اصول کافی جلد اول

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

باب فریضه دانش و وجوب آموختن آن و تشویق بدان

بابُ فَرضِ العِلمِ وَ وُجوبِ طَلَبِهِ وَالحَثُّ عَلَیه
1- أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِی الْحُسَیْنِ الْفَارِسِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَلَا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ بُغَاةَ الْعِلْمِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 35 روایة: 1
1- رسول خدا (ص) فرمود: دانشجوئى بر هر مسلمانى واجب است، همانا خدا دانشجویان را دوست دارد.
2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عِیسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعُمَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 35 روایة: 2
2- حضرت صادق علیه السلام فرمود: دانشجوئى واجب است.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ ع هَلْ یَسَعُ النَّاسَ تَرْكُ الْمَسْأَلَةِ عَمَّا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ فَقَالَ لَا
اصول كافى جلد 1 صفحه: 35 روایة: 3
3- از حضرت ابوالحسن علیه السلام سؤال شد كه: مردم را مى رسد كه از آنچه نیاز دارند نپرسند فرمود: نه.
4- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَیْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ السَّبِیعِیِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ قَالَ سَمِعْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یَقُولُ أَیُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّینِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَیْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَیْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَیَفِی لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ
اصول كافى جلد 1 صفحه:35 روایة: 4
4- امیر المؤمنین علیه السلام مى فرمود: اى مردم بدانید كمال دین طلب علم و عمل بدانست، بدانید كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم تر است زیرا مال براى شما قسمت و تضمین شده. عادلى (كه خداست) آنرا بین شما قسمت كرده و تضمین نموده و به شما مى رساند ولى علم نزد اهلش نگهداشته شده و شما مأمورید كه آنرا از اهلش طلب كنید، پس آنرا بخواهید.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ بُغَاةَ الْعِلْمِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 36 روایة: 5
5- پیغمبر (ص) فرمود طلب علم واجب است و در حدیث دیگر فرمود طلب علم بر هر مسلمانى واجب است. همانا خدا دانشجویان را دوست دارد.
(40) 6- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ تَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ مِنْكُمْ فِی الدِّینِ فَهُوَ أَعْرَابِیٌّ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ فِی كِتَابِهِ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 36 روایة: 6
6- على بن أبى حمزه گوید شنیدم كه حضرت صادق علیه السلام مى فرمود دین را خوب بفهمید زیرا هر كه دین را خوب نفهمد مانند صحراگرد است. خداوند در كتابش مى فرماید (124 سوره 9) تا در امر دین دانش اندوزند و چون بازگشتند قوم خود را بیم دهند شاید آنها بترسند.
7- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الرَّبِیعِ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ عَلَیْكُمْ بِالتَّفَقُّهِ فِی دِینِ اللَّهِ وَ لَا تَكُونُوا أَعْرَاباً فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فِی دِینِ اللَّهِ لَمْ یَنْظُرِ اللَّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَمْ یُزَكِّ لَهُ عَمَلًا
اصول كافى جلد 1 صفحه:36 روایة: 7
7- مفضل گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: بر شما باد كه در دین خدا دانشمند شوید و صحراگرد نباشید زیرا آنكه در دین خدا دانشمند نشود خدا روز قیامت به او توجه نكند و كردارش را پاكیزه نشمارد.
8- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَوَدِدْتُ أَنَّ أَصْحَابِی ضُرِبَتْ رُءُوسُهُمْ بِالسِّیَاطِ حَتَّى یَتَفَقَّهُوا
اصول كافى جلد 1 صفحه:36 روایة: 8
8- و فرمود: مى خواهم با تازیانه بر سر اصحابم بزنند تا دین را خوب به فهمند.
9- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ لَهُ رَجُلٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ رَجُلٌ عَرَفَ هَذَا الْأَمْرَ لَزِمَ بَیْتَهُ وَ لَمْ یَتَعَرَّفْ إِلَى أَحَدٍ مِنْ إِخْوَانِهِ قَالَ فَقَالَ كَیْفَ یَتَفَقَّهُ هَذَا فِی دِینِهِ
اصول كافى جلد 1 صفحه:36 روایة: 9
9- مردى به امام صادق علیه السلام عرض كرد: قربانت مردیست كه امر امامت را شناخته و در خانه نشسته و با هیچ یك از برادران دینیش آشنائى ندارد فرمود: این مرد چگونه دینش را مى فهمد.

