اصول کافی جلد دوم

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

ائمه علیه السّلام محدث ومفهمند

بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام مُحَدَّثُونَ مُفَهَّمُونَ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ أَرْسَلَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِلَى زُرَارَةَ أَنْ یُعْلِمَ الْحَكَمَ بْنَ عُتَیْبَةَ أَنَّ أَوْصِیَاءَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ مُحَدَّثُونَ
اصول كافى جلد 2 صفحه 13 روایة 1
توضیح :
كلمه محدث در روایت 699 توضیح داده شد و توضیح كلمه مفهم در روایت 705 مى آید.
عبیدة بن زراره گوید: امام باقر علیه السّلام نزد زراره فرستاد تا بحكم بن عتیبة گوید كه: اوصیاء محمد علیه و علیهم السّلام محدثند.
شرح :
حكم بن عتیبه زیدى مذهب و استاد زراره بود پیش از شیعه شدنش و مقصود امام از سفارش باو اینستكه بداند زید امام نیست، زیرا خود حكم مى دانست كه زید با عالم غیب ارتباط ندارد.
2- مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ زِیَادِ بْنِ سُوقَةَ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ عُتَیْبَةَ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع یَوْماً فَقَالَ یَا حَكَمُ هَلْ تَدْرِی الْ آیَةَ الَّتِی كَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع یَعْرِفُ قَاتِلَهُ بِهَا وَ یَعْرِفُ بِهَا الْأُمُورَ الْعِظَامَ الَّتِی كَانَ یُحَدِّثُ بِهَا النَّاسَ قَالَ الْحَكَمُ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی قَدْ وَقَعْتُ عَلَى عِلْمٍ مِنْ عِلْمِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ أَعْلَمُ بِذَلِكَ تِلْكَ الْأُمُورَ الْعِظَامَ قَالَ فَقُلْتُ لَا وَ اللَّهِ لَا أَعْلَمُ قَالَ ثُمَّ قُلْتُ الْ آیَةُ تُخْبِرُنِی بِهَا یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لَا نَبِیٍّ وَ لَا مُحَدَّثٍ وَ كَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع مُحَدَّثاً فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یُقَالُ لَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ زَیْدٍ كَانَ أَخَا عَلِیٍّ لِأُمِّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ مُحَدَّثاً كَأَنَّهُ یُنْكِرُ ذَلِكَ فَأَقْبَلَ عَلَیْنَا أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ إِنَّ ابْنَ أُمِّكَ بَعْدُ قَدْ كَانَ یَعْرِفُ ذَلِكَ قَالَ فَلَمَّا قَالَ ذَلِكَ سَكَتَ الرَّجُلُ فَقَالَ هِیَ الَّتِی هَلَكَ فِیهَا أَبُو الْخَطَّابِ فَلَمْ یَدْرِ مَا تَأْوِیلُ الْمُحَدَّثِ وَ النَّبِیِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 13 روایة 2
حكم بن عتیبه گوید: روزى خدمت على بن الحسین علیه السّلام رفتم. حضرت فرمود:اى حكم آیا تو میدانى آن آیه ئى را كه على بن ابیطالب علیه السّلام قاتل خود را بدان مى شناخت و امور بزرگ (غیبى) را بمردم خبر مى داد؟ حكم گوید: من با خود گفتم: رشته اى از علم على بن الحسین بدستم آمد كه من هم بوسیله آن امور بزرگ را بدانم، بحضرت عرضكردم: نه. بخدا، نمى دانم و گفتم: پسر پیغمبر! ممكن است آن آیه را بمن بفرمائید؟ فرمود: بخدا آن آیه قول خداى - عزذكره - است، كه مى فرماید: «پیش از تو هیچ رسول و پیغمبر و محدثى نفرستادیم - 52 سوره 22 - در قرآن كلمه محدث نیست بحدیث 437 رجوع شود» و على بن ابیطالب علیه السّلام محدث بود، مردیكه نامش عبدالله بن زید و برادر مادرى على بن الحسین بود، (زیرا امام چهارم از مادر او شیر خورده بود) مثل اینكه انكار كند، گفت: سبحان الله! او محدث بود؟!! امام باقر علیه السّلام (كه در آن مجلس حاضر بود) بما توجه كرد و فرمود: هان بخدا، پسر مادر تو این را مى داند، چون چنین فرمود: آن مرد خاموش شد، امام فرمود: همین است آنچه ابوالخطاب نسبت بآن هلاك و گمراه شد و معنى محدث نبى (پیغمبر) را نفهمید.
