اصول کافی جلد سوم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

باب: نیت

بَابُ النِّیَّةِ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ص قَالَ لَا عَمَلَ إِلَّا بِنِیَّةٍ
اصول كافى جلد3 صفحه: 132 روایة:1
على بن الحسین صلوات الله علیهما فرمود: عملى نباشد، جز بوسیله نیت.
شرح - مقصود از عمل عبادات و طاعات و مراد به نیت قصد تقرب بخدایتعالى ست پس نماز و روزه و حج و امثال آن بدون قصد تقرب و رضاى حق تعالى صحیح نیست و هیچ اجرو پاداشى ندارد و نیز اعمالى كه بر انسان واجب نیست مانند صدقه دادن و تعلیم و ارشاد زمانى موجب پاداش و ثواب گردد كه به نیت تقرب و رضاى خدا انجام گیرد.
2- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ وَ نِیَّةُ الْكَافِرِ شَرٌّ مِنْ عَمَلِهِ وَ كُلُّ عَامِلٍ یَعْمَلُ عَلَى نِیَّتِهِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 133 روایة:2
رسولخدا (ص) فرمود: نیت مؤمن بهتر از عمل اوست و نیت كافر بدتر از عملش باشد و هر كس طبق نیتش كار میكند.
شرح - مرحوم مجلسى در توجیه و تفسیر این روایت 12 قول از دانشمندان حدیث نقل میكند، و سپس تحقیقى لطیف و تفصیلى عمیق از خود بیان میفرماید كه بواسطه اهمیت مقام و از نظر اینكه نیت ركن و پایه همه اعمالست مختصرى از بیاناتش را در اینجا ذكر میكنیم:
تصحیح نیت از مشكلترین اعمال انسانست، زیرا نیت تابع حالت نفسانى است و قبول و رد و درجات كمالش مربوط بهمان حالت نفسانى میباشد و تصحیح نیت جز با بیرون ساختن محبت دنیا بوسیله ریاضات شاقه و تفكرات صحیحه ممكن نگردد، زیرا دل سلطان و فرمانرواى بدن است و همه اعضاء و جوارح محكوم فرمان او میباشند و در یكدل دو محبت متناقض جمع نشود، چنانچه خدای تعالی فرماید: ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه خدا در اندرون هیچ کس دو دل قرار نداده و چون دنیا و آخرت دو مطلوب مخالف و متناقض یکدیگرند، محبت آندو در یک دل جمع نشود، از اینرو كسى كه محبت دنیا در دلش جایگزین شده آخرت را فراموش كرده است، همیشه فكر و خیال و اعضاء و جوارحش متوجه دنیاست و هر عملى كه انجام میدهد نتیجه غائى و مقصود حقیقیش دنیاست، اگر چه بدروغ دم از خدا و آخرت زند از اینرو در عبادات و طاعاتش هم اعمالى را انتخاب میكند كه بدانها وعده بسیارى مال داده شده و بطاعاتى كه موجب تقرب و محبت خداست اعتنائى ندارد.
و نیز كسیكه حب جاه و شهرت بر دلش مستولى گشته، در همه اعمال و رفتارش از آن منظور و هدف پیروى مى كند، و همچنین است اغراض دنیوى دیگر كه عمل بنده خالص نگردد تا زمانیكه تمام این اغراض فاسد كه موجب دورى از حقتعالى است ازدل بیرون رود، بنابراین درجات و مراتب نیت در مردم متعدد و بلكه بیشمار است و بلكه هر انسانى در حالات مختلف و متفاوت نیتهاى مختلف و متفاوت دارد كه برخى از آنها موجب فساد و بطلان عمل و بعضى موجب صحت و درستى آن و پاره ئى موجب كمال و ترقى آنست.
آنچه موجب فساد و بطلان عمل است ریاى خالص است كه علاوه بر اینكه عبادت را از ثواب ساقط میكند موجب كیفر و عقاب هم میگردد، و اما هرگاه قصد ریا و ضمیمه تابع باشد و یا غیر از ریا ضمائم دیگرى در نیتش باشد، مانند قصد نظافت وسرد شدن در وضو و غسل تفصیلى دارد (كه حكمش در رسائل فقها موجود است).
