فهرست کتاب


اصول کافی جلد اول

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

وجوب اطاعت از ائمه

بَابُ فَرْضِ طَاعَةِ الْأَئِمَّةِ ع
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْیَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمَنِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى یَقُولُ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً
اصول كافى جلد 1 صفحه: 262 روایة: 1
1- امام باقر علیه السلام فرمود: بلندى و كوهان و كلید و در همه چیز و خرسندى خداى رحمان تبارك و تعالى اطاعت امامست بعد از معرفت او، سپس فرمود: خداى تبارك و تعالى مى فرماید: (83 سوره 4) «هر كه اطاعت پیغمبر نماید، اطاعت خدا كرده و هر كه رو گرداند (او را رها كن، زیرا) ما ترا نگهبان او نفرستاده ایم».
2- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ قَالَ أَشْهَدُ أَنِّی سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً إِمَامٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ وَ أَنَّ الْحَسَنَ إِمَامٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ وَ أَنَّ الْحُسَیْنَ إِمَامٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ وَ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ إِمَامٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ إِمَامٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 263 روایة: 2
2- ابى الصباح گوید: گواهى دهم كه شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: گواهى دهم كه على امامیست كه خدا اطاعتش را واجب ساخته و حسن امامیست كه خدا اطاعتش را واجب ساخته و حسین امامى است كه خدا اطاعتش را واجب ساخته و على بن حسین امامیست كه خدا اطاعتش را واجب ساخته و محمدبن على امامى است كه خدا اطاعتش را واجب ساخته است.
3- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ عُثْمَانَ عَنْ بَشِیرٍ الْعَطَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا وَ أَنْتُمْ تَأْتَمُّونَ بِمَنْ لَا یُعْذَرُ النَّاسُ بِجَهَالَتِهِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 263 روایة: 3
3- بشیر عطار گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: ما خانواده گروهى هستیم كه خدا اطاعت ما را واجب كرده و شما پیروى مى كنید از كسیكه مردم بنادانى او معذور نیستند (پس اگر اهل سنت در قیامت گویند ما اهل بیت پیغمبر را نمى شناختیم تا از آنها پیروى كنیم، اگر مستضعف نباشند خدا معذورشان ندارد زیرا امامت ایشان براهین روشن دارد).
4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ آتَیْناهُمْ مُلْكاً عَظِیماً قَالَ الطَّاعَةُ الْمَفْرُوضَةُ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 263 روایة 4
4- امام باقر علیه السلام در باره قول خداى عزوجل (54 سوره 4) «به آنها سلطنت بزرگى دادیم» فرمود مقصود اطاعت آنهاست كه بر مردم واجبست.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْعَطَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ أُشْرِكَ بَیْنَ الْأَوْصِیَاءِ وَ الرُّسُلِ فِی الطَّاعَةِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 263 روایة: 5
5- امام صادق علیه السلام مى فرمود: وجوب اطاعت میان اوصیاء و پیغمبران مشترك است (و بر امت استكه از هر دو طایفه اطاعت كنند).
6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْكِنَانِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَنَا لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 264 روایة: 6
6- و فرمود: ما گروهى باشیم كه خداى عزوجل اطاعت ما را واجب كرده، انفال (غنیمت در جنگ و مباحات اولیه) از ماست و برگزیده از مال (اشیاء نفیس جنگى) بما اختصاص دارد: ما در دانش ریشه داریم و ما هستیم حسد برده شدگان كه خدا فرماید (58 سوره 4) «آیا بر مردم حسد مى ورزند بواسطه آنچه خدا از فضل خود بایشان داده است» (درباره انفال و برگزیده از مال و نیز درباره اینكه ائمة علیه السلام محسودند بعد از این بتفصیل بیان مى شود).
(480) 7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ قَالَ ذَكَرْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَوْلَنَا فِی الْأَوْصِیَاءِ إِنَّ طَاعَتَهُمْ مُفْتَرَضَةٌ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا
اصول كافى جلد 1 صفحه: 264 روایة: 7
7- حسین بن ابى العلاء گوید: گفتار خود را درباره اوصیاء كه اطاعتشان واجبست بامام صادق علیه السلام عرضكردم فرمود: آرى ایشانند همان كسان كه خداى تعالى فرماید (59 سوره 4) «اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید پیغمبر و والیان امر از خودتان را» (یعنى مقصود از والیان امر، اوصیاء باشند) و ایشانند همان كسان كه خداى عزوجل فرموده است (61 سوره 5) «ولى شما فقط خداست و رسولش و كسانیكه ایمان آورده اند».
