قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

اعجاز قرآن از نظر هماهنگى آیات

دروغگو نمى تواند حافظه داشته باشد

مى گویند «دروغگو حافظه ندارد» ولى صحیحتر این است که بگوئیم نمى تواند حافظه داشته باشد، مخصوصاً اگر سخن او از موضوعات مختلفى ترکیب شود، و بالاخص اگر این وضع سالها ادامه یابد، و اوضاع و شرایط محیط طى این سالها عوض گردد.
چرا!
زیرا یک حادثه معین با صدها حادثه قبلى و آینده و مقارن خود مانند حلقه هاى زنجیر ارتباط دارد که در نظر گرفتن تمام این پیوندها، و به خاطر سپردن ارتباطات جعلى و ساختگى میان آنها، عادتاً ممکن نیست براى روشن شدن این حقیقت به مثال زیر توجه فرمائید:
شخصى با دیگرى اختلافى داشته و به دنبال این مشاجره اى درگرفته است و او را به قتل رسانیده. الان به صورت متهم دستگیر شده و سعى دارد در دادگاه جریان را به کلى انکار کند، و تمام جوانب کار را رسیدگى نموده است.
آثار جرم را به کلى مخفى نموده، اسلحه به دست او دیده نشده، روى لباس او خون نیست، شاهدى که جریان قتل را شهادت دهد در کار نیست، هر گونه مدرکى که نشان دهد او قاتل است همه را از میان برده است.
اما باز در بازپرسى به دام مى افتد، از او مى پرسند:
ـ تو قاتلى؟
ـ نه من به کلى از این جریان بى خبرم!
ـ با فلان کس آشنائى یا خصومتى داشته اى؟
ـ نه، اصلا او را نمى شناسم!
در طى این سئوالها و جوابها او همچنان همه چیز را انکار میکند، و همه قرائن را مخفى ساخته تا راز او فاش نشود، ناگهان از او مى پرسند:
ـ در فلان ساعت که مى گویند این حادثه واقع شده شما کجا بوده اید؟
ـ در سر کار بوده ام.
ـ آیا از دوستان همکار شما سؤال کنیم گفته تو را تصدیق مى کنند؟
ـ نمى دانم... اینجا در توجیه ادعاى خود فرو میماند.
ـ بسیار خوب دو نفر شاهد مى گویند تو با او مدتى پیش، خصومت داشته اى.
ـ دروغ مى گویند!
ـ چرا اینها بر ضد تو دروغ مى گویند مگر اینها با تو خصومتى دارند، بر سر چه موضوعى خصومت دارند.
ـ در اینجا باز از توضیح این مطلب که چرا این افراد درباره وضع گذشته او گواهى داده اند فرو میماند.
ـ بسیار خوب مى گویند این مقتول آدم خوبى بوده.
ـ اتفاقاً او آدم بدى بوده است!
ـ تو که گفتى من او را نمى شناسم چگونه مى گوئى بد بوده است.
باز در اینجا مى ماند.
خلاصه که هر قدر او باهوش و زرنگ باشد باز بر سر دو راهیهاى سخن حیران مى شود و یا در انتهاى بن بستها به دام مى افتد.
تازه این مربوط به یک حادثه است، اگر موضوع مرکب از حوادث بى شمار دروغین باشد، اجتناب از تضاد و تناقض هرگز ممکن نیست.
لذا در بازجوئیها از حوادث مهم و ریشه دار همواره از لابلاى تناقضها و تضادها و مختلف گوئیها راز افراد فاش مى گردد، و در صورتى که بخواهند اسرار حادثه روشن مى شود.
این حقیقتى است که هر کس مى تواند با مطالعه حوادث روزمره و حالات دروغگویان آن را دریابد.
اکنون برگردیم به وضع این کتاب آسمانى یعنى قرآن مجید، به این چند نکته مخصوصاً توجه کنید:

قرآن مانند کتب مؤلفان نیست

معمولا کسانى که مى خواهند دست به تألیفى بزنند هدف خاصى را در نظر گرفته و شروع به جمع آورى یادداشتهاى مربوط به آن مى کنند سپس یادداشتها را بررسى کرده، آنچه قابل توجه است انتخاب و بقیه را کنار میزنند، بعد به ترتیب مطالب و فصل بندى آنها و تکمیل مباحث مى پردازند.
ولى هر کس با قرآن آشنا باشد به خوبى مى دانند قرآن چنین کتاب نبوده، بلکه در مدت 23 سال بر طبق احتیاجات و نیازمندیهاى تربیتى مردم در شرایط و ظروف کاملا مختلف نازل گردیده است.
درست است کتابهائى داریم که ظرف 20 سال یا بیشتر تنظیم شده، ولى نویسندگان آنها از همان آغاز کار طبق یک خط سیر معین، و به دنبال یک هدف مخصوص در دایره محدودى گام برداشته و پیش نویسهائى کرده سپس تدریجاً به رشته تحریر درآورده اند.
ولى قرآن چنین نیست و نباید هم چنین باشد، به همین دلیل گاهى مشاهده مى کنیم، یک آیه درباره مطلبى است و آیه پشت سر آن درباره مطلب دیگر که به کلى با مطلب نخست فرق دارد، و چه بسا فاصله میان نزول دو آیه یک هفته یا یک ماه بوده،و شرایط و ظروف در این میان به کلى تغییر نموده است.
از این سخن ضمناً دو نکته دیگر مى توان استفاده کرد:
1 ـ اینکه بعضى از مفسران اصرار دارند ارتباطى میان تمام آیات یک سوره، یا حتى دو سوره، برقرار سازند و بحث هائى تحت عنوان نظم آیات ترتیب داده اند، این اصرار هیچ موردى ندارد، چه اینکه آیات یک سوره یا دو سوره همچون فصول منظم یک کتاب نیست که حتماً رابطه با هم داشته باشند، بلکه هر چند آیه به مناسبتى در یک واقعه، و در طبق نیازمندى و احتیاج خاصى نازل گردیده، به این ترتیب که هر حادثه اى اعم از: صلح، جنگ، ارتباطهاى خاص اجتماعى، مسائل اخلاقى و تربیتى پیش مى آمد، در همان مورد آیاتى مربوط به آن نازل مى گردید.
2 ـ اینکه بعضى از افراد که تازه با قرآن آشنا مى شوند از عدم ارتباط قسمتى از آیات با یکدیگر تعجب مى کنند و مسئله به صورت عقده و مشکلى براى آن ها درمى آید به هیچ وجه درست نیست، زیرا اگر بوضع نزول قرآن و چگونگى پیوند این آیات به یکدیگر توجه کنند این تعجب و نگرانى و مشکل به آسانى برطرف مى گردد.