شرح :
ابوالخطاب، كنیه محمد بن مقلاص است كه عقیده داشت: ائمه علیهم السلام پیغمبرند زیرا شنیده بود كه ایشان محدثند و خیال مى كرد هر محدثى پیغمبر است (فرق میان آنها در حدیث 436 گذشت) ابوالخطاب سپس غلو بیشترى كرد و گفت ائمه معبودند.
علامه مجلسى (ره) گوید: بعقیده من نویسندگان در این حدیث اشتباه كرده و صدریك حدیث را بذیل حدیث دیگر چسبانیده اند و آن دو حدیث را در مرآت ص 196 نقل مى كند.
(705)3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع یَقُولُ الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُونَ
اصول كافى جلد 2 صفحه 14 روایة 3
محمد بن اسماعیل گوید: شنیدم: حضرت ابوالحسن علیه السّلام مى فرمود: ائمه دانشمندان، راستگویان، فهمیدگان، محدثانند.
شرح :
علماء (دانشمندان) اشاره بآیه شریفه «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» دارد و صادقون (راستگویان) اشاره بآیه شریفه «وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» دارد كه در حدیث 531 و 547 بائمه علیهم السلام تأویل شد و مفهم بر وزن مقدم بمعنى فهمیده است و أئمه علیهم السلام را مفهم گویند، زیرا پیغمبر صلى اللّه علیه و آله تفسیر و تأویل قرآن را بایشان فهمانیده است و محدث چنانكه گفتیم براى این است كه از غیب بامام حدیث و الهام میرسد.
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ ذُكِرَ الْمُحَدَّثُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ إِنَّهُ یَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا یَرَى الشَّخْصَ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَیْفَ یَعْلَمُ أَنَّهُ كَلَامُ الْمَلَكِ قَالَ إِنَّهُ یُعْطَى السَّكِینَةَ وَ الْوَقَارَ حَتَّى یَعْلَمَ أَنَّهُ كَلَامُ مَلَكٍ
اصول كافى جلد 2 صفحه 14 روایة 4
محمد بن مسلم گوید: كلمه محدث نزد امام صادق علیه السّلام ذكر شد، حضرت فرمود، محدث كسى است كه صدا را بشنود و شخص را نبیند، بحضرت عرضكردم: قربانت گردم. امام از كجا میفهمد كه آن كلام فرشته است؟ فرمود آرامش و وقارى باو عطا مى شود كه میفهمد آن كلام از فرشته است.
5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْیَنَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ عَلِیّاً ع كَانَ مُحَدَّثاً فَخَرَجْتُ إِلَى أَصْحَابِی فَقُلْتُ جِئْتُكُمْ بِعَجِیبَةٍ فَقَالُوا وَ مَا هِیَ فَقُلْتُ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ كَانَ عَلِیٌّ ع مُحَدَّثاً فَقَالُوا مَا صَنَعْتَ شَیْئاً إِلَّا سَأَلْتَهُ مَنْ كَانَ یُحَدِّثُهُ فَرَجَعْتُ إِلَیْهِ فَقُلْتُ إِنِّی حَدَّثْتُ أَصْحَابِی بِمَا حَدَّثْتَنِی فَقَالُوا مَا صَنَعْتَ شَیْئاً إِلَّا سَأَلْتَهُ مَنْ كَانَ یُحَدِّثُهُ فَقَالَ لِی یُحَدِّثُهُ مَلَكٌ قُلْتُ تَقُولُ إِنَّهُ نَبِیٌّ قَالَ فَحَرَّكَ یَدَهُ هَكَذَا أَوْ كَصَاحِبِ سُلَیْمَانَ أَوْ كَصَاحِبِ مُوسَى أَوْ كَذِی الْقَرْنَیْنِ أَ وَ مَا بَلَغَكُمْ أَنَّهُ قَالَ وَ فِیكُمْ مِثْلُهُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 14 روایة 5
حمران بن اعین گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: همانا على علیه السّلام محدث بود، حمران گوید: من نزد رفقایم رفتم و گفتم: خبر شگفتى براى شما آورده ام، گفتند: چه خبر؟ گفتم از امام باقر علیه السّلام شنیدم كه مى فرمود، همانا على علیه السّلام محدث بود. گفتند: تا از او نپرسى كى به او حدیث مى گوید، كارى نكرده اى، بمن فرمود: فرشته اى با او حدیث مى گوید، عرضكردم: مى فرمائید: على پیغمبر است، امام با دست این چنین اشاره كرد (یعنى نه) و فرمود: بلكه مانند همدم سلیمان یا همدم موسى یا ذوالقرنین است، مگر بشما خبر نرسیده كه خودش فرمود: در میان شما هم مانند او هست. (بحدیث 699 رجوع شود).

