اصول کافی جلد دوم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

ذكر نام كسانیكه آن حضرت علیه السلام را دیده اند

بَابٌ فِی تَسْمِیَةِ مَنْ رَآهُ ع
(860) 1- مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى جَمِیعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ قَالَ اجْتَمَعْتُ أَنَا وَ الشَّیْخُ أَبُو عَمْرٍو رَحِمَهُ اللَّهُ عِنْدَ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ فَغَمَزَنِی أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ الْخَلَفِ فَقُلْتُ لَهُ یَا أَبَا عَمْرٍو إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ شَیْ ءٍ وَ مَا أَنَا بِشَاكٍّ فِیمَا أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْهُ فَإِنَّ اعْتِقَادِی وَ دِینِی أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ إِلَّا إِذَا كَانَ قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ بِأَرْبَعِینَ یَوْماً فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ رُفِعَتِ الْحُجَّةُ وَ أُغْلِقَ بَابُ التَّوْبَةِ فَلَمْ یَكُ یَنْفَعُ نَفْساً إِیمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْراً فَأُولَئِكَ أَشْرَارٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمُ الَّذِینَ تَقُومُ عَلَیْهِمُ الْقِیَامَةُ وَ لَكِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ أَزْدَادَ یَقِیناً وَ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ ع سَأَلَ رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُرِیَهُ كَیْفَ یُحْیِی الْمَوْتَى قَالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَ لَكِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی وَ قَدْ أَخْبَرَنِی أَبُو عَلِیٍّ أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ وَ قُلْتُ مَنْ أُعَامِلُ أَوْ عَمَّنْ آخُذُ وَ قَوْلَ مَنْ أَقْبَلُ فَقَالَ لَهُ الْعَمْرِیُّ ثِقَتِی فَمَا أَدَّى إِلَیْكَ عَنِّی فَعَنِّی یُؤَدِّی وَ مَا قَالَ لَكَ عَنِّی فَعَنِّی یَقُولُ فَاسْمَعْ لَهُ وَ أَطِعْ فَإِنَّهُ الثِّقَةُ الْمَأْمُونُ وَ أَخْبَرَنِی أَبُو عَلِیٍّ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا مُحَمَّدٍ ع عَنْ مِثْلِ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ الْعَمْرِیُّ وَ ابْنُهُ ثِقَتَانِ فَمَا أَدَّیَا إِلَیْكَ عَنِّی فَعَنِّی یُؤَدِّیَانِ وَ مَا قَالَا لَكَ فَعَنِّی یَقُولَانِ فَاسْمَعْ لَهُمَا وَ أَطِعْهُمَا فَإِنَّهُمَا الثِّقَتَانِ الْمَأْمُونَانِ فَهَذَا قَوْلُ إِمَامَیْنِ قَدْ مَضَیَا فِیكَ قَالَ فَخَرَّ أَبُو عَمْرٍو سَاجِداً وَ بَكَى ثُمَّ قَالَ سَلْ حَاجَتَكَ فَقُلْتُ لَهُ أَنْتَ رَأَیْتَ الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِ أَبِی مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ رَقَبَتُهُ مِثْلُ ذَا وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ فَقُلْتُ لَهُ فَبَقِیَتْ وَاحِدَةٌ فَقَالَ لِی هَاتِ قُلْتُ فَالِاسْمُ قَالَ مُحَرَّمٌ عَلَیْكُمْ أَنْ تَسْأَلُوا عَنْ ذَلِكَ وَ لَا أَقُولُ هَذَا مِنْ عِنْدِی فَلَیْسَ لِی أَنْ أُحَلِّلَ وَ لَا أُحَرِّمَ وَ لَكِنْ عَنْهُ ع فَإِنَّ الْأَمْرَ عِنْدَ السُّلْطَانِ أَنَّ أَبَا مُحَمَّدٍ مَضَى وَ لَمْ یُخَلِّفْ وَلَداً وَ قَسَّمَ مِیرَاثَهُ وَ أَخَذَهُ مَنْ لَا حَقَّ لَهُ فِیهِ وَ هُوَ ذَا عِیَالُهُ یَجُولُونَ لَیْسَ أَحَدٌ یَجْسُرُ أَنْ یَتَعَرَّفَ إِلَیْهِمْ أَوْ یُنِیلَهُمْ شَیْئاً وَ إِذَا وَقَعَ الِاسْمُ وَقَعَ الطَّلَبُ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَمْسِكُوا عَنْ ذَلِكَ
قَالَ الْكُلَیْنِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ وَ حَدَّثَنِی شَیْخٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ذَهَبَ عَنِّی اسْمُهُ أَنَّ أَبَا عَمْرٍو سَأَلَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ مِثْلِ هَذَا فَأَجَابَ بِمِثْلِ هَذَا
اصول كافى جلد 2 صفحه 120 روایة 1
حمیرى گوید: من و شیخ ابو عمرو (عثمان بن سعید عمرى نایب اول) - رحمة الله - نزد احمد ابن اسحاق گرد آمدیم، احمد بن اسحاق به من اشاره كرد كه راجع به جانشین (امام حسن عسكرى) از شیخ بپرسم، من به او گفتم، اى با عمرو! من مى خواهم از شما چیزى بپرسم كه نسبت به آن شك ندارم، زیرا اعتقاد و دین من این است كه زمین هیچگاه از حجت خالى نمى ماند، مگر چهل روز پیش از قیامت (یعنى ایامى كه مقدمات قیامت مانند خروج دابه و مانند آن به ظهور مى رسد) و چون آن روز برسد، حجت برداشته و راه توبه بسته شود آنگاه كسى كه از پیش ایمان نیاورده و یا در دوران ایمانش كار خیرى نكرده، ایمان آوردنش سودش ندهد - 158 سوره 7-» و ایشان بدترین مخلوق خداى عزوجل باشند و قیامت علیه ایشان برپا مى شود، ولى من دوست دارم كه یقینم افزوده گردد، همانا حضرت ابراهیم علیه السلام از پروردگار عزوجل درخواست كرد كه به او نشان دهد. چگونه مردگان را زنده مى كند «فرمود: مگر ایمان ندارى؟ عرض كرد: چرا ولى براى اینكه دلم مطمئن شود - 260 سوره 2-».