و اما ضمیمه نمودن بعضى از مطالب مباحه دنیوى مانند وسعت رزق و طول عمر را جماعتى مبطل دانسته اند، ولى گفتار آنها خالى از اشكال نیست، زیرا گزاردن نماز حاجت و نماز استخاره و تلاوت قرآن و اذكار و دعوات مأثوره، بدون شك عبادتست و بآن امر شده و این مطالب دنیوى از نتائج آنها ذكر شده است و محالست كه انسان قصد و نیت خود را از آنها خالى كند،زیرا نیت چنانكه دانستى گفتن بزبان و خطور بدل نیست، بلكه واقع و حقیقت آن در باطن دل انسان مستتر است وداعى حقیقى انسان هم همان واقع و حقیقت است.
و اما نیات مقاصدى كه موجب كمال عمل میشود و از اغراض دنیوى خالى است، بحسب اشخاص و احوال ایشان مختلف است و نیت هر كس تابع طریقه و شاكله و حالت باطنى اوست كه برخى از آنها را یادآور میشویم:
1- نیت كسانیكه در عذاب و عقاب آخرت میاندیشند و دنیا در نظرشان پست میشود و عبادت خویش را براى ترس از عذاب انجام میدهند.
2- كسانی باشند كه نعمت هاى بهشت و حور و قصور آن ایشانرا بعبادت تحریك كند.
گروهى از دانشمندان عبادت این دو طایفه را باطل دانسته اند، ولى اینان حقیقت تكلیف و درجات مردم را بخوبى ندانسته اند كه بیشترمردم (باصطلاح این زمان و ملاحظه احوال این مردم صدى نود و نه) را ممكن نیست عبادات خود را بغیراز ایندو وجه انجام دهند و غیر از این نمیتوانند درك كنند و این نیت منافى با اخلاص نمیباشد، زیرا عبادت بقصدآنچه در آخرت وعده داده شده، از شوائب دنیوى پاك و خالص است و دلیلى هم ندارد كه عبادت باید خالصاً لوجه الله وحتى از اینگونه اغراض هم خالى باشد، بلكه دلیل برعكس این عقیده موجود است.
مانند آیه شریفه: ادعوه خوفاً و طمعاً و یدعوننا رغباً و رهباً.
و نیز امیرالمؤمنین (ع) در وقفنامه خود مى نویسد: هذا ما اوصى به فى ماله عبدالله على ابتغاء وجه الله تعالى لیولجنى به الجنة ویصرفنى به عن النار.
و گویا اینها حقیقت معنى نیت را درك نكرده و گمان كرده اند كه با گفتن اینكه تدریسم را براى محبت خدا انجام مى دهم درست مى شود،غافل از اینكه این گفتار جز لقلقه زبان و ادعائى كاذب بیش نیست و حقیقت نیت همان میل و توجه دل است به آنچه مى خواهد و اگر محبت خدا مطلوب دل نباشد با گفتن بزبان و خطور بدل بدست نمى آید و مثل این است كه شخص سیر بگوید: من میل به غذا دارم پیداست كه این گفتار براى او اشتها نمى آورد.
3- كسانى كه در نعمتهاى بى پایان خدا مى اندیشند و چون شكر منعم را واجب مى دانند براى سپاسگزارى خدا عبادتش مى كنند، چنانچه امیرالمؤمنین (ع) فرماید: لولم یتوعدالله على معصیته لكان یجب ان لایعصى شكراً لنعمته.
4- كسانى كه از راه حیا و شرمسارى عبادت خدا مى كنند، زیرا او را بر نهان و آشكار خود مطلع مى دانند چنانچه پیغمبر صلى الله علیه و آله مى فرماید: اعبد الله كانك تراه فان لم تكن تراه فانه یراك.
5- كسانى كه خدا را بقصد تقرب عبادت مى كنند و مقصود قرب معنوى و ارتفاع مقام بنده است كه از نقائص خود كاسته و بكمال نزدیك شود.
6- كسانى كه خدا را براى اهلیت و سزاواریش عبادت مى كنند، چنانكه امیرالمؤمنین علیه السلام فرماید: ولكن وجدتك أهلا للعبادة فعبدتك ولى این ادعا از غیر خاندان امیرالمؤمنین علیه السلام پذیرفته نیست، زیرا حقیقت این ادعا این است كه: اگر خدا بهشت و جهنمى هم نمى آفرید بلكه اگر بر فرض محال فرمانبران را بدوزخ مى برد آنها خدا را عبادت مى كردند، براى اینكه سزاوار عبادت است چنانچه حضرت ابراهیم در دنیا آتش را انتخاب كرد و بر او سرد و سلامت شد و اولیاء دیگرخدا كشته شدن و زجر و شكنجه بدست اشرار را پذیرفتند.