بیان ارواحیكه در ائمه علیهم السلام موجود است

بَابٌ فِیهِ ذِكْرُ الْأَرْوَاحِ الَّتِی فِی الْأَئِمَّةِ علیهم السلام
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ الْیَمَانِیِّ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ ثَلَاثَةَ أَصْنَافٍ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فَالسَّابِقُونَ هُمْ رُسُلُ اللَّهِ ع وَ خَاصَّةُ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ جَعَلَ فِیهِمْ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ أَیَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ فَبِهِ عَرَفُوا الْأَشْیَاءَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحِ الْإِیمَانِ فَبِهِ خَافُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُوَّةِ فَبِهِ قَدَرُوا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحِ الشَّهْوَةِ فَبِهِ اشْتَهَوْا طَاعَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَرِهُوا مَعْصِیَتَهُ وَ جَعَلَ فِیهِمْ رُوحَ الْمَدْرَجِ الَّذِی بِهِ یَذْهَبُ النَّاسُ وَ یَجِیئُونَ وَ جَعَلَ فِی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَصْحَابِ الْمَیْمَنَةِ رُوحَ الْإِیمَانِ فَبِهِ خَافُوا اللَّهَ وَ جَعَلَ فِیهِمْ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ قَدَرُوا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ جَعَلَ فِیهِمْ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِهِ اشْتَهَوْا طَاعَةَ اللَّهِ وَ جَعَلَ فِیهِمْ رُوحَ الْمَدْرَجِ الَّذِی بِهِ یَذْهَبُ النَّاسُ وَ یَجِیئُونَ
اصول كافى جلد 2 صفحه 15 روایة 1
1- جابر جعفى گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: اى جابر! همانا خداى - تبارك و تعالى - مخلوق را سه دسته آفرید؛ چنانچه فرماید: «و شما سه دسته جفت هم باشید: دست راستیها و چه دست راستیها؟!! (چگونه در نعمتهاى بهشت مى خرامند) ودست چپیها، چه دست چپیها؟!! (چگونه در عقوبات دوزخ گرفتارند) و پیشى گرفتگان كه پیشى گرفته اند تنها ایشان مقربانند - 6 تا 11 - سوره 56 -» پیشى گرفتگان همان رسولان خدا و مخصوصین درگاه او از میان مخلوق مى باشند. كه خدا در ایشان پنج روح قرار داده است: 1- ایشان را بروح القدس مؤید ساخت و بوسیله آن همه چیز را بدانند و بشناسند. 2- ایشان را با روح ایمان مؤید ساخت و با آن از خداى عزوجل بترسند 3- آنها را بروح قوه مؤید ساخت و با آن بر اطاعت خدا توانائى یافتند 4- آنها را بروح شهوت (میل و اشتها) مؤید ساخت و با آن اطاعت خدا را خواستند و از نافرمانیش كراهت یافتند 5- در ایشان روح حركت نهاد كه همه مردم با آن رفت و آمد كنند.
و در مؤمنین دست راستى ها روح ایمان نهاد كه با آن از خدا بترسند و در ایشان روح قوه نهاد و با آن بر اطاعت خدا توانائى یافتند، و در ایشان روح شهوت نهاد و یا آن خواهان اطاعت خدا گشتند و در ایشان روح حركت نهاد كه مردم با آن روح رفت و آمد كنند.
شرح :
كلمه روح در این حدیث شریف بمعنى قوه و نیروئى است باطنى و معنوى كه منشأ و مبداً آثاریست كه امام علیه السّلام بیان مى كند، زیرا رفت و آمد انسان و ترس او از خدا و شناختن و دانستن چیزها آثار و اعمالى است كه از انسان بروز میكند و این آثار ناچار باید مبدأ و علت و موجب و محركى داشته باشند كه هستى و قیامشان بآن باشد.