و ابو على احمد بن اسحاق به من خبر داد كه از حضرت هادى علیه السلام سؤال كردم، با كه معامله كنم؟ یا (پرسید احكام دینم را) از كه بدست آورم؟ و سخن كه را بپذیرم؟ به او فرمود: عمرى مورد اعتماد من است آنچه از جانب من به تو رساند: حقیقة از من است و هر چه از جانب من به تو گوید، قول منست، از او بشنو و اطاعت كن كه او مورد اعتماد و امین است. و نیز ابو على به من خبر داد كه او از حضرت امام حسن عسكرى علیه السلام همین سؤال را كرده و او فرموده است: عمرى و پسرش (محمد بن عثمان، نایب دوم) مورد اعتماد هستند، هر چه از جانب من به تو رسانند، حقیقة از جانب من رسانیده اند و هر چه به تو گویند، از من گفته اند، از آنها بشنو و اطاعت كن كه هر دو مورد اعتماد و امینند، این سخن دو امامست كه درباره شما صادر شده.
ابو عمرو به سجده افتاد و گریه كرد، آنگاه گفت: حاجتت را بپرس، گفتم: شما جانشین بعد از امام حسن عسكرى علیه السلام را دیده ئى؟ گفت: آرى به خدا، گردن او این چنین بود و با دست اشاره كرد. (به حدیث 857 رجوع شود) گفتم: یك مسأله دیگر باقى مانده، گفت: بگو، گفتم: نامش چیست؟ گفت: بر شما حرام است كه نام او را بپرسید، و من این سخن از پیش خود نمى گویم، زیرا براى من روا نیست كه چیزى را حلال یا حرام كنم، بلكه این سخن خود آن حضرت علیه السلام است، زیرا مطلب نزد سلطان (معتمد عباسى كه در 12 رجب 256 خلیفه شد) چنین وانمود شده كه امام حسن عسكرى وفات نموده و فرزندى از خود بجا نگذاشته ومیراثش قسمت شده و كسى كه حق نداشته (جعفر كذاب) آن را برده و خورده است و عیالش در به در شده اند و كسى جرأت ندارد با آنها آشنا شود یا چیزى به آنها برساند. و چون اسمش در زبانها افتاد، تعقیبش مى كنند، از خدا بپرهیزید و از این موضوع دست نگهدارید.
كلینى - رحمه الله - گوید: شیخى از اصحاب ما (شیعیان) كه نامش از یادم رفته به من گفت: ابو عمرو از احمد بن اسحاق همین پرسش را كرد و او هم همین جواب را گفت.
2- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ كَانَ أَسَنَّ شَیْخٍ مِنْ وُلْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالْعِرَاقِ فَقَالَ رَأَیْتُهُ بَیْنَ الْمَسْجِدَیْنِ وَ هُوَ غُلَامٌ ع
اصول كافى جلد 2 صفحه 122 روایة 2
2- محمد بن اسماعیل بن موسى بن جعفر كه پیر مردترین اولاد پیغمبر صلى اللّه علیه و آله در عراق بود، گفت آن حضرت را میان دو مسجد (مكه و مدینه یا مسجد كوفه و سهله یا مسجد سهله و صعصعه) دیدم و او هنوز كودكى نابالغ بود.
3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ رِزْقِ اللَّهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِی مُوسَى بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ حَمْزَةَ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَتْنِی حَكِیمَةُ ابْنَةُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ هِیَ عَمَّةُ أَبِیهِ أَنَّهَا رَأَتْهُ لَیْلَةَ مَوْلِدِهِ وَ بَعْدَ ذَلِكَ
اصول كافى جلد 2 صفحه 122 روایة 3
موسى بن محمد گوید: حكیمه دختر محمد بن على (امام جواد) علیها السلام كه عمه پدر آن حضرت است به من گفت كه خود او آن حضرت را در شب ولادتش و هم بعد از آن دیده است.
شرح :
علامه مجلسى در ص 240 مرآت العقول كیفیت ولادت آن حضرت و دیدن حكیمه آن مولود مسعود را به تفصیل بیان مى كند.
4- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمْدَانَ الْقَلَانِسِیِّ قَالَ قُلْتُ لِلْعَمْرِیِّ قَدْ مَضَى أَبُو مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ قَدْ مَضَى وَ لَكِنْ قَدْ خَلَّفَ فِیكُمْ مَنْ رَقَبَتُهُ مِثْلُ هَذَا وَ أَشَارَ بِیَدِهِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 122 روایة 4
قلانسى گوید، به عمرى گفتم: امام حسن عسكرى علیه السلام در گذشت، گفت او در گذشت، ولى در میان شما كسى را كه گردنش این چنین است جانشین گذاشت - و با دست خود اشاره كرد (به حدیث 857 رجوع شود)
5- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ فَتْحٍ مَوْلَى الزُّرَارِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَلِیِّ بْنَ مُطَهَّرٍ یَذْكُرُ أَنَّهُ قَدْ رَآهُ وَ وَصَفَ لَهُ قَدَّهُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 122 روایة 5
فتح گوید: از ابا على بن مطهر شنیدم نقل مى كرد كه خود او آن حضرت را دیده و قامتش را براى او وصف كرده است.
(865)6- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ شَاذَانَ بْنِ نُعَیْمٍ عَنْ خَادِمٍ لِإِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدَةَ النَّیْسَابُورِیِّ أَنَّهَا قَالَتْ كُنْتُ وَاقِفَةً مَعَ إِبْرَاهِیمَ عَلَى الصَّفَا فَجَاءَ ع حَتَّى وَقَفَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَ قَبَضَ عَلَى كِتَابِ مَنَاسِكِهِ وَ حَدَّثَهُ بِأَشْیَاءَ
اصول كافى جلد 2 صفحه 123 روایة 6
كنیز ابراهیم بن عبده نیشابورى گوید: من با ابراهیم روى كوه صفا ایستاده بودم، آن حضرت علیه السلام آمد و بالاى سر ابراهیم ایستاد و كتاب مناسكش را بدست گرفت و با او مطالبى گفت.
7- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَالِحٍ أَنَّهُ رَآهُ عِنْدَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ النَّاسُ یَتَجَاذَبُونَ عَلَیْهِ وَ هُوَ یَقُولُ مَا بِهَذَا أُمِرُوا
اصول كافى جلد 2 صفحه 123 روایة 7
عبدالله بن صالح گوید كه خود او آن حضرت را نزد حجر الاسود دید و مردم (براى بوسیدن حجر) نزاع و كشمكش داشتند، و آن حضرت مى فرمود: به این موضع مأمور نشده اند (بلكه اگر بوسیدن بدون مزاحمت ممكن شد باید ببوسند، وگرنه به اشاره با دست اكتفا كنند).
8- عَلِیٌّ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ أَبِیهِ أَنَّهُ قَالَ رَأَیْتُهُ ع بَعْدَ مُضِیِّ أَبِی مُحَمَّدٍ حِینَ أَیْفَعَ وَ قَبَّلْتُ یَدَیْهِ وَ رَأْسَهُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 123 روایة 8
احمد بن ابراهیم بن ادریس گوید: پدرم مى گفت: من آن حضرت را بعد از وفات امام حسن عسكرى علیه السلام در سن نزدیك بلوغ دیدم و دست و سرش را بوسیدم.
9- عَلِیٌّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَالِحٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنِ الْقَنْبَرِیِّ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ قَنْبَرٍ الْكَبِیرِ مَوْلَى أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ جَرَى حَدِیثُ جَعْفَرِ بْنِ عَلِیٍّ فَذَمَّهُ فَقُلْتُ لَهُ فَلَیْسَ غَیْرُهُ فَهَلْ رَأَیْتَهُ فَقَالَ لَمْ أَرَهُ وَ لَكِنْ رَآهُ غَیْرِی قُلْتُ وَ مَنْ رَآهُ قَالَ قَدْ رَآهُ جَعْفَرٌ مَرَّتَیْنِ وَ لَهُ حَدِیثٌ
اصول كافى جلد 2 صفحه 123 روایة 9
احمد بن نضر گوید: نزد قنبرى خادم حضرت رضا علیه السلام كه از اولاد قنبر بزرگ (غلام امیرالمؤمنین علیه السلام) است، سخن از جعفر بن على (جعفر كذاب) به میان آمد، او وى را نكوهش كرد، من گفتم غیر او كسى از نسل امام نیست، مگر تو كسى را دیده ئى؟! گفت: من ندیده ام ولى غیر من دیده است، گفتم: كه او را دیده است؟ گفت: جعفر دو مرتبه او را دیده و او را داستانى است.
شرح :
آن داستان اینست كه: قنبرى گوید، هنگامیكه جعفر كذاب براى گرفتن میراث امام عسكرى علیه السلام نزاع و جدال مى كرد، امام عصر - عج - از جاى نامعلومى ظاهر شد و فرمود: اى جعفر! چرا متعرض حقوق من مى شوى؟ او متحیر و مبهوت گشت و آن حضرت هم غایب شد. سپس جعفر هر چند میان مردم گشت او را ندید و بار دیگر چون جده آن حضرت، مادر امام حسن عسكرى وفات كرد، خودش دستور داده بود كه او را در همانخانه دفن كنند، ولى جعفر با ایشان ستیزه مى كرد و مى گفت؟ این خانه منست و نباید دیگرى در آن دفن شود، ناگاه حضرت ظاهر شد و به او فرمود: اى جعفر: این خانه از تو است؟! سپس غایب شد و دیگر او را ندیدند - مرآت ص 241-.
10- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْوَجْنَانِیِّ أَنَّهُ أَخْبَرَنِی عَمَّنْ رَآهُ أَنَّهُ خَرَجَ مِنَ الدَّارِ قَبْلَ الْحَادِثِ بِعَشَرَةِ أَیَّامٍ وَ هُوَ یَقُولُ اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهَا مِنْ أَحَبِّ الْبِقَاعِ لَوْ لَا الطَّرْدُ أَوْ كَلَامٌ هَذَا نَحْوُهُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 124 روایة 10
ابى محمد وجنانى گوید: كسى كه آن حضرت را دیده بود به من خبر داد كه آن حضرت ده روز پیش از حادثه (وفات امام یازدهم علیه السلام) از خانه بیرون آمد مى فرمود: بار خدایا تو میدانى كه اینجا (سامره كه وطن پدر و جد من است) دوست ترین بلاد است نزد من، اگر مرا نمى راندند - یا سخنى به این مضمون -.
(870) 11- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ قَیْسٍ عَنْ بَعْضِ جَلَاوِزَةِ السَّوَادِ قَالَ شَاهَدْتُ سِیمَاءَ آنِفاً بِسُرَّ مَنْ رَأَى وَ قَدْ كَسَرَ بَابَ الدَّارِ فَخَرَجَ عَلَیْهِ وَ بِیَدِهِ طَبَرْزِینٌ فَقَالَ لَهُ مَا تَصْنَعُ فِی دَارِی فَقَالَ سِیمَاءُ إِنَّ جَعْفَراً زَعَمَ أَنَّ أَبَاكَ مَضَى وَ لَا وَلَدَ لَهُ فَإِنْ كَانَتْ دَارَكَ فَقَدِ انْصَرَفْتُ عَنْكَ فَخَرَجَ عَنِ الدَّارِ قَالَ عَلِیُّ بْنُ قَیْسٍ فَخَرَجَ عَلَیْنَا خَادِمٌ مِنْ خَدَمِ الدَّارِ فَسَأَلْتُهُ عَنْ هَذَا الْخَبَرِ فَقَالَ لِی مَنْ حَدَّثَكَ بِهَذَا فَقُلْتُ لَهُ حَدَّثَنِی بَعْضُ جَلَاوِزَةِ السَّوَادِ فَقَالَ لِی لَا یَكَادُ یَخْفَى عَلَى النَّاسِ شَیْ ءٌ
اصول كافى جلد 2 صفحه 124 روایة 11
على بن قیس از قول یكى از پاسبانهاى عراق نقل مى كند كه به همین تازگى (بعد از وفات امام عسكرى علیه السلام) سیماء را در سامرا دیدم كه در خانه امام عسكرى علیه السلام را شكسته بود، امام دوازدهم علیه السلام با طبرزینى كه در دست داشت، جلو او در آمد و فرمود: در خانه من چه مى كنى؟ سیماء گفت: جعفر عقیده دارد كه پدر شما مرده و فرزند ندارد، اگر خانه شماست، من بر مى گردم و سپس از خانه بیرون رفت.