شرح :
راجع به آیه اول مجلسى(ره) از مجمع البیان نقل مى كند كه عامه و اهل سنت اولى الامر را بزمامداران و یا علما تفسیر مى كنند و اما مفسرین شیعه باستناد روایات وارده از حضرت باقر و صادق علیهماالسلام بائمة و اهلبیت علیهم السلام تفسیر مى كنند و ایشانند كه خدا اطاعتشان را بدون قید و شرط در این آیه واجب كرده است و جایز نیست كه خدا اطاعت كسى را بى قید و شرط واجب كند، جز آنكه معصوم باشد و ظاهر و باطنش یكى باشد و اشتباه نكند و بكار زشت دستور ندهد و زمامداران و علماء ایگونه نیستند و خدا منزه است از اینكه مردم را امر كند از گنهكار و یا كسانیكه عقاید مختلف دارند اطاعت نمایند زیرا اطاعت نمودن از چند عالمى كه هر یك رأى جداگانه اى دارد محالست و ممكن هم نیست كه آنها در عقیده متحد شوند و یك قول را اختیار كنند.
اما راجع به آیه دوم كه مهمترین آیه ایستكه مفسرین و متكلمین شیعه بر امامت امیرالمؤمنین علیه السلام استدلال كرده اند و آن موضوع خاتم بخشى آن حضرت در حال ركوع است كه این آیه در شأنش نازل گشته است چنانچه این مطلب را مفسرین از عامه و اهل سنت هم اعتراف دارند، فخررازى و زمخشرى و بیضاوى و سیوطى كه از بزرگان علما سنتند در تفاسیر خود نزول آیه شریفه را در شأن امیرالمؤمنین علیه السلام و موضوع خاتم بخشى آنحضرت دانسته اند و خلاصه اخبار در این باره متواتر است فقط بعضى از مفسرین اهل سنت را شدت تعصب واداشته است كه بگویند جمله «و هم راكعون» در آخر آیه حالیه نیست و استینافست ولى بنابر آن لازم آید كه ركوع تكرار شده باشد زیرا از «یقیمون الصلوة» ركوع فهمیده مى شود یا بگویند «ركوع» در اینجا حقیقت شرعیه ندارد و بمعنى خضوعست كه آن را هم طبع سلیم و ذوق صحیح نمى پذیرد یا آنكه در كلمه «ولى» تصرفى كنند و آن را از ظهورش كه سنخ ولایت خدا و رسولست برگرداند، مفسرین و متكلمین شیعه در این جهات بحث كرده و بطور مفصل و مبسوط حقیقت را روشن نموده اند كه نقل آنها مناسب این مختصر نیست.
8- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَأَلَ رَجُلٌ فَارِسِیٌّ أَبَا الْحَسَنِ ع فَقَالَ طَاعَتُكَ مُفْتَرَضَةٌ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ مِثْلُ طَاعَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَقَالَ نَعَمْ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 265 روایة: 8
8- مردى پارسى از امام كاظم علیه السلام پرسید اطاعت شما واجبست؟ فرمود: آرى، گفت: مثل اطاعت علی بن ابی طالب فرمود: آرى.
9- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَئِمَّةِ هَلْ یَجْرُونَ فِی الْأَمْرِ وَ الطَّاعَةِ مَجْرَى وَاحِدٍ قَالَ نَعَمْ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 265 روایة: 9
9- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: همه امامان در فرمان و وجوب اطاعت یكسانند فرمود: آرى.
10- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَیْدٍ الطَّبَرِیِّ قَالَ كُنْتُ قَائِماً عَلَى رَأْسِ الرِّضَا ع بِخُرَاسَانَ وَ عِنْدَهُ عِدَّةٌ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ وَ فِیهِمْ إِسْحَاقُ بْنُ مُوسَى بْنِ عِیسَى الْعَبَّاسِیُّ فَقَالَ یَا إِسْحَاقُ بَلَغَنِی أَنَّ النَّاسَ یَقُولُونَ إِنَّا نَزْعُمُ أَنَّ النَّاسَ عَبِیدٌ لَنَا لَا وَ قَرَابَتِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا قُلْتُهُ قَطُّ وَ لَا سَمِعْتُهُ مِنْ آبَائِی قَالَهُ وَ لَا بَلَغَنِی عَنْ أَحَدٍ مِنْ آبَائِی قَالَهُ وَ لَكِنِّی أَقُولُ النَّاسُ عَبِیدٌ لَنَا فِی الطَّاعَةِ مَوَالٍ لَنَا فِی الدِّینِ فَلْیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 265 روایة: 10
10- طبرى گوید: من در خراسان بالاى سر امام رضا (علیه السلام) بخدمت ایستاده بودم و جمعى از بنى هاشم كه اسحاق بن موسى در میانشان بود، خدمت آنحضرت بودند، امام فرمود: اى اسحاق بمن خبر رسید كه مردم (اهل سنت) مى گویند: ما عقیده داریم كه مردم برده ما هستند، نه سوگند بخویشى و قرابتى كه با پیغمبر (ص) دارم نه من هرگز این سخن نگفته ام و نه از پدرانم شنیده ام و نه بمن خبر رسیده كه یكى از آنها گفته باشد ولى من مى گویم مردم بنده ما هستند در اینكه اطاعت ما بر آنها واجبست و در اطاعت فرمانبرمایند و در دین پیرو ما هستند، هر كس حاضر است بغائبین برساند.
11- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبِی سَلَمَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ نَحْنُ الَّذِینَ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا لَا یَسَعُ النَّاسَ إِلَّا مَعْرِفَتُنَا وَ لَا یُعْذَرُ النَّاسُ بِجَهَالَتِنَا مَنْ عَرَفَنَا كَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْكَرَنَا كَانَ كَافِراً وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنَا وَ لَمْ یُنْكِرْنَا كَانَ ضَالًّا حَتَّى یَرْجِعَ إِلَى الْهُدَى الَّذِی افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ مِنْ طَاعَتِنَا الْوَاجِبَةِ فَإِنْ یَمُتْ عَلَى ضَلَالَتِهِ یَفْعَلِ اللَّهُ بِهِ مَا یَشَاءُ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 266 روایة: 11
11- امام صادق علیه السلام مى فرماید: مائیم كه خدا اطاعت ما را واجب ساخته، مردم راهى جز معرفت ما ندارند و بر نشناختن ما معذور نباشند. هر كه ما را شناخت مؤمن است و هر كه انكار كند كافر است و كسى كه نشناسد و انكار هم نكند گمراهست تا زمانیكه بسوى هدایتى كه خدا بر او واجب ساخته و آن اطاعت حتمى ماست بر گردد و اگر بهمان حال گمراهى بمیرد خدا، هر چه خواهد با او كند.
شرح :
مقصود از كسانیكه ائمه را شناخته و انكار هم نكرده اند آنهایند كه عقل و فهم درك مقام امامت را ندارند و در قرآن از آنها بمستضعفین تعبیر شده است و همچنین كسانیكه از محیط تعلیمات مذهبى دور افتاده و مقام امام چنانكه شایسته است بایشان معرفى نگشته در باره این اشخاص هم امید عفو و بخشش هست.
12- عَلِیٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ أَفْضَلِ مَا یَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ أَفْضَلُ مَا یَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَةُ اللَّهِ وَ طَاعَةُ رَسُولِهِ وَ طَاعَةُ أُولِی الْأَمْرِ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع حُبُّنَا إِیمَانٌ وَ بُغْضُنَا كُفْرٌ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 266 روایة: 12
12- ابن فضیل گوید: از امام علیه السلام پرسیدم بهترین وسیله تقرب بندگان بخداى عزوجل چیست؟ فرمود بهترین وسیله تقرب بندگان بسوى خداى عزوجل اطاعت خدا و اطاعت رسول و اطاعت والیان امر است امام باقر(ع) فرمود: دوستى ما ایمان و دشمنى ما كفر است.
13- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع أَعْرِضُ عَلَیْكَ دِینِیَ الَّذِی أَدِینُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ قَالَ فَقَالَ هَاتِ قَالَ فَقُلْتُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ أَنَّ عَلِیّاً كَانَ إِمَاماً فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ ثُمَّ كَانَ بَعْدَهُ الْحَسَنُ إِمَاماً فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ ثُمَّ كَانَ بَعْدَهُ الْحُسَیْنُ إِمَاماً فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ ثُمَّ كَانَ بَعْدَهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ إِمَاماً فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ حَتَّى انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَیْهِ ثُمَّ قُلْتُ أَنْتَ یَرْحَمُكَ اللَّهُ قَالَ فَقَالَ هَذَا دِینُ اللَّهِ وَ دِینُ مَلَائِكَتِهِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 266 روایة: 13
13- اسماعیل بن جابر گوید: بامام باقر علیه السلام عرضكردم: دین خودم را كه خداى عزوجل را به آن مى پرستم بشما عرض كنم؟ فرمود: بگو. عرضكردم: گواهى دهم كه شایسته پرستشى جز خداى یگانه بى انباز نیست و محمد بنده او و فرستاده اوست و آنچه از جانب خدا آورده اعتراف دارم على امامست و خدا اطاعتش را واجب ساخته و بعد از او حسن امامست و خدا اطاعتش را واجب نموده و بعد از او حسین امامست و خدا اطاعتش را واجب دانسته و بعد از او على بن حسین امامست و خدا اطاعتش را واجب كرده (همینطور گفتم تا بخود حضرت رسید، سپس عرضكردم: توئى امام، خدایت رحمت كند، فرمود: دین خدا و دین ملائكه او همین است.
14- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع اعْلَمُوا أَنَّ صُحْبَةَ الْعَالِمِ وَ اتِّبَاعَهُ دِینٌ یُدَانُ اللَّهُ بِهِ وَ طَاعَتَهُ مَكْسَبَةٌ لِلْحَسَنَاتِ مَمْحَاةٌ لِلسَّیِّئَاتِ وَ ذَخِیرَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ رِفْعَةٌ فِیهِمْ فِی حَیَاتِهِمْ وَ جَمِیلٌ بَعْدَ مَمَاتِهِمْ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 267 روایة: 14
14- امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: همنشینى با عالم (امام باشد یا دانشمند ربانى) و پیروى از او دینى ست كه خدا بوسیله آن دیندارى و پرستش شود و اطاعت عالم موجب بدست آمدن حسنات و محو گناهانست و براى مؤمنین ذخیره اى است و در زمان حیات مایه سربلندى و پس از مرگ موجب ذكر خیراست.
15- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ یُعْرَفَ بِخَلْقِهِ بَلِ الْخَلْقُ یُعْرَفُونَ بِاللَّهِ قَالَ صَدَقْتَ قُلْتُ إِنَّ مَنْ عَرَفَ أَنَّ لَهُ رَبّاً فَقَدْ یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یَعْرِفَ أَنَّ لِذَلِكَ الرَّبِّ رِضًا وَ سَخَطاً وَ أَنَّهُ لَا یُعْرَفُ رِضَاهُ وَ سَخَطُهُ إِلَّا بِوَحْیٍ أَوْ رَسُولٍ فَمَنْ لَمْ یَأْتِهِ الْوَحْیُ فَیَنْبَغِی لَهُ أَنْ یَطْلُبَ الرُّسُلَ فَإِذَا لَقِیَهُمْ عَرَفَ أَنَّهُمُ الْحُجَّةُ وَ أَنَّ لَهُمُ الطَّاعَةَ الْمُفْتَرَضَةَ فَقُلْتُ لِلنَّاسِ أَ لَیْسَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ هُوَ الْحُجَّةَ مِنَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ قَالُوا بَلَى قُلْتُ فَحِینَ مَضَى ص مَنْ كَانَ الْحُجَّةَ قَالُوا الْقُرْآنُ فَنَظَرْتُ فِی الْقُرْآنِ فَإِذَا هُوَ یُخَاصِمُ بِهِ الْمُرْجِئُ وَ الْقَدَرِیُّ وَ الزِّنْدِیقُ الَّذِی لَا یُؤْمِنُ بِهِ حَتَّى یَغْلِبَ الرِّجَالَ بِخُصُومَتِهِ فَعَرَفْتُ أَنَّ الْقُرْآنَ لَا یَكُونُ حُجَّةً إِلَّا بِقَیِّمٍ فَمَا قَالَ فِیهِ مِنْ شَیْ ءٍ كَانَ حَقّاً فَقُلْتُ لَهُمْ مَنْ قَیِّمُ الْقُرْآنِ قَالُوا ابْنُ مَسْعُودٍ قَدْ كَانَ یَعْلَمُ وَ عُمَرُ یَعْلَمُ وَ حُذَیْفَةُ یَعْلَمُ قُلْتُ كُلَّهُ قَالُوا لَا فَلَمْ أَجِدْ أَحَداً یُقَالُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الْقُرْآنَ كُلَّهُ إِلَّا عَلِیّاً صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ إِذَا كَانَ الشَّیْ ءُ بَیْنَ الْقَوْمِ فَقَالَ هَذَا لَا أَدْرِی وَ قَالَ هَذَا لَا أَدْرِی وَ قَالَ هَذَا لَا أَدْرِی وَ قَالَ هَذَا أَنَا أَدْرِی فَأَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً ع كَانَ قَیِّمَ الْقُرْآنِ وَ كَانَتْ طَاعَتُهُ مُفْتَرَضَةً وَ كَانَ الْحُجَّةَ عَلَى النَّاسِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَنَّ مَا قَالَ فِی الْقُرْآنِ فَهُوَ حَقٌّ فَقَالَ رَحِمَكَ اللَّهُ فَقُلْتُ إِنَّ عَلِیّاً ع لَمْ یَذْهَبْ حَتَّى تَرَكَ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ كَمَا تَرَكَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَنَّ الْحُجَّةَ بَعْدَ عَلِیٍّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ وَ أَشْهَدُ عَلَى الْحَسَنِ أَنَّهُ لَمْ یَذْهَبْ حَتَّى تَرَكَ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ كَمَا تَرَكَ أَبُوهُ وَ جَدُّهُ وَ أَنَّ الْحُجَّةَ بَعْدَ الْحَسَنِ الْحُسَیْنُ وَ كَانَتْ طَاعَتُهُ مُفْتَرَضَةً فَقَالَ رَحِمَكَ اللَّهُ فَقَبَّلْتُ رَأْسَهُ وَ قُلْتُ وَ أَشْهَدُ عَلَى الْحُسَیْنِ ع أَنَّهُ لَمْ یَذْهَبْ حَتَّى تَرَكَ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ وَ كَانَتْ طَاعَتُهُ مُفْتَرَضَةً فَقَالَ رَحِمَكَ اللَّهُ فَقَبَّلْتُ رَأْسَهُ وَ قُلْتُ وَ أَشْهَدُ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ أَنَّهُ لَمْ یَذْهَبْ حَتَّى تَرَكَ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ أَبَا جَعْفَرٍ وَ كَانَتْ طَاعَتُهُ مُفْتَرَضَةً فَقَالَ رَحِمَكَ اللَّهُ قُلْتُ أَعْطِنِی رَأْسَكَ حَتَّى أُقَبِّلَهُ فَضَحِكَ قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَبَاكَ لَمْ یَذْهَبْ حَتَّى تَرَكَ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ كَمَا تَرَكَ أَبُوهُ وَ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنَّكَ أَنْتَ الْحُجَّةُ وَ أَنَّ طَاعَتَكَ مُفْتَرَضَةٌ فَقَالَ كُفَّ رَحِمَكَ اللَّهُ قُلْتُ أَعْطِنِی رَأْسَكَ أُقَبِّلْهُ فَقَبَّلْتُ رَأْسَهُ فَضَحِكَ وَ قَالَ سَلْنِی عَمَّا شِئْتَ فَلَا أُنْكِرُكَ بَعْدَ الْیَوْمِ أَبَداً
اصول كافى جلد 1 صفحه: 267 روایة: 15
15- منصور بن حازم گوید: بامام صادق علیه السلام عرض كردم: همانا خدا بزرگوارتر و گرامى تر است از اینكه بوسیله مخلوقش شناخته شوند بلكه مخلوق بوسیله خدا شناخته شوند (بوسیله خدا بشناسند) فرمود: درست گفتى، عرضكردم. هر كه بداند پروردگارى دارد سزاوار است كه بداند براى او خرسندى و خشمى است و خرسندى و خشم او جز بوسیله وحى یا پیغمبر فهمیده نشود و كسیكه وحى بر خودش نازل نشود باید كه در طلب پیغمبران باشد و چون ایشان را ملاقات كرد، بداند كه ایشانند حجت خدا و اطاعتشان لازمست من بمردم (اهل سنت) گفتم مگر نمى دانید كه رسولخدا(ص) حجت خدا بود بر خلقش؟ گفتند چرا، گفتم چون او در گذشت حجت خدا كیست؟ گفتند: قرآن، من در قرآن نظر كردم و دیدم سنى و قدرى و حتى زندیقى كه به آن ایمان ندارد به آن استشهاد مى كنند تا بر مردان طرف مقابل خود غلبه كنند، پس فهمیدم كه قرآن بدون قیم (و سرپرستى كه معنى واقعى آنرا بیان كند) حجت نباشد و آن قیم هر چه نسبت بقرآن بگوید حق است، به آنها گفتم: قیم قرآن كیست؟ گفتند: ابن مسعود قرآن مى دانست، عمر مى دانست، حذیفة مى دانست، گفتم، همه قرآن را؟ گفتند نه، كسى را ندیدم كه بگوید شخصى جز على علیه السلام همه قرآن را مى دانست، و زمانیكه مطلبى میان مردمى باشد كه این گوید: نمى دانم، و این گوید: نمى دانم: و این (على بن ابیطالب) گوید من مى دانم (حق با كسى است كه مى داند) پس من گواهى دهم كه على علیه السلام قیم قرآن است و اطاعتش واجبست و بعد از پیغمبر حجت خداست بر مردم و آنچه او درباره قرآن گوید حق است. حضرت فرمود: خدا ترا رحمت كند، عرضكردم: على علیه السلام از دنیا نرفت جز آنكه پس از خود حجتى گذاشت چنانكه پیغمبر(ص) گذاشت و حجت بعد از على، حسن بن على است و نسبت بامام حسن علیه السلام گواهى دهم كه از دنیا نرفت تا آنكه براى پس از خود حجتى گذاشت چنانچه پدرش و جدش گذاردند و حجت بعد از حسن، حسین است و اطاعتش واجبست، فرمود خدایت رحمت كند، من سرش را بوسیدم و عرضكردم و گواهى دهم كه امام حسین هم از دنیا نرفت تا اینكه على بن حسین را پس از خود بعنوان حجت گذاشت و او اطاعتش واجبست، فرمود: خدایت رحمت كند و سرش را بوسیدم و گفتم گواهى دهم كه على بن حسین از دنیا نرفت تا پس از خود حجتى گذاشت كه او محمدبن على ابو جعفر است و اطاعت او واجب بود. فرمود: خدایت رحمت كند، عرضكردم: سرت را پیش آور تا ببوسم، حضرت خندید. عرض كردم اصلحك الله مى دانم كه پدرت از دنیا نرفت تا اینكه براى پس از خود حجتى گذاشت، چنانكه پدر او گذاشت و خدا را گواه مى گیرم كه توئى آن حجت و اطاعت تو لازمست، فرمود: بس است خدایت رحمت كناد. عرضكردم سر ترا پیش آور تا ببوسم، پس سرش بوسیدم، حضرت تبسم نمود و سپس فرمود: هر چه خواهى از من بپرس كه بعد از این ترا هرگز ناشناس ندانم، (به حدیث 426 رجوع شود).
16- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الْأَوْصِیَاءُ طَاعَتُهُمْ مُفْتَرَضَةٌ قَالَ نَعَمْ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 269 روایة: 16
16- حسین بن ابى العلاء گوید بامام صادق علیه السلام عرضكردم، اوصیاء پیغمبر اطاعتشان واجبست؟ فرمود: بلى، ایشانند كه خداى عزوجل درباره آنها فرموده (63 سوره 4) «و اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید پیغمبر و صاحبان امر از خودتان را» و ایشانند كه خدا درباره آنها فرموده (91 سوره 5) «ولى شما خداست و رسولش و كسانیكه ایمان آورده و نماز مى گذارند و در حال ركوع صدقه مى دهند» (بحدیث هفتم همین باب مراجعه شود).
(490) 17- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ السَّمْعُ وَ الطَّاعَةُ أَبْوَابُ الْخَیْرِ السَّامِعُ الْمُطِیعُ لَا حُجَّةَ عَلَیْهِ وَ السَّامِعُ الْعَاصِی لَا حُجَّةَ لَهُ وَ إِمَامُ الْمُسْلِمِینَ تَمَّتْ حُجَّتُهُ وَ احْتِجَاجُهُ یَوْمَ یَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 269 روایة: 17
17- عبدالاعلى گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: شنیدن و اطاعت نمودن از درهاى خیر است، بر كسى كه بشنود و فرمانبرد حجتى نیست، و آنكه بشنود و نافرمانى كند حجت و عذرى ندارد و امام مسلمین در روزیكه خداى عزوجل را ملاقات كند حجت و احتجاجش تمامست (زیرا او امام بحق است و در تبلیغ هم كوتاهى نكرده است) سپس فرمود: خداى تبارك و تعالى مى فرماید: (74 سوره 17) «روزیكه هر مردمى را با (ا) مامشان مى خوانیم» (یعنى روز قیامت مثلا گوئیم: شیعیان امام صادق! شیعیان ابو حنیفه! شیعیان مالك!).