كلمه روح در این روایت همان مبدأ و علتى است كه سبب پیدایش این آثار گشته است، چه آنكه این ارواح پنج روح جدا و مستقل باشند یا آنكه درجات و مراتب یك روح باشند كه همان روح ناطقه انسان و فصل ممیز او از حیوان باشد، ولى ظاهر اینست كه هر یك روحى جدا هستند و روح القدس و روح ایمان از خارج بكمك انسان مى رسد و سه روح دیگر از درون و داخل او را كمك مى دهد و هم از این حدیث استفاده میشود كه روح حركت، عمومیت دارد و در هر انسانى هست روح القدس مختص برسولان و پیغمبر آنست و حتى در مؤمنین دست راستیها هم نیست و تعبیر بدست راستیها از اینجهت است كه روز قیامت نامه اعمالشان بدست راستشان داده شود و یا بجهت اینست كه اهل میمنت و بركنند، بر خلاف دست چپیها.
2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْمُنَخَّلِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْعَالِمِ فَقَالَ لِی یَا جَابِرُ إِنَّ فِی الْأَنْبِیَاءِ وَ الْأَوْصِیَاءِ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِیمَانِ وَ رُوحَ الْحَیَاةِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ یَا جَابِرُ عَرَفُوا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى ثُمَّ قَالَ یَا جَابِرُ إِنَّ هَذِهِ الْأَرْبَعَةَ أَرْوَاحٌ یُصِیبُهَا الْحَدَثَانُ إِلَّا رُوحَ الْقُدُسِ فَإِنَّهَا لَا تَلْهُو وَ لَا تَلْعَبُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 16 روایة 2
جابر گوید: از امام باقر علیه السّلام درباره علم عالم (یعنى پیغمبر و امام ص) پرسیدم، فرمود:اى جابر! همانا در پیغمبران و اوصیاء پنج روحست: 1- روح القدس 2- روح ایمان 3- روح زندگى (حركت) 4- روح قوه 5- روح شهوت،اى جابر، ایشان بوسیله روح القدس امور و مطالب زیر عرش را تا زیر خاك بدانند. سپس فرمود اى جابر این چهار روح اخیر را پیش آمد و آفت میرسد، ولى روح القدس بازى و یاوه گرى نكند.
شرح :
مراد بآفت و پیش آمدى كه به آن چهار روح میرسد اینست كه: گاهى آنها را مانعى عارض مى شود كه از تأثیر باز مى مانند و بازى و یاوه گرى مى كنند، مانند روح شهوت و حركت در زمان پیرى و مرض و اما روح القدس كه مبدأ و سبب علم و فهم امام است، آفت و یاوه گرى ندارد و همیشه حقایق را بدون زیاده و نقصان با آنها مى فهماند.
(710) 3- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِی أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هُوَ فِی بَیْتِهِ مُرْخًى عَلَیْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ یَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ فِی النَّبِیِّ ص خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْحَیَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِهِ أَكَلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَى النِّسَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ رُوحَ الْإِیمَانِ فَبِهِ آمَنَ وَ عَدَلَ وَ رُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ النَّبِیُّ ص انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ إِلَى الْإِمَامِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ لَا یَنَامُ وَ لَا یَغْفُلُ وَ لَا یَلْهُو وَ لَا یَزْهُو وَ الْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحِ تَنَامُ وَ تَغْفُلُ وَ تَزْهُو وَ تَلْهُو وَ رُوحُ الْقُدُسِ كَانَ یَرَى بِهِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 17 روایة 3
مفضل بن عمر گوید از امام صادق علیه السّلام پرسیدم راجع بدانستن امام علیه السّلام آنچه را در اطراف زمین است، با اینكه خودش در میان اتاقى است كه پرده اش انداخته است فرمود: اى مفضل! خداى تبارك و تعالى در پیغمبر صلى اللّه علیه و آله پنج روح قرار داد: 1- روح زندگى كه با آن بجنبد و راه رود 2- روح قوه كه با آن قیام و كوشش كند 3- روح شهوت كه با آن بخورد و بیاشامد و با زنان حلال خود نزدیكى كند 4- روح ایمان كه با آن ایمان آورد و عدالت ورزد 5- روح القدس كه با آن بار نبوت كشد.
