حَزِینٍ وَ یُحِبُّ كُلَّ عَبْدٍ شَكُورٍ یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِعَبْدٍ مِنْ عَبِیدِهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَ شَكَرْتَ فُلَاناً فَیَقُولُ بَلْ شَكَرْتُكَ یَا رَبِّ فَیَقُولُ لَمْ تَشْكُرْنِى إِذْ لَمْ تَشْكُرْهُ ثُمَّ قَالَ أَشْكَرُكُمْ لِلَّهِ أَشْكَرُكُمْ لِلنَّاسِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 156 روایة:30
عمار دهنى گوید: شنیدم على بن الحسین علیهما السلام میفرمود: خدا هر دل غمگینى را دوست دارد، و هر بنده سپاسگزارى را دوست دارد، روز قیامت خداى تبارك و تعالى بیكى از بندگانش میفرماید از فلانى سپاسگزارى كردى؟ عرض میكند: پروردگارا! من ترا سپاس گفتم، خدایتعالى فرماید، چون از او سپاسگزارى ننمودى، مرا هم سپاس نگفته ئى، سپس امام فرمود: شكر گزارترین شما خدا را كسى است كه از مردم بیشتر شكر گزارى كند.