قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

1 ـ خصوصیات اخلاقى و روانى و سوابق پیامبر

در تمام تاریخ ـ اعم از تواریخى که به دست مسلمانان و غیر مسلمانان نگاشته شده ـ ترسیم دلپذیرى و روشنى در این زمینه از او به چشم مى خورد. مسئله پاکى و امانت پیامبر نه تنها در جاهلیت مورد قبول همگان بود و لقب «امین» را همه درباره وى به رسمیت شناخته بودند، بلکه بعد از دعوت با آن همه دشمنى و عداوت باز بسیارى از مردم امانات خود را نزد وى مى گذارند، و همانطور که میدانیم به هنگام هجرت به مدینه (یعنى پس از گذشتن 13 سال از بعثت) به على (ع) دستور داد در مکه بماند و امانات مردم را به آنها برساند، سپس به مدینه مهاجرت کند!
حسن خلق، و حوصله عجیب، و گذشت و جوانمردى او، و خلاصه صفاتى که شایسته یک رهبر بزرگ است از خلال حوادث فتح مکه، جنگ احد و سایر غزوات و رفتار او با اسراى جنگى، و با بردگان و طبقات محروم، به خوبى مى توان دریافت، تا آن جا که این مسئله را به عنوان نقطه ضعفى براى او قلمداد کردند و آئین او را آئین بردگان و رنجدیدگان دانستند و اغنیاءِ و ثروتمندان بزرگ به همین دلیل از او فاصله گرفتند!
او کسى بود که بزرگترین دشمن خود ابوسفیان، آتش افروز جنگهاى خطرناک ضد اسلامى، را بخشید و خانه او را ـ به هنگام فتح مکه ـ پناهگاه و امانگاه براى کسانى که محل امنى مى جستند قرار داد.
و مکّیان را که مرتکب هزاران جنایت بر ضد او و دوستانش شده بودند به یک بار مورد عفو عمومى قرار داد و این کانون جنگ افروزى و دشمنى و بت پرستى را به کانونى از توحید و صلح و آرامش مبدل ساخت.

2 ـ محیط دعوت او

انسان عادى هر قدر از نظر نیروى اراده و فکر، قوى باشد بالاخره رنگ محیط را خواه ناخواه به خود خواهد گرفت، مخصوصاً انسانى که درس نخوانده و روحیه اى دست نخورده داشته باشد.
با این وصف عجیب است کسى که پرورش یافته محیط بت پرستى باشد، و چهل سال تمام در محیطى که بت، عزیزترین و مقدّس ترین موجودات محسوب مى گردد ناظر این صحنه ها باشد، بت شکن از آب درآید، آن هم چه بت شکنى!.
کسى که پرورش یافته محیط جهل و فساد است، بنیانگزار علم و تمدنى درخشان گردد.
شنیده ایم از دانشگاهها و مراکز علم و تمدن جهان فیلسوف بزرگ و نابغه اى برخیزد، ولى کسى نشنیده از میان اقوام وحشى یا نیمه وحشى چنین کسانى برخیزد، و اگر برخواستند حتماً خارج از محدوده قوانین و عوامل عادى طبیعى است.
راستى چگونه مى توان باور کرد، میحطى که هرگز نسیم علم و دانش و فرهنگ به آن نوزیده مرکز پخش امواج نیرومند علم و فرهنگ گردد؟
اگر از یک زمین مستعد و آماده، گلها و گیاهان با طراوت برویند جاى هیچ گونه تعجب نیست، تعجب در این است که از زمین شوره زار نامستعدى بوستان و گلستان پر رونقى بوجود آید.

3 ـ در زمانى تاریک و وحشت زا

در عصر ظهور او نه تنها حجاز در تاریکى فرو رفته بود، بلکه امواج ظلمت حتى محیطهاى نیمه درخشان را سخت مى کوبید، همانطور که شاگرد بزرگ این مکتب، على (ع) که شاهد هر دو دوران بوده (دوران پیش از اسلام و دوران بعد از ظهور اسلام) مى گوید:
«به هنگامى او را برانگیخت که مردم جهان در وادى حیرت، گمراه، و در میان امواج فتنه ها سرگردان بودند.
هوسهاى کشنده عقلهاى آنها را ربوده، و کبر و نخوت آنها را به سقوط کشانده بود، جاهلیت تاریک آنها از راه حق بدر برده بود، و در میان «اضطراب» و «جهل» به سرگردانى گرفتار بودند... ولى او (درود بر روان پاکش باد) تا آنجا که ممکن بود از خیر خواهى باز نه ایستاد، و بر طریق حق و انسانیت گام برداشت، و مردم را به علم و حکمت و پند و اندرز دعوت نمود»(124).
او در چنان زمان و چنان عصرى قدم به عرصه ظهور گذاشت، عصرى که بردگى و تبعیض، و امتیازات کثیف طبقاتى، حتى در متمدّن ترین اجتماعاتش، با تمام قدرت حکومت مى کرد، و همه جوامع شاهد زورگوئى اقلیتى ستمگر و خودکامه بر
اکثریتى مظلوم و رنجیده بودند.
در هر گوشه بتى از چوب و سنگ، یا از انسان ـ نه انسانى واقعى بلکه انسان نما ـ تراشیده و مورد پرستش بود.
او آمد و طرحى نوین با خود آورد، طرحى که در آن همه انسانها، همه نژادها، و همه طبقات یکسان و برابر و برادر بودند، و شعار: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» و «وَ لا فَخُرَ لِعَرَبى عَلى عَجَمى...» او را همه شنیده اند.