اصول کافی جلد اول

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

كسانى را كه خداى تعالى در قرآنش عالم نامیده ائمه مى باشند

بَابُ أَنَّ مَنْ وَصَفَهُ اللَّهُ تَعَالَى فِی كِتَابِهِ بِالْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ ع
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ بْنِ الْقَاسِمِ الْأَنْصَارِیِّ عَنْ سَعْدٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّمَا نَحْنُ الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ عَدُوُّنَا وَ شِیعَتُنَا أُولُو الْأَلْبَابِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 307 روایه: 1
1- امام باقر علیه السلام راجع بقول خداى تعالى عزوجل (9- سوره 39) «آیا كسانى كه دانند با كسانیكه ندانند یكسانند، تنها خردمندان بیاد مى گیرند» فرمود: ما هستیم كسانى كه مى دانند و آنها كه نمى دانند دشمنان مایند و شیعیان ما خردمندانند.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ قَالَ نَحْنُ الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ عَدُوُّنَا الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ وَ شِیعَتُنَا أُولُو الْأَلْبَابِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 308 روایه: 2
2- و باز راجع باین آیه فرموده است: ما هستیم كسانى كه میدانند و دشمنان ما نادانانند و شیعیان ما خردمندان.
شرح :
راجع به آیه شریفه دو تفسیر گفته اند كه با یكدیگر منافات ندارد و ممكن است هر دو مقصود باشد: اول - دانا با نادان برابر نیست و این مطلب را هر خردمندى میفهمد بنابراین سیاق آیه درباره تشویق بتحصیل علم و مجالست با علما و استفاده از محضر ایشان و كناره گیرى از جاهلانست دوم - كسانیكه همه چیز را مى دانند با آنها كه همه چیز را نمى دانند یكسان نیستند، در اینصورت دانایان منحصر مى شود بائمه هدى علیهم السلام، زیرا تنها ایشانند كه گنجینه علمشان بخزانه علم خدا متصل است و براى تعلیم مردم انتخاب شده اند و مردم دیگر از دسته دوم مى باشند كه همه چیز را نمى دانند و این مطلب را خردمندان و صاحبان عقل سالم درك مى كنند و مصداق آن شیعیان مى باشند: زیرا ایشان اعلم امت را امام میدانند و او را بر دیگران تفضیل میدهند، پس این آیه دلالت دارد بر امامت ائمه دوازده گانه ما زیرا كه ایشان در هر عصرى از مدعیان خلافت و بلكه از همه مردم اعلم بوده اند و آیه هم دلالت دارد بر اینكه مناط امامت رجحان علم و دانش است.

