اصول کافی جلد دوم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

كیفیت آفرینش بدنها و روحها و دلهاى ائمه علیهم السلام

بَابُ خَلْقِ أَبْدَانِ الْأَئِمَّةِ وَ أَرْوَاحِهِمْ وَ قُلُوبِهِمْ ع
(1005)1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی یَحْیَى الْوَاسِطِیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا مِنْ عِلِّیِّینَ وَ خَلَقَ أَرْوَاحَنَا مِنْ فَوْقِ ذَلِكَ وَ خَلَقَ أَرْوَاحَ شِیعَتِنَا مِنْ عِلِّیِّینَ وَ خَلَقَ أَجْسَادَهُمْ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ الْقَرَابَةُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ تَحِنُّ إِلَیْنَا
اصول كافى جلد 2 صفحه 232 روایت 1
امام صادق علیه السلام فرمود: خدا ما را از علیین آفرید و ارواح ما را از بالاتر آن آفرید و ارواح شیعیان ما را از علیین آفرید و پیكرشان را پائین آن آفرید، پس قرابت میان ما و آنها از این جهت است و دلهاى ایشان مشتاق ماست.
شرح :
علیین در لسان قرآن و اخبار در مقام بلند و رفیع استعمال شده است و لذا عبارات مفسرین در معنى این كلمه چنین است: آسمان هفتم، بالاترین مكان، اشرف مراتب، اقرب مقامات به خدا، نامه عمل نیكو كاران، و شاید این مقام بالاترین درجات ماده باشد كه پیكر ائمه و ارواح شیعیان از آنجا آفریده شده ولى روح ائمه علیهم السلام از مقامى بالاتر آفریده شده كه ماده را در آنجا راهى نیست و پیكر شیعیان از پائین تر آن خلق شده است تا یك درجه از پیكر ائمه پائین تر باشد، پس امام و شیعه در مرحله علیین هم افق و برابرند.
2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ إِسْحَاقَ الزَّعْفَرَانِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ ثُمَّ صَوَّرَ خَلْقَنَا مِنْ طِینَةٍ مَخْزُونَةٍ مَكْنُونَةٍ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ فَأَسْكَنَ ذَلِكَ النُّورَ فِیهِ فَكُنَّا نَحْنُ خَلْقاً وَ بَشَراً نُورَانِیِّینَ لَمْ یَجْعَلْ لِأَحَدٍ فِی مِثْلِ الَّذِی خَلَقَنَا مِنْهُ نَصِیباً وَ خَلَقَ أَرْوَاحَ شِیعَتِنَا مِنْ طِینَتِنَا وَ أَبْدَانَهُمْ مِنْ طِینَةٍ مَخْزُونَةٍ مَكْنُونَةٍ أَسْفَلَ مِنْ ذَلِكَ الطِّینَةِ وَ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لِأَحَدٍ فِی مِثْلِ الَّذِی خَلَقَهُمْ مِنْهُ نَصِیباً إِلَّا لِلْأَنْبِیَاءِ وَ لِذَلِكَ صِرْنَا نَحْنُ وَ هُمُ النَّاسَ وَ صَارَ سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ لِلنَّارِ وَ إِلَى النَّارِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 231 روایت 2