7- كسانى كه براى محبت و دوستى خدا او را عبادت كنند و این بالاترین درجات مقربین است از این بیان معنى جمله اخیر روایت دانسته مى شود.
و اما راجع به بهتر بودن نیت مؤمن از عملش و بدى نیت كافر نسبت به عملش در یكى از دوازده قول از امام باقر(ع) روایت مى كند كه علتش این است كه مؤمن كارهاى خیر زیادى را قصد مى كند كه به انجام آن موفق نمى شود و همچنین كافر نسبت بمقاصد زشت و بدش و از امام صادق(ع) روایت شده كه چون عمل در معرض ریاء بندگانست و نیت خالص براى خدااست، نیت مؤمن از عملش بهتر است و خدا به نیت ثوابى دهد كه به عمل ندهد.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ الْفَقِیرَ لَیَقُولُ یَا رَبِّ ارْزُقْنِى حَتَّى أَفْعَلَ كَذَا وَ كَذَا مِنَ الْبِرِّ وَ وُجُوهِ الْخَیْرِ فَإِذَا عَلِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ مِنْهُ بِصِدْقِ نِیَّةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلَ مَا یَكْتُبُ لَهُ لَوْ عَمِلَهُ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ كَرِیمٌ
اصول كافى جلد3 صفحه: 135 روایة:3
امام صادق (ع) فرمود: بنده مؤمن فقیر مى گوید: پروردگارا بمن (مال و ثروت) روزى كن تا از احسان و راههاى خیر چنین و چنان كنم. (مسجد بسازم و اطعام دهم و به بینوایان كمك كنم) و چون خداى عزوجل بداند نیتش صادق است و راست مى گوید، براى او همان اجر و پاداش را مى نویسد كه اگر انجام داد مى نوشت، همانا خدا وسعت بخش و كریم است.
(1670)4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَمْرٍو عَنْ حَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ حَدِّ الْعِبَادَةِ الَّتِى إِذَا فَعَلَهَا فَاعِلُهَا كَانَ مُؤَدِّیاً فَقَالَ حُسْنُ النِّیَّةِ بِالطَّاعَةِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 135 روایة:4
ابوبصیر گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم درباره اندازه عبادتى كه چون كسى انجام دهد، وظیفه خود را انجام داده باشد؟ فرمود: حسن نیت به طاعت است (چنانچه در حدیث 1663 بیان شد).
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ یُونُسَ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِى النَّارِ لِأَنَّ نِیَّاتِهِمْ كَانَتْ فِى الدُّنْیَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِیهَا أَنْ یَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِى الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِیَّاتِهِمْ كَانَتْ فِى الدُّنْیَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِیهَا أَنْ یُطِیعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّیَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ تَعَالَى قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ قَالَ عَلَى نِیَّتِهِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 136 روایة:5
امام صادق (ع) فرمود: اهل دوزخ از این رو در دوزخ جاودان باشند كه نیت داشتند اگر در دنیا جاودان باشند همیشه نافرمانى خدا كنند و اهل بهشت از این رو در بهشت جاودان باشند كه نیت داشتند اگر در دنیا باقى بمانند همیشه اطاعت خدا كنند، پس این دسته و آن دسته بسبب نیت خویش جاودانى شدند، سپس قول خدایتعالى را تلاوت نمود: «بگو هركس طبق طریقه خویش عمل مى كند، 79 سوره 17» فرمود: یعنى طبق نیت خویش.
شرح - از توضیحى كه ذیل روایت دوم این باب راجع به معنى نیت بیان شد، معلوم گشت كه نیت خوب لازمه طینت پاك و صفات حمیده و ملكات فاضله است و بدان جهت استحقاق جاودانى بودن در بهشت را پیدا مى كند، زیرا چنین اشخاصى آماده اعمال صالحه و موجبات ثواب مى باشند و مانع انجام دادن از جانب آنها نیست و كافر با آن حالت خبیثى كه دارد، براى ضد اعمال و صفات مؤمن آماده است.