على بن قیس گوید: سپس یكى از خادمان خانه بیرون آمد و من راجع به این خبر از او پرسیدم، به من گفت: كى به تو این خبر را گفته است؟ گفتم: یكى از پاسبانهاى عراق، گفت: چیزى از مردم پنهان نمى ماند.
شرح :
سیماء نام مأمور خلیفه بوده است كه براى تحقیق از حال فرزند امام عسكرى علیه السلام یا براى ضبط اموال آن حضرت براى جعفر فرستاده شده بود، و ممكنست از طرف خود جعفر مأمور شده باشد.
12- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكُوفِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمَكْفُوفِ عَنْ عَمْرٍو الْأَهْوَازِیِّ قَالَ أَرَانِیهِ أَبُو مُحَمَّدٍ ع وَ قَالَ هَذَا صَاحِبُكُمْ
اصول كافى جلد 2 صفحه 124 روایة 12
عمرو اهوازى گوید: امام حسن عسكرى علیه السلام آن حضرت را به من نشان داد و فرمود: این است صاحب شما.
13- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ النَّیْسَابُورِیِّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِی نَصْرٍ ظَرِیفٍ الْخَادِمِ أَنَّهُ رَآهُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 125 روایة 13
ابراهیم بن محمد بن عبدالله بن موسى بن جعفر، از ظریف خادم نقل مى كند كه او آن حضرت را دیده است.
14- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ ابْنَیْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ أَنَّهُمَا حَدَّثَاهُ فِی سَنَةِ تِسْعٍ وَ سَبْعِینَ وَ مِائَتَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْعَبْدِیِّ عَنْ ضَوْءِ بْنِ عَلِیٍّ الْعِجْلِیِّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ فَارِسَ سَمَّاهُ أَنَّ أَبَا مُحَمَّدٍ أَرَاهُ إِیَّاهُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 125 روایة 14
ضوء بن على عجلى از قول مردى از اهل فارس كه نامش را برده نقل مى كند كه امام عسكرى علیه السلام آن حضرت را به او نشان داده است.
15- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی أَحْمَدَ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ بَعْضِ أَهْلِ الْمَدَائِنِ قَالَ كُنْتُ حَاجّاً مَعَ رَفِیقٍ لِی فَوَافَیْنَا إِلَى الْمَوْقِفِ فَإِذَا شَابٌّ قَاعِدٌ عَلَیْهِ إِزَارٌ وَ رِدَاءٌ وَ فِی رِجْلَیْهِ نَعْلٌ صَفْرَاءُ قَوَّمْتُ الْإِزَارَ وَ الرِّدَاءَ بِمِائَةٍ وَ خَمْسِینَ دِینَاراً وَ لَیْسَ عَلَیْهِ أَثَرُ السَّفَرِ فَدَنَا مِنَّا سَائِلٌ فَرَدَدْنَاهُ فَدَنَا مِنَ الشَّابِّ فَسَأَلَهُ فَحَمَلَ شَیْئاً مِنَ الْأَرْضِ وَ نَاوَلَهُ فَدَعَا لَهُ السَّائِلُ وَ اجْتَهَدَ فِی الدُّعَاءِ وَ أَطَالَ فَقَامَ الشَّابُّ وَ غَابَ عَنَّا فَدَنَوْنَا مِنَ السَّائِلِ فَقُلْنَا لَهُ وَیْحَكَ مَا أَعْطَاكَ فَأَرَانَا حَصَاةَ ذَهَبٍ مُضَرَّسَةً قَدَّرْنَاهَا عِشْرِینَ مِثْقَالًا فَقُلْتُ لِصَاحِبِی مَوْلَانَا عِنْدَنَا وَ نَحْنُ لَا نَدْرِی ثُمَّ ذَهَبْنَا فِی طَلَبِهِ فَدُرْنَا الْمَوْقِفَ كُلَّهُ فَلَمْ نَقْدِرْ عَلَیْهِ فَسَأَلْنَا كُلَّ مَنْ كَانَ حَوْلَهُ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ وَ الْمَدِینَةِ فَقَالُوا شَابٌّ عَلَوِیٌّ یَحُجُّ فِی كُلِّ سَنَةٍ مَاشِیاً
اصول كافى جلد 2 صفحه 125 روایة 15
شخصى از اهل مدائن گوید: من با رفیقم به حج رفته بودیم، چون به موقف عرفات رسیدیم، جوانى را دیدیم نشسته و لنگ و روپوشى در بر كرده و نعلین زردى در پا دارد، لنگ و روپوش او بنظر من صد و پنجاه دینار ارزش داشت، و علامت و اثر سفر در او نبود، گدائى نزد ما آمد، او را رد كردیم، سپس نزد آن جوان رفت و سؤال كرد، جوان چیزى از زمین بر داشت و به او داد، گدا او را دعا كرد و زیاد و جدى هم دعا كرد، سپس جوان برخاست و از نظر ما پنهان شد ما نزد آن سائل رفتیم و به او گفتیم عجبا!! به تو چه عطا كرد؟ او به ما ریگ طلاى دندانه دارى نشان داد كه قریب 20 مثقال بود من به رفیقم گفتم: مولاى ما نزد بوده و ما ندانستیم و آنگاه به جستجویش برخاستیم و تمام موقف را گردش كردیم و او را به دست نیاوردیم سپس از جمعیتى كه اطرافش بودند از اهل مكه و مدینه راجع به او پرسیدیم گفتند: جوانى است علوى كه هر سال پیاده به حج مى آید.
شرح :
از ظهور معجزه به دست آن حضرت كه سنگ را طلا كرد فهمیدند كه او امام عصر (عج) است ولى پیداست كه دلالت این روایت بر دیدن آن حضرت از روایات سابق كمتر و خفى تر است و چنانچه در مقدمه جلد اول گفتیم روش مرحوم كلینى این است كه در هر بابى روایات روشن تر و واضحتر را جلوتر ذكر مى كند و هر چه دلالت خفى تر باشد، آنرا دنبال تر مى آورد.