امام صادق علیه السلام مى فرمود: خدا (ارواح) ما را از نور عظمت خویش آفرید، آنگاه آفرینش ما را (یعنى پیكر ما را یا صورت مثالى ما را) از گلى در خزانه و پوشیده از زیر عرش صورتگرى كرد و آن نور را در آن، جایگزین ساخت، و ما مخلوق و بشرى نورانى بودیم، و براى هیچكس از آنچه در خلقت ما نهاد، بهره ئى قرار نداد و ارواح شیعیان ما را از گل ما آفرید و بدنشان را از گلى در خزانه و پوشیده پائین تر از گل ما. و خدا هیچ كس را جز انبیاء از خلقت ایشان بهره ئى نداد، از این رو ما و آنها آدمى شدیم و مردم دیگر خرمگسانى كه سزاوار دوزخند و بسوى دوزخ مى روند.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ وَ غَیْرِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ رَفَعَهُ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنَّ لِلَّهِ نَهَراً دُونَ عَرْشِهِ وَ دُونَ النَّهَرِ الَّذِی دُونَ عَرْشِهِ نُورٌ نَوَّرَهُ وَ إِنَّ فِی حَافَتَیِ النَّهَرِ رُوحَیْنِ مَخْلُوقَیْنِ رُوحُ الْقُدُسِ وَ رُوحٌ مِنْ أَمْرِهِ وَ إِنَّ لِلَّهِ عَشْرَ طِینَاتٍ خَمْسَةً مِنَ الْجَنَّةِ وَ خَمْسَةً مِنَ الْأَرْضِ فَفَسَّرَ الْجِنَانَ وَ فَسَّرَ الْأَرْضَ ثُمَّ قَالَ مَا مِنْ نَبِیٍّ وَ لَا مَلَكٍ مِنْ بَعْدِهِ جَبَلَهُ إِلَّا نَفَخَ فِیهِ مِنْ إِحْدَى الرُّوحَیْنِ وَ جَعَلَ النَّبِیَّ ص مِنْ إِحْدَى الطِّینَتَیْنِ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع مَا الْجَبْلُ فَقَالَ الْخَلْقُ غَیْرَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَنَا مِنَ الْعَشْرِ طِینَاتٍ وَ نَفَخَ فِینَا مِنَ الرُّوحَیْنِ جَمِیعاً فَأَطْیِبْ بِهَا طِیباً وَ رَوَى غَیْرُهُ عَنْ أَبِی الصَّامِتِ قَالَ طِینُ الْجِنَانِ جَنَّةُ عَدْنٍ وَ جَنَّةُ الْمَأْوَى وَ جَنَّةُ النَّعِیمِ وَ الْفِرْدَوْسُ وَ الْخُلْدُ وَ طِینُ الْأَرْضِ مَكَّةُ وَ الْمَدِینَةُ وَ الْكُوفَةُ وَ بَیْتُ الْمَقْدِسِ وَ الْحَائِرُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 233 روایت 3
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: براى خدا نهریست نزد عرش و نزد آن نهر نوریست كه خدایش فروزان ساخته و در دو جانب نهر دو روح آفریده شده: روح القدس و روح وابسته به امر خدا، و براى خدا ده طینت (سرشت، گل) است: پنج تاى آنها از بهشت است و پنج دیگر از زمین، آنگاه بهشتى و زمینى را تفسیر نمود سپس فرمود: هر پیغمبر و فرشته اى را كه خدا از پیغمبر سرشته است، یكى از این دو روح را در او دمیده، و پیغمبر صلى اللّه علیه و آله را از یكى از آن دو قسم طینت سرشته است بجز ما خاندان راوى گوید به موسى بن جعفر علیه السلام عرض كردم: سرشتن چیست؟ فرمود: آفریدن است همانا خداى عزوجل ما خانه آن را، از آن ده طینت آفرید و از هر دو روح در ما دمید، و چه طینت پاكیزه ئى!! و دیگرى از ابوالصامت روایت كرده كه امام علیه السلام (در تفسیر بهشتى و زمینى) فرمود: طینت بهشتى، بهشت عدن و بهشت مأوى و بهشت نعیم و فردوس و خلد است. و طینت زمینى: مكه و مدینه و كوفه و بیت المقدس و حائر (امام حسین علیه السلام) است.