باب

بَابٌ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْأَحْوَلِ عَنْ سَلَّامِ بْنِ الْمُسْتَنِیرِ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَلَا إِنَّ لِكُلِّ عِبَادَةٍ شِرَّةً ثُمَّ تَصِیرُ إِلَى فَتْرَةٍ فَمَنْ صَارَتْ شِرَّةُ عِبَادَتِهِ إِلَى سُنَّتِى فَقَدِ اهْتَدَى وَ مَنْ خَالَفَ سُنَّتِى فَقَدْ ضَلَّ وَ كَانَ عَمَلُهُ فِى تَبَابٍ أَمَا إِنِّى أُصَلِّى وَ أَنَامُ وَ أَصُومُ وَ أُفْطِرُ وَ أَضْحَكُ وَ أَبْكِى فَمَنْ رَغِبَ عَنْ مِنْهَاجِى وَ سُنَّتِى فَلَیْسَ مِنِّى وَ قَالَ كَفَى بِالْمَوْتِ مَوْعِظَةً وَ كَفَى بِالْیَقِینِ غِنًى وَ كَفَى بِالْعِبَادَةِ شُغُلًا
اصول كافى جلد3 صفحه: 136 روایة:1
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: همانا براى هر عبادتى شور و جنبشى است و سپس بسستى و آرامش گراید، پس هر كه شور و جنبش عبادتش بسوى سنت من باشد هدایت شده و هر كه خالفت سنت من كند، گمراه گشته و عملش بهلاكت كشد، همانا من نماز مى گزارم و مى خوابم و روزه مى گیرم و افطار مى كنم و مى خندم و مى گریم و هر كه از طریقه و روش من رو بگرداند از من نیست.
و فرمود: براى موعظه و پند مرگ كافى است و براى بى نیازى یقین كافى است و براى مشغول بودن عبادت بس است .
شرح - راجع به قسمت اول حدیث به شماره 207 ج 1 ص 90 رجوع شود و اما قسمت اخیر حدیث توضیحش این است كه: چون هركس مرگ رفقایش را مى بیند و خودش هم عاقبت مى میرد، محتاج بموعظه و پند دیگرى نیست و كسیكه یقین دارد آنچه خدا برایش مقدر كند، خیر و صلاح او است، مناعت طبع و بى نیازى نفسى پیدا مى كند كه محتاج به بى نیازى دیگرى نیست و هر كه خود را بعبادت خدا مشغول دارد، برایش بهترین شغل است و محتاج بسرگرمى دیگرى نیست.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لِكُلِّ أَحَدٍ شِرَّةٌ وَ لِكُلِّ شِرَّةٍ فَتْرَةٌ فَطُوبَى لِمَنْ كَانَتْ فَتْرَتُهُ إِلَى خَیْرٍ
اصول كافى جلد3 صفحه: 137 روایة:2
امام صادق (ع) فرمود: هر كسى را شور و جنبشى است و هر شور و جنبشى، سستى و آرامشى در پى دارد، خوشا حال آنكه آرامشش بسوى خیر باشد.

باب: میانه روى در عبادت

بَابُ الِاقْتِصَادِ فِى الْعِبَادَةِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى الْجَارُودِ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ هَذَا الدِّینَ مَتِینٌ فَأَوْغِلُوا فِیهِ بِرِفْقٍ وَ لَا تُكَرِّهُوا عِبَادَةَ اللَّهِ إِلَى عِبَادِ اللَّهِ فَتَكُونُوا كَالرَّاكِبِ الْمُنْبَتِّ الَّذِى لَا سَفَراً قَطَعَ وَ لَا ظَهْراً أَبْقَى
مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ مُقَرِّنٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُوقَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع مِثْلَهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 137 روایة:1
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: همانا این دین محكم و متین است، پس با ملایمت در آن در آئید و عبادت خدا را به بندگان خدا با كراهت تحمیل نكنید تا مانند سوار درمانده ئى باشید كه نه مسافت را پیموده و نه مركبى بجا گذاشته (یعنى بواسطه زیادى سرعت، مركبش در بین راه از رفتار باز مانده و توضیح این روایت از مثالیكه امام (ع) در روایت 1523 بیان فرمود روشن مى گردد).
(1675)2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تُكَرِّهُوا إِلَى أَنْفُسِكُمُ الْعِبَادَةَ
اصول كافى جلد3 صفحه: 137 روایة:2
امام صادق (ع) فرمود: عبادت را به خود مكروه و ناپسند ندارید.
شرح - مقصود نهى از زیاده روى در مستحبات است، بنحوى كه انسان را از شوق و نشاط بیندازد بنده مؤمن باید تا میل و رغبت دارد به ادعیه و نمازهاى مستحب پردازد و چون كسالت عارضش شد و افسرده گشت خود را بكار دیگرى سرگرم كند.