(نهى از نام بردن آن حضرت)

بَابٌ فِی النَّهْیِ عَنِ الِاسْمِ
(875) 1- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِیِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْعَسْكَرِیَّ ع یَقُولُ الْخَلَفُ مِنْ بَعْدِی الْحَسَنُ فَكَیْفَ لَكُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الْخَلَفِ فَقُلْتُ وَ لِمَ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاكَ قَالَ إِنَّكُمْ لَا تَرَوْنَ شَخْصَهُ وَ لَا یَحِلُّ لَكُمْ ذِكْرُهُ بِاسْمِهِ فَقُلْتُ فَكَیْفَ نَذْكُرُهُ فَقَالَ قُولُوا الْحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ سَلَامُهُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 126 روایة 1
داود بن قاسم جعفرى گوید: شنیدم حضرت ابوالحسن عسكرى (امام هادى) علیه السلام مى فرمود: جانشین پس از من حسن است، حال شما چگونه خواهد بود، نسبت به جانشین بعد از آن جانشین؟ عرض كردم: براى چه، خدایم قربانت كند؟ فرمود: زیرا شما خود او را نمى بینید و براى شما روانیست كه او را بنامش یاد كنید، عرض كردم: پس چگونه یادش كنیم؟ فرمود: بگوئید حجت از آل محمد صلوات الله علیه و سلامه (بشماره 853 رجوع شود).
2- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّالِحِیِّ قَالَ سَأَلَنِی أَصْحَابُنَا بَعْدَ مُضِیِّ أَبِی مُحَمَّدٍ ع أَنْ أَسْأَلَ عَنِ الِاسْمِ وَ الْمَكَانِ فَخَرَجَ الْجَوَابُ إِنْ دَلَلْتُهُمْ عَلَى الِاسْمِ أَذَاعُوهُ وَ إِنْ عَرَفُوا الْمَكَانَ دَلُّوا عَلَیْهِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 126 روایة 2
ابو عبدالله صالحى گوید: یكى از اصحاب ما (شیعیان) بعد از وفات ابومحمد (امام حسن عسكرى) علیه السلام از من خواست كه راجع به اسم و مكان آن حضرت بپرسم، جواب آمد كه: اگر اسم را به آنها بگوئى، فاش مى كنند، و اگر مكان را بدانند، نشان مى دهند.
شرح :
ابو عبدالله صالحى از جمله نواب اربعه معروف نیست، پس ممكن است كه سؤال او بتوسط یكى از نواب اربعه بوده و یا خود او هم سفارت و نیابتى داشته است.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع یَقُولُ وَ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ لَا یُرَى جِسْمُهُ وَ لَا یُسَمَّى اسْمُهُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 126 روایة 3
ریان بن صلت گوید: از حضرت رضا علیه السلام شنیدم كه چون راجع به قائم سؤال شد، فرمود: شخصش دیده نشود و نامش برده نشود.
4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ لَا یُسَمِّیهِ بِاسْمِهِ إِلَّا كَافِرٌ
اصول كافى جلد 2 صفحه 127 روایة 4
امام صادق علیه السلام فرمود: نام صاحب الامر را جز كافر نبرد.
شرح :
از علتى كه در روایت دوم ذكر شد، پیداست كه نهى از بردن نام آن حضرت مخصوص به زمان غیبت صغرى بوده و براى این است كه نامش در افواه نباشد و دشمنان در جستجوى او بر نیایند ولى علامه مجلسى (ره) اخبار دیگرى هم نقل مى كند كه تا زمانیكه ظهور نكند و زمین را پر از عدل و داد نفرماید، ذكر نامش روا نیست و خود مجلسى در ص 240 مرآت مى گوید: و لاریب ان الا حوط ترك التسمیة مطلقا «شكى نیست كه احتیاط اینست كه تا آن حضرت غایب است نامش را نبرند» (ولى به نظر ما جز تعبد دلیل محكمى بر این قول نمى توان یافت، زیرا نامیدن آن حضرت را به ألقابى مانند، حجت، ولى عصر، امام زمان و ده ها لقبى كه در دعاى ندبه و امثال آن وارد شده مانعى ندارد و از نظر استدلال فرقى میان این القاب و كلمه «م ح م د» دیده نمى شود و نامیدن پدر آن حضرت را به كنیه «ابو محمد» در این روایات ذكر شده بود و نیز از لحاظ علتى كه در روایت دوم ذكر شد، فرقى میان القاب و نام نیست بلكه آن القاب بیشتر دشمنان را تحریك مى كند و به فكر جستجو مى اندازد).

باب نادریست درباره غیبت

بَابٌ نَادِرٌ فِی حَالِ الْغَیْبَةِ
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ أَقْرَبُ مَا یَكُونُ الْعِبَادُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ أَرْضَى مَا یَكُونُ عَنْهُمْ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَ لَمْ یَعْلَمُوا مَكَانَهُ وَ هُمْ فِی ذَلِكَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ لَا مِیثَاقُهُ فَعِنْدَهَا فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً فَإِنَّ أَشَدَّ مَا یَكُونُ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّتَهُ وَ لَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِیَاءَهُ لَا یَرْتَابُونَ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ یَرْتَابُونَ مَا غَیَّبَ حُجَّتَهُ عَنْهُمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ وَ لَا یَكُونُ ذَلِكَ إِلَّا عَلَى رَأْسِ شِرَارِ النَّاسِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 127 روایة 1
امام صادق علیه السلام فرمود: زمانیكه بندگان به خداى - جل ذكره- نزدیكترند و خدا از ایشان بیشتر راضى است، زمانیست كه حجت خداى – جل و عز- از میان آنها مفقود شود و آشكار نگردد و جاى او را هم ندانند و از طرفى هم بدانند كه حجت و میثاق خداى -جل ذكره - باطل نگشته و از میان نرفته است (فضیلت این زمان براى بندگان، از این جهت است كه شخص امام و معجزات او را به چشم نمى بینند و تنها از روى تفكر و تامل در آثار و براهین به وجود او معتقد مى شوند و شبهات و وساس شیاطین جن و انس هم در آن زمان بسیار است) در آن حال در هر صبح و هر شام به انتظار فرج باشید (و با این عمل غم و اندوه را از خود بزدائید و چون وقت ظهور معلوم نیست. همیشه احتمال آن مى رود، و امید و نشاط شما را زنده نگه مى دارد، از رحمت خدا مأیوس نباشد) زیرا سخت ترین موقع خشم خدا بر دشمنانش زمانى است كه، حجت او از میان بندگانش مفقود باشد و آشكار نشود، و خدا مى داند كه اولیائش (در زمان غیبت امام هم) شك نمى كنند و اگر میدانست شك مى كنند، چشم به هم زدنى حجت خود را از ایشان نهان نمى داشت، و ظهور امام جز بر سر بدترین مردم نباشد (یعنى براى از بین بردن آنها و جایگزینى عدل و داد است. یا آنكه غضب خدا در زمان غیبت مخصوص مردم بداست ولى نسبت به مؤمنین رحمت و ثواب است).
