اصول کافی جلد سوم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

باب: چگونه پاسخ دادند با آنكه ذره بودند

بَابُ كَیْفَ أَجَابُوا وَ هُمْ ذَرٌّ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع كَیْفَ أَجَابُوا وَ هُمْ ذَرٌّ قَالَ جَعَلَ فِیهِمْ مَا إِذَا سَأَلَهُمْ أَجَابُوهُ یَعْنِى فِى الْمِیثَاقِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 19 روایة:1
1- ابو بصیر بامام صادق (ع) عرضكرد: چگونه پاسخ دادند با آنكه ذره بودند؟ فرمود: خدا در آنها نیروئى قرار داد كه چون از آنها بپرسند بتوانند پاسخ گویند، یعنى در عالم میثاق.
شرح- برخى از دانشمندان شیعه اخبار عالم ذر را طبق این روایت تفسیر و معنى كرده و گفته اند: خداى تعالى تمام افراد بشر را پیش از خلقت آدم بصورت ذره و مورچه آفرید و بآنها شعور و اداركى در خور آن عالم و مناسب شأن آنها عطا فرمود، تا بتوانند آفریننده خود را بشناسند و اگر از آنها سؤال شود، پاسخ گویند، توضیح این عقیده را با 12 اشكالى كه معتزله بر آن كرده اند و پاسخ هائى كه از آن داده شده است، مرحوم مجلسى در ج 2 ص 12 و 13 مرآت العقول ذكر میكند و نیز تحقیقات لطیف و دقیقى از شیخ مفید و سید مرتضى قدس سر هما بیان میكند كه مناسب این مختصر نیست.
دسته اى دیگر از دانشمندان كه محدثین و اهل ورع باشند میگویند: ما بظاهر این روایات ایمان آوریم و از هر گونه توجیه و تأویلى نسبت بآنها خوددارى كنیم، برخى دیگر این روایات را حمل بر استعاره و تمثیل نموده اند مانند و اذا المنیة أنشبت أظفارها و مانند ما لى أراك تقدم رجلا و تؤخر اخرى.

باب: فطرت مخلوق یگانه پرستى است

بَابُ فِطْرَةِ الْخَلْقِ عَلَى التَّوْحِیدِ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها قَالَ التَّوْحِیدُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 19 روایة:1
1- هشام بن سالم گوید: از امام صادق (ع) آیه شریفه «فطرت خدائى است كه مردم را بر آن آفریده 30 سوره 30 -» را پرسیدم، فرمود: آن توحید (یگانه پرستى) است.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها مَا تِلْكَ الْفِطْرَةُ قَالَ هِیَ الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِینَ أَخَذَ مِیثَاقَهُمْ عَلَى التَّوْحِیدِ قَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ وَ فِیهِ الْمُؤْمِنُ وَ الْكَافِرُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 19 روایة:2
عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (ع) راجع بقول خداى عزوجل: «فطرت خدائى است كه مردم را بر آن آفریده» پرسیدم، این فطرت چیست؟ فرمود: فطرت اسلام است كه خدا مردم را هنگامیكه از آنها پیمان گرفت بر یگانه پرستى آفرید. خدا فرماید: «مگر من پروردگار شما نیستم؟» و در آن مؤمن و كافر هر دو بودند.
(1460)3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها قَالَ فَطَرَهُمْ جَمِیعاً عَلَى التَّوْحِیدِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 19 روایة:3
زراره گوید از امام صادق (ع) راجع بقول خداى عزوجل :«فطرت خدائى است كه مردم را بر آن آفریده» پرسیدم، فرمود: همه را بر یگانه پرستى آفرید.
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حُنَفاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِكِینَ بِهِ قَالَ الْحَنِیفِیَّةُ مِنَ الْفِطْرَةِ الَّتِى فَطَرَ اللَّهُ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ قَالَ فَطَرَهُمْ عَلَى الْمَعْرِفَةِ بِهِ قَالَ زُرَارَةُ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى الْ آیَةَ قَالَ أَخْرَجَ مِنْ ظَهْرِ آدَمَ ذُرِّیَّتَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَخَرَجُوا كَالذَّرِّ فَعَرَّفَهُمْ وَ أَرَاهُمْ نَفْسَهُ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ یَعْرِفْ أَحَدٌ رَبَّهُ وَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ یَعْنِى الْمَعْرِفَةَ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُهُ كَذَلِكَ قَوْلُهُ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 20 روایة:4
زراره گوید: از امام باقر (ع) این قول خداى عزوجل را پرسیدم: «مخلصان خدا باشید و باو مشرك نشوید 31 سوره 22 -» فرمود: فطرت حنیفیه (مستقیم و بى انحراف) است كه خدا مردم را بر آن آفریده «آفرینش خدا را تغییرى نیست» فرمود: خدا مردم را بر معرفت خود آفریده.
زراره گوید و نیز از آن حضرت این قول خداى عزوجل را پرسیدم: «و چون پروردگارت فرزندان آدم از پشتهایشان نسلشان را برگرفت و بر خودشان گواه ساخت كه مگر من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا 172 سوره 7 -» فرمود: از پشت آدم نژادش را تا روز قیامت در آورد، و مانند مورچگان خارج شدند، سپس خود را بآنها معرفى كرد و وانمود، و اگر چنین نمیكرد، هیچكس (در دنیا) پروردگارش را نمیشناخت، و فرمود رسولخدا (ص) فرماید: هر نوزادى بر همین فطرت متولد میشود، یعنى خداى عزوجل را خالق خود میداند، همچنین است قول خداى تعالى:«اگر از آنها بپرسى، آسمانها و زمین را كه آفریده؟ خواهند گفت: خدا»
5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها قَالَ فَطَرَهُمْ عَلَى التَّوْحِیدِ
اصول كافى جلد3 صفحه: 21 روایة:5
امام صادق (ع) راجع بقول خداى عزوجل؛ «فطرت خدائى است كه مردم را بر آن آفریده است» فرمود: آنها را بر یگانه پرستى آفریده.
شرح- فطرت بمعنى سرشت و آفرینش انسان است با صفتى مخصوص، و مقصود از این روایات اینست كه: خدایتعالى انسانرا با صفت خدا پرستى آفریده و این معرفت را در ذات و نهاد او بودیعت گذاشته است، بنحویكه اگر انسان خود را از تلقینات و وساس خانواده و محیط بر كنار دارد، و از دیده سرشت و فطرت بى آلایش خود بنگرد، بصانع و خالق خویش اعتراف میكند، و اگر این صفت را خدایتعالى در فطرت انسان نمیگذاشت، هیچكس خدا شناس نمى گشت، اكنون كه مى بینیم هر یك از افراد بشر به تكاپو افتاده و معبود و صانعى براى خود انتخاب میكنند، دلیل بر فطرى بودن آنست در نهاد اولیه آنها، منتهى برخى از افراد، در تطبیق مصداق دچار اشتباه گشته اند. و نیز گاهى آلودگیهاى متراكم محیط روى فطرات پاك انسانرا میپوشاند و او را دچار تردید یا انكار صانع میكند، ولى همین افراد گاهى كه گرفتار بیچارگى میشوند و در جهان طبیعت ملجأ و پناهى براى خود نمى بینند، فطرت پاك و منورشان تجلى میكند و از میان كشتى كه نزدیك بغرق شدن است، فریاد خدایا و پروردگارا از آنها بلند میشود.