باب توصیف و فضیلت علم و فضل دانشمندان

بَابُ صِفَةِ الْعِلْمِ وَ فَضْلِهِ وَ فَضْلِ الْعُلَمَاءِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ الْوَاسِطِیِّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ قَدْ أَطَافُوا بِرَجُلٍ فَقَالَ مَا هَذَا فَقِیلَ عَلَّامَةٌ فَقَالَ وَ مَا الْعَلَّامَةُ فَقَالُوا لَهُ أَعْلَمُ النَّاسِ بِأَنْسَابِ الْعَرَبِ وَ وَقَائِعِهَا وَ أَیَّامِ الْجَاهِلِیَّةِ وَ الْأَشْعَارِ الْعَرَبِیَّةِ قَالَ فَقَالَ النَّبِیُّ ص ذَاكَ عِلْمٌ لَا یَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا یَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ ثُمَّ قَالَ النَّبِیُّ ص إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آیَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِیضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 37 روایه :1
1- امام هفتم علیه السلام فرمود: چون رسول خدا(ص) وارد مسجد شد دید جماعتى گرد مردى را گرفته اند فرمود: چه خبر است گفتند علامه اى است. فرمود: علامه یعنى چه؟ گفتند: داناترین مردم است به دودمان عرب و حوادث ایشان و به روزگار جاهلیت و اشعار عربى. پیغمبر فرمود: اینها علمى است كه نادانش را زیانى ندهد و عالمش را سودى نبخشد سپس فرمود: همانا علم سه چیز است: آیه محكم، فریضه عادله، سنت پابرجا، و غیر از اینها فضل است.
شرح :
در بیان این حدیث شریف اشاره به چند نكته لازم است: اول كلمه «علم» در معانى مختلفى بكار مى رود: 1- به معنى قطع و یقین مانند (مالهم بذلك من علم ان هم الا یظنون) یعنى به آن یقین ندارند تنها گمان مى كنند 2- به معنى مطلق دانستن در برابر جهل و نادانى مانند «هل یستوى الذین یعلمون والذین لا یعلمون»مگر دانندگان با نادانان برابرند؟ 3- به معنى دانستن قواعد و كلیاتى كه بر مصادیق و جزئیاتش تطبیق كند چنانكه گوید: علم منطق، فلسفه، فقه، اصول، پیداست كه كلمه «علم» در این حدیث شریف به معنى دوم و سوم مناسب است. دوم - علم از نظرهاى گوناگون تقسیمات مختلف و گوناگونى دارد مانند العلم علمان: مطبوع و مسموع: العلم علمان: علم الابدان و علم الادیان علم بر دو قسم است: علم غیب و شهود علم بر چهار قسم است كه در حدیث 134 در همین كتاب بیان مى شود گاهى علم را از نظر سود و زیان تقسیم مى كنند مانند: لا خیر فى علم لا ینفع. علمى كه سود ندهد خیر ندارد و مانند همین حدیث شریف كه علم را از این نظر تقسم نموده و علم سودمند سه قسم شمرده شده است. سوم شخصى كه راجع به علم یا هر موضوعى سخن مى گوید موقعیت و مسؤلیتش در معنى سخنش تأثیر مى كند پس باید در مقام تفسیر و بیان سخنش موقعیت و مسؤلیت او را در نظر گرفت مثلاً كلمه «آیة و آیات یا آیه محكمه و آیات محكمات» در 232 مورد از قرآن و 17 مورد از نهج البلاغه ذكر شده است و در تمام این موارد به معنى آیه قرآن یا نشانه اى كه از آن به خدا پى برند یا مطلق نشانه بكار رفته است در صورتیكه همین كلمه را اگر ابن سینا و ملاصدرا بدون قرینه ذكر كنند معنى برهان منطقى و صغرى و كبرى صحیح از آن فهمیده مى شود و چون این كلمه را یك دانشمند طبیعى استعمال كند معنى فرمول آزمایش شده از آن تبادر مى كند.