(880)2- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مِرْدَاسٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى وَ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَیُّمَا أَفْضَلُ الْعِبَادَةُ فِی السِّرِّ مَعَ الْإِمَامِ مِنْكُمُ الْمُسْتَتِرِ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ أَوِ الْعِبَادَةُ فِی ظُهُورِ الْحَقِّ وَ دَوْلَتِهِ مَعَ الْإِمَامِ مِنْكُمُ الظَّاهِرِ فَقَالَ یَا عَمَّارُ الصَّدَقَةُ فِی السِّرِّ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّدَقَةِ فِی الْعَلَانِیَةِ وَ كَذَلِكَ وَ اللَّهِ عِبَادَتُكُمْ فِی السِّرِّ مَعَ إِمَامِكُمُ الْمُسْتَتِرِ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ وَ تَخَوُّفُكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ وَ حَالِ الْهُدْنَةِ أَفْضَلُ مِمَّنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذِكْرُهُ فِی ظُهُورِ الْحَقِّ مَعَ إِمَامِ الْحَقِّ الظَّاهِرِ فِی دَوْلَةِ الْحَقِّ وَ لَیْسَتِ الْعِبَادَةُ مَعَ الْخَوْفِ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ مِثْلَ الْعِبَادَةِ وَ الْأَمْنِ فِی دَوْلَةِ الْحَقِّ وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَنْ صَلَّى مِنْكُمُ الْیَوْمَ صَلَاةً فَرِیضَةً فِی جَمَاعَةٍ مُسْتَتِرٍ بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ فِی وَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ خَمْسِینَ صَلَاةً فَرِیضَةً فِی جَمَاعَةٍ وَ مَنْ صَلَّى مِنْكُمْ صَلَاةً فَرِیضَةً وَحْدَهُ مُسْتَتِراً بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ فِی وَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا لَهُ خَمْساً وَ عِشْرِینَ صَلَاةً فَرِیضَةً وَحْدَانِیَّةً وَ مَنْ صَلَّى مِنْكُمْ صَلَاةً نَافِلَةً لِوَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِهَا عَشْرَ صَلَوَاتٍ نَوَافِلَ وَ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ حَسَنَةً كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِهَا عِشْرِینَ حَسَنَةً وَ یُضَاعِفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَسَنَاتِ الْمُؤْمِنِ مِنْكُمْ إِذَا أَحْسَنَ أَعْمَالَهُ وَ دَانَ بِالتَّقِیَّةِ عَلَى دِینِهِ وَ إِمَامِهِ وَ نَفْسِهِ وَ أَمْسَكَ مِنْ لِسَانِهِ أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ كَرِیمٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ وَ اللَّهِ رَغَّبْتَنِی فِی الْعَمَلِ وَ حَثَثْتَنِی عَلَیْهِ وَ لَكِنْ أُحِبُّ أَنْ أَعْلَمَ كَیْفَ صِرْنَا نَحْنُ الْیَوْمَ أَفْضَلَ أَعْمَالًا مِنْ أَصْحَابِ الْإِمَامِ الظَّاهِرِ مِنْكُمْ فِی دَوْلَةِ الْحَقِّ وَ نَحْنُ عَلَى دِینٍ وَاحِدٍ فَقَالَ إِنَّكُمْ سَبَقْتُمُوهُمْ إِلَى الدُّخُولِ فِی دِینِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ إِلَى كُلِّ خَیْرٍ وَ فِقْهٍ وَ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ سِرّاً مِنْ عَدُوِّكُمْ مَعَ إِمَامِكُمُ الْمُسْتَتِرِ مُطِیعِینَ لَهُ صَابِرِینَ مَعَهُ مُنْتَظِرِینَ لِدَوْلَةِ الْحَقِّ خَائِفِینَ عَلَى إِمَامِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ مِنَ الْمُلُوكِ الظَّلَمَةِ تَنْتَظِرُونَ إِلَى حَقِّ إِمَامِكُمْ وَ حُقُوقِكُمْ فِی أَیْدِی الظَّلَمَةِ قَدْ مَنَعُوكُمْ ذَلِكَ وَ اضْطَرُّوكُمْ إِلَى حَرْثِ الدُّنْیَا وَ طَلَبِ الْمَعَاشِ مَعَ الصَّبْرِ عَلَى دِینِكُمْ وَ عِبَادَتِكُمْ وَ طَاعَةِ إِمَامِكُمْ وَ الْخَوْفِ مَعَ عَدُوِّكُمْ فَبِذَلِكَ ضَاعَفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَكُمُ الْأَعْمَالَ فَهَنِیئاً لَكُمْ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا تَرَى إِذاً أَنْ نَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ وَ یَظْهَرَ الْحَقُّ وَ نَحْنُ الْیَوْمَ فِی إِمَامَتِكَ وَ طَاعَتِكَ أَفْضَلُ أَعْمَالًا مِنْ أَصْحَابِ دَوْلَةِ الْحَقِّ وَ الْعَدْلِ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ أَ مَا تُحِبُّونَ أَنْ یُظْهِرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْحَقَّ وَ الْعَدْلَ فِی الْبِلَادِ وَ یَجْمَعَ اللَّهُ الْكَلِمَةَ وَ یُؤَلِّفَ اللَّهُ بَیْنَ قُلُوبٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی أَرْضِهِ وَ تُقَامَ حُدُودُهُ فِی خَلْقِهِ وَ یَرُدَّ اللَّهُ الْحَقَّ إِلَى أَهْلِهِ فَیَظْهَرَ حَتَّى لَا یُسْتَخْفَى بِشَیْ ءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ أَمَا وَ اللَّهِ یَا عَمَّارُ لَا یَمُوتُ مِنْكُمْ مَیِّتٌ عَلَى الْحَالِ الَّتِی أَنْتُمْ عَلَیْهَا إِلَّا كَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ كَثِیرٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ فَأَبْشِرُوا
اصول كافى جلد 2 صفحه 128 روایة 2
عمار ساباطى گوید: بامام صادق علیه السلام عرضكردم: كدامیك از ایندو بهتر است؟: عبادت پنهانى با امام پنهان از شما خانواده در زمان دولت باطل یا عبادت در زمان ظهور و دولت حق با امام آشكار از شما؟ فرمود: اى عمار! بخدا كه صدقه دادن پنهانی از صدقه دادن آشكارا بهتر است، و همچنین بخدا عبادت شما در پنهانى با امام پنهانتان در زمان دولت باطل و ترس شما از دشمن و در حال صلح با دشمن (و تقیه از او مانند دوران ائمه بعد از امام حسین علیهم السلام) بهتر است از كسیكه عبادت كند خداى - عزوجل ذكره - را در زمان ظهور حق با امام بر حق آشكار و در زمان دولت حق. عبادت با ترس و در زمان دولت باطل مانند عبادت در زمان امنیت و دولت حق نیست (مانند زمان پیغمبر و زمان ظهور امام عصر صلى اللّه علیه و آله زیرا عبادت پنهانى علاوه بر مشقت و صعوبتش از ریا و سمعه دورتر و باخلاص و تقرب نزدیكتر است).