باب: بودن مؤمن در صلب كافر

بَابُ كَوْنِ الْمُؤْمِنِ فِى صُلْبِ الْكَافِرِ
1- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَیْسَرَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ نُطْفَةَ الْمُؤْمِنِ لَتَكُونُ فِى صُلْبِ الْمُشْرِكِ فَلَا یُصِیبُهُ مِنَ الشَّرِّ شَیْ ءٌ حَتَّى إِذَا صَارَ فِی رَحِمِ الْمُشْرِكَةِ لَمْ یُصِبْهَا مِنَ الشَّرِّ شَیْ ءٌ حَتَّى تَضَعَهُ فَإِذَا وَضَعَتْهُ لَمْ یُصِبْهُ مِنَ الشَّرِّ شَیْ ءٌ حَتَّى یَجْرِیَ عَلَیْهِ الْقَلَمُ
اصول كافى جلد3 صفحه: 21 روایة:1
امام صادق (ع) فرمود، نطفه مؤمن در صلب مشرك قرار میگیرد، ولى هیچگونه بدى و آلودگى باو نمیرسد، تا زمانیكه در زهدان زن مشركه قرار گیرد. در آنجا هم هیچگونه بدى باو نرسد تا او را بزاید چون او را زائید، باز هم هیچگونه بدى باو نرسد، تا آنكه قلم تكلیف بر او جارى شود.
توضیح- گاهى نطفه مؤمن در پدریكه كافر است و رحم مادرى كه كافر است قرار میگیرد و در دامن آنها تربیت میشود، ولى از كفر و شرك پدر و مادر هیچگونه آلودگى و پلیدى بآن فرزندى مؤمن نمیرسد تا زمانیكه خودش بحد بلوغ و رشد رسد و مكلف شود و طبق اعمال و رفتار خویش پاداش یا كیفر بیند. و در دوران قبل از بلوغ اگر چه از نظر تبعیت حكم بكفر و نجاست او میشود، ولى آن حكم ظاهرى است و بایمان واقعى او زیانى نرساند، و از اینجا حكم ولدالزنا روشن میشود، زیرا زمانیكه كفر و شرك پدر مادر بایمان فرزند زیان نرساند، گناه و فسق آنها بطریق اولى باو زیانى نخواهد رسانید.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنِّی قَدْ أَشْفَقْتُ مِنْ دَعْوَةِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع عَلَى یَقْطِینٍ وَ مَا وَلَدَ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُ فِى صُلْبِ الْكَافِرِ بِمَنْزِلَةِ الْحَصَاةِ فِى اللَّبِنَةِ یَجِى ءُ الْمَطَرُ فَیَغْسِلُ اللَّبِنَةَ وَ لَا یَضُرُّ الْحَصَاةَ شَیْئاً
اصول كافى جلد3 صفحه: 22 روایة:2
على بن یقطین گوید: بموسى بن جعفر (ع) عرضكردم: من از نفرینى كه امام صادق (ع) بیقطین و فرزندانش كرده نگران و ترسانم، فرمود: اى ابوالحسن! آنگونه كه تو فكر میكنى نیست، همانا مؤمن در صلب كافر مانند سنگریزه در میان خشت است، باران میآید و خشت را میشوید و بسنگریزه هیچگونه آسیبى نمیرساند.
توضیح- از این روایت و نیز روایت 937 بدست میآید كه یقطین نزد امام ششم (ع) پسندیده نبوده و حضرت نسبت باو و فرزندانش نفرین فرموده است، ولى پسرش على بجلالت قدر و عظمت منزلت معروفست، چنانچه از این خبر هم استفاده میشود.