شرح:
علامه مجلسى (ره) در تفسیر نهر و نور و طینت مطالبى از بعض محققین نقل فرموده و سخن شیخ بهائى و محدث استر آبادى را هم ذكر مى كند، و چون توضیح و تفصیل آنها را از عهده این مختصر خارجست، علاقمندان مى توانند از مرآت العقول ج 1 س 293استفاده كنند.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی نَهْشَلٍ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا مِنْ أَعْلَى عِلِّیِّینَ وَ خَلَقَ قُلُوبَ شِیعَتِنَا مِمَّا خَلَقَنَا وَ خَلَقَ أَبْدَانَهُمْ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَقُلُوبُهُمْ تَهْوِی إِلَیْنَا لِأَنَّهَا خُلِقَتْ مِمَّا خُلِقْنَا ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْ آیَةَ كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِی عِلِّیِّینَ. وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّیُّونَ. كِتابٌ مَرْقُومٌ. یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ وَ خَلَقَ عَدُوَّنَا مِنْ سِجِّینٍ وَ خَلَقَ قُلُوبَ شِیعَتِهِمْ مِمَّا خَلَقَهُمْ مِنْهُ وَ أَبْدَانَهُمْ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَقُلُوبُهُمْ تَهْوِی إِلَیْهِمْ لِأَنَّهَا خُلِقَتْ مِمَّا خُلِقُوا مِنْهُ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْ آیَةَ كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِی سِجِّینٍ. وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّینٌ. كِتابٌ مَرْقُومٌ
اصول كافى جلد 2 صفحه 234 روایت 4
ابوحمزه ثمالى گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام مى فرمود: همانا خدا ما را از اعلى علیین آفرید و دلهاى شیعیان ما را از آنچه ما را آفرید، آفرید. و پیكرهایشان را از درجه پائینش آفرید، از این رو دلهاى شیعیان به ما متوجه است، زیرا از آنچه ما آفریده شده ایم، آفریده شده اند، سپس این آیه را قرائت فرمود: «اصلا نامه نیكان در علیین است، تو چه چه دانى علیین چیست؟ كتابى است نوشته كه مقربان شاهد آنند 19 سوره 83 » و دشمن ما را از سجین آفرید و دلهاى پیروانشان را از آنچه آنها را آفریده آفرید و پیكرهایشان را از پائین تر آن آفرید، از این رو دلهاى پیروانشان به آنها متوجه است زیرا اینها آفریده شدند از آنچه آنها آفریده شدند سپس این آیه را تلاوت فرمود: «اصلا نامه بدكاران در سجین است، تو چه دانى سجین جیست؟ كتابیست نوشته 8 سوره 83 -».
شرح:
پیداست كه علیین و سجین از مطالبى است كه خداى تعالى نخواسته است بشر آن را بنحو تفصیل و توضیح بداند، از این رو به پیغمبرش مى فرماید: تو چه دانى سجین چیست؟ و سپس هم به كتاب نوشته توضیحش مى دهد، دانشمندان و مفسرین اسلامى هم در معنى این دو كلمه اقوال و عقاید مختلف و محتملى ذكر نموده اند كه بعضى از آنها در حدیث اول این باب ذكر شد.

در بیان تسلیم و فضیلت مسلمین

بَابُ التَّسْلِیمِ وَ فَضْلِ الْمُسَلِّمِینَ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ سَدِیرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع إِنِّی تَرَكْتُ مَوَالِیَكَ مُخْتَلِفِینَ یَتَبَرَّأُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ قَالَ فَقَالَ وَ مَا أَنْتَ وَ ذَاكَ إِنَّمَا كُلِّفَ النَّاسُ ثَلَاثَةً مَعْرِفَةَ الْأَئِمَّةِ وَ التَّسْلِیمَ لَهُمْ فِیمَا وَرَدَ عَلَیْهِمْ وَ الرَّدَّ إِلَیْهِمْ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 235 روایت 1
شرح :
مقصود از مسلمین در این باب تسلیم شوند گانند، نه اهل اسلام در برابر یهود و نصارى ما انشاء الله در آخر این باب توضیحى راجع به تسلیم بیان مى كنیم.