و بدانید هر كس از شما كه در این زمان نماز واجبشرا در وقتش بجماعت گزارد و از دشمنش پنهان كند و آنرا تمام و كامل بجا آورد، خدا براى او ثواب پنجاه نماز واجب بجماعت گزارده بنویسد و كسیكه از شما نماز واجبشرا فرادى و در وقتش بخواند و درست و كامل بجا آورد، و از دشمنش پنهان كند، خداى عزوجل ثواب بیست و پنج نماز واجب فرادى برایش بنویسد، و هر كس از شما كه یك نماز نافله را در وقتش بخواند و كامل ادا كند، خدا براى او ثواب ده نماز نافله نویسد. و آنكه از شما كار نیكى انجام دهد، خداى عزوجل براى او بجاى آن بیست حسنه نویسد و حسنات مؤمن از شما را خداى عزوجل چند برابر كند، اگر حسن عمل داشته باشد و نسبت بدین و امام و جان خود بتقیه معتقد باشد و زبان خود را نگه دارد، همانا خداى عزوجل كریمست.
من عرضكردم قربانت گردم، به خدا كه شما مرا بعمل تشویق فرمودى و برانگیختى، ولى من دوست دارم بدانم دلیلش چیست كه اعمال ما از اعمال اصحاب امامیكه آشكار باشد، در زمان دولت حق بهتر است، با وجود اینكه همه یك دین داریم؟ فرمود: زیرا شما در وارد شدن بدین خداى عزوجل و انجام دادن نماز و روزه و حج و هر كار خیر و دانشى بر ایشان سبقت دارید، و نیز نسبت بعبادت خداى - عز ذكره - در پنهانى از دشمن با امام پنهان سبقت دارید، در حالیكه مطیع او هستید و مثل او صبر مى كنید، و در انتظار دولت حق مى باشید، و درباره امام و جان خود از سلاطین ستمگر ترس دارید، حق امام (چون منصب امامت و خمس) و حقوق خود را (مانند زكوة و خراج) در دست ستمگران مى بینید كه از شما باز مى گیرند و شما را بكسب و زراعت در دنیا و طلب روزى ناچار مى كنند، علاوه بر موضوع صبر شما نسبت بدین و عبادتتان و اطاعت از امام و ترس از دشمنتان، بدینجهاتست كه خداى عزوجل ثواب اعمال شما را چند برابر فرموده است، گوارا باد بر شما.
عرضكردم: قربانت گردم، پس در صورتیكه ما در زمان امامت شما و فرمانبردارى از شما نیكوكارتر و با ثواب بیشتر از اصحاب دولت حق و عدالت باشیم، شما عقیده ندارید (آرزو نكنیم) كه ما از اصحاب حضرت قائم باشیم و حق ظاهر شود؟ فرمود: سبحان اللّه!! شما دوست ندارید كه خداى - تبارك و تعالى - حق و عدالت را در بلاد ظاهر كند؟ و وحدت كلمه پدید آورد؟ و میان دلهاى پراكنده الفت دهد؟ و مردم خدا را در روى زمینش نافرمانى نكنند؟ و حدود خدا در میان خلقش اجرا شود و خدا حق را باهلش برگرداند تا حق آشكار شود و از ترس هیچیك از مردم حق پوشیده نگردد، (اینها نتایجى است بسیار بزرگ و سودمند براى همگان كه از ظهور امام زمان و برقرارى دولت حق بدست مى آید و چگونه مى شود كه مسلمان این آرزو را نداشته باشد) هان بخدا، اى عمار! هر كدام از شما (شیعیان) بر این حالیكه اكنون دارید (عبادت با خوف و تقیه) بمیرد از بسیارى از شهداء بدر و احد بهتر و برتر است، پس مژده باد شما را (از بسیارى از شهدا فرمود، تا مانند حمزه سیدالشهدا را خارج كند)
3- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أُسَامَةَ عَنْ هِشَامٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ قَالَ حَدَّثَنِی الثِّقَةُ مِنْ أَصْحَابِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّهُمْ سَمِعُوا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع یَقُولُ فِی خُطْبَةٍ لَهُ اللَّهُمَّ وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ أَنَّ الْعِلْمَ لَا یَأْرِزُ كُلُّهُ وَ لَا یَنْقَطِعُ مَوَادُّهُ وَ أَنَّكَ لَا تُخْلِی أَرْضَكَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ لَیْسَ بِالْمُطَاعِ أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ كَیْلَا تَبْطُلَ حُجَجُكَ وَ لَا یَضِلَّ أَوْلِیَاؤُكَ بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَهُمْ بَلْ أَیْنَ هُمْ وَ كَمْ أُولَئِكَ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ قَدْراً الْمُتَّبِعُونَ لِقَادَةِ الدِّینِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِینَ الَّذِینَ یَتَأَدَّبُونَ بِ آدَابِهِمْ وَ یَنْهَجُونَ نَهْجَهُمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ یَهْجُمُ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِیقَةِ الْإِیمَانِ فَتَسْتَجِیبُ أَرْوَاحُهُمْ لِقَادَةِ الْعِلْمِ وَ یَسْتَلِینُونَ مِنْ حَدِیثِهِمْ مَا اسْتَوْعَرَ عَلَى غَیْرِهِمْ وَ یَأْنَسُونَ بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْمُكَذِّبُونَ وَ أَبَاهُ الْمُسْرِفُونَ أُولَئِكَ أَتْبَاعُ الْعُلَمَاءِ صَحِبُوا أَهْلَ الدُّنْیَا بِطَاعَةِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ أَوْلِیَائِهِ وَ دَانُوا بِالتَّقِیَّةِ عَنْ دِینِهِمْ وَ الْخَوْفِ مِنْ عَدُوِّهِمْ فَأَرْوَاحُهُمْ مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى فَعُلَمَاؤُهُمْ وَ أَتْبَاعُهُمْ خُرْسٌ صُمْتٌ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ مُنْتَظِرُونَ لِدَوْلَةِ الْحَقِّ وَ سَیُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَ یَمْحَقُ الْبَاطِلَ هَا هَا طُوبَى لَهُمْ عَلَى صَبْرِهِمْ عَلَى دِینِهِمْ فِی حَالِ هُدْنَتِهِمْ وَ یَا شَوْقَاهْ إِلَى رُؤْیَتِهِمْ فِی حَالِ ظُهُورِ دَوْلَتِهِمْ وَ سَیَجْمَعُنَا اللَّهُ وَ إِیَّاهُمْ فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أَزْوَاجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ
اصول كافى جلد 2 صفحه 130 روایة 3
ابى اسحاق گوید: جمعى از موثقین اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام نقل كردند كه شنیدیم امیرالمؤمنین علیه السلام در یكى از خطبه هایش چنین مى فرمود: بار خدایا من میدانم كه بساط علم و دانش برچیده نمیشود و مایه هایش از میان نمیرود (یعنى هیچگاه روى زمین را كفر و ضلالت محض فرا نمیگیرد و همیشه كم و بیش آثارى از توحید و هدایت یافت میشود) و میدانم كه تو روى زمینت را از حجتى بر خلق خالى نسازى كه او یا آشكار باشد و فرمانش نبرند (مانند امیرالمؤمنین و امام حسن علیه السلام در دوران خلافت خود) و یا ترسان و پنهان (مانند امام زمان علیه السلام) تا حجت تو باطل نگردد (و مردم بر تو حجت نداشته باشند) و دوستانت بعد از آنكه هدایتشان فرمودى گمراه نشوند، ولى آنها كجایند و چقدر؟ ایشان از لحاظ شماره بسیار اندك و از لحاظ ارزش نزد خداى - جل ذكره - بسیار بزرگند، ایشان پیرو پیشوایان دین و امامان رهبرند. همان امامانى كه به آدابشان پرورش یافته و براه آنها رفته اند.
اینجاست كه علم و دانش ایشانرا بحقیقت ایمان آگاه ساخته و روحشان نداى پیشوایان دانش را لبیك گوید و همان احادیثى كه بر دیگران مشكل آید براى ایشان دلنشین باشد و بآنچه تكذیب كنندگان، از آن وحشت دارند و متجاوزان سرباز میزنند انس و الفت دارند. آنها پیرو دانشمندانند، براى اطاعت خداى تبارك و اولیائش با اهل دنیا معاشرت كنند و نسبت بدین و براى ترس از دشمن خویش تقیه را آئین خود سازند، روحهاى ایشان بمقام بالا مربوط است و دانشمندان و پیروانشان در زمان دولت باطل لال و خاموشند و همیشه بانتظار دولت حق نشسته اند، خدا هم با كلمات خود (ائمه یا آیات قرآن و یا تقدیر خود) حق را ثابت كند و باطل را از میان ببرد.
هاى: هاى، خوشا بحالشان كه در زمان صلح و آرامش بر دینشان شكیبائى ورزیدند، هان از اشتیاق بدیدارشان در زمان ظهور دولتشان، خدا ما و ایشان و پدران و همسران و فرزندان نیكوكارشان را در بهشت برین جمع خواهد كرد.
شرح :
از جمله اول خطبه شریفه پیداست كه خداى قادر و مهربان هیچگاه روى زمین را از وجود حجت و رهبر آثار علم و هدایت خالى نمیگذارد، منتهى علم و هدایت شدت و ضعف دارد و امام و رهبر ظاهر و غایب میشود، مخالفین شیعه میگویند، امام غائب كه ممكن نباشد از او اخذ مسائل دینى كرد، چه ثمرى دارد ولى جوابش اینستكه: همان اعتقاد بوجود امام و حجت خدا امریست مطلوب و ركنى از اركان دین است، مانند اشخاصى كه در زمان پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله بودند و آنحضرت را ندیدند ولى بوجودش اعتقاد داشتند مانند نجاشى و اویس قرنى از اینجاست كه پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله در حدیثى كه مورد اتفاق شیعه و سنى است فرموده است: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة «كسى كه بمیرد و امام زمانش را نشناسد،، مرگش مرگ جاهلیت است» شیعه میگوید، مراد بامام زمان در این دوران، حجة بن الحسن حضرت مهدى علیه السلام است، عامه میگویند: مراد بامام زمان هر سلطان و زمامداریست كه بر مردم حكومت كند، چه عادل باشد یا فاسق ولى سخافت و زشتى سخن ایشان بر هیچ خردمندى پوشیده نیست، زیرا شناختن سلطان ظالم چه تأثیرى در ایمان و عقاید دارد تا كسى كه او را نشناخت و مرد، چون، مردم زمان جاهلیت باشد، بعضى دیگر گفته اند، مراد بامام زمان قرآنست ولى جوابش اینستكه قرآن كه در هر زمانى فرق نمیكند تا هر قرآنى امام مردم زمان خود باشد، علاوه بر اینكه اگر مقصود از معرفت قرآن شناختن و یاد گرفتن كلمات و آیات آن باشد، بسیارى از مسلمین كه سواد ندارند جزء كفار محسوب خواهند شد و اگر مقصود تصدیق و عقیده بقرآن باشد، ما با شما هم عقیده ایم یعنى قرآن را قبول داریم و نباید بر ما طعنه زنید، اما پیداست كه همان جواب اول بقدرى محكم و متین است كه نوبت را باین جواب نمیدهد.