چون پیغمبر صلى اللّه علیه و آله وفات كند، روح القدس از او به امام (جانشین) منتقل شود و روح القدس خواب و غفلت و یاوه گرى و تكبر ندارد و چهار روح دیگر خواب و غفلت و تكبر و یاوه گرى دارند و بوسیله روح القدس همه چیز درك مى شود.

روحیكه خدا ائمه را به آن استوار مى سازد

بَابُ الرُّوحِ الَّتِی یُسَدِّدُ اللَّهُ بِهَا الْأَئِمَّةَ علیهم السلام
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْكِنَانِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ كَذلِكَ أَوْحَیْنا إِلَیْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِی مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ قَالَ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیكَائِیلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص یُخْبِرُهُ وَ یُسَدِّدُهُ وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 17 روایة 1
ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السّلام قول خدایتعالى «و همچنین روحى از امر خود را بسویت وحى كردیم، تو نمیدانستى كتاب و ایمان چیست؟ - 52 سوره 42 -» را پرسیدم. فرمود: آن مخلوقیست از مخلوقات خداى عزوجل، بزرگتر از جبرئیل و میكائیل، كه همراه پیغمبر صلى اللّه علیه و آله است، به او خبر میدهد و رهبریش مى كند و همراه امامان پس از وى هم مى باشد.
2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ هِیتَ وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَذلِكَ أَوْحَیْنا إِلَیْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا فَقَالَ مُنْذُ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ الرُّوحَ عَلَى مُحَمَّدٍ ص مَا صَعِدَ إِلَى السَّمَاءِ وَ إِنَّهُ لَفِینَا
اصول كافى جلد 2 صفحه 18 روایة 2
اسباط بن سالم گوید: من حاضر بودم كه مردى از اهل بیت (شهرى در كنار فرات بوده) از امام علیه السّلام درباره قول خداى - عزوجل - «و همچنین روحى از امر خود را بسوى تو وحى كردیم» پرسید امام فرمود: از زمانیكه خداى عزوجل آن روح را بر محمد صلى اللّه علیه و آله فرو فرستاد، به آسمان بالا نرفته است و آن روح در ما هست.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیكَائِیلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ وَ هُوَ مِنَ الْمَلَكُوتِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 18 روایة 3
ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السّلام راجع به قول خداى عزوجل «از تو درباره روح مى پرسند بگو روح از امر پروردگار من است 87 سوره 17 -» پرسیدم فرمود: آن مخلوقى است بزرگتر از جبرئیل و میكائیل كه همراه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و همراه ائمه است و آن از عالم ملكوت است (یعنى آسمانى و روحانى است).
4- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیكَائِیلَ لَمْ یَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَیْرِ مُحَمَّدٍ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ یُسَدِّدُهُمْ وَ لَیْسَ كُلُّ مَا طُلِبَ وُجِدَ
اصول كافى جلد 2 صفحه 18 روایة 4
ابوبصیر گوید: شنیدم از امام صادق علیه السّلام درباره « یَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی» مى فرمود: مخلوقى است بزرگتر از جبرئیل و میكائیل كه همراه هیچ یك از پیغمبران گذشته جز محمد صلى اللّه علیه و آله نبوده است، و آن همراه ائمه مى باشد و ایشان را رهبرى مى كند، چنان نیست كه هرچه طلب شود، بدست آید (پس همراهى این روح با پیغمبر و امامان فضلى است از خداى تعالى كه به هر كس خواهد عطا كند، و با طلب و كوشش بدست نیاید).
شرح :
درباره روحى كه در این آیه، مورد سؤال واقع شده است اختلافست یك قول اینست كه یهود در كتاب تورات خود دیده بوده كه از پیغمبر صلى اللّه علیه و آله درباره هرچه بپرسند جواب گوید، ولى درباره روح كه سؤال كنند، جواب نگوید، لذا آنها بقریش گفتند: شما از محمد درباره روح بپرسید، اگر جواب صریح داد، بدانید كه پیغمبر نیست و اگر بخدا واگذار كرد، او پیغمبر است.
(715) 5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْعِلْمِ أَ هُوَ عِلْمٌ یَتَعَلَّمُهُ الْعَالِمُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَمْ فِی الْكِتَابِ عِنْدَكُمْ تَقْرَءُونَهُ فَتَعْلَمُونَ مِنْهُ قَالَ الْأَمْرُ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَوْجَبُ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَذلِكَ أَوْحَیْنا إِلَیْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِی مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ ثُمَّ قَالَ أَیَّ شَیْ ءٍ یَقُولُ أَصْحَابُكُمْ فِی هَذِهِ الْ آیَةِ أَ یُقِرُّونَ أَنَّهُ كَانَ فِی حَالٍ لَا یَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِیمَانُ فَقُلْتُ لَا أَدْرِی جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا یَقُولُونَ فَقَالَ لِی بَلَى قَدْ كَانَ فِی حَالٍ لَا یَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِیمَانُ حَتَّى بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَى الرُّوحَ الَّتِی ذُكِرَ فِی الْكِتَابِ فَلَمَّا أَوْحَاهَا إِلَیْهِ عَلَّمَ بِهَا الْعِلْمَ وَ الْفَهْمَ وَ هِیَ الرُّوحُ الَّتِی یُعْطِیهَا اللَّهُ تَعَالَى مَنْ شَاءَ فَإِذَا أَعْطَاهَا عَبْداً عَلَّمَهُ الْفَهْمَ
اصول كافى جلد 2 صفحه 19 روایة 5
ابو حمزه گوید: از امام صادق علیه السّلام راجع به علم امام پرسیدم، كه آیا امام آن علم را از دهان رجال علم فرا مى گیرد یا آنكه نزد شما كتابیست كه آنرا مى خوانید و فرا مى گیرید؟ فرمود: این مطلب از آنچه تو گفتى بزرگتر و استوارتر است، مگر نشنیده ئى قول خداى عزوجل را: «و همچنین روحى از امر خود به تو وحى كردیم، و تو نمى دانستى كه كتاب و ایمان چیست - 52 سوره 42-».
سپس فرمود: اصحاب شما درباره این آیه چه مى گویند؟ آیا اقرار دارند كه پیغمبر صلى اللّه علیه و آله در حالى بود كه كتاب و ایمان نمى دانست؟ عرضكردم: قربانت گردم، نمى دانم چه مى گویند فرمود: آرى در حالى بسر مى برد كه نمى دانست كتاب و ایمان چیست، تا آنكه خداى تعالى روحى را كه در كتابش ذكر مى كند مبعوث كرد، و چون آنرا بسوى او وحى فرمود: بسبب آن علم و فهم آموخت، و آن همان روحست كه خداى تعالى به هر كه خواهد عطا كند، و چون آنرا به بنده ئى عطا فرماید، به او فهم آموزد.
6- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ قَالَ أَتَى رَجُلٌ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع یَسْأَلُهُ عَنِ الرُّوحِ أَ لَیْسَ هُوَ جَبْرَئِیلَ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع جَبْرَئِیلُ ع مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحُ غَیْرُ جَبْرَئِیلَ فَكَرَّرَ ذَلِكَ عَلَى الرَّجُلِ فَقَالَ لَهُ لَقَدْ قُلْتَ عَظِیماً مِنَ الْقَوْلِ مَا أَحَدٌ یَزْعُمُ أَنَّ الرُّوحَ غَیْرُ جَبْرَئِیلَ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنَّكَ ضَالٌّ تَرْوِی عَنْ أَهْلِ الضَّلَالِ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى لِنَبِیِّهِ ص أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا یُشْرِكُونَ یُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ وَ الرُّوحُ غَیْرُ الْمَلَائِكَةِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ
اصول كافى جلد 2 صفحه 19 روایة 6
سعد اسكاف (كفاش) گوید: مردى خدمت امیرالمؤمنین علیه السّلام آمد و درباره روح پرسید كه آیا او همان جبرئیل است؟ امیرالمؤمنین علیه السّلام به او فرمود: جبرئیل علیه السّلام از ملائكه است و روح غیر جبرئیل است - و این سخن را تكرار فرمود - او عرض كرد: سخن بزرگى گفتى!! هیچكس عقیده ندارد كه روح غیر از جبرئیل است. امیرالمؤمنین به او فرمود: تو خود گمراهى و از اهل گمراهى روایت مى كنى خداى تعالى به پیغمبرش صلى اللّه علیه و آله مى فرماید: «فرمان خدا آمدنیست، آن را بشتاب مخواهید، خدا منزه است و از آنچه مشركان باوى انباز مى كنند برتر است، ملائكه روح را فرود مى آورند - 1 سوره 16 -، پس روح غیر از ملائكه صلوات الله علیهم مى باشد.