سدیر گوید: به امام باقر علیه السلام عرض كردم: من دوستان شما را در حالى ترك گفتم (و بسوى شما آمدم) كه اختلاف داشتند و از یكدیگر بیزارى مى جستند، فرمود: ترا با وضع آنها چكار؟ همانا مردم سه تكلیف دارند: شناختن ائمه و تسلیم بودن در برابر آنها و ارجاع اختلافات خود را به ایشان.
شرح:
شدت اختلاف شیعیان در مسائل دینى و موضوعات مذهبى سدیر را ناراحت كرده، به امام علیه السلام شكایت مى كند، حضرت مى فرماید، اختلاف آنها به تو زیانى ندارد و در آن باره فكر مكن و بدانكه تو و هر یك از شیعیان سه تكلیف دارید كه باید انجام دهید: 1- ائمه و پیشوایان خود را بشناسید تا بدام شیادان گمراه كننده نیفتید. 2- در برابر پیشوایان خود تسلیم باشید، یعنى آنها را چنانكه هستند بشناسید تا خود به خود تسلیم و منقادشان شوید و اوامر و نواهى آنها را بپذیرید و به گفتار و رفتار و قیام یا خانه نشستن و سایر اعمال آنها اگر چه بر خلاف سلیقه شما باشد اعتراض نكنید، زیرا اعمال و رفتار آنها طبق دستور خدا و پیغمبر است. 3- اگر در موضوعى با یكدیگر اختلاف نظر پیدا كردید، مطلب را به آنها ارجاع دهید چنانكه خداى تعالى فرماید: «اى مؤمنان از خدا و رسول اطاعت كنید و اگر در موضوعى اختلاف و مشاجره كردید، آن را به خدا و رسول ارجاع دهید» و معلوم است كه ائمه اوصیاء و جانشینان پیغمبرند و در نبودن پیغمبر باید اختلافات به آنها ارجاع شود.
(1010) 2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْكَاهِلِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَوْ أَنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِیكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ حَجُّوا الْبَیْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَیْ ءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص أَلَّا صَنَعَ خِلَافَ الَّذِی صَنَعَ أَوْ وَجَدُوا ذَلِكَ فِی قُلُوبِهِمْ لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِینَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْ آیَةَ فَلا وَ رَبِّكَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَكِّمُوكَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَلَیْكُمْ بِالتَّسْلِیمِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 235 روایت 2
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مردمى خداى یگانه بى شریك را عبادت كنند و نماز گزارند و زكاة دهند و حج خانه خدا بجا آرند و ماه رمضان را روزه دارند، و پس از همه اینها نسبت به چیزى كه خدا یا رسولش كرده بگویند: چرا بر خلاف این نكرد؟ یا این معنى را در دل خود احساس كنند (بى آنكه به زبان آورند) به همین سبب مشرك باشند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «نه، به پروردگارت سوگند، ایمان ندارند تا ترا در اختلافات خویش حاكم كنند، سپس در دلهاى خویش از آنچه حكم كرده ئى ملال و گرفتگى نیابند و بى چون و چرا گردن نهند65 سوره 4-» سپس امام صادق علیه السلام فرمود: بر شما باد به تسلیم.
3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّ عِنْدَنَا رَجُلًا یُقَالُ لَهُ كُلَیْبٌ فَلَا یَجِی ءُ عَنْكُمْ شَیْ ءٌ إِلَّا قَالَ أَنَا أُسَلِّمُ فَسَمَّیْنَاهُ كُلَیْبَ تَسْلِیمٍ قَالَ فَتَرَحَّمَ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَ تَدْرُونَ مَا التَّسْلِیمُ فَسَكَتْنَا فَقَالَ هُوَ وَ اللَّهِ الْإِخْبَاتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى رَبِّهِمْ
اصول كافى جلد 2 صفحه 236 روایت 3
زید شحام گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم: در نزد ما مردى است كه نامش كلیب است او هر دستورى كه از شما مى رسد، مى گوید من تسلیمم، از این رو ما او را كلیب تسلیم نامیده ایم، حضرت به او رحمت فرستاد و سپس فرمود: مى دانید تسلیم چیست؟ ما سكوت كردیم. خودش فرمود: به خدا تسلیم فروتنى است، خداى عزوجل فرماید: «كسانى كه ایمان آوردند و كارهاى شایسته كردند و در برابر پرودگارشان فروتنى نمودند 23 سوره 11-».
4- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً قَالَ الِاقْتِرَافُ التَّسْلِیمُ لَنَا وَ الصِّدْقُ عَلَیْنَا وَ أَلَّا یَكْذِبَ عَلَیْنَا
اصول كافى جلد 2 صفحه 236 روایت 4
امام باقر علیه السلام درباره قول خداى تبارك و تعالى «و هر كه كار نیكى انجام دهد، براى او نسبت به آن نیكى افزائیم 22 سوره 42 -» فرمود: انجام دادن كار نیك، تسلیم بودن نسبت به ما، و راست بودن به امام است و اینكه بر ما دروغ نبندد.
شرح :
مجلسى (ره) از مرحوم طبرسى نقل مى كند كه در تفسیر آیه گفته است: هر كه طاعت و عبادتى انجام دهد علاوه بر دادن ثواب به او، نیكى آن را مى فزائیم، و راست بودن با ائمه مراد این است كه: اخبار راست و درست را از آنها روایت كند: و مراد بدروغ نبستن بر آنها این است كه: اخبار جعلى و دروغ را به آنها نسبت ندهد.
5- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ عَنْ كَامِلٍ التَّمَّارِ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ أَ تَدْرِی مَنْ هُمْ قُلْتُ أَنْتَ أَعْلَمُ قَالَ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الْمُسَلِّمُونَ إِنَّ الْمُسَلِّمِینَ هُمُ النُّجَبَاءُ فَالْمُؤْمِنُ غَرِیبٌ فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 236 روایت 5
كامل تمار گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: «براستى كه مؤمنان رستگارند 1 سوره 23 -» میدانى كیانند؟ عرض كردم: شما بهتر مى دانید، فرمود: براستى كه مؤمنان تسلیم شوندگان رستگارند تسلیم شوندگان همان نجیبانند، پس مؤمن غریب است و خوشا حال غریبان. (یعنى چون مؤمن با تسلیم كمیاب است پس او غریب است، زیرا هم انس ندارد و انس تنها با خداست
6- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْخَشَّابِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ رَبِیعٍ الْمُسْلِیِّ عَنْ یَحْیَى بْنِ زَكَرِیَّا الْأَنْصَارِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَسْتَكْمِلَ الْإِیمَانَ كُلَّهُ فَلْیَقُلِ الْقَوْلُ مِنِّی فِی جَمِیعِ الْأَشْیَاءِ قَوْلُ آلِ مُحَمَّدٍ فِیمَا أَسَرُّوا وَ مَا أَعْلَنُوا وَ فِیمَا بَلَغَنِی عَنْهُمْ وَ فِیمَا لَمْ یَبْلُغْنِی
اصول كافى جلد 2 صفحه 237 روایت 6
امام صادق علیه السلام مى فرمود: هر كه را خوش آید كه تمام مراتب ایمان را كامل كند، باید بگوید: گفتار من نسبت به هر موضوعى گفتار آل محمد است در آنچه (بواسطه تقیه یا عدم فهم مخاطب) پنهان كنند و در آنچه آشكار دارند، در آنچه از ایشان به من برسد و در آنچه به من نرسد.