ائمه، شاهدان خداى بزرگ بر خلق هستند

بَابٌ فِی أَنَّ الْأَئِمَّةَ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى خَلْقِهِ
1- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ زِیَادٍ الْقَنْدِیِّ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَكَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِیداً قَالَ نَزَلَتْ فِی أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص خَاصَّةً فِی كُلِّ قَرْنٍ مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنَّا شَاهِدٌ عَلَیْهِمْ وَ مُحَمَّدٌ ص شَاهِدٌ عَلَیْنَا
اصول كافى جلد 1 صفحه:270 روایة: 1
1- امام صادق علیه السلام راجع به قول خداى عزوجل (45 سوره 4) «پس چطور باشد زمانیكه از هر امتى گواهى آوریم و ترا بر آنها گواه آوردیم، فرمود: تنها درباره امت محمد (ص) نازل شده، در هر قرنى امامى از ما بر ایشان گواه و ناظر است و محمد (ص) گواه و ناظر بر ماست. (یعنى بر گفتار و كردار ایشان ناظر است و روز قیامت نزد خدا گواهى دهد، پس مواظب باشید و تقوى پیشه كنید كه گواهان شما عادل و مقبولند)
2- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ قَالَ نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَى وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِی أَرْضِهِ قُلْتُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِلَّةَ أَبِیكُمْ إِبْراهِیمَ قَالَ إِیَّانَا عَنَى خَاصَّةً هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ فِی الْكُتُبِ الَّتِی مَضَتْ وَ فِی هَذَا الْقُرْآنِ لِیَكُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْكُمْ فَرَسُولُ اللَّهِ ص الشَّهِیدُ عَلَیْنَا بِمَا بَلَّغَنَا عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَى النَّاسِ فَمَنْ صَدَّقَ صَدَّقْنَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ كَذَّبَ كَذَّبْنَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 270 روایة: 2
2- برید عجلى گوید: از امام صادق علیه السلام راجع بقول خداى عزوجل (138 سوره 2) «و اینگونه شما را امتى میانه (عادل) قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید» پرسیدم، فرمود: ما هستیم امت میانه و مائیم گواهان خدا بر خلقش و حجتهاى او در زمینش. عرض كردم: قول خداى عزوجل (78 سوره 22) «ملت پدر شما ابراهیم» یعنى چه؟ فرمود: خصوص ما مقصود است (دنبال آیه و تفسیر آن) «او شما را از پیش مسلمان نامیده» یعنى در كتابهاى گذشته «و در این» یعنى قرآن «تا پیغمبر بر شما گواه باشد» پس پیغمبر (ص) گواه و ناظر بر ماست نسبت به آنچه از طرف خداى عزوجل به مردم رسانیده ایم و ما گواهانیم بر مردم، هر كه ما را تصدیق كند، روز قیامت تصدیقش كنیم و هر كه ما را تكذیب كند روز قیامت تكذیبش كنیم.
3- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَّالِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ الشَّاهِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 270 روایة: 3
حلال گوید از حضرت ابوالحسن علیه السلام درباره قول خداى عزوجل (21 سوره 11) «آیا كسیكه از پروردگار خود دلیل دارد و گواهى از خودش در پى اوست» پرسیدم، فرمود امیرالمؤمنین (ص) گواه در پى رسول خدا (ص) است و رسولخدا (ص) از پروردگار خود دلیل دارد (و آن قرآنست).
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع قَوْلَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیداً قَالَ نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوَسَطُ وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِی أَرْضِهِ قُلْتُ قَوْلَهُ تَعَالَى یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ قَالَ إِیَّانَا عَنَى وَ نَحْنُ الْمُجْتَبَوْنَ وَ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ فَالْحَرَجُ أَشَدُّ مِنَ الضِّیقِ مِلَّةَ أَبِیكُمْ إِبْراهِیمَ إِیَّانَا عَنَى خَاصَّةً وَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِینَ اللَّهُ سَمَّانَا الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ فِی الْكُتُبِ الَّتِی مَضَتْ وَ فِی هَذَا الْقُرْآنِ لِیَكُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَرَسُولُ اللَّهِ ص الشَّهِیدُ عَلَیْنَا بِمَا بَلَّغَنَا عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَى النَّاسِ فَمَنْ صَدَّقَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ صَدَّقْنَاهُ وَ مَنْ كَذَّبَ كَذَّبْنَاهُ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 271 روایة: 4
4- برید عجلى گوید از امام باقر علیه السلام در باره قول خداى تبارك و تعالى (138 سوره 2) «و همچنین شما را امت میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیغمبر بر شما گواه باشد» پرسیدم، فرمود: مائیم امت میانه گواهان خداى تبارك و تعالى بر خلقش و حجتهاى او در زمینش گفتم: خدا فرماید: (77 سوره 22) «اى اهل ایمان ركوع كنید و سجده كنید و پرودرگارتان را بپرستید و نیكى كنید شاید رستگار گردید و در راه خدا كار زار كنید چنانكه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را بر گزید» فرمود: خدا ما را قصد كرده و مائیم بر گزیدگان و خداى تبارك و تعالى در دین حرجى قرار نداده، حرج از تنگ گرفتن سخت تر است، و اینكه فرماید: «ملت پدرتان ابراهیم» تنها ما را قصد كرده و «شما را مسلمان نامیده» خدا ما را مسلمان نامیده «از پیش» یعنى در كتابهاى گذشته «و در این» یعنى قرآن «تا پیغمبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید» پس رسول خدا(ص) گواه بر ماست نسبت بدانچه از جانب خداى تبارك و تعالى تبلیغ نموده ایم و ما بر مردم گواهیم در روز قیامت، هر كه ما را تصدیق كند تصدیقش كنیم و هر كه تكذیب كند تكذیبش نمائیم.