اكنون با ملاحظه این سه مقدمه و تفكر در صدر و ذیل این حدیث شریف باید بگوئیم كه «علم سودمند از نظر پیغمبر بر سه قسم است، شارحین بصیر و روشنفكر اصول كافى تمام این نكات را اگر چه تصریح نكرده اند در نظر گرفته و این حدیث را بیان و توضیح داده اند عارف خبیر و دانشمند بصیر مرحوم فیض كاشانى چنین فرماید پیغمبر (ص) با جمله «لا یضر من جهله » به مردم فهمانید كه معلومات این شخص كه علامه اش مى خوانید در حقیقت علم نیست بلكه علم حقیقى آنستكه دانستنش براى معاد و قیامت مفید باشد و ندانستنش در آن روز زیان دهد نه آنچه را كه عوام مردم بپسندند و وسیله جمع مال شود. آنگاه علم سودمند در نظر شرع را بیان كرده و به سه قسم منحصر نموده است: 1- آیة محكمة كه به اصول عقاید اشاره دارد زیرا براهین آن آیات محكمات جهان و قرآن كریم است و در قرآن دلایل مبداء و معاد به لفظ «آیه و آیات» بسیار ذكر شده است و فریضة عادلة اشاره به علم اخلاق است كه خوبش از لشكر عقل و بدش از لشكر جهل است و بر انسان فریضه (واجب) است كه لشكر عقل را داشته باشد و از لشكر جهل تهى باشد و عدالت آن كنایه از حد وسط بین افراط و تفریط است و سنة قائمة اشاره به احكام شریعت یعنى مسائل حلال و حرام دارد و انحصار علوم دینى به این سه قسم معلوم است و این كتاب كافى هم مشتمل بر همین سه علم است و با سه نشأة انسانیت مطابق است یعنى علم اصول عقاید براى عقلش و علم اخلاق براى جان و دلش و حلال و حرام براى بدن او مى باشد» مرحوم ملاصدرا و مجلسى همین تفاسیر را عیناً یا با اختلاف در عموم و خصوص از جمله اقوال و وجوه شمرده اند و نیز این بیان را مفسرین در آیه كریمه «یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمة» با اندكى فرق ذكر مى كنند، شیخ طوسى از قول قتاده مى فرماید مراد به حكمت سنت است، در حدیث 134 امام صادق علیه السلام مى فرماید: همه علم مردم را چهار قسم دیدم: اول اینكه خدایت را بشناسى دوم بدانى چه مصالحى در ساختن تو بكار برده بدانى از تو چه خواسته. چهارم آنچه تو را از دینت خارج كند بشناسى، و خلاصه علم مفید از نظر قرآن و پیغمبر و امام صادق در اطراف همین مطالب دور مى زند و علوم دیگر از نظر آنها زیادیست چنانچه در این حدیث پیغمبر فرموده: بود و نبودش سود و زیانى ندارد.
صدرالمتألهین (ره) در اینجا بحث مربوطى مطرح كرد مى گوید: علم یعنى شناختن و دانستن چیزى همانطور كه هست و این از صفات خداوند است پس چگونه مى شود چیزى علم باشد و زیادى و ناپسند باشد خلاصه سخنش اینكه: دانستن هر چیز بهتر از ندانستن آن است پس چگونه در این روایت فقط سه علم را خوب دانسته و بقیه را بد، آنگاه پاسخى مفصل مى گوید كه خلاصه اش این است: نكوهش علم به واسطه خود علم و دانستن چیزى نیست بلكه به جهت نتایج زیانبخشى است كه با خود عالم یا به دیگران مى رسد مانند علم جادو و شعبده و طلسمات به وسیله آن بین زن و شوهر جدایى مى اندازند و مانند علم نجوم و هیئت كه به استثناى قسمت مفید آن بیشترش تضییع عمر و وقت بیهوده گذرانیدن و احتمال و تخمینى یاد گرفتن است و یا مانند علوم حقیقى غامض و مشكل كه فهم انسان طاقت درك آن را ندارد مانند بحث قضا و قدر الهى.
2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ وَ ذَاكَ أَنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِینَاراً وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِیثَ مِنْ أَحَادِیثِهِمْ فَمَنْ أَخَذَ بِشَیْ ءٍ مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً فَانْظُرُوا عِلْمَكُمْ هَذَا عَمَّنْ تَأْخُذُونَهُ فَإِنَّ فِینَا أَهْلَ الْبَیْتِ فِی كُلِّ خَلَفٍ عُدُولًا یَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِیفَ الْغَالِینَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِینَ وَ تَأْوِیلَ الْجَاهِلِینَ
اصول كافى جلد 1 صفحه:39 روایة: 2
2- امام صادق علیه السلام فرمود: دانشمندان وارثان پیمبرانند براى اینكه پیمبران پول طلا و نقره به ارث نگذارند و تنها احادیثى از احادیثشان بجاى گذارند هر كه از آن احادیث برگیرد بهره بسیارى بر گرفته است. پس نیكو بنگرید كه این علم خود را از كه میگیرید، زیرا در خاندان ما اهل بیت در هر عصر جانشینان عادلى هستند كه تغییر دادن غالیان و بخود بستگى خرابكاران و بد معنى كردن نادانان را از دین برمى دارند.