(1015) 7- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ أَوْ بُرَیْدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ لَقَدْ خَاطَبَ اللَّهُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی كِتَابِهِ قَالَ قُلْتُ فِی أَیِّ مَوْضِعٍ قَالَ فِی قَوْلِهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً. فَلا وَ رَبِّكَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَكِّمُوكَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ فِیمَا تَعَاقَدُوا عَلَیْهِ لَئِنْ أَمَاتَ اللَّهُ مُحَمَّداً أَلَّا یَرُدُّوا هَذَا الْأَمْرَ فِی بَنِی هَاشِمٍ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْقَتْلِ أَوِ الْعَفْوِ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً
اصول كافى جلد 2 صفحه 237 روایت 7
زراره یا برید گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: به تحقیق كه خدا امیرالمؤمنین علیه السلام را در كتابش مخاطب ساخته است، عرض كردم: در كجا؟ فرمود: در این قول: «اگر آنها زمانیكه به خویش ستم كردند پیش تو آمده و از تو آمرزش خواسته بودند و پیغمبر برایشان آمرزش خواسته بود، خدا را توبه پذیر و مهربان مى یافتند، نه به پروردگارت سوگند ایمان ندارند تا ترا در مشاجرات خویش حاكم قرار دهند» یعنى در پیمانیكه بستند، كه اگر خدا محمد را میرانید، امر خلافت را به بنى هاشم بر نگردانند «سپس در دل خود از آن چه حكم كرده ئى» از كشتن یا بخشیدن «ملالى نیابند و بى چون و چرا گردن نهند».
شرح :
خطاب در جمله جاؤوك متوجه امیرالمؤمنین علیه السلام است نه پیغمبر، زیرا سپس مى فرماید: و پیغمبر صلى اللّه علیه و آله بر ایشان آمرزش خواسته بود و اگر خطاب متوجه پیغمبر بود باید بفرماید و تو بر ایشان آمرزش....
8- أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَیْمَنَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ إِلَى آخِرِ الْ آیَةِ قَالَ هُمُ الْمُسَلِّمُونَ لآِلِ مُحَمَّدٍ الَّذِینَ إِذَا سَمِعُوا الْحَدِیثَ لَمْ یَزِیدُوا فِیهِ وَ لَمْ یَنْقُصُوا مِنْهُ جَاءُوا بِهِ كَمَا سَمِعُوهُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 237 روایت 8
ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام راجع به قول خداى عزوجل «كسانیكه سخنان را مى شنوند و از نیكوترش پیروى مى كنند، تا آخر آیه 18 سوره 39 -» فرمود: ایشان تسلیم شوندگان در برابر آل محمدند، همان كسانیكه چون حدیثى شنوند، كم و زیادش نكنند، و چنانكه شنیده اند تحویل دهند.
شرح :
مقصود از روایاتیكه در این باب ذكر شد تسلیم بودن و گردن نهادن شیعیانست در برابر ائمه هدى علیهم السلام نسبت به اوامر و نواهى و حالات مختلف و اوضاع گوناگون ایشان، و عدم اعتراض و انتقاد در مقام زبان و دل نسبت به آنچه از ایشان صادر مى شود.
پیداست كه پایه و ریشه عقاید شیعه و نیز اصل واقع و حقیقت اینست كه: خدا براى رهبرى و هدایت بشر بعد از پیغمبر اسلام دوازده نفر مشخص و مخصوص را معین فرموده و ایشانرا از خطا و لغزش و گناه معصوم داشته و عین حقیقت و واقع را بآنها الهام كرده است، غیر از ایشان هر بشرى در دنیا جایزالخطاست، گناه و آلودگى دارد، اشتباه و فراموشى عارضش شود و از گمراهى و پشیمانى مصون نباشد، بعد از پیغمبر اسلام (ص) تنها 12 نفر بودند كه بشهادت تاریخ و حتى دشمنانشان هیچیك از این نقائص دامنگیر آنها نبود پیداست كه وقتى انسان باور كرد كه چنین، پیشوایانى دارد، از دل و جان تسلیم آنها میشود و رشته اطاعت و انقیادشانرا بگردن میاندازد، زیرا میداند كه عقل و فكر و فراست و تیزبینى و دور اندیشى ایشان از خود او و از تمام افراد بشر معاصر خود بهتر و برتر است و هر چند عقیده او نسبت بامام و رهبرش سست تر باشد، فرمانبرى و گردن نهادن او در برابر آن رهبر كمتر و ضعیف تر است.