3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً فَعَمِلَ عَمَلًا قَلِیلًا جَزَاهُ بِالْقَلِیلِ الْكَثِیرَ وَ لَمْ یَتَعَاظَمْهُ أَنْ یَجْزِیَ بِالْقَلِیلِ الْكَثِیرَ لَهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 137 روایة:3
حنان بن سدیر گوید: شنیدم امام صادق (ع) مى فرماید: چون خداى عزوجل بنده ئى را دوست دارد و او عمل كوچكى انجام دهد، خدا او را پاداش بزرگى دهد و به عمل كم پاداش زیاد دادن بر او بزرگ و سنگین نیاید.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَرَّ بِى أَبِى وَ أَنَا بِالطَّوَافِ وَ أَنَا حَدَثٌ وَ قَدِ اجْتَهَدْتُ فِى الْعِبَادَةِ فَرَآنِى وَ أَنَا أَتَصَابُّ عَرَقاً فَقَالَ لِى یَا جَعْفَرُ یَا بُنَیَّ إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ وَ رَضِیَ عَنْهُ بِالْیَسِیرِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 138 روایة:4
امام صادق (ع) فرمود: من در طواف بودم كه پدرم بر من گذشت، من جوان بودم و در عبادت كوشا پدرم مرا دید كه عرق از من سرازیر است بمن فرمود اى جعفر اى پسر جان! همانا چون خدا بنده اى را دوست دارد، او را به بهشت در آورد و با عمل اندك از او راضى شود.
شرح - مجلسى (ره) گوید: چون خدا بنده ئى را بسبب عقاید و اخلاق نیك و رعایت شرایط عمل كه یكى از آنها تقوى است دوست دارد او را به بهشت ببرد، و حاصل اخبارى كه در این باب رسیده این است كه: سعى و كوشش در كیفیت عمل بهتر ازسعى در كمیت آن است و سعى در تصحیح عقاید و اخلاق مهمتر از سعى در بسیارى عمل است.
5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ وَ غَیْرِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ اجْتَهَدْتُ فِى الْعِبَادَةِ وَ أَنَا شَابٌّ فَقَالَ لِى أَبِى ع یَا بُنَیَّ دُونَ مَا أَرَاكَ تَصْنَعُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً رَضِیَ عَنْهُ بِالْیَسِیرِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 138 روایة:5
امام صادق (ع) فرمود: من جوان بودم و در عبادت كوشا، پدرم فرمود: پسرجان! كمتر از آنچه مى بینم عبادت كن كه خداى عزوجل چون بنده اى را دوست دارد باندكى از او راضى شود.
6- حُمَیْدُ بْنُ زِیَادٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنِ ابْنِ بَقَّاحٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ ثَابِتٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عَلِیُّ إِنَّ هَذَا الدِّینَ مَتِینٌ فَأَوْغِلْ فِیهِ بِرِفْقٍ وَ لَا تُبَغِّضْ إِلَى نَفْسِكَ عِبَادَةَ رَبِّكَ فَإِنَّ الْمُنْبَتَّ یَعْنِى الْمُفْرِطَ لَا ظَهْراً أَبْقَى وَ لَا أَرْضاً قَطَعَ فَاعْمَلْ عَمَلَ مَنْ یَرْجُو أَنْ یَمُوتَ هَرِماً وَ احْذَرْ حَذَرَ مَنْ یَتَخَوَّفُ أَنْ یَمُوتَ غَداً
اصول كافى جلد3 صفحه: 138 روایة:6
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اى على! همانا این دین متین و محكم است در او با نرمى وارد شو و عبادت پروردگارت را مبغوض خود مگردان، زیرا خسته كننده مركوب یعنى كسیكه در راندن مركوب زیاده روى كرده نه مركوب باقى گذاشته و نه مسافت پیموده پس عمل كن مانند عمل كسیكه امید دارد در پیرى بمیرد (یعنى مستحبات را با رفق و تأنى انجام ده و فكر كن تا پیرى راه دوریست یا مقصود این است كه با زیادى روزه و بیدار خوابى خود را لاغر و نحیف مكن) و پرهیز كن مانند كسى كه مى ترسد فردا بمیرد (یعنى نسبت به پرهیز از محرمات خیال كن فردا مى میرى و كوچكترین آنها را هم بخود اجازه مده و مگو وقت مردن توبه خواهم كرد).