شرح :
خرابكارى در دین طبق این روایت سه گونه است: 1- كلمه یا جمله قرآن و حدیث را به نفع و سلیقه خویش تغییر دادن و این عمل گاهى از غلاة و مسلمین كاسه از آش داغتر سر مى زند 2- كسانى كه مسلمان و متدین نیستند خود را به اسلام و دین ببندند یا مطلبى كه از دین نیست به دین نسبت دهند 3- قرآن و حدیث را از معنى حقیقى خود برگردانیده و طبق سلیقه شخص خویش معنى كنند. و در هر دوره امامان یا علماى عادلى هستند كه از این اعمال جلوگیرى كنند.
3- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَیْراً فَقَّهَهُ فِی الدِّینِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 39 روایة: 3
3- و فرمود: چون خدا خیر بنده اى خواهد او را در دین دانشمند كند.
4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ
اصول كافى جلد 1 صفحه:39 روایة: 4
4- امام باقر علیه السلام فرمود: كمال انسان و نهایت كمالش دانشمند شدن در دین و صبر در بلا و اقتصاد در زندگى است.
5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْعُلَمَاءُ أُمَنَاءُ وَ الْأَتْقِیَاءُ حُصُونٌ وَ الْأَوْصِیَاءُ سَادَةٌ وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَى الْعُلَمَاءُ مَنَارٌ وَ الْأَتْقِیَاءُ حُصُونٌ وَ الْأَوْصِیَاءُ سَادَةٌ
اصول كافى جلد 1 صفحه:39 روایة: 5
5- امام صادق علیه السلام فرمود: دانشمندان امینند و پرهیزگاران دژها و جانشینان سروران و در روایت دیگر دانشمندان برجهاى نورافكن و پرهیزگاران دژها و جانشینان سرورانند.
6- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ إِدْرِیسَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ الْكِنْدِیِّ عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا خَیْرَ فِیمَنْ لَا یَتَفَقَّهُ مِنْ أَصْحَابِنَا یَا بَشِیرُ إِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ إِذَا لَمْ یَسْتَغْنِ بِفِقْهِهِ احْتَاجَ إِلَیْهِمْ فَإِذَا احْتَاجَ إِلَیْهِمْ أَدْخَلُوهُ فِی بَابِ ضَلَالَتِهِمْ وَ هُوَ لَا یَعْلَمُ
اصول كافى جلد 1 صفحه:40 روایة: 6
6- حضرت صادق علیه السلام به بشیر فرمود: هر یك از اصحاب ما كه فهم دین ندارد خیرى ندارد، اى بشیر هر مردى از ایشان كه از نظر فهم دین بى نیاز نباشد به دیگران نیاز پیدا مى كند و چون به آنها نیازمند شد او را در گمراهى خویش وارد كنند و او نفهمد.
(50) 7- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا خَیْرَ فِی الْعَیْشِ إِلَّا لِرَجُلَیْنِ عَالِمٍ مُطَاعٍ أَوْ مُسْتَمِعٍ وَاعٍ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 40 روایة: 7
7- رسول خدا (ص) فرمود: در زندگى جز براى دو نفر خیرى نیست: عالمى كه فرمانش برند. و شنونده نگهدار (آنكه چون مطلبى از دین شنید حفظ كند و عمل نماید).
8- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ عَالِمٌ یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ أَلْفَ عَابِدٍ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 40 روایة: 8
8- امام باقر علیه السلام فرمود: عالمى كه از علمش بهره برد (یا بهره برند) بهتر از هفتاد هزار عابد است.
9- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ رَاوِیَةٌ لِحَدِیثِكُمْ یَبُثُّ ذَلِكَ فِی النَّاسِ وَ یُشَدِّدُهُ فِی قُلُوبِهِمْ وَ قُلُوبِ شِیعَتِكُمْ وَ لَعَلَّ عَابِداً مِنْ شِیعَتِكُمْ لَیْسَتْ لَهُ هَذِهِ الرِّوَایَةُ أَیُّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ الرَّاوِیَةُ لِحَدِیثِنَا یَشُدُّ بِهِ قُلُوبَ شِیعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ
اصول كافى جلد 1 صفحه:40 روایة: 9
9- معاویه بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم: مردى است كه از شما روایت بسیار نقل كند و میان مردم انتشار دهد و آن را در دل مردم و دل شیعیانتان استوار كند و شاید عابدى از شیعیان شما باشد كه در روایت چون او نباشد كدامیك بهترند؟ فرمود: آنكه احادیث ما را روایت كند و دلهاى شیعیانمان را استوار سازد از هزار عابد بهتر است.

باب انواع مردم

باب اصناف الناس
1- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أُسَامَةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ السَّبِیعِیِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ مِمَّنْ یُوثَقُ بِهِ قَالَ سَمِعْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع یَقُولُ إِنَّ النَّاسَ آلُوا بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَى ثَلَاثَةٍ آلُوا إِلَى عَالِمٍ عَلَى هُدًى مِنَ اللَّهِ قَدْ أَغْنَاهُ اللَّهُ بِمَا عَلِمَ عَنْ عِلْمِ غَیْرِهِ وَ جَاهِلٍ مُدَّعٍ لِلْعِلْمِ لَا عِلْمَ لَهُ مُعْجَبٍ بِمَا عِنْدَهُ قَدْ فَتَنَتْهُ الدُّنْیَا وَ فَتَنَ غَیْرَهُ وَ مُتَعَلِّمٍ مِنْ عَالِمٍ عَلَى سَبِیلِ هُدًى مِنَ اللَّهِ وَ نَجَاةٍ ثُمَّ هَلَكَ مَنِ ادَّعَى وَ خَابَ مَنِ افْتَرَى
اصول كافى جلد 1 صفحه:41 روایة: 1
1- امیر مؤمنان علیه السلام مى فرمود: پس از رسول خدا (ص) مردم به سه جانب روى آورند: 1- به عالمى كه رهبرى خدایى داشت و خدا او را به آنچه مى دانست از علم دیگران بى نیاز ساخته بود (قطعاً این عالم خود آن حضرت بود و آن مردم سلمان و مقداد و ابوذر و امثال آنها) 2- به نادانى كه مدعى علم بود و علم نداشت، به آنچه در دست داشت مغرور بود، دنیا او را فریفته بود و او دیگران را. 3- به دانش آموزى كه دانش خود را از عالمى كه در راه هدایت خدا و نجات گام برداشته پس آنكه ادعا كرد هلاكت شد و آنكه دروغ بست نومید گشت.
2- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِی خَدِیجَةَ سَالِمِ بْنِ مُكْرَمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ النَّاسُ ثَلَاثَةٌ عَالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ غُثَاءٌ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 41 روایة: 2
2- امام صادق علیه السلام فرمود: مردم سه دسته اند دانشمند و دانشجو و خاشاك روى آب (كه هر لحظه آبش به جانبى برد مانند مردمى كه چون تعمق دینى ندارند هر روز به كیشى گروند و دنبال صدایى برآیند).
3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اغْدُ عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً أَوْ أَحِبَّ أَهْلَ الْعِلْمِ وَ لَا تَكُنْ رَابِعاً فَتَهْلِكَ بِبُغْضِهِمْ
اصول كافى جلد 1 صفحه:41 روایه: 3
3- و آن حضرت به أبى حمزه فرمود: یا دانشمند باش و دانشجو و یا دوستدار دانشمندان و چهارمى (یعنى دشمن اهل علم) مباش كه بسبب دشمنى آنها هلاك شوى.
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ یَغْدُو النَّاسُ عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ عَالِمٍ وَ مُتَعَلِّمٍ وَ غُثَاءٍ فَنَحْنُ الْعُلَمَاءُ وَ شِیعَتُنَا الْمُتَعَلِّمُونَ وَ سَائِرُ النَّاسِ غُثَاءٌ
اصول كافى جلد 1 صفحه:41 روایة: 4
4- و فرمود: مردم به سه دسته شوند: دانشمند و دانشجو و خاشاك روى آب، ما دانشمندانیم و شیعیان ما دانشجویان و مردم دیگر خاشاك روى آب.