5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ الْیَمَانِیِّ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ص قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِی أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا یُفَارِقُنَا
اصول كافى جلد 1 صفحه: 271 روایة: 5
5- امیرالمؤمنین (ص) فرمود: خداى تبارك و تعالى ما را پاكیزه نمود و نگهدارى فرمود و ما را بر خلقش گواه ساخت و در زمینش حجت نهاد و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما قرار داد، نه ما از آن جدا شویم و نه او از ما جدا شود ( كردار و گفتار ما با حقیقت معانى و مضامین قرآن منطبق است و جدائى ممكن نیست زیرا ما سر موئى هم از قرآن تجاوز نمى كنیم).

در اینكه رهنمایان تنها ائمة باشند

بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام هُمُ الْهُدَاةُ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ وَ فَضَالَةَ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ كُلُّ إِمَامٍ هَادٍ لِلْقَرْنِ الَّذِی هُوَ فِیهِمْ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 272 روایة: 1
1- فضیل گوید از امام صادق علیه السلام راجع بقول خداى عزوجل (7 سوره 13) «و هر گروهى را رهبریست» پرسیدم، فرمود: هر امامى رهبر است در دور اینكه در میان مردم است (رهبر مردم دوران خویش است).
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُنْذِرُ وَ لِكُلِّ زَمَانٍ مِنَّا هَادٍ یَهْدِیهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِهِ نَبِیُّ اللَّهِ ص ثُمَّ الْهُدَاةُ مِنْ بَعْدِهِ عَلِیٌّ ثُمَّ الْأَوْصِیَاءُ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 272 روایة: 2
2- برید عجلى گوید از امام باقر علیه السلام در باره قول خداى عزوجل «همانا تو بیم دهنده اى و براى هر گروهى رهبریست» پرسیدم، فرمود: رسول خدا(ص) بیم دهنده است و در هر زمانى یكى از ما اهلبیت رهبریست كه مردم را به آنچه پیغمبر از طرف خدا آورده رهبرى كند، رهبران بعد از پیغمبر اول على است و پس از او اوصیااش یكى پس از دیگرى.
3- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُنْذِرُ وَ عَلِیٌّ الْهَادِی یَا أَبَا مُحَمَّدٍ هَلْ مِنْ هَادٍ الْیَوْمَ قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا زَالَ مِنْكُمْ هَادٍ بَعْدَ هَادٍ حَتَّى دُفِعَتْ إِلَیْكَ فَقَالَ رَحِمَكَ اللَّهُ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ كَانَتْ إِذَا نَزَلَتْ آیَةٌ عَلَى رَجُلٍ ثُمَّ مَاتَ ذَلِكَ الرَّجُلُ مَاتَتِ الْ آیَةُ مَاتَ الْكِتَابُ وَ لَكِنَّهُ حَیٌّ یَجْرِی فِیمَنْ بَقِیَ كَمَا جَرَى فِیمَنْ مَضَى
اصول كافى جلد 1 صفحه: 272 روایة: 3
3- ابوبصیر گوید بامام صادق علیه السلام آیه «همانا توئى بیم دهنده و براى هر گروهى رهبریست» را عرض كردم، فرمود: بیم دهنده رسولخدا(ص) است و رهبر على است. اى ابو محمد آیا امروز رهبرى هست؟ عرضكردم: آرى فدایت گردم، همیشه از شما خانواده رهبرى پس از رهبر دیگرى بوده تا بشما رسیده است، فرمود خدایت رحمت كناد: اى ابامحمد: اگر چنین مى بود كه چون آیه اى در باره مردى نازل مى شد و آن مرد مى میرد آیه هم از بین مى رفت (و مصداق دیگرى نداشت) كه قرآن مرده بود ولى قرآن همیشه زنده است بر باز ماندگان منطبق مى شود چنانچه بر گذشتگان منطبق مى شد.
4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحِیمِ الْقَصِیرِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُنْذِرُ وَ عَلِیٌّ الْهَادِی أَمَا وَ اللَّهِ مَا ذَهَبَتْ مِنَّا وَ مَا زَالَتْ فِینَا إِلَى السَّاعَةِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 273 روایة: 4
4- قصیر گوید از امام باقر(ع) در باره گفته خداى تبارك و تعالى «همانا» توئى بیم دهنده و براى هر قومى رهبریست» پرسیدم فرمود: رسول خدا(ص) بیم دهنده است و على رهبر است، هان بخدا سوگند كه مقام هدایت و رهبرى از میان ما خانواده نرفته و تا اكنون هم در میان ما هست.