قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

قرآن مانند کتب مؤلفان نیست

معمولا کسانى که مى خواهند دست به تألیفى بزنند هدف خاصى را در نظر گرفته و شروع به جمع آورى یادداشتهاى مربوط به آن مى کنند سپس یادداشتها را بررسى کرده، آنچه قابل توجه است انتخاب و بقیه را کنار میزنند، بعد به ترتیب مطالب و فصل بندى آنها و تکمیل مباحث مى پردازند.
ولى هر کس با قرآن آشنا باشد به خوبى مى دانند قرآن چنین کتاب نبوده، بلکه در مدت 23 سال بر طبق احتیاجات و نیازمندیهاى تربیتى مردم در شرایط و ظروف کاملا مختلف نازل گردیده است.
درست است کتابهائى داریم که ظرف 20 سال یا بیشتر تنظیم شده، ولى نویسندگان آنها از همان آغاز کار طبق یک خط سیر معین، و به دنبال یک هدف مخصوص در دایره محدودى گام برداشته و پیش نویسهائى کرده سپس تدریجاً به رشته تحریر درآورده اند.
ولى قرآن چنین نیست و نباید هم چنین باشد، به همین دلیل گاهى مشاهده مى کنیم، یک آیه درباره مطلبى است و آیه پشت سر آن درباره مطلب دیگر که به کلى با مطلب نخست فرق دارد، و چه بسا فاصله میان نزول دو آیه یک هفته یا یک ماه بوده،و شرایط و ظروف در این میان به کلى تغییر نموده است.
از این سخن ضمناً دو نکته دیگر مى توان استفاده کرد:
1 ـ اینکه بعضى از مفسران اصرار دارند ارتباطى میان تمام آیات یک سوره، یا حتى دو سوره، برقرار سازند و بحث هائى تحت عنوان نظم آیات ترتیب داده اند، این اصرار هیچ موردى ندارد، چه اینکه آیات یک سوره یا دو سوره همچون فصول منظم یک کتاب نیست که حتماً رابطه با هم داشته باشند، بلکه هر چند آیه به مناسبتى در یک واقعه، و در طبق نیازمندى و احتیاج خاصى نازل گردیده، به این ترتیب که هر حادثه اى اعم از: صلح، جنگ، ارتباطهاى خاص اجتماعى، مسائل اخلاقى و تربیتى پیش مى آمد، در همان مورد آیاتى مربوط به آن نازل مى گردید.
2 ـ اینکه بعضى از افراد که تازه با قرآن آشنا مى شوند از عدم ارتباط قسمتى از آیات با یکدیگر تعجب مى کنند و مسئله به صورت عقده و مشکلى براى آن ها درمى آید به هیچ وجه درست نیست، زیرا اگر بوضع نزول قرآن و چگونگى پیوند این آیات به یکدیگر توجه کنند این تعجب و نگرانى و مشکل به آسانى برطرف مى گردد.

روحیات هر کس دائماً در تغییر است

قانون تکامل در شرایط عادى و در صورتى که وضع استثنائى بوجود نیاید انسان و روحیات افکار او را هم دربرمى گیرد، و دائماً با گذشت روز و ماه و سال، زبان و فکر و سخنان و روحیات انسان را دگرگون مى سازد.
هرگز ـ اگر با دقت نگاه کنیم ـ نوشته هاى یک نفر نویسنده یکسان نیست بلکه آغاز و انجام یک کتاب او نیز با هم تفاوت دارد.
مخصوصاً اگر کسى در کوران حوادث بزرگ قرار گرفته باشد، حوادثى که پایه یک انقلاب فکرى و اجتماعى و عقیده اى همه جانبه اى را پى ریزى کند، او هر قدر بخواهد سخنان خود را یکسان و یکنواخت و عطف به سابق تحویل دهد قادر نیست، تفاوتها و نوسانات گفتار او که بستگى به تغییرات فکرى و روحى گوینده دارد، هرگز قابل اخفا نخواهد بود.

نتایج نهائى این بحث

با توجه به این حقایق واقعیت زیر را به خوبى مى توان دریافت:
کتابى که در طول 23 سال، در شرایط و حالات گوناگون و کاملا متفاوت شکل گرفته،
کتابى که یک زمان ـ همچون زمان پبامبر در مکه ـ زبان یک اقلیت محروم و ستمدیده و تحت فشار و محاصره اجتماعى بوده، و زمان دیگرى همچون زمان پیامبر در مدینه نماینده افکار یک اکثریت فشرده و پیروز و قدرتمند محسوب مى شده، و در طى این مدت از لابلاى هزاران حادثه تلخ و شیرین گذشته است،
کتابى که آورنده آن مردى درس نخوانده بوده که در یک میحط عقب افتاده و تاریک پرورش یافته،
و از همه بالاتر کتابى که درباره موضوعات کاملا متنوع سخن مى گوید، و مانند کتابهاى معمولى که تنها یک بحث اجتماعى، یا سیاسى، یا فلسفى، یا حقوقى، یا تاریخى، را تعقیب کند نیست.
بلکه گاهى درباره توحید و اسماء و صفات خدا و اسرار آفرینش بحث مى کند، و زمانى درباره احکام و قوانین و آداب و سنن. وقت دیگرى درباره امتهاى پیشین و سرگذشت هاى تکان دهنده آنان، و زمان دیگرى درباره مواعظ و نصایح و عبادات و رابطه بندگان با خدا سخن مى گوید، و به گفته دکتر گوستاولوبون «قرآن کتاب آسمانى مسلمانان منحصر به تعالیم و دستورهاى مذهبى تنها نیست بلکه دستورهاى سیاسى و اجتماعى مسلمانان نیز در آن درج است».
چنین کتابى با این مشخصات عادتاً ممکن نیست خالى از تضاد و تناقض و مختلف گوئى و نوسانهاى زیاد باشد.
و هنگامیکه مى بینیم با تمام این جهات، همه آیات آن همآهنگ، خالى از هر گونه تضاد و اختلاف و ناموزونى است به خوبى مى توانیم حدس بزنیم که این کتاب زائیده افکار انسانها نیست، بلکه از ناحیه خداست.
خود قرآن نیز در یکى از آیاتش به این حقیقت اشاره کرده و صریحاً مى گوید:
أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافًا کَثیرًا (سوره نساء ـ آیه 82): «آیا درباره قرآن نمى اندیشند؟! اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى یافتند».