راسخون در علم همان ائمه علیهم السلام مى باشند

بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِینَ فِی الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ الْحُرِّ وَ عِمْرَانَ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 308 روایه: 1
1- امام صادق علیه السلام فرمود: مائیم راسخون در علم و ما تأویل قرآن را مى دانیم.
(550) 2- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ فَرَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلُ الرَّاسِخِینَ فِی الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِیعَ مَا أَنْزَلَ عَلَیْهِ مِنَ التَّنْزِیلِ وَ التَّأْوِیلِ وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِیُنْزِلَ عَلَیْهِ شَیْئاً لَمْ یُعَلِّمْهُ تَأْوِیلَهُ وَ أَوْصِیَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ یَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ تَأْوِیلَهُ إِذَا قَالَ الْعَالِمُ فِیهِمْ بِعِلْمٍ فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ بِقَوْلِهِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ الْقُرْآنُ خَاصٌّ وَ عَامٌّ وَ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ وَ نَاسِخٌ وَ مَنْسُوخٌ فَالرَّاسِخُونُ فِی الْعِلْمِ یَعْلَمُونَهُ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 309 روایه: 2
2- یكى از دو امام باقر یا صادق (علیهما السلام) راجع بقول خداى عزوجل (6 سوره 3) «و جز خدا و راسخون در علم تأویل قرآن را نمیدانند» فرمود: پیغمبر(ص) بهترین راسخ در علم است.
خداى عزوجل همه آنچه را از تنزیل (معنى مطابقى) و تأویل (معنى التزامى) نازل فرمود باو آموخته است، چیزى را كه خدا تأویلش را باو نیاموخت بر او نازل نفرمود و اوصیاء پس از وى هم تمام آنرا مى دانند، و كسانیكه تأویل نمیدانند (شیطان) هرگاه عالمان چیزى از روى علم بفرماید (ایمان مى آورند و مى پذیرند) چنانچه خدا ایشان را پذیرفته و فرموده است «میگویند ایمان آوردیم، همه قرآن از جانب پروردگار ماست» و قرآن خاص و عام و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد و راسخون در علم همه را میدانند.
3- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ ع
اصول كافى جلد 1 صفحه: 309 روایه: 3
3- امام صادق علیه السلام فرمود: راسخون در علم امیرالمؤمنین و امامان پس از وى علیهم السلام میباشند.
شرح :
آیه شریفه (6سوره 3) تمامش چنین است: «خداست كه این كتاب را بر تو نازل كرده قسمتى از آن آیاتى ست محكم كه آنها اصل و پایه قرآنست و قسمتى از آن آیاتى است متشابه. كسانیكه در دلشان خللى است، از قرآن آنچه را متشابه است، در طلب فتنه و بقصد تأویل پیروى میكنند، در صورتیكه جز خدا تأویل آنرا نداند و راسخون در علم گویند: ایمان آوردیم، همه قرآن از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان اندرز نگیرند».
مفسرین و دانشمندان اسلامى راجع بمحكم و متشابه بتفصیل بحث كرده و كتابهاى جداگانه در این موضوع نوشته اند كه معروفترین آنها رساله سید مرتضى است، این دانشمندان در رسائل خود اقوال مختلفى را كه راجع بمعنى محكم و متشابه و تعیین مصداق آنها و علت آمدن آیات متشابه در قرآن است، بحث میكنند ولى آنچه مسلم است، آیات متشابه معنى واضح و روشنى چون آیات محكم ندارد، بلكه چند معنى شبیه بهم از آنها استفاده میشود و بحكم آیه شریفه، مردمیكه در دل خود خللى دارند، براى آشوبگرى و گمراه كردن مردم و تباهى دین، آیات متشابه را دست آویز خود قرار داده، طبق رأى و سلیقه خویش تأویل میكنند، در صورتیكه جز خدا كسى تأویل آنرا نداند و طبق این سه روایت، خداى عزوجل تأویل قرآن را بپیغمبر و امام (ص) آموخته است و اگر به آنها نمى آموخت، فایده اى نداشت كه كلام مبهم و نامعلومى را بر آنها نازل كند و این منافات ندارد با اینكه بگوئیم: جز خدا كسى تأویل قرآن نمى داند، زیرا كه ایشان هم شاگرد مكتب خدایند و علم ایشان همان علم خداست.
این در صورتى كه در مقام قرائت بر كلمه «الله » وقف كنیم و «الراسخون» را مبتدا بگیریم ولى بنابر قرائت دیگر كه «والراسخون » را عطف بالله دانسته اند اشكالى در میان نیست و راسخ در علم، كسى است كه در علم ریشه دارد و آنرا خوب ضبط كرده و در آن استاد است كه افراد كاملش همان پیغمبر و امامان هدى (ص) میباشند و بنابر روایت دوم شیعیان پاك و مخلص كه تأویل قرآن را نمى دانند تصدیق اجمالى نموده و میگویند: ما میدانیم كه همه قرآن، چه محكم و چه متشابهش را پروردگار ما نازل كرده است و على علیه السلام هم در اول خطبه 89 نهج البلاغه این موضوع را بیان میكند.

علم بأئمه داده شده و در سینه آنها ثبت است

بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ قَدْ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ أُثْبِتَ فِی صُدُورِهِمْ
1- أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ فِی هَذِهِ الْ آیَةِ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ فَأَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 310 روایه: 1
1- ابوبصیر گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم كه این آیه را قرائت مى فرمود (48 سوره 29) «بلكه قرآن آیه هائیست روشن، در سینه كسانیكه به آنها علم داده اند» و با دست اشاره بسینه خود فرمود.
2- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ الْعَبْدِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ ع
اصول كافى جلد 1 صفحه: 310 روایه: 2
امام صادق علیه السلام در باره قول خداى عزوجل (آیه 48 سوره 29) فرمود: ایشان ائمه علیهم السلام مى باشند.
3- وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فِی هَذِهِ الْ آیَةِ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ثُمَّ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا قَالَ بَیْنَ دَفَّتَیِ الْمُصْحَفِ قُلْتُ مَنْ هُمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ مَنْ عَسَى أَنْ یَكُونُوا غَیْرَنَا
اصول كافى جلد 1 صفحه: 310 روایه: 3
3- ابوبصیر گوید: امام باقر علیه السلام این آیه (48 سوره 29) را قرائت نمود و سپس فرمود: بخدا اى ابا محمد! خدا نفرمود: قرآن آیه هائیست میان دو جلد قرآن (تا مردمى گویند قرآن كه حجت خداست بر ما، همین آیات میان دو جلد یعنى از صفحه آخر است و محتاج بامامیكه آن را تفسیر كند نمى باشیم) عرض كردم: قربانت گردم كیانند ایشان؟ (دانشمندانیكه حقایق قرآن در سینه آنهاست) فرمود: توقع مى رود كه جز ما چه اشخاصى باشند؟!
4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ یَزِیدَ شَغَرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ ع خَاصَّةً
اصول كافى جلد 1 صفحه: 311 روایه: 4
4- هارون بن حمزة گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه راجع به آیه (48 سوره 29) مى فرمود: آنها تنها ائمه مى باشند.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ ع خَاصَّةً
اصول كافى جلد 1 صفحه: 311 روایه: 5
5- محمدبن فضیل گوید: از آنحضرت راجع بقول خداى عزوجل (48 سوره 29) پرسیدم، فرمود: ایشان تنها ائمه علیهم السلام مى باشند.