از روایات این باب بدست میآید كه در میان شیعه افرادیكه ائمه خود را بخوبى شناخته و تسلیم و منقاد محض ایشان گشته اند، وجود دارند، اما بسیار اندك و غریب وارند و نیز در این روایات ذكر لازم و اراده ملزوم است، یعنى اگر چه منطوق صریح آنها اینستكه: تسلیم امام و پیشواى خود باشید، ولى مقصود اینستكه: امام و پیشواى خود را بخوبى بشناسید تا طبعاً و ناچار تسلیمش شوید و بدانید كه آنگاهست كه ایمان شما كامل شود، نماز و روزه و حج شما سود بخشد، خدا ثواب شما را زیاد كند، رستگار شوید و، و، و،
پروردگارا بحق ائمه معصومین علیهم السلام آنها را چنانكه هستند بما معرفى كن تا چنانكه باید مطیع و تسلیمشان باشیم.

در اینكه بر مردم لازمست پس از اداى حج خدمت امام آیند و معالم دینشان را بپرسند و ولایت و دوستى خود را عرضه دارند

بَابُ أَنَّ الْوَاجِبَ عَلَى النَّاسِ بَعْدَ مَا یَقْضُونَ مَنَاسِكَهُمْ أَنْ یَأْتُوا الْإِمَامَ فَیَسْأَلُونَهُ عَنْ مَعَالِمِ دِینِهِمْ وَ یُعْلِمُونَهُمْ وَلَایَتَهُمْ وَ مَوَدَّتَهُمْ لَهُ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ نَظَرَ إِلَى النَّاسِ یَطُوفُونَ حَوْلَ الْكَعْبَةِ فَقَالَ هَكَذَا كَانُوا یَطُوفُونَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ إِنَّمَا أُمِرُوا أَنْ یَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ یَنْفِرُوا إِلَیْنَا فَیُعْلِمُونَا وَلَایَتَهُمْ وَ مَوَدَّتَهُمْ وَ یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نُصْرَتَهُمْ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْ آیَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ
اصول كافى جلد 2 صفحه 238 روایت 1
فضیل گوید: امام باقر علیه السلام بمردمیكه گرد كعبه طواف میكردند، نگاه كرد و فرمود: در زمان جاهلیت اینگونه طواف میكردند. همانا مردم دستور دارند كه گرد كعبه طواف كنند و سپس سوى ما كوچ كنند و ولایت و دوستى خود را بما اعلام دارند و یارى خود را نسبت بما عرضه كنند، سپس این آیه را قرائت فرمود: «دلهاى برخى از مردم را متوجه ما گردان 36 سوره 14».
شرح :
از این روایت فهمیده میشود كه حج كامل و درست آنست كه حاج پس از پایان مناسك و اعمال حج و در زمان ائمه علیهم السلام باید خدمت آنها رود و از حلال و حرام و اصول عقاید خود سؤال كند و تجدید عهد امر ولایت نماید وگر نه تنها بجا آوردن صورت اعمال حج بدون ولایت همان حج گزاردن مردم زمان جاهلیت است.
2- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ رَأَى النَّاسَ بِمَكَّةَ وَ مَا یَعْمَلُونَ قَالَ فَقَالَ فِعَالٌ كَفِعَالِ الْجَاهِلِیَّةِ أَمَا وَ اللَّهِ مَا أُمِرُوا بِهَذَا وَ مَا أُمِرُوا إِلَّا أَنْ یَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ فَیَمُرُّوا بِنَا فَیُخْبِرُونَا بِوَلَایَتِهِمْ وَ یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نُصْرَتَهُمْ
اصول كافى جلد 2 صفحه 239 روایت 2
امام باقر علیه السلام مردم را در مكه دید كه چه میكنند، سپس فرمود: كارهائى است مانند كارهاى جاهلیت، همانا بخدا سوگند كه چنین دستور ندارند، آنچه دستور دارند اینستكه: حج خود را انجام دهند و بنذر خود وفا كنند و نزد ما آیند و ولایت خود را بما خبر دهند و نصرت خویش را بر ما عرضه كنند.
شرح :
مقصود از نذر همان كشتن گوسفند و شتر است و یا نذریكه قبلا كرده كه فلان عبادت را در اوقات حج بجا آورم و یا نذریكه اگر حج گزاردم چنین كنم.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ جَمِیعاً عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ خَالِدِ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ سَدِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ هُوَ دَاخِلٌ وَ أَنَا خَارِجٌ وَ أَخَذَ بِیَدِی ثُمَّ اسْتَقْبَلَ الْبَیْتَ فَقَالَ یَا سَدِیرُ إِنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ یَأْتُوا هَذِهِ الْأَحْجَارَ فَیَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ یَأْتُونَا فَیُعْلِمُونَا وَلَایَتَهُمْ لَنَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى ثُمَّ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ إِلَى وَلَایَتِنَا ثُمَّ قَالَ یَا سَدِیرُ فَأُرِیكَ الصَّادِّینَ عَنْ دِینِ اللَّهِ ثُمَّ نَظَرَ إِلَى أَبِی حَنِیفَةَ وَ سُفْیَانَ الثَّوْرِیِّ فِی ذَلِكَ الزَّمَانِ وَ هُمْ حَلَقٌ فِی الْمَسْجِدِ فَقَالَ هَؤُلَاءِ الصَّادُّونَ عَنْ دِینِ اللَّهِ بِلَا هُدًى مِنَ اللَّهِ وَ لَا كِتَابٍ مُبِینٍ إِنَّ هَؤُلَاءِ الْأَخَابِثَ لَوْ جَلَسُوا فِی بُیُوتِهِمْ فَجَالَ النَّاسُ فَلَمْ یَجِدُوا أَحَداً یُخْبِرُهُمْ عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ ص حَتَّى یَأْتُونَا فَنُخْبِرَهُمْ عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ ص
اصول كافى جلد 2 صفحه 239 روایت 3
سدیر گوید: زمانیكه امام باقر علیه السلام وارد مسجدالحرام میشد و من خارج میشدم، دست مرا گرفت و رو بكعبه ایستاد و فرمود: اى سدیر! همانا مردم مأمور شدند كه نزد این سنگها (كعبه) آیند و گرد آن طواف كنند. سپس نزد ما آیند و ولایت خود را نسبت بما اعلام دارند، و همینست گفته خدا «همانا من آمرزنده ام آنكه را ایمان آورد و كار شایسته كند و سپس رهبرى شود 82 سوره 20 -» آنگاه با دست بسینه اش اشاره كرد و فرمود: بسوى ولایت ما (رهبرى شود).
سپس فرمود: اى سدیر: كسانیكه مردم را از دین خدا جلوگیر میشوند بتو مینمایم، آنگاه بابوحنیفه و سفیان ثورى كه در آنزمان جلوگیر دین خدا بودند و در مسجد حلقه زده بودند، نگریست و فرمود: اینهایند كه بدون هدایت از جانب خدا و سندى آشكار، از دین خدا جلوگیرى مى كنند، همانا این پلیدان اگر در خانه هاى خود نشینند، مردم بگردش افتند و چون كسیرا نیابند كه از خداى تبارك و تعالى و رسولش بآنها خبر دهد، نزد ما آیند، تا ما بآنها از خداى تبارك و تعالى و رسولش خبر دهم.